جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09125788017 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام.خانم من بعد از گذشت5 سال قراردادی بیمارستان قرار بود ماه قبل حکم رسمی آزمایشی بگیرد.ولی گزینش حکم اخراج ایشان را ابلاغ کرد.سوال کردیم علت چیه گفتند 1_آرایش خانم بنده2-عدم رعایت مرز با نامحرم در محیط بیمارستان. البته اعتراض کردیم و جلسه تجدید نظر در هسته گزینش تشکیل شد با حضور خانمم و دفاع ایشان و رد کردن تمامی اتهامات. خانم من شک نداشت که با هدنرس بخش که مشکل داشت اون ایناطلاعات غلط رو به گزینش داده و به تازگی از منبعی موثق اطمینان پیدا کرده که چون خانمم از طرف یک پزشک که با هد نرس مشکل داشت حمایت شده والان اون پزشک به استانی دیگر رفته ، هدنرس داره تسویه حساب شخصی میکند . وآنچه در چنته داشته جهت خراب کردن و اتهامهایی که مگه چی بینشونه که اینقدر حمایت میشده است. حال میخواهم بدانم در این کشور اسلامی که اشخاصی اینچنین با آبرو و حیثیت و آینده شغلی افراد بازی میکنند و از طرف گزینش حاشیه امن پیدا کرده اند چگونه میشود برخورد کرد و اعاده حیثیت کرد .به من بگویید چه کنم ممنون میشم.

2پاسخ

با سلام در مورد شخصی که به خانم شما نسبت ناروا داده می توانید تحت عنوان نشر اکاذیب و افترا در دادسرا شکایت کنید البته اگر حراست تایید کند که هدنرس اطلاعات مغرضانه داده است و یا خانم شما شاهد دیگه داشته باشد. درصورتی که رسمی هم نشد می توانید از طریق دیوان عدالت اداری الزام بیمارستان یا دانشگاه علوم پزشکی را به رسمی کردن استخدام ایشان بخواهید. ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

ا سلام و خسته نباشید خدمت اجرا کنندگان عدالت..بنده سوالی داشتم و تقاضای کمک...مدتی پیش بنده به همراه یکی از هم خانوم های هم کلاسیم که هردو در رشته پزشکی تحصیل میکنیم بخاطر ارایه یک کنفرانس مجبور به بحث و بررسی کتاب ها و مقالات داخل ماشین کنار یک پارک نزدیک بیمارستان محل خدمت شدیم...چند روزی به این کار مشغول بودیم که ناگهان روزی بنده برای خریدن اب معدنی به یک مغازه رفتم ومتاسفانه موقع برگشت متوجه شدم که فردی که خانه اش دقیقا رو به روی این پارک بود به خانوم هم کلاسی محترم ما که خیلی هم محجب هست فحش بسیار رکیکی (به معنی این که شما دارین اینجا کارای زشت و زن بازی انجام میدین!)داد و من با ناراحتی از این اقا جریان رو که خواستم بپرسم متاسفانه با عصبانبت رفتن که از خانه چماق بیارن و منم که دیدم جانمون در خطره نشستم پشت ماشین و اقدام به فرار کردم و اون اقا شروع کردن به سنگ پرتاب کردن که من واقعاچند لحظه احساس کردم که الانه که سنگ از شیشه رد بشه و به سر و صورت ما برخورد کنه یعنی از ترس گیج گیج بودم و بخاطر شلوغ بودن اون قسمت و ترس اینکه با ماشین به کسی نخورم دایما این طرف و اون طرف میزدم که اون فرد فرصت پیدا کرد که توی این مدت10تایی سنگ بسیار بزرگ پرتاب کنه و چراغ عقب شکست و چند قسمت از بدنه فرو رفتگی شدید پیدا کرد.....که هنوز اثارش روی ماشین هست...کل مردمی که اونجا بودن هم درحال تماشا بودن....حالا اون قضایا گذشت و منم به اصرار مادرم که اگه پدرت بفهمه از ناراحتی ممکنه بلایی سرش بیاد و بخاطر اینکه بیشتر روزا توی بیمارستان کشیک میدم و ترس از مشروط شدن شکایت نکردم...ولی توی ذهنم بود که در فرصت مناسب شکایت کنم....حالا بعد از گذشت مدتی اون اقا از ترس شکایت من رفته با صحنه سازی شیشه های خونشو خراب کرده و از من بابت این کار شکایت کرده و چند روز پیش از کلانتری احضاریه به خونه ما اومد و پدرم که دید واقعا حالش بد شد....یعنی جوری که به شدت پشیمون شدم همون موقع شکایت نکردم و بقول معروف این اقا دست پیشو گرفته که پس نیوفته.....الانم بشدت ذهنم مشغول شده و درخواست مشاوره دارم....خدا خیرتون بده خیلی ممنون

2پاسخ

اولا که اشتباه کردی شکایت نکردی . ثانیا اون آقا هم باید شاهد داشته باشد که شما سنگ پرتاب کردید.. ثالثا شما هم از ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام٬ احتراماْ من حدود 5 سال است که ازدواج کرده ام و با همسرم در محل کارمان آشنا شده ام. البته در زمان معاشرت قبل از ازدواجمان همسرم می دانست که من با کسی قبل از او دوست بوده ام و قرار ازدواج داشته ایم. همچنین ایشان میدانست که من در زمان ازدواجمان باکره نیستم و این مساله برایشان مهم نبود. مساله از اینجا شروع میشود که من خیلی پیش از آشنایی با ایشان (حدود 16سال پیش) طی شرایط خاصی ناخواسته باردار شده و بچه را برای فرزندخواندگی به خانواده ای سپردم که از همان زمان نه از آن خانواده و نه از بچه اطلاعی ندارم. درضمن به دلیل اینکه شرایط هیچگونه عرفا و شرعا طبیعی نبود٬ دکتر در آن زمان با لطف زیادی که به من داشتند شرایط را به گونه ای مهیا کردند که حتی افراد خانواده ام فکر می کردند من برای عمل کیست تخمدان به بیمارستان رفته ام و حتی اگر واقعیت را می دانستند به روی من نیاوردند. به همین دلیل احتمالا هیچ پرونده ای هم در بیمارستان نباید وجود داشته باشد. تنها تحت شرایط اضطراری دکتر به خواهر بزرگتر من جهت هماهنگی ها اطلاعات را دادند. مشکل از اینجا شروع شد که خواهرم پس از اینکه ازدواج کرد تحت شرایط روحی خاصی این مورد را برای همسرش که پزشک هم هستند تعریف می کنند. الان پس از 12 سال زندگی مشترک خواهرم و شوهرخواهرم در حال جدایی از هم می باشند که درگیری های فراوانی دارند. از جمله فرار از دین شوهر خواهرم برای پرداخت نکردن مهریه و یا حضانت بچه. حالا شوهر خواهرم تا به حال چندین بار با فرستادن ایمیل هایی به طور مستقیم به من و خواهرم (و آخرین بار کپی به پدرم) داستان آن زمان را وسط کشیده و اصرار دارد که همسرم باید حقیقت را در مورد من بداند. البته ایشان چندین بار ایمیل هایی را خطاب به خواهرم به طور مستقیم٬ پدرم ٬ همسرم و من در کپی فرستاده و به خواهر و مادرم تهمت های ناروا زده و در تمام ایمیلها به همسرم نصیحت کرده که چشمهایش را بهتر باز کند. در ضمن در یکی از این ایمیل ها عکسی از من و نامزد قبلیم که در جشن سالگرد ازدواج خواهر و شوهر خواهرم حضور داشتیم فرستاد که چون همسرم در جریان بود مشکلی نداشتیم. در هرصورت شوهر خواهرم قصد برهم زدن زندگی مشترک و بردن آبروی من را دارد و هرچند که من آدم بی تقصیری نیستم ولی از شما این مشاوره را میخواهم که چه باید بکنم. من به زندگی مشترک و همسرم بسیار علاقه دارم و در حال حاضر هم در محیط کاری خود آدم محترم و آبرومندی محسوب می شوم. آیا میتوانم از ایشان شکایت کنم یا اینکه بهتر است هیچ اقدامی نکنم. ولی در صورتی که ساکت بمانم این احتمال هست که ایشان به طور مستقیم با همسرم تماس بگیرد. در ضمن متاسفانه همسرم برای ایشان بسیار ارزش قایل است و در همه شرایطی که حتی ایشان اقدام به ضرب و شتم خواهر من کرده بودند نیز به نوعی طرفداریشان را کرد. با تشکر

2پاسخ

سلام کاربر محترم در خصوص پاسخ به سوال جنابعالی ، مواردی ابهام دارد 1- نحوه بارداری شما مشخص نشده است 2- نحوه مسکوت ماندن زایمان شما در بیمارستان دقیقا مشخص نشده که آیا حتما هیچ گونه سابقه و مدرکی دال بر بستری شدن و زایمان شما در بیمارستان وجود ندارد 3- نحوه صدور ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام و خسته نباشید خدمت شما شرح واقعه ای که بر ما گذشته و 2 سال است که کسی به داد ما نمی رسد را بازگو کنم شاید شما راهنمای ما شوید که چه باید بکنیم؟ پسر کوچولوی ما باربد در تاریخ 29 اردیبهشت 1389 در اراک بدنیا آمد با توجه به اینکه گفته می شد بهتر است هرچه زودتر نسیت به خنته پسر بچه ها اقدام شود ما او را نزد دکتر احسان ستوده جراح بردیم . او نیز گفت که از روش سنتی استفاده می کند و خنته را در مطب انجام نمی دهد و باید به کلینیک "ایران مهر "مراجعه کنیم وبرای ختنه او روز 23 خرداد را تعیین کرد. در آن روز شوم ، ما باربدمان را به آن کلینیک بردیم و نوزاد را از ما گرفتند و گفتند منتظر بمانید تا نوزاد را بیاوریم .10 دقیقه آنها تبدیل یه 1 ساعت شد . هنگامی که باربد را تحویل ما دادند او از شدت تب می سوخت و به شدت برافروخته بود . علت را جویا شدیم گفتند طبیعی است اثر داروها است .اما این تب پایین آمدنی نبود ماحدود 5 ساعت بود آنجا بودیم اما خبری از دکتر معالج نبود و در آخر با دادن قطره استامیتوفن باربد را ترخیص کردند (بدون اینکه دکتر ستوده بالای سرش بیاید وفقط به خاطر کمبود تخت باربد را ترخیص کردند.) با رسیدن به منزل (حدود 15 دقیقه بعد ) ، شکم باربد را دیدیم که بر آمده شد و بعد از آن لکه های کبود را روی شکم او دیدیم سریعا او را به بیمارستان امیرکبیر اراک رساندیم . دکتر معالج پرونده باربد را خواست ، با گرفتن پرونده باربد از کلینیک متوجه بی هوشی عمومی او در حین ختنه شدیم . کاری که اصلا در مورد آن با ما صحبت نشده بود . تلاش کادر پزشکی متاسفانه سودی نداشت و بعد از 6 ساعت باربد عزیزمان به فرشتگان آسمانی پیوست . بعد از آن ما شکایتی از پرشک و کادر کلینیک ایران مهر به آگاهی و نظام پرشکی نوشتیم این پرونده بعد ار یک سال و نیم که در پرشکی قانونی اراک بود به اصفهان فرستاده شد آنجا بعد از صدور رای ؛ پرونده به دادسرا فرستاده شد اما دوباره پرونده برای مشخص شدن درصد به نظام پزشکی فرستاده شد که الان بعد از گذشت 4 ماه خبری از رای نظام پزشکی اراک نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! الان حدود 2 سال گذشته ؛اما ما توانسته ایم کاری از پبش ببریم چون این دکتر دادستان نظام پرشکی است و ما جزء مردم عادی !!!!!!!!!!!!!!.

2پاسخ

خانم محترم انجا که درسوالتان نوشته اید" پرونده برای مشخص شدن درصد دوباره به نظام پزشکی رفته" بیانگر این امر است که مقام قضایی با انجام تحقیقات به مسئولیت کیفری کادر پزشکی بیمارستان مربوطه وپزشک معالج ...

مشاهده پاسخ کامل