جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121060128 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید


1سوال

همسر بنده اهل شهرستانه و به عنوان مربی پرورشی استخدام شد و پس از چند سال در عین تبدیل حکم ازمایشی به پرورشی حکمش از پرورشی به اموزشی تغییر یافت. وقتی دلیل رو از هسته گزینش اموزش و پرورش استان پرسیدیم گفتند که گزارشی از سوی مدیر مدرسه مبنی بر چادری نبودن ایشان دستمون رسیده. و وقتی نامه اون گزارش رو نشونمون دادند متوجه شدیم که این نامه مال یک خانمی دیگر و در مدرسه ای دیگر و حتی شهرستان دیگریه. مدیر هسته وقتی متوجه این اشتباه شد گفت حتما تا دو روز دیگه حکم رو برمیگردونم به حالت اولش یعنی پرورشی. اما بعد از دو هفته که به مرکز دوباره مراجعه کردیم ایشان منکر همه چیز حتی ملاقات جلسه قبل ما شد و گفت باید از اول گزینش بشه اما بعد از یکسال که به همسرم که فرزند شهید نیز هست وقت مصاحبه دادند انچنان با برخورد تحقیر امیز خانم مصاحبه گر و مدیر هسته برخورد میکنه که از فرط ناراحتی بهشون پرخاش میکنه که چرا نامه فرد دیگر در شهر دیگری باید باعث بشه که من دوباره گزینش بشم؟ مدیر هم میگه حالا که اینطوریه جوابتون قطعا منفی. همسرم میگه از شما به هیات گزینش مرکزی شکایت میکنم. مدیر میگه یه جوری برات مینویسم که پیش خدا هم بهت جواب مثبت ندن. تازه بعداز این تاریخ شش ماه برای گرفتن جواب منفی علاف شدیم و دهها بار تماس گرفتیم. بعد هم شکایت به هیات مرکزی گزینش در تهرون بردیم انجا همه خوش برخورد بودند و خانم مصاحبه گر جدید به همسرم قول مساعد داد که جواب مثبت رو بهش بدن. اما در کمال ناباوری بعد از ۵ ماه بهمون جواب منفی دادن. ناچارا شکایت به دیوان عدالت اداری بردیم. الان پرونده ما در شعبه ۹ برای مرداد سال اینده تاریخ رسیدگی خورده. البته تمام مدارک مبنی بر ایثارگری همسرم و حکم اولیه مبنی بر استخدام در پرورشی و مدرک کارشناسی ارشد و بقیه رو هم فرستادیم. الان سوال من اینه ایا اکنون که رسیدگی به پرونده ما بصورت غیر حضوری هست نه حضوری برای گرفتن جواب مثبت بهتره چکار کنیم و اگه خدای ناکرده جواب منفی باشه ایا میشه اعتراض کرد؟ وبه کجا میتونیم پناه ببریم؟ چون یه نفر بهم گفته که رای اونجا غیرقابل اعتراضه ایا این واقعیت داره؟ و ایا گرفتن وکیل در این مرحله میتونه کارساز باشه؟ بهترین راه چاره چیه؟

2پاسخ

رسیدگی در دیوان عدالت اداری هرچند غیر حضوری می باشد اما مانع از حضور و توضیح شما نیست. به استناد ماده ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام و خداقوت بنده سال 89 در آموزش و پرورش استخدام شدم. طبق متن مندرج در آگهی استخدام، در بدو استخدام از بنده تعهد 5 ساله مبنی بر عدم درخواست انتقال و جابجایی تحت هر شرایطی از منطقه خدمتی که آموزش و پرورش برایم تعیین می نماید اخذ شد(تعهد محضری می باشد). پس از سپردن تعهد 5 ساله در اوایل مهرماه سال 89 در بهمن ماه سال 89 بخشنامه ای از طرف وزارت آموزش و پرورش صادر شد که باستناد نامه شماره 200/1709 مورخ 89/01/25 معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور (که بیان نموده است از مستخدمین فلان استانها در صورت تمایل به استفاده از امتیاز بومی بودن، تعهد 10 ساله خدمت در محل جغرافیایی خدمت مورد تقاضا اخذ شود) بنده را ملزم به سپردن تعهد 10 ساله محضری نمودند. اینجانب با توجه به اینکه در متن آگهی استخدام، اخذ تعهد، 5 ساله عنوان شده است و همچنین بخشنامه وزارتخانه مبنی بر اخذ تعهد 10 ساله پس از گذشت حدود 4 ماه از اخذ تعهد 5 ساله صادر شده است و نه قبل یا همزمان با اخذ تعهد 5 ساله شکایتی را به دیوان عدالت اداری ارسال نمودم. کاملا مشخص است که آموزش و پرورش می بایستی از همان ابتدای استخدام در آگهی استخدام اخذ تعهد را 10 ساله اعلام می نمود زیرا بنده همزمان فرصت استخدام در اداره دیگری نیز داشتم و می توانستم از استخدام در آوپ انصراف دهم. ولی پس از سپردن تعهد 5 ساله و اجبار و الزام به سپردن تعهد 10 ساله حدود 4 ماه بعد، فرصت استخدام بنده در اداره دیگر از بین رفته و همچنین در صورت عدم سپردن تعهد 10 ساله بنده اخراج و طبق تعهد 5 ساله ای که سپرده بودم ملزم به پرداخت 5 میلیون تومان در سال 89 می شدم. حالا جواب نامه بنده به دیوان عدالت اداری پس از یک سال آمده است(که جای تشکر دارد!!!) و شکایت بنده را رد نموده و وارد ندانسته است. در صورتی که هر آدمی که از حقوق و دعاوی چیزی هم بلد نباشد باز هم این کار وزارت آوپ را صحیح نمی داند و آنرا اعمال زور و قدرت می داند!!! درضمن هنوز رای دیوان به دست بنده نرسیده است و فکر کنم هر شکایت به دیوان دوسال برای صدور رای طول بکشد و بعدش هم شکایت را رد می کنند. ذکر این مورد را لازم میدانم که بنده هیچ فرمی را مبنی بر درخواست استفاده از امتیاز بومی بودن تکمیل ننموده ام و هرچند در متن تعهد نوشته شده بنده با میل و اختیار تعهد میدهم ولی میل و اختیاری درکار نبوده است و بنده مدت یکسال الی دو سال اقدام به سپردن تعهد 10 ساله ننمودم ولی اداره کل نامه ای مبنی بر تسویه حساب با بنده به اداره محل خدمت ارسال نمود و اداره نیز بنده را به امور حقوقی معرفی نمود. البته نامه اداره دلیل اخراج بنده و تسویه حساب را شرط رضایت دستگاه از مستخدمین پیمانی اعلام نموده است و گفته شده چنانچه از نامبرده ناراضی هستید با ایشان تسویه نمائید. البته بنده به وکیلی مراجعه نمودم و ایشان گفتند نباید تعهد میدادی چون یا تسویه نمیکردند و یا اگر تسویه و اخراج میشدی و آنوقت به دیوان شکایت میکردی به نفع تو رای صادر میشد. ولی خود شما نیز میدانید که ریسک این کار برای بنده با این وضعیت بیکاری و پارتی بازی و تبعیض و ... بسیار زیاد بود و ناچار بودم. لطفا بفرمائید آیا درخواست تجدیدنظر به رای صادره شعبه 27 دیوان که بازهم توسط دیوان عدالت اداری بررسی خواهد شد برای بنده نتیجه ای خواهد داشت یا جز وقت و هزینه تلف کردن سودی نخواهد داشت؟

2پاسخ

در خصوص نوع استخدام معمولا در استخدام پیمانی تعهد خدمتی پنج ساله وجود دارد. شما باید ببینید این بخشنامه جدید در مورد چه کسانی قابل اعمال است آیا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام. احتراما باستحضار میرسد که اینجانب مدیر یکی از موسسات اتومبیل کرایه در منطقه 1 میباشم. موسسه اینجانب از سال 84 بر اساس توافق شفاهی با مدیر نقلیه وقت دانشگاه شهید بهشتی جهت ارائه سرویس به پرسنل آن دانشگاه توافق نموده و ایشان با معرفی احدی از پرسنل زیر مجموعه خودشان بعنوان رابط, همکاری خود را شروع نموده و بر اساس توافق قبلی اینجانب هر ماه قبوض سرویس های نسیه ای را بعد از تایید رابط نقلیه که بعنوان متقاصی سرویس نسیه ای بودند, اسناد برای تسویه حساب به حسابداری ارانه و مبلغ آن دریافت میشد. این روال بدون مشکل ادامه داشت تا اینکه با تغییر مدیران ارشد, سایر مدیران پایین دستی هم تغییر کرده ولیکن موسسه اینجانب طبق روال قبلی همکاری خود را ادامه داده با این تفاوت که مسئول رسیدگی به اسناد آژانس تغییر کردند و ایشان چون مسئولیت کارپردازی را هم عهده داشتند به مرور زمان فاصله تسویه حسابها زیاد شده ولیکن از طرف مدیر خدمات پشتیبانی وقت دائما این اطمینان داده میشد که شما کمافی السابق به همکاری خود ادامه بدهید, بدهی شما تا ریال آخر پرداخت خواهد شد. بر همین اساس ما همچمان به سریس دهی خود ادامه دادیم تا جائیکه مدت حدود یک سال و نیم بدهی داشتند و بنده اعلام نمودم تا تسویه حساب از ادامه همکاری معذوریم. هنگامیکه برای تسویه حساب پیگیر شدم کم کم شروع به بهانه های مختلف نموده و بنده با مکاتبات مکرر با مسئولین رده بالاتر و درخواست استمداد, متاسفانه طبق روال و سلسله مراتب اداری, نهایتا نامه ها میرسیدند به شخصی که مدیر خدمات پشتیبانی دانشگاه بوده و نتیجه مشخص است. نهایتا بعد از نزدیک به 2-3 سال پیگیریهای مکرر و نامه نگاریهای زیاد, مقرر شد جلسه ای با حضور معاون پشتیبانی دانشگاه برگزار شود تا راه کاری برای حل مشکل پیدا شود و قرار بوده که از اینجانب هم برای حضور در آن جلسه دعوت شود, اما متاسفانه باینجانب هیچ اطلاعی نداده و جلسه بدون حضور بنده انجام شده و بعد از آن به بنده اینطور گفتند: با توجه به گذشت این مدت و چون بودجه هر سال مربوط به همان یال است, اینطور قرار شده که شما از دانشگاه شکایت کنید تا ما بر اساس حکم دادگاه و داشتن حکم قضایی بتوانیم پول شما را پرداخت کنیم. من به ایشان گفتم اگر اینکار رو انجام بدم دوباره شما از اداره حقوقی وکیلمیفرستید و موضوع همینطور سریالی خواهد شد و در جواب گفتندچون در جلسه تصمیم گرفته شد همکاری کنیم, ما هیچ لایحه ای روی دادخواست نخواهیم گذاشت. اینجانب نیز با یکی از همکاران شما قراردادی بسته و با ارانه دادخواست نزد مجتمع قضایی عدالت موضوع به جریان افتاد ولیکن باز هم فریب وعده های دروغ را خورده و دانشگاه لایحه ای روی دادخواست گذاشته و حکم صادره توسط دادگاه بدوی کاملا یکطرفه و به نفع دانشگاه بود. یکی از واضح ترین قسمت های حکم که کاملا یکطرفه بودن حکم را گواهی میکند, آمده: امضا مدیر آژانس بر روی اوراق سرویس های نسیه ای نمیتواند ملاکی بر بدهکار بودن دانشگاه باشد. در صورتیکه بر اساس همین اوراق که تعدادشان حدود 1300 برگ میباشد, حتی 1 برگ آنها را بنده امضا ننموده ام چرا که اصلا نیازی به امضا بنده نبوده و فقط امضا رابط دانشگاه و کارکنانی که از سریس ها استفاده نموده اند پای اوراق است و خود همین موضوع نشان از حق کشی مسلم میباشد. علی ایهال تصمیم داشتم که بروم دادگاه ویژه قضات و از قاضی شکایت کنم اما اطرافیان مرا ترسانده و اظهار میکردند بعدها برایت مشکل ساز خواهد بود و الان بعد از گذشت حدود 2-3 سال از موضوع, من ماندم و اوراق سرویسهایی که به ناحق پول آنرا پرداخت ننموده اند. در انتها ضمن عذر خواهی از طولانی شدن شرح واقعه که البته کلی سعی نموده ام خلاصه باشد, خواهشمندم مرا راهنمایی بفرمایید. ضمنا دادگاه تجدید نظر هم حکم دادگاه بدوی را با اندکی تغییرات تایید نموده که در کلیات موضوع تاثیری نداشته است.

2پاسخ

ز آنجائیکه رای پرونده با تائید در مرحله ی تجدید نظر قطعی شده هیچ اقدامی جز ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و عرض ادب بنده یک نظامی هستم در فروردین 93 با یک موتور سیکلت تصادف کردم و سریعا خودم مصدوم را به بیمارستان بردم و حتی بعد از مدتی بیمارستان و دکتر وی هم جهت درمان وی عوض کردم ولی متاسفانه مصدوم فوت نمود از آنجا که قانون گذار برای مقصرین تصادف منجر به فوت به غیر از پرداخت دیه مجازات حبس 6الی 3 سال هم پیشبینی نموده است با توجه به شرایط اینجانب که نظامی می باشم و اگر این حبس اجراء شود دچار مشکلات شغلی فراوانی می شوم و نظر به کمک به مصدوم و همه تلاشی که برای درمان وی انجام داده ام آیا راهی وجود دارد که اینمجازات حبس تعلیق و یا تبدیل به جزای نقدی شود ؟ آیا ماده 22 قانون مجازات سال 92 در این خصوص می توان کمک گرفت.؟ ممنون می شوم در این خصوص راهنمایی بفرمائید. و این که چگونه می توانم از وکالت شما استفاده نمایم. ی

2پاسخ

همان طور که اشاره نمودید وبدلالت ماده 714قانون مجازات اسلامی علاوه بردیه مقررمرتکب به شش ماه تا سه سال حبس تعزیری محکوم میشودباتصویب و لازم الاجرا شدن قانون مجازات اسلامی مصوب1392ماده22سابق .لغووجای خودرابه ماده 37قانون جدید داد که تغییراتی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام احتراما سوالی در مورد نظریه شورای محترم نگهبان در سال 1364 درموضوع غیر شرعی اعلام نمودن تملکات وفق ماده34 سابق قانون ثبت درصورتی که قیمت ملک بیش از طلب طلبکار باشد و ملک تماما اعم ازاینکه کمتر یا بیشتراز طلب باشد به تملک طلبکار دراید غیر شرعی اعلام گردید که متعاقبا در سال 1386ماده 34 سابق قانون ثبت اصلاح و ایین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا نیز اصلاح گردید سوال حقیر این میباشد که: 1-ایا نظریه شورای محترم مطلق چنین تملکاتی را غیر شرعی اعلام نموده یا اینکه فقط تملکاتی که در انها قیمت ملک تملک شده به طلبکار, بیش از مبلغ طلب باشد؟به عبارتی چنانچه هم اکنون دعوی ابطال عملیات اجرایی که بر اساس ماده34 سابق قانون ثبت ملک کلا به تملک طلبکار درامده مطرح گردد دادگاه در مقام رسیدگی بایستی با استناد به نظریه ان شورای محترم اینگونه تملکات را غیر شرعی و عملیات اجرایی را باطل اعلام نماید یا اینکه بایستی با ارجاع امر به کارشناسی و براورد قیمت واقعی ملک و طلب طلبکار در زمان تملک،  در صورت بیشتر بودن قیمت ملک نسبت به طلب عملیات را باطل اعلام نماید؟. 2-نظریه موصوف شورای نگهبان در سال 1364 برای اولین بار اعلام گردید ولی نهایتا سال1386 ماده34 سابق قانون ثبت اصلاح و تغییر کرد حال سوال این هست که تکلیف عملیاتهای اجرایی که طبق ماده34 سابق قانون ثبت و ایین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا مصوب1355 انجام میگرفته تا قبل از اصلاح سال1386 ,چه میباشد نظر به اینکه قانون لازم الاجرای کشور که مراجع ثبتی را با تکلیف قانونی روبرو میکرده قانون قدیم بوده لذا تکلیف اینگونه عملیاتهای اجرایی چه میباشد؟ با نهایت تشکر

2پاسخ

دوست محترم به طور کلی قانون عطف به ما سبق نمی گردد مگر اینکه قانون گزار در متن قانونی صراحتا آن را عطف به ما سبق نماید که این استثنا بر اصل است در خصوص نظریات شورای محترم نگهبان در سمینارهای قوه قضاییه و نظرسنجی ها اختلاف نظرات زیادی مشاهده میشود در عمل نظر به اینکه عطف به ما سبق شدن یا نشدن صرفا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام و وقت بخیر پرونده داریم از سال89 تاکنون بلا تکلیف مانده است جریان از این قرار است که یک روز خواهر بنده بین خانواده شوهرش مشکلاتی به وجود می اید چون که پدرش شوهر است ما هیچ گونه دخالتی در این مسائل نمی کنیم تا اینکه یک روز ظهر خواهر بنده برای حل مشکل به منزل شوهر مراجعه می کند ولی دربین راه با فامیل شوهرش درگیرو فردی به نام جمشید که نسبت پسر عمو شوهرش است در جلو عام ان رو سری ان را به زمین می اندازد و بایک سیل محلم خواهرم را به زمین می اندازدو شروع به کتک زدن کرد و وقتی که یمخواهیم از خواهرم دفاع کنم یک پسری بنام امید که از فامیل شوهر خواهرم منو را هم کتک زد زد لذا روز بعد با تشکیل پرونده در دادگاه شهرستان آبادان و با ارجاع خواهرم به پزشک قانونی بعد از سیر چند سال حکم چنین صادر شد دیه 5میلیون ریال جناب وکیل آیا این حق یک خانمی است که یک غریبه به ان توهین شده و در جلوی عام لخت نموده است پس حکم قضات کجاست پس حکم شرعت و دفاع از زن کجاتس لطفا مرا راهنمایی کنید منتظر پاسخ شما هستم

2پاسخ

...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام و عرض ادب درپاسخ سوال قبلی(14165644) فرموده بودید که مواد استنادی جرایم را بنویسم تا مشخص شود سه سال و ده روز حبس تعزیری برای چیست. اتهام ها به شرح ذیل است: قتل غیرعمدی در اثر بی مبالاتی در امر رانندگی منجر به فوت دو تن(که هر دو خواهرانم هستند) و در رای دادگاه نوشته شده:«متهم را بلحاظ بی مبالاتی در رانندگی منتهی به قتل غیر عمدی مرحومه ز.ن و ش.ن به دو فقره سه سال و ده روز حبس تعزیری محکوم مینماید.بدیهی است با توجه به ماده134قانون مجازات اسلامی در مورد حبس های تعیین شده فقط مجازات اشد(یکی از مجازاتها) قابل اجرا میباشد و اگر مجازات اشد به یکی از علل قانون تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجرا شود مجازات اشد بعدی اجرا میشود.» رای صادره حضوری بوده و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در دادگاه تجدید نظر میباشد و بنده قبل از پایان مهلت بیست روز نسبت به رای اعتراض زدم. از بذل توجه جنابعالی و زحمات بیدریغتان کمال تشکر و قدر دانی را دارم،پیشاپیش سالی پر از تندرستی و کامروایی را برایتان ارزومندم.

2پاسخ

با سلام ماده ای که دادگاه باید استناد می کرد 714ق. م. ا.ت باید باشد و ماده 134 در مورد اجرای ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بنام حق با سلام شما جای من باشید چه میکنید من معلم هستم و از بد روزگار در 2/1/90 با یک دستگاه موتور تصادف که راکب فاقد گواهینامه و ترک نشین وی از ناحیه پای چپ دچار شکستگی شدند کلیه هزینه های ایشان حتی گوسفند قربانی و جریمه عدم گواهینامه و ...بیش از 5/5میلون تومان پرداخت و بهبودی کامل گردید ایشان نیز مبادرت به رضایت بلاقید و شرط در دادگاه نمودند و همگی امضاء و اثر انگشت زدند در این خصوص صورتجلسه ای تنظیم که [ از یک ریال تا هر مبلغی تا بهبودی کامل از سوی اینجانب تعهد گردیده ] و یک فقره چک سفید امضاء که شماره آن و سفید امضاء بودن در صورتجلسه تصریح شده تحویل امین طرفین گردید بعد از مدتی مبادرت به طرح دعوی دیه و ارش مینمایند که با وجود رضایت بلاقید و شرط رد گردید و در تجدید نظر نیز استوار گردیده حال با درج مبلغ 62 میلیون تحت عنوان مطالبه طلب طرح دعوی نموده اند که درخواست اعسار از هزینه دادرسی با یک صورتجلسه با 2 امضاء تحویل و در جلسه نیز حاضر نشدند در نهایت حیرت اعسارشان پذیرفته و در جلسه رسیدگی با وجود اطلاع قاضی از سفید امضاء بودن و اینکه چک مستند به صورتجلسه است چک را یکسره دانسته و در استدلالی عجیب تر وجود چک در ید خواهان را به منزله طلب کار بودن وی قرار داده و محکومیت به پرداخت آن صادر میگردد حتی مختومه بودن دعوی کیفری در حقوقی نیز نادیده گرفته میشود (دعوی کیفری دیه و ارش که قرار رد صادر و در تجدید نظر خواهی استوار میگردد) حال اینجانب به منظور تجدیدنظرخواهی تقاضای اعسار نمودم و صورتجلسه ای با 4 امضاء تهیه و همگی 4 نفر را با خود در جلسه دادرسی حاضر که با وجود فیش حقوقی و نامه اداری صرفاً به این ادعای خواهان که [ خانه پدرش را بفروشد و پرداخت نماید] و عدم پذیرش شهود از سوی قاضی اعسار اینجانب درنهایت حیرت رّد میشود تقاضای تجدید نظر از اعسار مینمایم که در آخرین روز مهلت ساعت 11 به شعبه مراجعه که با تعطیلی شعبه مواجه و به دفتر رئیس دادگستری شهرستان مراجعه و ایشان با تایید مراجعه اینجانب گواهی و امضاء مینمایند روز یکشنیه بعد از تعطیلات رسمی عید فطر به شعبه مراجعه که ایشان به بهانه خارج از مهلت قانونی بودن مجدد دعوی را رد مینمایند و توضیحات اینجانب مبنی بر تعطیلی شعبه زودتر از وقت اداری و حتی تماس تلفنی رئیس دادگستری با شعبه مبنی بر [ من شاهد هستم ایشان آمده اند و شعبه زودتر تعطیل نموده و تایید گواهی شان ] کارساز نمیگردد و با رد دعوی به بهانه خارج از مهلت قانونی موضوع مجدد به تجدید نظر ارجاء میگردد اینجانب نیز با تهیه شهادت نامه محضری که شهود همگی در جلسه اعسار پشت درب شعبه حضور و قاضی از پذیرش ایشان امتناء و گواهی رئیس دادگستری و فیش حقوقی و تأییدیه اداره و سایر مدارک جهت تجدید نظر خواهی ارسال و بر اساس توصیه ریاست دادگستری شهرستان پیگیر تا پس از تعیین شعبه تجدید نظر خواهی ضمن مراجعه حضوری شرح ماوقع و در صورت نیاز تلفنی از ریاست دادگستری استعلام که بعنوان یک شهروند من وظیفه ام را انجام ولی شعبه زودتر از موعد تعجیل در خروج داشته و احدی از شعبه در محل کارشان نبوده اند و ریاست دادگستری شهرستان نیز شاهد میباشند که با این هفته و 10 روز دیگر مراجعه ناگهان رأی تجدید نظر مبنی بر عدم پذیرش دلائل اینجانب و تأیید رأی بدوی وصول و 10 روز مهلت تا یک میلیون و هشتصدو شصت هزارتومان واریز و الی قرار مجرمیت 62میلیون صادر میگردد آخر مسلمان یک موضوع (یعنی اعسار) در یک پرونده توسط یک قاضی (خواهان و خوانده) طرح یک طرف فقط با یک صورتجلسه 2 امضاء بدون حضور شهود و یا تشکیل جلسه اعسار پذیرفته میشود ولی همان اعسار از سوی اینجانب علی رغم صورتجلسه 4 امضاء و حضور همگی شهود و فیش حقوقی درآمد 820هزارتومان در ماه ونامه اداره و شهادت نامه محضری شهود اعسار اینجانب رد میگردد این در حالی است که در همان شعبه دعاوی با مبالغ بسیار کمتر سابقه پذیرش اعسار دارد(400هزارتومان) چرا نظارتی بر این قبیل بی نظمی ها نیست حال مانده ام با ماهیانه 820 هزارتومان دریافتی چکار بکنم ؟ ! دوستان توصیه کردند طلای قسطی بخرم و با کسر 7% کامزد به خود طلافروشی بفروشم و پول را تهیه کنم ولی بعضی میگویند ربا است ! شما جای من باشید چه میکنید تمام لایحه ها دادرسی توسط وکیل مجربی نوشته شده و ایشان نیز متحیر و مبهوت شده اندو فقط میگویند من به همین دلیل اصلاً پرونده نمیگیرم که شرمنده موکلینم نباشم لازم به ذکر است که ایشان سلامت خود را باز یافته اند و هیچ فاکتور مبنی بر هزینه درمان ارائه ننموده اند آیا راهی برای عدم واریز مبلغ 1/860/000 تومان وجود دارد

2پاسخ

این که شما بجای مراجعه به دادگاه با ایشان مصالحه نمودید هم خوب است هم بد خوب است چون در گیر دادرسی نشده اید وجریمه ومجازات منتفی است .اما بدی آن این جاست که ...

مشاهده پاسخ کامل