حمید رضا کاکاوند وکیل پایه یک دادگستری و مشاوره حقوقی با 18 سال سابقه وکالت و ده سال انجام امور تخصصی وکالت بانک صادرات و متخصص در دعاوی مربوط به امور بانکی و موسسات مالی و اعتباری

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09129634649 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام احتراما به استحضار می رساند که اینجانبان هیات مدیره و بازرس یک برج مسکونی در تهران بودیم(جمعا 6 نفر) که یکی از ساکنین از ما به جهت افزایش شارژ و با درست کردن صورت جلسه عزل و سایر اسناد طراحی شده توسط خودشان شکایت کرده و رای اشاره شده در ذیل این نامه به دلیل عدم توجه جدی اینجانبان علیه ما صادر گردید.لطفا به سوالات بنده پاسخ دقیق و صریح جهت تصمیم گیری و اقدام ارائه بفرمایید. با توجه به حساسیت شغلی اینجانبان آیا رای صادره در صورت تایید در مرحله تجدید نظر و واریز مبلغ جریمه در سابقه کیفری ما ثبت شده و در صورت استعلام از پلیس بعلاوه 10 برای عضویت در هیات مدیره شرکت های بورسی و غیره جزو سابقه ما درج می شود؟ اگر جزو سابقه درج می شود روش رفع اثر آن چیست و اگر راه قانونی دارد لطفا وکیل متخصص این امر را به بنده معرفی کنید؟ علی الظاهر بر اساس ماده 25 محکومیت بر اساس نوع آن بعد از گذشت مدتی از سابقه فرد پاک می گردد خواهشمند است بعد از مطالعه دقیق رای ارسال شده بفرمایید این رای ما چند سال در سابقه باقی می ماند و چگونه حذف می شود؟ هم چنین با توجه به حذف سایر عناوین اتهام ذکر شده در متن رای و و صدور حکم بر اساس خیانت بر امانت علت درج تمامی عناوین مجرمانه منتسب شده توسط شاکی در بخش اتهام چیست و آیا در صورت استعلام این عناوین در برگه دریافت سوء پیشینه برا ما ذکر می گردند و یا فقط عنوان خیانت در امانت می آید متن رای صادر شده شاکی:آقای 0000وکالت آقای000 متهمین0000: اتهام خیانت در امانت و تصرف عدوانی و جعل و تحصیل مال نامشروع رای دادگاه در خصوص اتهام آقایان 000000همگی با وکالت آقای 000دایر بر خیانت در امانت دادگاه با عنایت به شکایت شاکی ، صورتجلسه مجمع عمومی ، اظهار نامه عزل بازرسی و امضاء هیات مدیره ،اسناد حاکی از تحقق امانت، تامین دلیل صورت گرفته ،صورت جلسه هیئت ارشد سنی و دفاع بلاوجه متهمین اتهام انتسابی را نسبت به ایشان محرز و مسلم دانسته بنابراین بااستناد به ماده 674 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 و با اعمال ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 به لحاظ وضع خاص متهمین و فقدان سابقه کیفری هرکدام را به پرداخت مبلغ پنج میلیون ریال به عنوان جزای نقدی به نفع صندوق دولت محکوم می نماید و اعلام می دارد که رای صادره حضوری بوده و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در محاکم محترم تجدید نظر استان تهران می باشد.

2پاسخ

با سلام در مورد امور آپارتمانها قانون خاص داریم و باید براساس آن صاحبان منازل رفتار کنند. بموجب ماده 23 ق.م.ا جرائم درجه شش به بالا محرومیت از حقوق اجتماعی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام، مبایعه نامه عادی در اواخر93 برای مغازه تجاری تنظیم شدو موعد سند 6 ماه بعد گذاشته شد و مبلغی نیزبه عنوان خسارت جهت انتقال سند درج گردید و ملاک متراژ بر سند نهایی اخذ شده از ثبت گذاشته شد ولی خریدار زودتراز اخذ سند اقدام به کسب پروانه نمود و ساخت جدید بنا نمود و باعث اختلاف برسر دیوار اشتراکی با همسایه شد و این امر باعث تاخیر در کسب اقرارنامه از همسایه شد و یک شیار بین این ملک تجاری باهمسایه ایجاد شد و سند اولیه جمع مغازه تازه تاسیس با شیار بود که خریدار از قبول شیار استنکاف نمود در صورتی که شفاها گفته بود که شیار را می خواهد ،صورتجلسه ای تنظیم شد و شیار مربوط به خودمان شده و ضمنی ذکر شد که "طرفین اقرار می نمایند که در خصوص معامله مذکور هیچ ادعای دیگری نسبت به هم ندارند "و سپس سند جدید اخذ شد و حالا خریدار از پرداخت ما بقی ثمن معامله خوداری نموده و خواستار در یافت خسارت می باشد . اظهارنامه نیز صادر شد و در دفترخانه حاضر نشد ، الان باید چکار کنم ؟ دادخواست الزام سند کفایت می کند ؟ آیامی توانم ادعای خسارت کنم؟ این امر چقدر طول می کشد؟

2پاسخ

سلام چرا دعوی الزام سند ؟ مگر شما فروشنده نیستید؟ الزام به تنظیم باید از طرف خریدار مطرح شود فرمودید خریدار از پرداخت ثمن خوداری میکند ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

به نام خدا شرح مختصر پرونده: 1. اینجانب یکدستگاه آپارتمان مورخ 10/11/13911 به یک خانمی فروخته ام و مقرر گردید در تاریخ 17/12/1391 مورد معامله در قبال پرداخت ثمن معامله تحویل خریدار گردد و تاریخ دفترخانه برای انتقال سند مورخ 20/3/1392 تعیین شد0 2. در مورخ 17/12/1391 خریدار پرداخت وجه چک زمان تحویل را نداشته و نهایتا با هفت روز تاخیر مورد معامله تحویل مستاجر خریدار ایشان شد و همچنین صورتجلسه ای به شرح زیر تنظیم شد "در تاریخ 24/12/1391 طرفین معامله حضور بهم رساندند و مورد معامله با 7 روز تاخیر از طرف خریدار، آپارتمان از طرف فروشنده به خریدار تحویل کامل شد و رضایت در تحویل ملک از طرف خریدار انجام پذیرفت. خریدار به فروشنده تعهد داد چنانچه در زمان تنظیم سند روز 20/3/1392 از طرف فروشنده تا 15 روز تاخیر نسبت به موضوع با هماهنگی و مکتوب نمودن آن تاخیر انجام پذیرد" 3. در تاریخ 20/3/1392طرفین در دفترخانه حاضر نشدند. خریدار در تاریخ 4/4/1392 بدون هماهنگی با اینجانب ومکتوب نمودن تاریخ جدید محضر، به دفتر خانه مراجعه و با تماس تلفنی سردفتر، همکار اینجانب که وکالت کاری رسمی از طرف بنده دارد جهت پیگیری به دفترخانه مراجعه و اعلام می داردحضور خریدار در این تاریخ (4/4/1392 ) بدون هماهنگی با فروشنده بوده و مراتب پیگیری جدی و مستمر اینجانب ، جهت آماده سازی مدارک برای انتقال سند، که تا آن تاریخ منجر به صدور پایان کار و صورتمجلس تفکیکی شده است و تحویل مورد معامله گوشزد می نماید. وسردفتر ، اعلام می دارد فقط پاسخ استعلام از ثبت هنوز نرسیده است که البته به دلیل همزمانی تغییرات ساختاری در ثبت و ارسال اینترنتی استعلام ها تاخیری در آن ایجاد شده بود که طبیعتا خارج از اراده و حیطه کاری اینجانب بوده است. نهایتا سردفتر محترم با درخواست و اصرار خانم شاه کرمی مراتب حضور طرفین را گواهی می نماید. 4. در تاریخ 14/6/92 طرفین در دفترخانه حضور و پس از اعلام سردفتر مبنی بر کامل بودن مدارک خریدار بجای پرداخت الباقی ثمن معامله یعنی هفتادونه میلیون تومان ، متاسفانه فقط قطعه چکی به مبلغ چهل و سه میلیون تومان جهت تسویه حساب تحویل دفترخانه دادند (خریدار گفته خودم جریمه را اعمال کردم ) که انتقال سند صورت نگرفت 5. در مورخ 23/6/1392 اینجانب با ارسال اظهارنامه به خریدار، برای انتقال سند ارسال کردم که خریدار حاضر نشد 6. خریدار متاسفانه از آنجا که ظاهرا منفعت مادی خود را در به تاخیر انداختن هرچه بیشتر تسویه حساب و منتفع شدن از بهره مادی "الباقی ثمن معامله" می دانست. اقدام به تقدیم دادخواست به محکومیت بنده به پرداخت خسارت تاخیر در انتقال سند ملک از 4/4/1392 از قرار روزانه پنج میلیون ریال نموده است و اینجانب نیز از سر ناچاری و متقابلا دادخواست تقابل مبنی بر محکومیت خریدار به پرداخت مابقی ثمن و پرداخت خسارت تاخیر مشابه از مورخ 14/6/1392(حضور طرفین در دفتر اسناد) را بابت قصور خریدار درتسویه حساب الباقی ثمن و مانع شدن برای انتقال سند داده ام. 7. دادگاه بدوی در تاریخ 29/2/1394 ، با صدور دادنامه اینجانب را علاوه بر محکومیت به تنظیم سند رسمی انتقال، متاسفانه محکوم به پرداخت مبلغ نجومی 3،375،000،000 ریال (سه میلیاردوسیصدو هفتادوپنج میلیون ریال) بابت خسارت تاخیر در انجام تعهد از "4/4/92 لغایت زمان صدور حکم 23/4/92"!! نموده(و با ذکر اینکه الباقی ثمن قراردادهفتادونه میلیون تومان بوده خریدار را محکوم به پرداخت 100،000،000 ریال (مانده ثمن؟!)درحق اینجانب نموده است. لطفا راهنمایی بفرمائید

2پاسخ

باسلام شما میبایست نسبت به بررسی قرارداد اولیه و توافقنامه های آتی اقدام نمایید. در صورتیکه در آنها مواردی در زمینه خسارت عدم انتقال پیش بینی شده است ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام وقت بخیر من قراردادی سازمان بهزیستی هستم با سابقه 17 سال و امسال رای از دیوان عدالت گرفتم برای پیمانی شدن.سوال من اینه چون در سال 93 معاون حوزه ما که متاهل بودن از من خواستگاری کردن و این مسئله باعث ایجاد حرف و حدیث زیاد شد که من معترض شدم به ایشون و خواستم ازشون شکایت کنم که گفتن قصدشون خیر بوده و دیگران حرف دراوردن و من از چندتا از همکارانم که باعث حرف شده بودن بوسیله یه وکیل اظهارنامه فرستادم اداره در همین حد که قضیه جمع شد و حتی حراست یا گزینش هم منو نخواستن و بعد از این ماجرا تا الان با من دوبارهم قرارداد بسته شده یعنی طبق یکی از بندهای قرارداد طبق تائید گزینش قرارداد بسته میشه و تا الان این اتفاق افتاده. پارسال من ازدواج کردم و بدلیل همین حرف و حدیثها از همسرم جدا شدم.سوال من اینه که الان که مراحل گزینش قرار هست انجام بشه آیا بخاطر مسائلی که سال 93 بوده میتونه گزینش رد صلاحیت کنه یا به هر نحوی مانع پیمانی و اخراج و این مسائل بشه و اینکه اگر حرف این موضوع پیش اومد و اون آقا زدن زیر همه کاراشون چی ؟ و اینکه کلا به غیر از پیمانی شدن این مسئله چون مال دوسال قبله میتونه باعث اخراج و اینطور چیزا بشه با توجه به سابقه کارم.چون از اون مسئله 2سال گذشته .خواهش میکنم راهنمایی کنید

2پاسخ

باسلام مطابق اظهارات جنابعالی به نظر می رسد مورد شما مشمول موارد ذکر شده در بند 4 ماده 2 قانون گزینش ( اشتهار به فساد اخلاقی و تجاهر به فسق ) و سایر بندهای ماده مذکور که ضوابط عمومی گزینش اخلاقی، اعتقادی و سیاسی را بیان نموده است نمی باشد. لکن در صورتی هم که بر خلاف این ماده شما را در گزینش رد نمودند به استناد ماده 14 قانون گزینش مذکور، می توانید در دو مرحله حداکثر تا دو ماه از تاریخ دریافت حکم به آن اعتراض نمایید. موفق باشید. ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

بسمه تعالی؛ با سلام و احترام؛ چندوقت بعد از مضروب شدن برادرم توسط یکی از خویشاوندان (به بهانه اختلاف کاری) و متواری شدن ضارب از درب منزل ما، قرار بر تحویل چک دیه توسط ضارب به یکی از ریش سفیدان فامیل و متقابلاً رضایت برادرم بود که ضارب نپذیرفت. مدتی بعد «همسر برادر ضارب» و «برادر ضارب» مدعی شدند که در محیط "وایبر" از شماره تلفن همراه اینجانب یک پیام تهدیدآمیز برای همسر برادر ضارب ارسال شده است. از طرفی، هنگامی که بنده قصد ورود به این محیط را داشتم تا از وجود یا عدم وجود چنین پیامی، مطلع شوم، نرم افزار، روال ثبت مجدد شماره را طی کرد و گویی کد امنیتی قبلی، غیرفعال شده باشد. پس از ارسال شماره و ورود به محیط وایبر، متوجه شدم که تمامی سوابق پیام اینجانب از بین رفته است. شکات، مالک خطی که ادعا میکنند پیام به آن ارسال شده، نیستند و در متن پیام مورد ادعایشان، اسم ایشان آورده نشده است؛ همچنین شکات مدعی هستند که پیام با حروف لاتین و اعداد "رمزنگاری" شده و بنده تا به حال، اصل پیام را ندیده ام و حتی نسبت به وجود آن تردید دارم. اما دادیار محترم قرار مجرمیت مرا صادر نمود و حتی به بنده امر کرد که بخشی از اظهاراتم را بنا به گفته وی بنویسم و مرا از نوشتن قسمت هایی از دفاعیاتم منع نمود. از طرفی «ضارب برادرم» در زمان دوستی به سبب صمیمیت فراوان، به رمز عبور و گوشی تلفن همراه اینجانب دسترسی داشته است. لطفاً اینجانب را نسبت به چگونگی اقدام در این زمینه (نحوه برائت از اتهام تهدید، اهانت، افترا و نشر اکاذیب) راهنمایی فرمایید. امکان نفوذ به حساب کاربری وایبر اینجانب از طریق تلفن همراه / رایانه دیگر (مثلاً با نصب دسکتاپ یا هک وای-فای یا ...) وجود دارد؟ برای شناسایی چنین مواردی باید چگونه اقدام نمایم؟ میتوانم تخلف دادیار محترم را مبنی بر تحت فشار قرار دادن و سعی بر دریافت اقرار با امر به نوشتن برخی جملات و ممانعت از نوشتن بخشی از اظهارت خوانده، اثبات نمایم؟ با تشکر

2پاسخ

گران نباشید .کار تمام نشده است . بجای این مطالب بهتر بود متن پیام را می فرستادید تا روشن تر صحبت کنیم . بحث اینکه وایبر شما هک شده و شما خبر ندارید ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام متن سوال به شرح زیر است : اینجانب در سال 1387 زمینی را طبق سند رسمی به صورت چهارو نیم دانگ مشاعی اینجانب و 1/5 دانگ سهم شریک خریداری نمودم. بدون قرارداد کتبی و فقط با توافق شفاهی پروانه ساخت ساختمان چهار طبقه دریافت شد و سه طبقه سهم اینجانب و یک طبقه سهم ایشان در نظر گرفته شد، مخارج پروانه و ساخت تا پایان اسکلت و سقف ها نیز طبق اسناد پرداختی به صورت سه به یک بود ، در این مرحله با هبه نامه عادی ایشان قدر السهم خویش را به برادرشان هبه کردند توسط برادرشان اقدا م به تصرف طبقات سه و چهار نمودند ( یک طبقه اضافه بر توافق ) و عملیات ساختمانی با عدم تمدید قرار داد نظام مهندسی متوقف شد . اینجانب ابتدا برای اثبات مالکیت در طبقات یک و دو وسه شکایت حقوقی مطرح کردم که به علت ایراد شکلی رد شد. در دادگاه تجدید نظر درخواست الزام به رسیدگی مجدد همزمان با درخواست فروش ملک مشاع غیر قابل افراز توسط اینجانب مطرح شد و در شعبه دیگر به علت اثبات نشدن حصه طرفین در اعیان عدم قابلیت استماع اعلام شد. در شعبه تجدید نظر دستور فروش به شکل پنجاه پنجاه صادر شد (نه حکم و نه قرار، صرفا یک دستور غیر قابل تجدید نظر خواهی) . در جریان رسیدگی ، شریک اینجانب یک برگ کپی از نقشه همراه با پانویس ذیل آن (که اینجانب نوشته بودم) به این مضمون که « طبق توافق بعمل آمده طبقه یک و دو اختصاص به اینجانب و طبقه سه و چهار متعلق به شریک نمی باشد» ارائه نمود و اظهار اینجانب به قاضی فروش این بود که این مدرک کپی است و هر چند به خط اینجانب است ولی تحریف شده و از توضیح پشت برگه هم کپی ارائه نشده و باید اصل ارائه شود. اصل این بود که طبقات یک، دو وسه متعلق به اینجانب می باشد و طبقه چهار به شریک اختصاص یابد و مابه التفاوت آن نیز محاسبه شود. اصل مدرک بعلت اینکه کلمه می باشد به نمی باشد تغییر یافته وتوضیح آن در ظهر برگه بصورت طبقات یک و دو سه به من و چهار به ایشان داده شده ارائه نشده است. دادگاهی که برای رسیدگی به اثبات سه چهارم سهم اعیان اینجانب در هر طبقه تشکیل شد با تشخیص قاضی مبنی بر اینکه هر گاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذی الحق بودن طرف او باشد دلیل دیگری برای اثبات لازم نیست حکم به رد دادخواست داده ، با این توضیح که بدیهی است که این رای مانع احقاق حقوق خواهان از حیث مالکیت بر اعیانی طبقات بشرحی که بین آنان مقرر بوده نخواهد بود . در ضمن وکیل خواهان با دعوی جرح علیه شاهدین ادعای خصومت نمود. دادگاه علی رغم آن شهادت گواهان را استماع کرد دو روز بعد از جلسه وکیل خواهان ، در لایحه مجددا ادعای جرح ، خویشاوندی ، مشارکت مالی شاهدان و اقرار به مفاد دست خط و ارزش استنادی آن نمود . دادگاه سه روز بعد رای صادر نمود و لایحه و کیل اینجانب چند روز بعد وصول نشد، در خواست تجدید نظر تقدیم شد. حال سوال من این است که آیا جرح شاهدان که پس از تقدیم استشهاد نامه و معرفی گواهان به داد گاه صورت گرفته ارزش دارد ؟ با توجه به اینکه اصل مدرکیه ارایه نشده ، آیا اظهار مشابهت خط اینجانب لزوم ارایه اصل را منتفی می کند و توضیح طبقات یک و دو سه به اینجانب و چهار به شریک ، اقرار تلقی می شود ؟ و نحوه محاسبه درصد مالکیت (نه مشارکت ادعائی) به چه صورت خواهد بود ؟

2پاسخ

اصولا جرح شاهد باید پیش از ادای شهادت صورت گرد مگر موجبات جرح بعدا معلوم شود از موارد جرح هم عدم انتفاع شخصی و رفع ضرر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام. در اردیبهشت ماه سال 90 با پسر خاله ام توافقی شفاهی جهت خرید تجهیزات و نصب آسانسور ساختمان ایشان داشتم . تا مرداد ماه سال 91 بخش عمده ای از کار شامل آهنکشی ، نصب ریل ، نصب دربهای طبقات ، اجرای سقف ، خرید کابین و خرید موتور را به مبلغ 121/940/000 ریال انجام دادم . ایشان مبلغ 110/000/00 ریال به بنده پول داده است . به علت بد پول دادن ایشان ، به علت افزایش قیمت دلار و دگرگون شدن بازار اقتصادی کشور و بالاخره به خاطر خراب نشدن روابط فامیلی کار ایشان به حالت تعلیق در آمد . اما ایشان بدون اطلاع بنده به صورت یکجانبه ، با تشکیل کمیته ای متشکل از دوستان خود به اصطلاح اقدام به فسخ قرارداد ، تهیه فصل مشترک کار انجام شده و سپردن ادامه کار به شخص ثالث ( بدون تأمین دلیل و حکم دادگاه ) کرد . بعد بامراجعه به دادگاه و شکایت ، با ارائه فاکتوری به مبلغ 74/035/000 ریال ارزش کار باقیمانده و انجام شده توسط شخص ثالث ، مدعی خسارت ناشی از عدم انجام تعهد از بنده گردید . کارشناسی جهت کار مشخص شد . کارشناس در بند 1 گزارش خود اینگونه نظر داده : " توافق بین خوانده و خواهان شفاهی بوده و قراردادی مکتوب ارائه نشد ، بنا بر این امکان اثبات عمل به توافق فی ما بین میسر نیست " . اما در پاسخ به سئوال قاضی در قرار کارشناسی به این مضمون " بررسی گردد در صورت عدم انجام تعهد توسط خوانده ، مابقی تعهد توسط چه شخصی انجام شده است ؟ " اینگونه پاسخ داده : " بدلیل عدم تکمیل کار تو سط خوانده ، ما بقی کار را شرکت ..... به مدیریت آقای ..... ، انجام گردیده است و پس از بررسی فاکتور ارائه شده توسط شرکت ..... به مدیریت آقای ..... ، ارزش کار انجام شده را مبلغ 64/000/000 ریال اعلام می دارد و علاوه بر این تمام نشدن کار روی آسانسور در زمان لازم باعث نارضایتی ساکنین مجتمع گردیده است " . و مجدداً در پاسخ به سئوال قاضی در قرار کارشناسی به این مضمون " بررسی گردد آیا خواهان نیز به تعهد خود نسبت به خوانده اقدام نموده و ثمن قرارداد را پرداخت نموده است ؟ " اینگونه پاسخ داده : " خواهان نسبت به تعیین مواد اولیه لازم و زیر ساختها از قبیل برق کشی و نصب کنتور برق و غیره اقدام نموده است و مبلغ 110/000/00 ریال به خواهان پرداخت نموده است و پس از بررسی فاکتور خوانده ارزش کار را مبلغ 102/000/000 ریال اعلام می دارد " ، و سرانجام در دادنامه صادره آمده است : " ... نظر به این که برابر نظریه کارشناسی ... مستند به مواد 226،225،224،223،222،221،220،219،10 قانون مدنی ، حکم به محکومیت خوانده به پرداخت ... به عنوان ضرر و زیان ناشی از عدم انجام تعهد و ... در حق خواهان صادر می شود " . اکنون این سئوالات برای من پیش آمده :1- با استعلام از کانون کارشناسان ، مطلع شدم که اظهارنظر کارشناس بدون داشتن صلاحیت های لازم در خصوص موضوع پرونده ، بوده است . این چطور ممکن است؟ 2- صرفنظر از سدوال 1 ، با توجه به نظر صریح کارشناس به نبود قرارداد مکتوب و روشن نبودن موضوع و مفاد توافق و به تبع آن الزام و مرز تعهدات طرفین ، چگونه هم کارشناس و هم قاضی اثبات کردند که " بنده از تعهد ناشی از عقد تخطی کردم؟" 3- فاکتورهای ارائه شده از سوی خواهان ، دارای لاک گرفتگی ، با اعداد و ارقامی متغیر و نامفهوم و کاملاً مشخص از اینکه خواهان در اصل فاکتور دست برده و جهت معتبر جلوه دادن فاکتور با مهر شرکت ..... ( شرکت انجام دهنده باقیمانده کار که البته با استعلام از اداره ثبت ، مطلع شدم که یک شرکت مجعول با عناوین غیر واقعی است ) ، چگونه مورد بررسی و ملاک عمل کارشناس بوده اند؟ 4- تاریخ توافق اردیبهشت ماه سال 90 بوده و تاریخ اولین چک داده شده توسط خواهان ، اسفند سال 90 ، دومین چک خرداد سال 91 و سومین چک شهریور ماه سال 91 بوده است . با استعلام از بانک مرکزی روند سیر صعودی قیمت دلار و نا به سامانی در بازار در دو مرحله ، بهمن سال 90 و تیر سال 91 ، براحتی قابل اثبات است . آیا این گونه پول دادن و بی مبالاتی خواهان در پرداخت و بوجود آمدن شرایط بدون پیش بینی و بی سابقه اقتصادی در کشور ، خود نشان دهنده تخطی خواهان از عذم انجام تعهد نیست؟ 5- آیا نارضایتی ساکنین مجتمع از تعهدات خواهان نسبت به آنان نیست؟ 6- کارشناس و قاضی چگونه ضرر را اثبات کرده اند؟ 7- آیا سکوت کارشناس و قاضی در حمایت از عمل خواهان در عدم اعلام نبود مستندات قانونی ، الزام به انجام تعهد ( البته به شرط اثبات تعهد ) با مراجعه به مقامات قانونی ( موضوع ماده 237 قانون مدنی ) ، سپردن زودتر از موعد ادامه کار به شرکتی دیگر بدون حکم دادگاه ( موضوع ماده 238 قانون مدنی ) و یا حتی فسخ یکطرفه قرارداد مورد دعوا ( قراردادی که هرگز وجود آن اثبات نشده ) بدون حکم دادگاه ( موضوع ماده 239 قانون مدنی ) ، مثال زدنی نیست؟ و سئوالاتی دیگر ... علی ایحال خواهشمند است بنده را با این همه پرسش بیشمار و بی پاسخ کاملاً و مبسوط راهنمایی بفرمایید . ملتمس دعای شما ، منتظر دقت نظر عالمانه و هوشمندانه شما و امیدوار به روسفیدی و سربلندی هردویمان در محکمه عدل الهی می باشم . با احترام

2پاسخ

کاربر محترم سایت با سلام با توجه به توضیحات تقریبا کاملی که در قالب سوال خود داده اید، بدوا موارد ذیل را مشخص نمائید تا بتوانم راه کاری قانونی و منتج به نتیجه برای مشکل ایجاد شده ارائه نمایم : 1- دلیل اثبات قرارداد شفاهی مورد ادعای خواهان در پرونده چیست؟ 2- دلیل تعیین کل مبلغ قرارداد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام.اینجانب اپارتمانی را پیش فروش نموده و بابت ثمن 4 فقره چک از خریدار دریافت نموده ام که در سررسید پرداخت نگردید.در متن قرارداد این جمله ذکر شده:چنانچه خریدار در مواعد مقرر از پرداخت ثمن معامله خوداری کند طبق مقررات راجع به خیار تاخیر ثمن فروشنده حق دارد نسبت به فسخ قرارداد اقدام نماید ودر این مورد ارسال اظهار نامه برای خریدار کفایت میکند ونیاز به مراجعه به مراجع قضایی نمیباشد.....متاسفانه در جمله ذکر شده اشتباها به جای خیار تخلف از شرط خیار تاخیر ثمن را نوشته ام و بعد متوجه این موضوع شدم...بعلاوه خیار تاخیر ثمن وتخلف از شرط ساقط نشده است..حال با توجه به قید این شرط وقید اشتباهی خیار تاخیر ثمن چه اثراتی دارد؟ایا بنده میتوانم قرارداد را با توجه به شرط ذکر شده فسخ نمایم وقید کلمه خیار تاخیر ثمن مشکلی را بوجود نمیاورد؟؟

2پاسخ

با سلام خیار تاخیر ثمن مخصوص معاملاتی است که هم مبیع و هم ثمن حال باشد یعنی مدت دار نباشند و در مورد کیس شما صدق نمی کند اما از متن قرارداد شما اینگونه پیداست که منظور شما همان خیار تخلف شرط بوده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام حدودا 8 ماه پیش از ارتباط تلفنی واس ام اسی زنم با پسر نامحرم آگاه شدم که به دلیل سردی که بین من وهمسرم پیش آمده بود اتفاق اتفاده بود همسرم قسم خورد که دیگر از ارتباط با وی دست برمیدارد و من نیز قبول کردم اما آن پسر با تهدید اینکه آبروی همسرم را پیش من وخانواده خواهد برد به این ارتباط ادامه داده و طبق اظهار همسرم حدودا 7000000ریال از وی در مدت این 8 ماه که من دوباره متوجه قضیه بشوم اخاذی کرده ودرصورتی هم که پول به وی نمیده زنم را سیلی میزده وماشین من راکه دراختیار زنم قرار داده بودم ازوی میگرفته وزنم را با ماشین خودم درشهر میگردانده وبرای تهدید بیشتر زنم از داخل گوشی زنم کارت حافظه گوشی راکه در داخل آن عکس های خانوادگی ما بوده را برداشته وزنم چند بار که بهش پول نداده او برای تهدید زنم نصف شب به گوشی من زنگ میزده واین کار او باعث ترس زنم میشده واین ارتباط ادامه داشته که وقتی از زنم دستبند طلایش را خواسته تا به اوبدهد ونداده آن پسر شروع به زنگ زدن وارسال اس ام اس به خودم کرده وقضیه اینطور پیش من آشکار شده متاسفانه خواهر آن پسر وکیل پایه یک دادگستری میباشد و من هرکار کنم او که به قوانین آشناست به کمک برادر کثافتش خواهدآمد من از زنم شکایتی ندارم اما آیا میتوانم از آن پسر شکایت کنم برای اخاذی او هم هیچ مدرکی ندارم تا ثابت کنم برای ضرب وشتم همسرم هم هیچ مدرکی ندارم از سویی دیگر خواهر او که وکیل است و قانون رامیداند و راه های فرار از قانون را بیشتر از خود قانون میداند اوراحتما نجات خواهد داد من دارم از فرط ناراحتی دچار بیماری روحی روانی میشوم کمک فوری شما را میخواهم

2پاسخ

شرحی که بیان داشتید به نظر تمام واقیعت نیست و قطعا در مرحله رسیدگی مواردی بیان خواهد شد که تاثیراتی مهم خواهد داشت اما به فرض اینکه همین واقیعت هست:اولا:از اینکه خواهر یا هر نفری از ایشان وکیل یا قاضی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام اینجانب در تاریخ 30/1/90 اقدام به خرید خودرو از نمایشگاه معتبر و دارای پروانه کسب نموده ام.این اوتومبیل قبلا توسط نمایشگاه خریداری و قولنامه شده بود.و اینجانب پس از طی مراحل قانونی و تنظیم سند قطعی و تعویض پلاک مالکیت آنرا تماما به عهده گرفته ام ولی پس از گذشت 1 سال و نیم خودروی اینجانب توسط دادگاه کیفری توقیف شده است و با مراجعه به بازپرسی مشخص شد که این خودرو 3 سال پیش طی 1 قولنامه غیر رسمی به شاکی پرونده فروخته شده و طی اظهارات شاکی در پرونده خیانت در امانت صورت گرفته و فروشنده با داشتن وکالت نامه رسمی تعویض پلاک در دست اقدام به فروش خودرو به شخص دیگری نموده و او نیز به نمایشگاه مذکور فروخته و نمایشگاه با دعوت از مالک اولیه و صاحب سند قطعی اقدام به انتقال سند به این جانب کرده.حال سوال من این است؟که در این معامله نمایشگاه تا چه حد مسئول است وتکلیف خودروی توقیفی اینجانب پعد از گذشت 1 ماه چیست؟با توجه به این که کلیه اسناد و مدارک نقل انتقال از نیروی انتظامی و سازمان اسناد رسمی به نام اینجانب به صورت قانونی موجود میباشد.ضمنا 3 سال پیش شاکی اقدام به شکایت کرده و در آن زمان اوتومبیل مدت کوتاهی توقیف و با رای قاضی دادگاه به دلیل تکمیل نبودن مدارک خودرو آزاد شده و در سوابق خودرو ثبت نشده.لطفا مرا راهنمایی نمایید با تشکر باهری از تبریز

2پاسخ

صرفا بر اساس اطلاعاتی که دراختیار اینجانب قرار داده اید-اظهار میدارد: باید صبرکنید نتیجه شکایت کیفری خیانت درامانت معلوم شود.یعنی تا صدور حکم قطعی دادگاه باید صبر کنید.اگر حکم ...

مشاهده پاسخ کامل





1سوال

با سلام خدمت جناب آقای امیری پیرو سئوالات قبلی با توجه به محل وقوع عقد که در فروردین ماه امسال صورت گرفت . و اختلاف زیادی که بین من و خانمم پیش آمده است . برخی وکلا فرمایش شما را تائید کردند باین صورت که ابتدا سعی کنید توافقی بین هم و در صورت جواب نگرفتن با مذاکره بزرگتر ها این توافق جدائی صورت گیرد. و با توجه به اینکه من به وکلا عنوان کردم که در صورت عدم توافق با توجه به اینکه مهریه دینی است بر گردن بنده و آخر کار بنده محکوم به پرداخت مهریه خواهم شد می خواهم سیکلی طی شود که وقتی من مهریه را پرداخت می کنم ایشان نتوانند از من طلاق بگیرند و من هم بتوانم همسر دیگری را بصورت عقد دائم درآورم .که بیان کردند این کار شدنی است. ولی شما سعی کن شروع کننده نباشی . و اول خانم شما شروع کند . حال سئوال بنده اینست آیا این امر میسر است. و چنانچه اول خانمم دادخواست مطالبه نفقه را داد من پس از آن کارها را انجام دهد بطوریکه به خواسته ام (که دربالا ذکر شد برسم؟) یا اینکه برای رسیدن به هدف فوق من ابتدا باید شروع کننده باشم و دادخواست عدم تمکین بدهم(یا همان اظهار نامه بدهم) لطفا من را راهنمایی کنید . (البته لازم بذکر است که ایشان دیگر باکره نیستند.و مراسم عروسی هم برگزار نشده است.) یکی از وکلا می گفت که درصورتی که ایشان دادخواست نفقه بدهد که فعلا نمی دهد(و دادخواست مطالبه مهریه می دهد) شما می توانید نفقه این سه چهار ماه را بگوئید که پرداخت می کنم و ایشان بیاید سر خانه و زندگی ، و بقیه ماجرا ادامه خواهد یافت. آیا می توانم صبر کنم ببینم او چکار می کند ؟ یا دادخواست عدم تمکین را همین الان بدهم. بسیار سپاسگزارم

2پاسخ

باسلام.به نظر دیگر همکارانم احترام می گذارم نظر بنده ان است که : 1-حتی اگر شما موفق شوید عدم تمکین اورا هم بگیرید وطبق حکم دادگاه مجوز ازدواج دیگر هم کسب کرده وازدواج مجدد کنید ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام اینجانب ملکی کلنگی را خریدم برای ساخت. در زیر ملک مغازه ای موجود بود که سرقفلی آن قبل از سال 1356 واگذار شده بود و ملک آن به نام من شد اما سرقفلی نه. با صاحب مغازه توافق کردیم مغازه را با ملک خراب کنم و بسازم و تحویلش بدهم. صاحب مغازه عنوان کرد که مغازه 28 متر است و من باور کردم جواز گرفتم و جوازی که شهرداری داد 20 متر و نیم برای مغازه بیشتر اجازه ندادند که ساخته شود. با صاحب مغازه قرار داد نوشتیم که بعد از پایان ساخت من بیست مترو نیم مغازه سرقفلی + ملکیت را بدهم به مستاجر مغازه. اینطور هم حساب کردیم که 7 مترو نیم از مساحت مغازه ایشان کم می شود و که 7/5 متر ضربدر متری 3 میلیون پانصد هزار تومان قیمتی که برای هر متر سرقفلی توافق کردیم بدهم می شود 26250000 تومان از طرفی من هم مالکیت 20/5 متر مغازه باقی مانده در آخر را واگذار کنم از قرار متری یک و نیم میلیون که می شود 20.5 متر ضربدر متری 1500000 که می شود 30750000 که این دو عدد را کم کنیم می شود چهار و نیم میلون تومان یعنی من بیست متر و نیم مغازه را با ملکیت و سرقفلی که قبلا داشت مال خودش بود را بدهم و او هم مغازه اش از 28 متر سرقفلی بشود 20 متر و نیم مالکیت و سرقفلی و چهارو نیم میلیون هم در محضر بدهد تا بنامش بزنم. در موعد مقرر مغازه را تحویل دادم اما الان چندین ماه است که هر چی زنگ میزنم که بیاید و چهار و نیم میلیون را بدهد و مغازه را بنامش بکنم بهانه می اورد و نمی آید از طرفی من می خواهم زودتر پول را بگیرم چون هر روز ارزشش کمتر می شود. من چه کار می توانم بکنم که زودتر بنام بزنم و پول را بگیریم. در ضمن می خواهم اولتیماتوم رسمی بدهم اگر تا مدتی نداد مثلا 3 ماه دیگر دیگر به نام نزنم و مالکیت برای خودم بماند و دادگاه هم حق را به من بدهد. آیا راهی هست؟در قرار داد زمان ذکر نشده . لطفا جواب این قسمت را بدون در نظر گرفتن بخش دو که در مورد بیش اظهاری است جواب دهید. یعنی انگار که بخش دو نیست. قسمت دوم سوال اینکه در ضمن اخیرا متوجه شدم مغازه 28 متر نبوده 23 بوده (مدارک غیر قابل انکاری دستم رسیده که دادگاه قبول می کند مغازه 23 متر بوده) و بیش اظهاری کرده چطور می توانم حقم را بگیرم در صورتیکه در قراردادی که امضا کردیم با هم و من هم امضا کردم نوشته شده که مغازه 28 متر است. و اینکه چه حقی دارم و چه کاری می توانم بکنم آیا می توانم سرقفلی را هم پس بگیریم یا فقط 5 متری که زیاد گفته یا هیچ کاری؟

2پاسخ

با سلام/به موجب ماده 376قانون مدنی در صورت تاخیر در تسلیم مبیع یا ثمن ممتنع اجبار به تسلیم می شود و به موجب ماده 362 ق م آثار بیعی که صحیح واقع شده باشد ا-به مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام،یکسال و نیم پیش یک واحد آپارتمان مسکونی خریداری کردم و حدود 80% قیمت ملک را پرداخت نمودم و مبایعه نامه ای در مشاور املاک تنظیم گردید. با توجه به اینکه پایان کار و سند ملک به علت نوساز بودن آماده نبود قرار محضر برای سه ماه بعد آن تاریخ مقرر گردید ،الان بیش از یکسال ونیم از موعد قرار محضر میگذرد ولی فروشنده برای تنظیم سند در محضر حاضر نمیشود،ملک در حال حاضر دارای پایان کار است و طبق پیگیریهای من از ثبت ،کارهای ثبتی آن نیز مدت 6 ماه است که در مرحله درخواست فروشنده به تنظیم سند تفکیکی متوقف مانده است . لازم به توضیح است که 1-ملک در همان روز تنظیم مبایعه نامه تحویل اینجانب گردیده و در حال حاضر مستاجر من در آن سکونت دارد. 2-برگه عدم حضور فروشنده در تاریخ مقرر در محضر را از محضر مورد نظر گرفته ام. 3- متاسفانه بدلیل آشنائی مشاور املاک با فروشنده و کم سوادی مشاور املاک و عدم تجربه من مشکلاتی در مبایعه نامه وجود دارد از قبیل اینکه :در صورت انصراف هریک از طرفین مبلغ 5 میلیون تومان به طرف مقابل پرداخت شود و میزان خسارت روزانه 10،000 تومان میباشد (و مقرر نگردیده که آیا طرفین تا هر زمان که خواسته اند میتوانند مبایعه نامه را فسخ و تنها مبلغ 5 میلیون تومان به طرف مقابل بدهند،که با توجه به افزایش قیمت ملک برای فروشنده می تواند اغوا گر باشد!) 4- مشاور املاک مربوطه اقدام به تهیه کدرهگیری برای مبایعه نامه تاکنون نکرده است . 5- سند مادر در زمان تهیه مبایعه نامه فک رهن از بانک گردیده بود و تا حدود 6 ماه پیش هم که اینجانب مجددا رویت کردم در رهن جایی نبود. 6-فروشنده در یکی از واحدهای آپارتمان سکونت دارد که همین احتمال فروش ملک به شخص غیر را کاهش می دهد. 7-من برای این پلاک ثبتی فرعی و اصلی از طریق مشاور املاک دیگری در ماه اخیر تقاضای کد رهگیری کرده و یک کد رهگیری دریافت کرده ام. در حال حاضر و با توجه به کمبود زمان جهت مسافرت چه اقدامی باید انجام دهم ، دادخواست الزام به تنظیم سند؟ مراجعه به شورای حل اختلاف؟ پیگیری از طریق وکیل؟ کدام راه سریعتر به نتیجه میرسد و این زمان حدودا چقدر است؟ جهت مراجعه به دادگستری یا شورای حل اختلاف روند کار چگونه است؟ آیا تنظیم اظهار نامه هم زمان زیادی جهت ابلاغ نیاز دارد و باید طی روند الزام به تنظیم اظهارنامه تکمیل شود یا پروسه جداگانه ایست؟ ضمنا چگونه میتوانم از مشاور املاک هم شکایت کنم؟ آیا ممکن است حکم دادگاه صرفا پرداخت همان 5 میلیون بابت ضرر و زیان و در صورت خواست فروشنده فسخ مبایعه نامه باشد؟ هزینه وکیل برای انجام این کار چه میزانی است؟ کل پروسه دادگاه در تهران چه زمانی طول می کشد؟ آیا من میتوانم کارها را به وکیلم موکول کنم (جهت مسافرت خارج کشور)؟ از راهنمائیهایی که میفرمائید بسیار سپاسگذارم .

2پاسخ

سلام شما می بایست از طریق اقامه دعوای حقوقی الزام به تنظیم سند رسمی انتقال در دادگاه اقدام نمایید . و از سوی دیگر به دلیل اینکه شما قصد مسافرت دارید در صورتیکه ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام وباتشکرازپاسخ جناب عالی به سوال قبلی بنده ،من پاسخ شماوقانون شوراءرامطالعه نموده ام اما سوال اصلی بنده دراین مورداست که چه شخصی یامرجعی می توانددرموردصحت یاابهام متن سازش نامه ی شوراء اظهارنظرکند؟وآیاچه شخصی یاقانونی می تواندمانع اجرای متن سازش نامه گردد؟ زیرادرشوراء معاون شعبه متن سازش نامه راتنظیم نموده ورئیس شعبه (که درجلسه سازش حضورنداشته )می گویدمتن مبهم است ومانع پیشرفت کارگردیده است .بنده به عنوان خواهان برای دوستم(خوانده)کارکشاورزی انجام دادم وضامن وام ایشان هم شدم ولی ایشان چندمرحله اقساط عقب مانده داشت وضمنا من هم ازایشان حق الزحمه طلب کاربودم وبه شوراء مراجعه نمودیم وبه معاون شعبه گفتیم طوری سازش نامه راتنظیم کندوشرط بگذاردکه اگرخوانده اقساط رادرموعدمقررداد من هم ازحق الزحمه ی خودصرف نظرمی کنم ومعاون شعبه متن سازش نامه را اینگونه تنظیم نمودکه عین متن بدین صورت است: {خوانده متعهدگردیدکه منبعددرموعدمقرربانک اقساط راتاپایان پرداخت ورسیددریافت داردوخواهان نیز متعهدگردیدکه ازحق الزحمه ی خوددردادخواست صرف نظرکندوپیرامون این موضوع ادعایی نداشته باشد.}امااکنون خوانده به شرط خودعمل نکرده وبنده هم مطالبه ی حق الزحمه ی خودرادارم .ضمناشهودنیزدرجلسه ی سازشی ما حضورداشتندوشرط راتاییدمی کند. آیابه نظرشمااین متن سازش نامه ابهام داردیاخیر؟ واگرابهام داردوکلمه ی شرط درآن گنجانده نشده وسطح سوادمعاون شعبه دراین حداست بنده چه گناهی کرده ام؟ الآن حدودیک ماه است که پرونده ی بنده راکد می باشدورئیس شعبه به موضوع متن اشکال گرفته است .خواهشمنداست راه های قانونی رابه بنده انعکاس دهیدتاحق الزحمه ی بنده پایمال نگردد.باتشکرفراوان

2پاسخ

با سلام/پیرو اظهارات قبلی و قبل از ورود در ماهییت موضوع باید بدانید:نهاد فعلی شورای حل اختلاف تاسیسی نو در دستگاه فعلی قضایی است که شباهت فراوانی به خانه های انصاف زمان قبل از انقلاب دارد این تاسیس جدید نو رسته در مرحله نونهالی می باشد و تا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و احترام باستحضار میرسانم درتاریخ 29/06/87 قراردادی تحت عنوان قرارداد پیش خرید یک واحد آپارتمان بین بنده و مادرم بعنوان خریدار و طرف فروشنده هم یکی از دوستان پدرم و همسر ایشان و مادر خانم ایشان بعنوان فروشنده ( مالکین ) منعقد گردید و مبلغ پنجاه میلیون تومان به عنوان پیش پرداخت طی دوفقره چک که شماره و مبلغ چکها در متن قرارداد نیز ثبت شده پرداخت نمودیم ( ضمناً یادآوری می نمایم ملک مذکور در چند سال قبل احداث گردیده ولی مقرر شد پس از اخذ جواز اضافه آشکوب که قبلاً توسط شهرداری مناطق و طی نمودن پروسه ای طولانی و کاملاً دقیق و محاسبه شده ، داده میشد ولی پس از حادثه ای که برای یکی از این ساختمانها در شهر تهران افتاد و موجب کشته شدن چندین نفر شد صدور جواز اضافه آشکوب متوقف گردید و دقیقاً 2 ماه قبل از تاریخ قرارداد ما شورای شهر تهران بصورت قطعی صدور جواز اضافه آشکوب را متوقف نمود که کلیه مدارک نیز موجود می باشد) طبق بند 6 تبصره 1 قرارداد فی مابین ما عنوان گردیده در صورتیکه هرگونه اشکال قانونی از طرف شهرداری یا هر مرجع ذیصلاحی که باعث توقف صدور جوار مربوطه باشد پیش آید مالکین موظفند مبلغ پرداختی خریداران را بدون هیچگونه عذری پرداخت یا مسترد نمایند . ضمناً مدت زمان اخذ جواز نیز سه ماه در نظر گرفته شده و در متن قرارداد نیز ثبت گردیده است . حال بنده از شما تقاضا مندم ما را راهنمایی فرمایید پس از گذشت 3 سال چگونه باید حقوق تضعیع شده مان را بازیابیم ؟ تحت چه عنوانی باید اقامه دعوی نماییم و پیش پرداختمان را مطالبه کنیم ؟ این اقامه دعوی حقوقی یا کیفری باشد بهتر است و تحت کدام نوع زودتر به نتیجه خواهیم رسید؟ آیا سود پول ما و تاخیری که تا بحال پیش امده را دادگاه میتواند از ایشان مطالبه نماید یا خیر؟ هزینه این اقامه دعوی چگونه محاسبه میشود؟ آیا باید همه را نقد پرداخت نمایم یا راه حلی هم برای پرداخت اندک اندک هم وجود دارد ؟ چه مدت زمان طول میکشد که به نتیجه مثبت برسیم؟ در آخر باید عرض نمایم من در تاریخ 25/04/90 برای ایشان اظهارنامه ای ارسال کردم و عنوان نمودم ظرف مدت 48 ساعت پس از دریافت اظهارنامه اگر نسبت به پرداخت این وجه اقدامی ننماید ، اقامه دعوی خواهم نمود و ضررو زیانم را هم میستانم .

2پاسخ

با سلام/جهت برسی قرارداد شما و حقوق طرفین چون اجزا قرارداد به هم پیوسته و تعهدات طرفینی است بهتر این است که قرارداد مطالعه شود.زیرا اصطلاحات علم حقوق تخصصی و معانی خاصی بسته به تقدم و تاخر شرایط به خود می گیرد.اما با معلوماتی که شما داده اید به نظر : با توجه به تاریخ قرارداد 87/6/29اگر به محض تخلف شرط به دلایل توضیح داده شده طی مدت متعارف نه خیلی طولانی اراده خود را مبنی بر فسخ پیش فروش به شرکای سازنده اعلام نموده باشید ...

مشاهده پاسخ کامل