جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121732289 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام و خسته نباشید: ۱- آیا بانک مجاز است بعد از اعلام کتبی خودِ بانک مبنی بر خروج از ضمانت فرد و جایگزینی فرد دیگری در پرونده تسهیلات بانکی( بانک حکمت ایرانیان) بعد از گذشت ۲ ماه نامه را کان لم یکن اعلام کرده و مجددا فرد قبلی را بدون اطلاع وارد ضمانت همان پرونده کند؟ اگر غیرقانونی است، جرم محسوب میشود یا تخلف؟ ۲- برای مسدود کردن حقوق ضامن در پرونده تسهیلات بانکی به حکم قضایی نیاز است؟ ۳-آیا بانک مجاز است کل حقوق و مزایای فرد ضامن را به مدت چندین ماه متوالی برداشت کند و حقوق ضامن صفر شود؟ اگر غیرقانونی است، جرم محسوب میشود یا تخلف؟ ۴- آیا بانک میتواند بعد از اعلام جعلی بودن برگه کسر از اقساط ضامن تسهیلات بانکی توسط قاضی و دستور بر امحاء این برگه در پرونده ضامن، اقساط معوق وام گیرنده را در فیش حقوقی ضامن کارمند درج و از آن کسر کند؟ اگر غیرقانونی است، جرم محسوب میشود یا تخلف؟ با تشکر فراوان

2پاسخ

با سلام سوال اول- بعد از اعمال جانشینی ضامن ؛ فرد قبلی از قید ضمانت خارج و مسئولیتی در قبال وام ندارد. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام و وقت شما وکیل محترم بخیر احتراما" در پرونده ای بعد از صدور اجرائیه به نفع اینجانب ،خوانده مبادرت به ثبت دادخواست واخواهی و توقف عملیات اجرائی نموده ، دادگاه متاسفانه ، اجرائیه حدود ۸۰ میلیون تومانی را تنها با اخذ ۲ میلیون سپرده خسارت احتمالی !!!متوقف و عملیات اجرائی صورت گرفته شامل حساب بانکی و اموال توقیف شده را آزاد نموده است ، صرف نظر از تخلف قاضی که در این پرونده پیرو شکایت مطرح شده برای ایشان کیفر خواست صادر شده ،و با وصف اینکه ایشان نهایتا" در این پرونده واخواهی را به نفع اینجانب رد مینماید ، اکنون با تائید مرجع تجدید نظر نسبت به رای صادره.... چگونه واز چه طریقی میتوانم نسبت به مطالبه خسارت احتمالی و خسارات وارده ناشی از عدم اجرای رای و اجرائیه ؟!و خسارت ناشی از وقفه حدود ۱/۵ ساله عملیات اجرائی اقدام و پیگیری نمایم؟

2پاسخ

با سلام و وقت بخیر از مفاد سئوال اینگونه استنباط میگردد که رای صادره غیابی بوده و در رای صراحتا آمده است ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام، در یک آپارتمان 4 طبقه 4 واحده زندگی می کنیم که مالک واحد 1 هستیم و سازنده ساختمان نیز در آنجا زندگی می کند و مجموعا مالک 2 واحد از 4 واحد می باشد (یک واحد به نام خودش و یک واحد به نام همسرش - واحد های 3 و 4) و واحد 2 نیز در مالکیت فرد دیگری است. سازنده ساختمان، به دلیل مشکلات اولیه ای که به سبب پیش فروش واحد 2 از قبل با مالک آن داشته اقدام به تخریب رنگ خودروی ایشان با استفاده از ابزار های تیز، نظیر تیغ موکت بر و مواد سوزاننده رنگ خودرو نموده است. که مالک خودرو و واحد 2 پس از مشکوک شدن به این مورد، با گرفتن مشاوره از پلیس آگاهی، اقدام به نصب دوربین مداربسته در داخل انباری شخصی خود نمودند (نصب دوربین در داخل انباری شخصی واحد 2 انجام شده و نه فضای مشاع ساختمان و از بالای درب انبار مشرف به فضای پارکینگ و خودروی ایشان می باشد) و همچنین یک برگه که اعلام کننده وجود دوربین مداربسته می باشد نیز در کنار درب انبار نصب نمودند. پس از نصب و مشاهده فیلم های ضبط شده، انجام تخریب خودروی ایشان توسط سازنده ساختمان، کاملا محرز گردید و با طرح شکایت و پیگیری مراحل آن، طبق رای نهایی دادگاه فرد بزهکار به حدود 6 ماه حبس و 15 ماه حبس تعلیقی محکوم گردید و همچنین در همان روز های اولیه نصب دوربین ایجاد تخریب روی رنگ خودروی مالک واحد 1 نیز مشاهده شد که شکایت دیگری توسط مالک واحد یک که مالک خودروی مورد تخریب نیز می باشد، ثبت گردید که حکم دادگاه بدوی برای آن نیز محکومیت فرد مجرم (سازنده ساختمان) می باشد. در همان ابتدای کار و پس از مشخص شدن تخریب خودروی مالک واحد 1، ایشان نیز در داخل انباری شخصی خود دوربین مشابهی نصب نمودند که مشرف به فضای پارکینگ و خودروی ایشان می باشد. حال فرد مجرم که دوره 6 ماهه زندان را نیز سپری کرده است و حکم شکایت مالک واحد 2 از ایشان هنوز نهایی نگردیده، اقدام به طرح شکایت علیه مالکین واحد 1 و 2 نموده، مبنی بر اینکه، اقدام به نصب غیر قانونی و مخفیانه دوربین مداربسته نموده اند. لازم به ذکر است که علیه سازنده ساختمان چند مورد سابقه شکایت دیگر به جهت تصرف عدوانی باغچه و پشت بام نیز در گذشته و حال مطروح می باشد. کاملا بدیهی است که دلیل اصلی شکایت ایشان اجبار به جمع آوری دوربین ها می باشد تا بتوانند به روند تخریب و آزار رسانی خود ادامه دهند. حال با توجه به موارد مطرح شده، آیا نصب دوربین ها به شکلی که توضیح داده شد، تخلف می باشد؟ و ایشان موفق به دریافت رای مبنی بر جمع آوری دوربین ها می گردند. با توجه به موارد مطرح شده، آیا راهی برای نصب دوربین در فضای مشاع پارکینگ ساختمان جهت پوشش تصویری بهتر و کامل تر وجود دارد (فقط با رضایت 2 واحد از 4 واحد) ؟ آیا نصب دوربین مخصوص خودرو (DashCam) نیز در آینده می تواند موجب شکایت و پیگیری ایشان (فرد مجرم سازنده ساختمان) قرار گیرد؟ (توضیح اینکه دوربین مخصوص خودرو در زمان روشن بودن خودرو به صورت کامل و همیشگی در حال ضبط تصویر از رویداد های اطراف خودرو می باشد و در زمان پارک و خاموش بودن خودرو نیز در صورت حس نمودن حرکتی اطراف خودرو، اقدام به ضبط تصاویر می کند.) توضیح نهایی اینکه هیچکدام از تصاویر ضبط شده از تخریب های ایشان پخش نگردیده و صرفا در اختیار دادگستری قرار گرفته است.

2پاسخ

در این رابطه از جانب مالکین خودروها جرم یا تخلفی صورت نگرفته است ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام ملکی را در سال 1390 خریده ام و مستاجری دارم که یک دهانه از ملک ام بصورت سرقفلی از سال 1359 با شغل قصابی در اختیار او است و قرارداد سرقفلی بصورت عادی نوشته شده و 4 تا خلاف در مورد این سرقفلی دارد و بخاطر مسایلی که دفعه قبلی و موقع شکایت برایم بوجود آمد مراحل کار را خودم می خواهم در دادگاه پیگیری و انجام بدهم 1 - تغییر شغل 2- انتقال به غیر 3- عدم پرداخت اجاره بها 4- عدم تمدید قرارداد و منقضی شدن قرارداد اجاره از سال 1378 تاکنون سوال من این است که در مرحله اول باید شکایت از کل واقعه بدهیم ؟ و یا فقط باید دادخواست کلی بدهیم ؟ و یا برای هر نوع تخلف و بصورت جداگانه یک دادخواست بنویسیم ؟ و لازم بذکر است که این قصاب . گوساله را در دامداری خود کشتار می کند و بصورت غیر بهداشتی و بدون مراجعه به اداره دامپزشکی و بدون مهر خوردن و آرم دامپزشکی اقدام به توذیغ مابین مردم و هتل داران می کند .! و در این مورد هم سوال ام این است که اگر جرم اش در این رابطه هم اثبات شود و دامپزشکی او را اخطار دهد و یا پلمب کند ! چگونه و با چه شماره قانون و ماده ای می توانیم در این رابطه به دادگاه دادخواست جهت تخلیه دهیم ؟ با تشکر

2پاسخ

با سلام دوست محترم شما مالک منافع نمی باشید و مالک منافع یا سرقفلی مستاجر شماست اول اینکه قانون حاکم بر روابط شما و مستاجر قانون موجر و مستاجر مصوب 1356 است و این قانون بشدت گرایش به حمایت از مستاجر دارد به طوری که مستاجر چه سرقفلی پرداخته باشد و چه نپرداخته باشد مستحق حق کسب و پیشه است ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام.در سال٩١ باتوجه به جوازدو طبقه (١واحدزیرزمین تجاری با عمق ٣-و ١واحد همکف تجاری)أقدام به کودبرداری به عمق٦.٥متروبه قصد احداث ٢طبقه زیرزمین نمودم، به امید اینکه در بإیان کاربا برداخت جریمه کار را قانونی نمایم،لکن هم زمان در مقابل شکایت بنده از شهرداری در ممانعت از حق بر روی بلاک غیراز أین ،شهرداری با مقابله به مثل،أقدام کودبرداری بیش از حد مجاز بروانه را به کمیسیون ماده صد شهرداری إرجاع ،ورأی تخریب صادر شد بااعتراض در کمیسیون تجدید نظر مکتوب نمودم هنوز احداث بنایی انجام نشده و بنده متعهدمیشوم با اقدام عاجل(لاشه جینی با سنک وسیمان)رفع خلاف نمایم ،کلن افاقه نکرد و حکم تاییدشد در سال جاری با اقدام فوق الذکر رفع خلاف نمودم و عملیات ساختمان را به دلایلی متوقف نمودم ،اماشهرداری نسبت به برنمودن بیش از حد مجاز اخطار٤٨ساعته داد که اقدام به رفع خلاف را کزارش نمودم.لکن شهرداری در اقدام غیر منتظره و در روز عید قربان اقدام به تخلیه حداقل٢٠ کامیون خاک در بلاک فوق با توجیه أین که هنوز نیم متر أضافه از حد مجازداریدنمودکه با عتراض بنده به أین اقدام که شما حکم تخریب داریدونه حکم تخلیه خاک، واز انجاییکه بنائی احداث نشده که تخریب نمایید،و ممکن است بنده نیم متر را هم بعد از إجرای فنداسیون با کف سازی مرتفع نمایم شما میخواهید قصاص قبل از جنایت نماییدکه موضوع با صورتجلسه مأمورین نیروبی انتظامی منتفی شد اما اخیراً بازشهرداری با اخطار دیکری وبا إثبات برخورد مغرضانه تهدید به اقدام تخلیه خاک می نماید ،سؤال:أیا شهرداری میتواند قبل از احداث بنا رأی (تخریب)کمیسیون ماده صدرابا تغییر به تخلیه خاک أجرا نمایدو از انجاییکه بنده رفع خلاف را انجام داده و نیم متر الباقی را نیز مرتفع می نمایم که در صورت عدم تعهد و با توجه به حکم تخریب شهرداری میتواند احداث بنای بیش از حد مجاز بروانه را بعد از اقدام به سأخت ومحرز شدن مورد تخلف تخریب نماید، لکن در حال حاضر دلیلی ندارد شهرداری بخواهد فرا قانونی نماید لطفا راهنمایی بفرمایید جکونه إحقاق حق نمایم

2پاسخ

با سلام/ دوست محترم مطابق ماده صد قانون شهرداری و تبصره های آن اختیارات شهرداری صرفا در محدوده آرا کمیسیون ماده صد نیست بلکه اقدامات پیشگیرانه و تامینی در زمان شروع تخلف ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام.اینجانب اپارتمانی را پیش فروش نموده و بابت ثمن 4 فقره چک از خریدار دریافت نموده ام که در سررسید پرداخت نگردید.در متن قرارداد این جمله ذکر شده:چنانچه خریدار در مواعد مقرر از پرداخت ثمن معامله خوداری کند طبق مقررات راجع به خیار تاخیر ثمن فروشنده حق دارد نسبت به فسخ قرارداد اقدام نماید ودر این مورد ارسال اظهار نامه برای خریدار کفایت میکند ونیاز به مراجعه به مراجع قضایی نمیباشد.....متاسفانه در جمله ذکر شده اشتباها به جای خیار تخلف از شرط خیار تاخیر ثمن را نوشته ام و بعد متوجه این موضوع شدم...بعلاوه خیار تاخیر ثمن وتخلف از شرط ساقط نشده است..حال با توجه به قید این شرط وقید اشتباهی خیار تاخیر ثمن چه اثراتی دارد؟ایا بنده میتوانم قرارداد را با توجه به شرط ذکر شده فسخ نمایم وقید کلمه خیار تاخیر ثمن مشکلی را بوجود نمیاورد؟؟

2پاسخ

با سلام خیار تاخیر ثمن مخصوص معاملاتی است که هم مبیع و هم ثمن حال باشد یعنی مدت دار نباشند و در مورد کیس شما صدق نمی کند اما از متن قرارداد شما اینگونه پیداست که منظور شما همان خیار تخلف شرط بوده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام و وخسته نباشید.مغازه پدرم (صاحب سرقفلی)ازسال 1337 درشغل نانوایی فعال بوده که 18سال پیش بعد ازفوت ایشان، وراث مغازه رابصورت شفاهی و بدون سند رسمی وبدون اطلاع موجر اجاره میدهند که فقط رسید دریافت اجاره باامضای یکی ازوراث موجود میباشد.از15ماه پیش مستاجر ادعای سرقفلی کرده واجاره نمیدهد .حال باتوجه به اینکه وراث توان اداره مغازه رانداشته انداستدعا دارم درخصوص سوالات زیر ماراراهنمایی فرمایید. آیامستاجر میتوتندادعای سرقفلی نماید؟ آیا میتواند ادعای حق کسب وپیشه نماید؟(برخلاف تبصره 2 ماده 19موجر ومستاجر) چرادردادگاه هابه تبصره فوق عمل نمیشود؟ درصورت راضی شدن مستاجر بامبلغ یک سوم ارزش سرقفلی به صلاح ماهست که کاررابه دادگاه بکشیم؟(باتوجه به 15 ماه اجاره معوقه) آیافعال بودن مغازه 35 سال قبل ازاجاره واینکه مستاجر تاثیری دررونق آن نداشته است برمبلغ حق کسب موثراست؟ آیا درصورت اثبات تخلف کسبی نظیر فروش آرددولتی،حق کسب سلب خواهدشد؟ برای کاهش مبلغ ازچه قوانینی میتوان استفاده نمود؟ باتشکر

2پاسخ

با درود وشاد باش جشن نوروز، دوست عزیز موضوع مطروحه (دعاوی مربوط با امور استیجاری املاک تجاری) بسیار فنی و پیچیده و از طرفی سوال شما گنگ و اندکی مبهم است اما تلاش می کنم با بیان فروض مختلف پاسخ لازمه را برای استفاده احتمالی شما بیان کنم: نخست این که، اگر شما به موجب عقد اجاره یا حکم دادگاه حق و یا اجازه انتقال منافع به غیر داشته باشید حق دارید همانند مالک انجام تعهداتش را از منتقل الیه(مستأجر دوم) بخواهید و هم درخواست تخلیه مورد اجاره را مطرح نمایید. اما اگر فاقد حق انتقال به غیر بوده و مورد اجاره را به غیر واگذار نموده باشید آن وقت مالک طبق بند 2 ماده 14 ق ر م م سال 1356 در قبال تخلف مستأجر حق در خواست فسخ و تخلیه عین مستأجره را دارد و بنابراین در این حالت نمی توان به شما( مستأجر اول )حق در خواست تخلیه داد به علاوه اصولا رابطه استیجاری بین شما (مستأجر اول) و منتقل الیه برقرار نمی شود تا شما(مستأجر اول) بتوانید به استناد مقررات موجر و مستأجر درخواست تخلیه را مطرح سازید.اما درمورد اجاره بهای مقرر فی ما بین، نظر به عدم وجود رابطه استیجاری، شما نمی توانید تحت عنوان اجاره بها مبلغی را از منتقل الیه مطالبه کنید ولی از این باب که تا عدم تخلیه مورد اجاره از ناحیه مالک ، شما(مستأجر اول) کماکان مستأجر مورد اجاره و مالک منافع شناخته می شوید و می توانید از منتقل الیه اجرت المثل ایام تصرف را مطالبه کنید. دوم ،اگر مستأجر حق انتقال منافع به غیر را هم به موجب قرارداد و یا حکم دادگاه داشته باشد به موجب "تبصره 2 ماده 19 قانون یاد شده" تنها با تنظیم سند رسمی می تواند سرقفلی ناشی از آن را به دیگری واگذار کند وگرنه چنان چه انتقال بدون تنظیم سند رسمی انتقال یافته باشد این انتقال از حیث تعلق سرقفلی به مستأجر دوم معتبر نیست. سوم چنانچه مستأجر که حق انتقال منافع به غیر ندارد هنگاه انتقال مورد اجاره به غیر، وجهی به عنوان حق کسب و پیشه یا تجارت از متصرف اخذ نموده باشد، نصف حق کسب و پیشه مقرر در حکم تخلیه، به متصرف مورد اجاره پرداخت می شود اما چنان چه از این بابت از متصرف وجه یا مالی نگرفته باشد، نصف حق کسب و پیشه به مستأجر پرداخت می شود نه به متصرف "(تبصره1 ماده 19 قانون مزبور)" چهارم، فروش غیر قانونی آرد از سوی مستأجر از موارد مذکور در قانون یاد شده برای فسخ یا اسقاط حق کسب یا پیشه و تجارت هم نیست. پیروز باشید. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

ملکی را با توافق در حضور 5 داور مالک شده ام و شخص مالک اول با سوء نیت و استفاده از 2 داور ملک را فروخته به برادرش و صرف شکایت برادرش از اینجانب به اتهام تصرف عدوانی ٬ اینجانب نیز از مالک اصلی شکایت فروش مال غیر کرده ام حال بازپرس به شکایت اینجانب ترتیب اثر نداده و قرار منع پیگرد صادر کرده چرا که سند مالکیت به نام خوانده می باشد و خوانده نیز مدعی است که هیچگاه ملک را نفروخته است و توافق نیز مشروط و معلق است و اجازه فروش را از دو داور کسب کرده چون در توافق اینچنین ذکر گردیده است که در مقابل تعهد پرداخت سه فقره وام ملک به تصرف مهدی (خواهان) قرار گرفت و مهدی متعهد گردید که تا تاریخ 89/12/20 سند آقای محمد (خوانده) را از رهن بانک خارج نماید و اگر موفق به این کار نشد حکمین باید نسبت به فروش ملک اقدام نمایند و مهلت تعیین شده تا 90/01/20 است و چون خواهان به تعهدش عمل نکرده در رابطه با بند فک رهن حکمین که به دو نفر اتلاق می شود اقدام به فروش ملک کرده اند به برادر اینجانب(خوانده) حال لازم به ذکر است که اینجانب مهدی به تعهدات خود عمل کرده ام و در رابطه با آزاد کردن سند نامبرده پس از مهلت قانونی خود در تاریخ 90/01/18 با اطلاع 4 داور به بانک مراجعه کرده ام و نسبت به بدهی سند با ریختن مبلغ بدهی به حساب بانک نامه فک رهن را دریافت و به 4 داور اطلاع داده ام این 4 داور طی صورت جلسه ای قبول کرده اند که اینجانب به تعهد خود عمل کرده ام و با تسلیم نامه بانک به دفتر خانه در تاریخ 90/01/28 سند ایشان با حضور نماینده بانک آزاد شد. با وجود صورت جلسه 90/01/18 یکی از همین داوران صورتجلسه و داور غایب صورتجلسه در تاریخ 90/01/22 بدون اطلاع بنده و دیگر داوران اقدام به فروش ملک کرده اند و دلیلشان نیز این است که چرا در 90/01/28 سند آزاد شده در صورتی که اینجانب در آزاد کردن سند مقصر نبود ه ام نماینده بانک در تاریخ 90/01/28 در دفتر خانه حاضر شده است حال اینجانب پس از گذشت 6 ماه با شکایت برادر خوانده متوجه فروش ملک خود گردیده ام و ملک نیز در تصرف اینجانب است و با توجه به مشکلات پیش آمده به 3 داور دیگر مراجعه کرده ام و داوران اقدام به صدور رای کردن به محکومیت خوانده مبنی بر انتقال سند به نام اینجانب که رای صادره توسط دادگاه حقوقی به خوانده ابلاغ گردیده . جناب آقای وکیل آیا اینجانب می توانم با تقاضای صدور قرار اناطه جهت اثبات مالکیت خود که در دادگاه حقوقی در حال ابلاغ و اجرا است اعتراض به صدور قرار منع تعقیب نمایم و برای اثبات تخلف 2 داور و فروشنده به کدام قوانین کیفری باید استناد کرد و آیا از نظر قانون این آقایان متخلف هستن یا خیر خواهشمندم با نظرات خود اینجانب را یاری فرمائید

2پاسخ

سلام حضور شما عرض شود بله با توجه به شرایطی که در متن بدان اشاره کرده اید در صورت تحقق و ایفای تعهدات خود در زمان مقرر امکان فروش و فسخ بیع نامه برای مالک اولیه میسر نبوده و ...

مشاهده پاسخ کامل





1سوال

با سلام و ادب و احترام خدمت وکبل محترم به استحضار عالی میرساند: در مورخه 10/10/88 یک فقره آپارتمان از فامیل خود (پسر داییم ) به قیمت 290.000.00 میلیون تومان خریدم. ایشان را 30 سال بود ندیده بودم . از آنجاییکه در تهران دنبال آپارتمان می گشتم توسط فامیل دیگر به این پسر دایی که آپارتمانی برای فروش داشت معرفی شدم . ایشان (پسردایی یا فروشنده آپارتمان) مورد معامله را به رویت اینجانب رساند. اظهار داشت به به لحاظ فامیلی و قوم خویشی آپارتمان مورد معامله را با تخفیف زیاد و زیر قیمت روز به شما می‌فروشیم . در معامله فی‌مابین نیز اصلا ‌نوشته‌های چاپی مبایعه‌نامه ملاک عمل نبوده، بلکه فقط سخن شفاهی و دوستانه ملاک تنظیم آن مبایعه نامه بوده است. بر همین اساس اینجانب قولنامه را سفید و چند روز قبل از تنظیم آن به همراه شاهد عینی امضاء نمودم و از مفاهیم حقوقی چاپ شده در مبایعه‌نامه مذکور اطلاعی نداشتم. (همچنین مبایعه‌نامه چاپ شده توسط فروشنده و در منزل شخصی‌اش و در جمع خانوادگی ایشان نوشته شده بود - مشاور املاک هیچ دخالتی نداشت) در قولنامه بصورت چاپی « اسقاط خیارات خصوصا خیار غبن فاحش » ذکر شده بود و بنده کاملا از مفاهیم آن بی اطلاع بودم. برای پرداخت کل ثمن معامله، یک قطعه زمین ویلای واقع در اندیشه 3 را با حداقل پانزده میلیون زیر قیمت فروختم و 60.000.000 میلیون تومان حاصل از فروش زمین بعنوان بیانه و ثمن اولیه معامله به ایشان دادم. برای بقیه ثمن معامله که 230.000.000میلیون تومان بود ، از طرف فروشنده پنج ماه به من مهلت داده شد تا پس از فروش منزل ویلایی خود در اندیشه فاز3، آن را پرداخت نمایم. (‌لازم به ذکر است هیچ ضرر و زیانی به لحاظ فامیلی در مبایعه نامه ذکر نشده بود.) . بعداز گذشت مدت فوق ملک اینجانب فروخته نشد و مبایعه نامه فسخ گردید. از ایشان خواستم ثمن اولیه معامله‌ را بازگرداند. ایشان اظهار داشتند که آن مبلغ را خرج کرده‌اند. باز هم با چرب زبانی فروشنده مجددا توافق شد که برای دو ماه دیگر مبایعه تمدید شود تا شاید منزل ویلایی‌ام فروخته گردد. اما پس از گذشت آن دو ماه نیز منزلم فروخته نشد. دو باره مبایعه نامه با اتمام مهلتش فسخ گردید . باز از ایشان مطالبه بیانه خود را نمودم و ایشان باز هم به دروغ گفتند که خرج نموه است. بعد از چند روز پس از اتمام آخرین مهلت مبایعه نامه، منزلم ویلایی‌ام با قیمت کمتر از انتظار فروخته شد ( حداقل 80.000.000 م ت زیر قیمت روز ). پس از آن ایشان متوجه فروش شد و دوباره با ابراز صمیمیت فامیلی و چرب زانی توافق بنده را جلب نمود و اظهار داشت به همان قیمت اولیه مبایعه نامه حاضر است مجددا تمدید نماید. چون ایشان ودیعه را معلوم نبود کی پس خواهد داد بناچار و با دلگرمی به گفته های ایشان مبایعه نامه را تمدید نمودیم. (شایان ذکر است از ابتدای تنظیم مبایعه نامه و طی مراحل چند ماهه آن و تا تمدید نهایی و پس از آن به لحاظ فامیلی و اعتماد سازی کاذب ایشان ،‌بنده هیچ تحقیق و بررسی نسبت به مورد معامله انجام ندادم.) بعد از آن بقیه ثمن پرداخت شد و ثبت سند و تحویل آپارتمان خریداری شده انجام شد. بلحاظ اینکه منزل ویلایی خود را 80.000.000 زیر قیمت داده بودم با این ادله که فروشنده (پسر دایی) نیز مورد معامله را بدلیل فامیلی و بنا بر اظهاراتشان تقریبا 80.000.000 م ت به من ارزان تر از قیمت بازار داده است تا به پول نقد برسد. در ازای آن 80.000.000 م ت کسرس از بقیه ثمن معامله ، ایشان یک فقره چک از بنده دریافت نمود. اینجانب تصمیم به اجاره دادن آپارتمان خریده شده گرفتم . اقدام به چاب آگهی نمودم . در میان، در ارتباط با املاکان و مشتریان متوجه غبن فاحش و تدلیس و عیب آپارتمان خریده شده شدم. فروشنده آپارتمان مذکور را به قیمت نزدیک به متری 1.200.000 هزار تومان به بنده فروخته بود،‌در حالی که در زمان چاپ آگهی تحقیق بعمل آمد و مشخص شد که قیمت مورد معامله مذکور از قرار متری 800.000 هزار تومان است. (از هیچ یک از موارد مورد اشاره آگاهی نداشتم). بی درنگ پس از متوجه شدن مسایل مذکور را با فروشنده مطرح نمودم و خواستار فسخ معامله شدم. اما ایشان مخالفت نمود. ناچار با وکیل مشورت نمودم . بدستور وکیل درخواست تامین دلیل با جلب نظر کاشناس نمودم . کارشناس پس از بررسی عنوان تصرفات مشاعی توسط فروشنده و همچنین قیمت حدکثری مورد معامله را از قرار متری 900.000.000 هزار تومان اعلام نمود. همچنین طبق نظر کارشناس قضایی، ایشان در مشاعات تصرف نموده بود که از نظر شهردای و دیگر همسایگان مشکل ساز گردید. بعداز آن یک اظهاریه جهت فسخ مبایعه نامه برای فروشنده ارسال نمودم. با توجه به توضیحان فوق خواهشمنم مرا راهنمایی نمایید. سوال: 1- چگونه میوانم مطلب اسقاط کافه خیارات چاپی در مبایعه نامه را باطل کنم؟ 2- آیا فروشنده میتواند چک را برگشت زده و توقیف اموال یا زندانی نماید؟ 3- چطور میشود جلوی توقیف اموال و وصول چک را گرفت ؟ 4- از چه راهایی میتوان فروشنده را محکوم و مبایعه نامه را فسخ نمایم و یا اختلاف قیمت غبن فاحش را کسر نمایم؟ 5- آیا میتوان مورد معامله را سریع به نام دیگری انتقال دهم تا فروشنده نتواند توقیف نماید؟ 6- و .... لطفا هر سوال یا راه دیگری که امکان دارد برایم بنویسید؟

2پاسخ

با سلام /اگر ضمن عقد خارج لازم مثل بیع اسقاط کافه خیارات شود این شرط مطلق و نامحدود تفسیر نمی شود و استثنائاتی دارد یعنی ماده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و احترام میشه خواهش کنم در موارد ذیل راهنمائی بفرماید ؟ سپاسگزارم : منزلی را به خانومی کرایه داده ام که متاسفانه از قرارداد سال قبل ( اول تیر ۱۳۸۷- سی و یکم خرداد ۱۳۸۸ ) مبلغ ۵۹۰،۰۰۰ تومان بدهکارند. این میزان بدهی در قرارداد جدید ( اول تیر ۱۳۸۸ - سی و یکم خرداد ۱۳۸۹ ) آورده شده است از طرفی برای سال جدید، ایشان هیچ پولی به بنده تاکنون پرداخت نکرده اند ، پس کل بدهکاری ایشان تا پایان فروردین ماه ۱۳۸۹ مبلغ ۴،۱۰۰،۰۰۰ تومان میشود ( کرایه ماهیانه ۴۱۰،۰۰۰ تومان میباشد -) مبلغ پیش پرداخت ایشان ۴ میلیون تومان میباشد دردی ماه ۱۳۸۸ ، به ایشان اظهار نامه فرستاده شد از انجائی که هیچ پیشرفتی حاصل نشد، به ناچار وکیل گرفتم .... قرار است در اول اردیبهشت ۱۳۸۹ جلسه رسیدگی به شکایت اینجانب برگزار شود : از آنجائی که وکیل بنده اولین تجربه کاریشان هست ............متاسفانه جواب سوالات زیر را نمیداند : در صورت امکان بزرگواری نموده راهنمایی نماید : ۱- در صورت عدم حضور مستاجر در جلسه آیا قاضی حکم صادر میکند ؟ یا جلسه رسیدگی به تعویق میافتاد ؟ ۲- با توجه به اینکه بدهکاری مستاجر بیش از پیش پول است در صورتی که ایشان بگویند پول ندارم ، چه پیش خواهد آمد ؟ ۳- آیا میتوان کل پولی که وکیل از اینجانب در خواست میکند را از مستاجر گرفت ؟ با توجه به مشکل ذکر شده ، علاقمندم مواردی را به قردادهای بعدی اضافه کنم تا مبادا چنین مشکلاتی در آینده دامنگیر اینجانب شود ، مواردی چون : ۴- مستاجر موظف است اجاره بها را راس مواعید مقرر به موجر بپردازد ، و اعلام و اقرار نمود که در صورت عدم پرداخت به موقع اجاره , ضمن اینکه مالک میتواند جهت اخذ حکم تخلیه,و تخلیه ملک مورد نظر اقدام لازم را به عمل آورد , علاوه بر اجاره بها, ماهیانه مستحق دریافت مبلغ ۵۰۰،۰۰۰ ریال به ازای تاخیر در پرداخت هر موعد اجاره بها به عنوان خسارت ناشی ازتاخیرتادیه اجاره بهاخواهد بود که میتواند این مبلغ را مستقیما و بدون نیازبه انجام هیچگونه اقدام یا تشریفاتی ازمحل مبلغ پیش پرداخت قرارداد حاضر برداشت نماید . ۵- چنانچه مستاجر بعد از انقضای مدت قرارداد ملک را در تصرف خود نگه دارد ، موظف است ۲ برابر اجاره بها ی تعیین شده را تا زمان تخلیه کامل به موجر بپردازد . ۶- به هر دلیلی (مثلا عدم پرداخت به موقع اجاره بها یا عدم تخلیه ملک مورد اجاره در پایان قرارداد مقرر) که موجر ناچار شود وکیل اختیار کند، تمامی مخارج وکیل و مخارج جانبی دیگر برعهده مستاجر میباشد. ۷- مورد اجاره جهت سکونت مستاجر با افراد عائله تحت تکفل درجه اول وی و همسرش و جمعا به تعداد .................... نفر به اجاره داده شده است ولاغیر و مستاجر به هیچ عنوانی حق تغییر نوع استفاده مزبور را از مورد اجاره ندارد. ۸- تخلف مستاجر از هر یک از مفاد و شروط این سند موجب خیار فسخ از طرف موجر خواهد بود. نظر جنابعالی در هر مورد چیست ؟ ۹- آیا مواردی را نیاز میبیند که اضافه کنم که در بالا عنوان نشده است ؟ قبلا از حسن همکاری شما نهایت تشکر و امتنان را دارم با تقدیم احترام آرمین کریمی نیا ونکور کانادا

2پاسخ

سوال اول شما را هیچ وکیلی نمی تواند پاسخ دهد چون علم غیب ندارد . بقیه سوالات خود را از وکیل محترمتان سوال کنید چون حتما بر آن علم دارند . ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با عرض سلام و خسته نباشید بند از محضرتان شش سوال دارم قبلا از اینکه محبت می کنید جواب می دهید ممنون . در مورده سوالاتم یک توضیح کوچکی می دهم که کاملا موضوع براتون روشن بشه . دختر خانمی با وسیله سایته همسریابی اشنا شدیم و با هم قرار در کافی شاپ و ارتباطه تلفنی بر قرار کردیم و ایشان قبله قرار عکسهای خودش و خانوداش برای من ایمل کرد حالا رفته شکایت کرده به عنوانه مزاحمت تلفنی و تهدید به اخاذی به وسیله سو استفاد عکس و فحاشی که در حال حاضر قرار منع تغقیب قرار گرفتم چند سوال برای من ایجاد می شود سوال اول ایاوقتی شخصی در دادسرا شکایت می کنه سیر قانوی ان اینه که مورد تحقیق قرار بگیرهوشکایت ایشان به وسیله معاون دادستان دستور رسیدگی به بازپرس می دهد بتزپرس برای ااینکه ببینه ایا دلیلی برای احضار بنده داره دستور تحقیق می دهد فردای انروز شاکی به وسیله شکایتی مبنی بر همون مزاحمت و تهدید می بره پیشه سرپرست دادسرا معاون دادستان که دستور جلب منا میدهد با اذن ورد به منزل بدونه سابقه احضار و توجیح داره که ممکنه متهم فراری بشه اما پرونده دسته تحقیق بوده و چیزی مبنی براینکه اتهام به من می چسبه یا نه و شماره همراه اعتباری که اس ام اس و مزاحمت وتهدید در اون شماره موجود بود دستور تحقیق نمی ده که ماله بند هست یانه و فقط به گفته شاکی استناد می کنه حالا سوالی که ایجاد می شود من از ایشان میتوانم به عنوان جلبه خودسرانه شکایت کنم یانه اگر بله به استناد چه ماده ای ایا این تخلف ثبت می شود یا اینکه از جایگاه می افتد یا نه؟ سوال دوم سر پرست دادسرا{معاون دادستان) م با توجه به ایبنکه بازپرس منع تعقیب داده و دادیار اضهار نظر هم گفته عدول بر قرار داده شده مدعی شده ارتباط نامشروع و مزاحمت تلفنی مشهود ایا این منعی می ده کسی که رابطه داشته و به گفته ایشان نامشروع مزاحمت تلفنی معنی میده ایا میتوانم اینا استناد کرد که ایشان سو نیت داره البته اگر بتوان گفت مزاحمت تلفنی با رابطه نامشروع بی معنی ؟ایا این موضوع افترا می شود؟و ایا وقتی رابطه هست مزاحمت تلفنی منتفی ؟ سوال سوم ایا دادسرا برای اینکه تحقیقی صورت نداده در مورد شماره همراه و من هم بعد از خوانندن پرونده متوجه شدم و قبلا به من گفته نشده بود و فقط منا در اگاهی بازجویی کرده بودند که ایا دویست پنجاه میلیون قبول داری می خواستی اخاذی کنی یا همدست داری یاتهدید کردی شاکی فقط همین و حالا با چه چیزی اونا تهدید کردی و اون وسیله را قبول داری صحبتی به میان نیامده ایا این برای مامور تخلف به حساب میاید یا نه لصفا توضیح دهید ؟و استناد ماده قانونش بگید ممنون سوال چهارم متاسفانه وقتی سیستم منا توقیف کردند عکسهای این دختر خانم در هارد سیستم بود که من پاککردم ولی باز یابی کرده بودند و مامور پروند از این صحبتی به میان نیاورد ه و گفته عکسهای ایشان در سیستم ایشان بود مهم تر ایشان فرستاده و در گفته خود گفته که اشتباهی یک سی دی نرم افزار داده بودم که سی دی عکسهای بوده یک جای هم گفته فلش بوده ایا با توجه به اینکه ایمل ایشان موجوده میتوان گفت افراست و ایشان با میل خودش فرستاده؟ سوال پنجم شاکی ادرس منزل ما را از روی شماره ت همراه دائم من که داشته از طریق مخابرات پیدا کرده و همانطور که می دانید مخابرات با نامه قضای ادرس میده و محرمانه می فرستاده که مهر محرمانه اش را در پرونده دیدم که ادرس درش نوشته شده بود منتهی ادرس ازطریقه پاستگاه به شاکی گفته و من بتوانم اتبات کنم چون در زمان مامورها اگاهی که امده بودند منا دستگیر کند بودند و صورت جلسه ورود به منزل امضاکردند ایا این تخلفه که او.لا ادرس در اختیار شاکی قرار دادند هم اینکه در منزل اوردند ؟ سوال ششم ایا با توجه به اینکه من اتهام قبول نکردم و صبح ساعت شش دستگیر شدم ایا البته صوزت جلسه شده توسط افسر پرونده که با بازپرس تماس گرفته شده و تلفنی 24 ساعت من تحت نظر باشم بازداشت ایا قانونی بود اگر تخلف به استناد چه ماده ای؟ سوال هفتم ایا دادستان میتوانسته در مورد رابطه نامشروع دختر را تبرئه و پسر را متهم کنه یا نه ؟ البته دختر خانم یعنی شاکی نامه های نوشته که قصده من درش کاملا مشخص بوده ازدواج و در مورد دست پسر قبلیش هم گفته که اون بی غیرت بود و تو با غیرتی و خدا ترس ایا میتوان اینا برای اثبات کنم قصدم ازدواج بوده و دادستان انرا لحاظ نکرد چون داخله پرونده هست ایا تخلف بوده شکیتبرئه و منا متهم کنه ؟ سوال اخر ایابا توجه به موضوعات پرونده وقتی من تبروه بشم و حکم منع تعقیب قطغی بشه چون اختلاف به بازپرس دادستان چون دادستان به منع تعقیب مخالفت کرده تمنع تعقیب تایید بشه بنده شکایت کنم در مورد تخلفهای اشکار و مندرج به عنوان نشر اکاذیب و افترا و مخدوش کردنه جایگاه مدعی العموم اونا از جایگاه خلع کند ؟ و ایا از من رفع حثیت میشه و در مورد شاکی دادگاه در مورده افترا و تهمت ایشان چه حکمی میدهد؟ از اینکه سوالات زیاد ه شرمنده من قبلا از شما

2پاسخ

لطفا سوالات خود را در چند نوبت و به صورت مجزا ارسال نمایید. امکان پاسخ دهی به سوالات شما به این شکل برای ما مقدور نمیباشد. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بنام خدا احتراماًضمن عرض سلام وخسته نباشید دوسؤال از حضورتان دارم 1-کارمندی درهیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری به شش ماه انفصال ازخدمت محکوم و سپس هیئت کارمندراجهت رسیدگی جنبه جزائی رأی به دادگاه معرفی مینمایددرادامه کارمند در هیئت تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداری بدلیل عدم احراز سؤنیت تبرئه میشود که قاضی دادگاه نیز متعاقباً قرارمنع تعقیب صادر مینماید در ادامه هیئت بدوی به قرار اعتراض ودرخواست کارشناس مینماید که پذیرفته میشود. حال با عنایت به اینکه ملاک احراز عنصر معنوی در ارتکاب جرایم عمدی بودن آن است وعطف توجه به اینموضوع که ملاک در رسیدگی به تخلفات احراز عنصر معنوی تقصیر است در شرایطی که تقصیر احراز نشده است آیا دادگاه میتواند جنبه جزایی رای را رسیدگی و پرونده را ارجاع به کارشناس نماید؟ 2-اگر سر دفتری با تحصیلات مهندسی کشاورزی وکارشناسی ارشد حقوق عضو هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری باشدآیا با توجه به ماده 32آیین دادرسی مدنی وهمچنین ماده 15 قانون دفاتر اسناد رسمی و قانون سردفتران ودفتریاران میتواند بعنوان نماینده حقوقی هیئت بر علیه کارمند پرونده بالا در جلسات دادگاه شرکت نماید؟

2پاسخ

با عرض سلام و پوزش به علت تاخیر در پاسخ، در خصوص سوال اول لازم به ذکر می باشد که "تقصیر" و "عنصر معنوی جرم" دو مقوله ای می باشند که ...

مشاهده پاسخ کامل