جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121932428 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

یک سوال از محضر شما داشتم در صورت امکان راهنمایی بفرمایید: من چند ماه پیش یک قرارداد ساختمانی از نوع مدیریت پیمان یا یک پیمانکار برای ساخت یک باب آپارتمان 4 واحده منعقد نمودم و ولی متاسفانه پیمانکار محترم با حیف میل کردن پول هایی که در اختیارش بوده بیش از 70 میلیون به بنده خسارت وارد نموده است ( با توجه به تامین دلیل و مدارک لازمه) ولی متاسفانه ایشان با استفاده از سادگی ما هنگام عقد قرارداد آن را تقریبا یکطرفه انجام داده و راهی برای فسخ قرارداد نیست. و هیچ گونه بندی مبنی بر فسخ قرارداد در آن وجود ندارد و کار الان به دادگستری ارجاع شده و متاسفانه مدت رسیدگی طولانی خواهد بود .حال چند سوال از محضر شما دارم:1- آیا میتوان با توجه به شرایط عمومی قراردادهای اجرای ساختمان این قرارداد رو فسخ کرد و از ماده های قانونی آن در دادگاه استفاده کرد ؟ 2 - چگومه میتوان دستور برای ادامه کار توسط خودم گرفت تا از ضرر و زیان بیشتر جلوگیری کرد.3- در جلسه اول دادگاه از قاضی درخواست صدور دستور موقت جهت ادامه کار نمودم و ایشان فرمود نیازی به دستور موقت نیست شما می تواید قرارداد را فسخ نموده و ادامه کار داده تا پرونده به سرانجام برسد و هر دو موافقت نمودیم(بصورت شفاهی). ولی وقتی برای فسخ به پیمانکار مراجعه نمودم از فسخ خوداری می کند و با توحه به نوبت بعدی دادگاه در 4 ماه بعد ایا راهی هست که سریعا قرارداد فسخ شود و دسور ادامه کار گرفت؟ لطفا راهنمایی بفرمایید

2پاسخ

...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام در سال 90 پدر اینجانب ملکی را بنام من در محضرخانه منتقل کرد و شاهد این انتقال نیز 3 برادر من بودند خواهر بنده در سال 92 با علم به این انتقال و بیماری پدر با تبانی منشی پزشک معالج و بر اساس گواهی جعلی و با مخفی کاری کامل و بدون اطلاع احدی از فرزندان اقدام به دریافت محجوریت پدر نمود و با همان مخفی کاری اقدام به دریافت حجر دادگاه سرپرستی از سال 90 را نمود وبا توجه به این مخفی کاری رای نیز پس از 20 روز قطعی شد و ایشان اکنون دادخواست ابطال سند را داده اند اما ما پس از اطلاع ازاین موضوع و آگاهی از مفاد پرونده به سراغ دکتر معالج رفتیم و علت صدور این گواهی را جویا شدیم که مشخص شد این گواهی بدون آگاهی دکتر از مطب خارج شده است که بلافاصله اقدام به صدور گواهی اصلاحی نمود و برای دادگاه ارسال نمود با این گواهی اینجانب ورود ثالث به پرونده نمودم و دادگاه نیز تمام مدارک را جهت بررسی به کمیسیون پزشکی ارجاع نمود و رای کمیسیون پزشکی نیز همین اواخر به دادگاه اعلام و تاکید شده است شروع معالجه از سال 91بوده و سال 90 بر اساس مدارک جعلی بوده است حالا با توجه به اینکه هنوز دادگاه اعتراض ثالث من در اداره سرپرستی برگزار نشده است و ایشان با این روند درخواست ابظال سند را نموده من چه کاری می توانم بکنم و آیا اصلا" با توجه به مدارک فوق و مواد 1290 و 1305 دادگاه رای به رد دعوی و می نماید یا سند باطل یا غیر نافذ میشود. با تشکر

2پاسخ

نخست اینکه ماده 423 قانون ایین دادرسی مدنی مقرر می دارد:در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و احترام ، سال 90 منزل مسکونی خود را برای آپارتمان سازی به پیمانکار سپردیم بطوریکه سهم ما سه و نیم واحد میشد در قرارداد بسته شد میان پدرم و پیمانکار، پدرم تعهدی برای پرداخت وام نداشت . اما از طرفی وکالت وام به پیمانکار داد. پیمانکار سیصد میلیون وام گرفت که آنرا تا کنون پرداخت نکرده است . همزمان یا مقداری بعد ایشان در حدود 6 زمین دیگر هم شروع بکار کرد . یکماه پیش واحدهای آپارتمان ما 95درصد تکمیل بودند یعنی آسانسور نداشت گاز نداشت آب و تلفن ، کمد ، کابینت آشپزخانه، رنگ و شیر ظرفشویی و دست شویی و... و سینک ظرفشویی و روشویی نداشت وام هم که از ابتدا پرداخت نشده . در اینچنین شرایطی پیمانکار با کلاهبرداری در 6 زمین دیگر، به تهران فرار کرد اما یکهفته بعد دستگیر شد گفته میشود وی این مبالغ را به حساب همسر دوم خود که اهل تهران است و در مسائلی مثل جعل سند و امضا و غیره دست داشته ریخته ( این خانم هم دستگیر شده ) و هر دو به محل سکونت ما یعنی اهواز انتقال یافته اند. در حال حاضر با کمک پیش خریداران واحدهای دیگر مجتمع ما آب و گاز وصل شده اما هنوز بدلایل مالی آسانسور نصب نشده . سند واحدها هم افراز نشده است. لازم به ذکر است واحدی که نصف آن متعلق به پدرم است صاحب نصف دیگرش مشخص نیست و تا حالا همه مالکین شناخته شده اند اما معلوم نیست این واحد صاحبی دارد یا خیر .در حال حاضر پدرم اصرار دارد که من خانه ام را بفروشم و پولش را که معادل بدهیهای وام واحد های وی میشود را به او بدهم تا بدهیش را پرداخت کند با وعده اینکه من یک واحد از سه و نیم واحد خود را به نام تو خواهم کرد لازم به ذکر است که ارزش یک واحد او دو برابر ارزش خانه من است. اما مسئله اینجاست که از طرفی واحدهای پدرم به مادر خواهر و برادرم نیز عرفا تعلق دارد . بخصوص که شرایط مالی خواهر و برادرم بسیار نامناسب است و بعلاوه اگر بعد از هزار سال پدرم از دنیا برود مادرم باید خانه ای متعلق به خودش را داشته باشد تا راحت زندگی کند. اینها همه به کنار پدرم در پرداخت تعهدات خود ، پرداخت کننده خوبی هم نیست . در حال حاضر می گوید اگر ما یکصدو بیست میلیون ضرر کنیم ( یعنی قیمت خانه من ) بهتر است تا اینکه دویست و چهل میلیون تومان ضرر کنیم ( یعنی قیمت یک واحد خودش) حال آیا پدرم با توجه به اینکه معلوم نیست صاحب نیمه دوم یکی از واحدهایش کسی هست یا نه آیا میتواند از بانک بخواهد آنرا بردارد تا بدهی واحدهایش پرداخت شده باشد؟ اگر من قبول کنم خانه ام را بفروشم آیا وی میتواند اصولا سندی داشته باشد برای واحدهایش تا من بخواهم بخشی از یک خانه را به نام من کند؟ اگر بخواهم که این پول را به او بپردازم و بعد عین پول را از او بگیرم آیا راهی هست که او را در آینده ملزم به پرداخت کند مثلا چک با دو برابر قیمت یا چیز دیگر؟ و اصولا در اینمورد شما چه پیشنهادی برای من دارید : بنام کردن خانه، چک گرفتن،... آیا دادگاه میتواند پیمانکار را وادار به پرداخت وام بکند چه مقدار برای اینکار زمان لازم است؟ آیا با توجه به آنچه توضیح داده شد پدرم میتواند قبل از صدور سند برای واحدهایش ، به اندازه مبلغی که که از من میخواهد بخشی از یکی از واحدهایش را به نام من قولنامه کند. اگر خیر چرا؟

2پاسخ

باید دید وضعیت سند ملک موصوف به چه نحو است ایا سند ششدانگ دارد یا مشاعی . اگر سند مشاعی باشد پدر شما میتواند به نسبت سهم مشاعی که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

http://www.norouzilawyer.ir/ با سلام؛ سوالم درباره آزمونهای استخدامی استانداری هاست؛ بنده در آزمون استخدامی استانداری گیلان، که حدود سه‌سال پیش در سال 90 برگزار شد شرکت نمودم و حائز بالاترین نمره آزمون عمومی-تخصصی کتبی شدم و پس از موفقیت در مراحل مختلف مصاحبه‌های علمی، تخصصی، گزینش و مصاحبه عقیدتی و همچنین آزمایشهای پزشکی، اعتیاد و عدم‌سوءپیشینه بعنوان قبولشده نهایی و اصلی معرفی و اعلام شدم. اما تا امروز همچنان منتظر صدور حکم استخدامی و اعلام شروع به کار هستم! از طرفی اطلاع دقیق دارم که دستگاه اجرایی مربوطه حکم قطعی 4‌نفر از 10‌نفر قبول شده نهایی را صادر نموده و آنها بیش از یک‌سال است که بطور رسمی به کار مشغول و درحال دریافت حقوق می باشند!! لذا با هدف الزام به استخدام به دیوان عدالت اداری شکایت کردم؛ حال سوالاتم اینجاست: 1-بنظر شما دیوان چه حکمی میده در این موارد؟ اجرای حکم چگونست و چقدر طول میکشه؟ 2-با توجه به اینکه چندنفر ر استخدام کردن و استخدام ما ر به تأخیر انداخته اند، آیا میتونم بعدا به جهت تأخیر در انتفاع ادعای جبران خسارتهای ناشی از مابه‌التفاوت حقوق پرداختی به استخدام‌شدگان از این آزمون ر داشته باشم؟ آیا این ادعا نابجا نیست؟ بنظر شما دیوان چه حکمی میده در این مورد؟

2پاسخ

در صورت ارائه مدارک مثبته از ناحیه ما و عدم ارائه دلیل موجه از استانداری مربوطه قطعا رای به نفع شما صادر خواهد شد . زمان دارسی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام من خانمی هستم مالک یک ساختمان 3 واحدی که خود به همراه پسرم در یکی از آنها ساکنم و در یکی از واحدها هم پسر دیگرم و خانواده اش. واحد سوم را نیز سال پیش توسط یک مشاور املاک به مرد جوانی (به همراه همسرش) یک ساله اجاره دادم (به همراه مبلغی به عنوان ودیعه). چکی هم بابت پشتوانه اجاره نامه یک سال از مستأجر دریافت کرده ایم. تا پایان مدت قرارداد مشکلی نداشتیم. پس از آن قرارداد را با افزایش مبلغ اجاره برای یک سال دیگر در همان بنگاه قبلی تمدید کردیم. توضیح اینکه این بنگاه متأسفانه ابتدا امضاء را بر روی 3 نسخه قرارداد دریافت می کند و پس از پر کردن فرم های قرارداد (و اخذ حق دلالی) نسخ دو طرف اجاره را تحویل می دهد! قرارداد سفید تمدید مذکور (به جز مبلغ جدید اجاره که قید شد) به امضاء من و پسرم (به عنوان شاهد) رسید. مستأجر هم امضاء کرد، ولی در این قرارداد جای یک امضاء خالی ماند (این بار او تنها به بنگاه آمده بود، بر خلاف قرارداد قبل که با همسرش بود و به عنوان شاهد دوم امضاء کرده بود.). قبل از اتمام مدت اجاره قبلی، اختلافاتی بین من و مستأجر پیش آمده بود که بیان آن به اصل موضوع ربطی ندارد و باعث اطاله این نوشته می شود، ولی به هر حال به حدی نبود که من نخواهم قرارداد را تمدید کنم. پس از تمدید قرارداد، مستأجر با سوء استفاده بسیار شدید از اختلافات مذکور، به جز ماه اول، در ماه های بعد از پرداخت اجاره خودداری نمود و گفت که می خواهد واحد را تحویل دهد و مبلغ این چند ماه را با ودیعه تهاتر نماید. از طرف دیگر برای دادن چک جدیدی بابت پشتوانه اجاره یک سال به بنگاه (جهت تحویل به ما، با پس دادن چک پشتوانه سال قبل) هم خودداری نمود. بنگاه هم به این بهانه نسخ قرارداد هیچ یک (از جمله نسخه متعلق به من) را تحویل نداده است. البته بنگاه توقع دریافت حق دلالی از دو طرف را هم برای این کار داشت (و دارد) که فعلاً هیچ یک پرداخت نشده است. البته خود من هم به دلیل همان اختلافات شدت یافته از سوی مستأجر پس از تمدید قرارداد، هیچ تمایلی به ماندن وی نداشتم، اما به خاطر قرارداد حاضر بودم تا انتهای مدت قرارداد صبر کنم. ضمن این که ودیعه وی هم اصلاً بایستی همزمان با تخلیه به او داده می شد و ربطی به اجاره ماهیانه نداشت. به علاوه در اجاره نامه قید شده که به ازاء هر روز تأخیر در پرداخت اجاره ماهیانه، مبلغ مشخصی به عنوان خسارت بایستی به مؤجر پرداخت شود. و بالاخره مبالغ مربوط به بدهی قبوض برق، تلفن، گاز و آب او هم که باقی می ماند. با این ترتیب وی مبلغی هم بدهکار می شود. البته آن موقع من برای اینکه زودتر از شر او خلاص شوم، اصراری بر دریافت مبلغ دیگری از او نداشتم. به هر حال وی بیست روزی مانده به پایان اتمام مبلغ ودیعه (فقط در برابر اجاره های معوقه، بدون احتساب سایر موارد از جمله خسارت تأخیر) واحد را تخلیه کرد، بدون اینکه واحد را به من تحویل داده و من بتوانم وضعیت واحد را از نظر عدم تخریب ببینم و بررسی کنم و یا تسویه حسابی صورت گیرد (که وی طبعاً بدهکار هم می شد). ضمناً او قبل از آن، بدون اطلاع به من اقدام به تعویض قفل واحد نموده بود. پس از آن من نیز چون دیگر هیچ اطمینانی به وی نداشتم، و با توجه به دسترسی آسان به سایر واحدها پس از ورود به ساختمان، اقدام به تعویض قفل در اصلی ساختمان کرده ام، البته وی پس از تخلیه واحد که نزدیک به یک ماه از آن می گذرد دیگر هیچ مراجعه ای نکرده یا تماسی نگرفته است. تنها تماس های من هم با او مشخصاً از طریق کسی است که می گوید عمویش است (گویا پدر و مادرش سالها پیش از دنیا رفته اند). عموی وی دو هفته پیش، پس از تماس های ما جهت تعیین تکلیف به بنگاه مراجعه نمود و برای تحویل واحد خواهان بازپرداخت کل مبلغ ودیعه بود! ضمن اینکه در تماس تلفنی قبلی، با استناد به اینکه ورود من به واحد تخلیه شده «تصرف عدوانی» است (!) به من گفته بود که حق ورود به واحد تخلیه شده را ندارم! به نظر می رسد قصد مستأجر، بیشتر اذیت کردن است یا فکر می کند که با تحت فشار گذاشتن من می تواند به نوعی اخاذی کند، یا لااقل حتی لفظاً هم مبلغی را که به من بدهکار می شود (و گفتم که حاضرم از آن بگذرم) مطرح نکنم. هر چند حالا با این نحوه عمل بسیار نامناسب او به نظر می رسد جایی برای بخشش مبلغ مذکور باقی نمی ماند. با مراجعه ای که به شورای حل اختلاف داشتم، گفتند ابتدا باید مبلغ ودیعه را به حسابی بریزم تا پس از صدور حکم اقدام شود. اما من با این تصور که دیگر ودیعه را می توانم خرج کنم، قسمتی از آن را خرج کرده بودم، ولی بیش از نیمی از آن باقی است. البته چک پشتوانه قرارداد قبلی (و قرارداد قبلی) هم نزدم هست، ولی بیش از یک سال از تاریخ مندرج در آن می گذرد. بنگاه همچنان از دادن قرارداد جدید خودداری می کند ولی با توجه به این که در جریان امور است، حاضر به همکاری با من است. قبل از تعویض قفل در اصلی با بنگاه در مورد این کار مشورت کرده بودم (ولی هنوز انجام تعویض قفل مذکور را نه به مستأجر و نه به بنگاه اطلاع نداده ام). ممنون می شوم مرا جهت اقدامات لازم جهت تحویل گرفتن قانونی واحد و تسویه حساب با مستأجر راهنمایی فرمایید. با احترام

2پاسخ

برای اقدام قانونی جهت تحویل ملک ابتدا شما به قرارداد نیاز دارید بنابراین توصیه میشود ابتدا نظر بنگاهدار را برای تحویل نسخه مربوط به شما جلب نمایید. سپس همزمان دو دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

در جلسات دادگاه و بالخص جلسه واپسین برای تعیین تکلیف امور مالی ( موضوع خواسته طلاق به درخواست زوجه ) صراحتا توسط زوجه اعلام شد که خواهان دریافت مهریه خود می باشد و حتی پرونده اجرائی قطعی مهریه در جریان اجرا نیز بوده است رای دادگاه مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش نیز صادر و در آن فقط به این امر اشاره شد که زوجه در این پرونده هیچ ادعای مالی مطرح نکرده است ( صریحاً به موضوع بذل اشاره نشد ) آن هم بدیهی است بدلیل در جریان اجرا بودن پرونده مهریه بوده ، پس از ارائه گواهی قطعیت به دفتر رسمی طلاق ، دفتر مذکور در صورتجلسه اجرای صیغه طلاق قید کرد که زوجه مهریه را بذل نموده ولی در سند طلاق این امر منعکس نشد و همان مفاد رای دادگاه قید شد . حال به استناد همان صورتجلسه زوج درخواست اثبات بذل و اصلاح سند را نموده است ، چگونه می توان در مقابل این ادعا با توجه به مراتب فوق دفاع کرد ، ضمناً دفتر رسمی طلاق اعلام داشته چون طلاق رجعی بوده زوجه مهریه را بذل ولی منشی اشتباهاً!! بجای مفاد صورتجلسه مفاد رای را در سند طلاق درج کرده است ، ضمناً همان گونه که مستحضرید رای اصرای دیوان عالی مبنی بر عدم الزام زوجه به بذل مهریه در طلاق حرجی وجود دارد که به نظر می رسد استنباط اشتباه دفتر رسمی طلاق در این امر ( خلاف رای اصراری ) موجب آن شده است . چگونه می توان در مقابل این ادعا دفاع و آن را رد و از تضیییع حق زوجه جلوگیری کرد؟ با تشکر

2پاسخ

با سلام/دوست عزیز در طلاق عسرو حرجی زوجه میتواند با اخذ حقوق مالی طلاق بگیرد در خصوص هر گونه ابهام در خصوص اجرای حکم ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام ، عرض ارادت و سپاس فراوان از راهنمایی پرقدرتان پس از کش و قوس های فراوان سرانجام در سال 1370(تقریباً 20 سال پیش)، طبق تقسیم نامۀ تنظیمی با حضور کلیه وراث ، تنی چند از معمرین و معتمدین روستا و بعلاوه اعضای محترم شورای روستا، تمامی ماترک «موصی»، وفق وصیت متوفی، به تفکیک نوع و میزان سهم هر یک از «موصی لهم»، با تراضی و تأیید کلیۀ اعضا همراه با تنفیذ یکا یک «موصی لهم» و دیگر شاهدین، به هر یک از ایشان واگذار و تسلیم شده و تماماً در صورت جلسۀ تنظیمی مستند گردیده است. بعلاوه از آن تاریخ تاکنون هر یک از ورّاث اقداماتی از جمله: فروش ، تعویض و ... را نسبت به اموال خود اعم از منقول یا غیرمنقول اعمال داشته اند. مضافاً می بایست متذکر شد که از تاریخ تنظیم سند ، به تجاهل و تسامح ، تابحال هیچ اقدامی در خصوص «حصر وراثت» از سوی هیچ کدام از ورثه بعمل نیامده است. معهذا طی این سالها، به سبب بروز اختلافاتی بین موصی لهم - لازم به اشاره است که موضوع دعوای پیشآمده میان ورّاث، مطلقاً در رابطه با اموال تقسیم شده ، میزان سهم تخصیصی به کلیۀ موصی لهم یا نحوۀ واگذاری ماترک نبوده و نیست _ و بعلاوه به دلیل وجوب اخذ سند مالکیت و یا ارائۀ گواهی «حصر وراثت» بمنظور «تغییر کاربری» املاک تحت اختیار اینجانب و متعاقباً دریافت تسهیلات بانکی؛ عملاً هر گونه اقدامی از ناحیۀ اینجانب جهت صدور گواهی «حصر وراثت» موقوف بر اخذ امضاء کلیه ورثه است - و از میان 9 نفر از کلیۀ اعضای موصی لهم، سه تن آنان به دلیل بروز اختلافات فی مابین ، بکلی از انجام این عمل سرباز زده و امتناع می ورزند- فلذا کسب گواهی حصر وراثت برای اینجانب ناممکن بنظر می رسد. در پایان خواهشمند است در مورد مسئلۀ پیش گفته، بنده را راهنمایی فرموده و راه حل مقتضی جهت اخذ گواهی «حصر وراثت» و یا هر طریقی که امکان اخذ سند تملیکی را برای اینجانب میسر می سازد ، پیش رویم بگذارید. با سپاس فراوان از زحمات بی شائبه تان

2پاسخ

بسمه تعالی با سلام البته از نوع نگارش و انشاء سوال مشخص است که از مضامین و مفاهیم حقوقی بی اطلاع نمی باشید . لاجرم در پاسخ عرض می گردد : بموجب ماده 360 قانون امور حسبی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با‎ ‎سلام و احترام و تشکر از پاسخ به سئوال قبلی :اینجانب در سال 86 در مجتمعی با 144 واحد مسکونی و 44 واحد ‏‏تجاری،‎ ‎یک واحد آپارتمان از شرکت سازنده مجتمع‎ ‎خریداری نموده ام ‏ ‏‏2- شرکت سازنده در سال 76 از بانک مسکن ‏وام‎ ‎مشارکت‎ ‎مدنی بابت 74 واحد مسکونی ‏گرفته ‏‎است در این رابطه تاکنون مالکین 60 واحد قرارداد فروش تقسیطی ‏با بانک مسکن دارند ولی مالکین 14 واحد از مراجعه به بانک خودداری می نمایند) مطالبات بانک مسکن در حال ‏حاضر بالغ بر 250 میلیون تومان می باشد.‏ 3-به دلیل مطالبات‎ ‎سنگین شهرداری اخذ پایانکار و تفکیک واحد ها ‏متوقف شده و ‏سازنده از پیگیری و تنظیم‎ ‎سند خودداری می نماید. ‏ ‏4-طبق مکاتباتی با بانک (که کپی آن نزد ‏اینجانب موجود است) سازنده اقرار نموده است که قرارداد مشارکت (در هنگام تعیین سهم الشرکه بانک ) بابت 74 ‏واحدمسکونی از 144 واحد توافق شده است. 5- مطالبات سازنده از تعدادی از مالکین 180میلیون تومان می باشد‏ ولی ‏‏اینجانب هیچ بدهی به سازنده ندارم.‏ ‏ ‏6- اخذ وام توسط سازنده در سال 76 و خریداری واحد اینجانب در سال 86 بوده است لذا تقدم خریداری اینجانب ‏منتفی است ‏7- یک نفر از مالکین که واحدش را در سال 75 (قبل از اخذ وام بانکی در سال 76 پیش خریداری نموده ‏است) در سال 85 موفق شده با طرح دعوا ، حکم (قطعی شده) الزام به اخذ پایانکار و سند تفکیکی و ‏تنظیم سند را از دادگاه بگیرد. در دادخواست مربوطه و همچنین حکم صادره صحبتی از قرارداد ‏مشارکت با بانک و در رهن بودن سند نشده است. ‏ ‏8- باتوجه به موضوع فضولی بودن بیع اینجانب و همچنین با توجه به ماده 84 آیین دادرسی مدنی خطر رد دعوی و ‏یا عدم استماع دعوی اینجانب وجود دارد سئوال با توجه به مراتب فوق خواهشمند است بفرمایید آیا بیان خواسته های مندرج در بندهای 9 و10 ذیل در ‏دادخواست می تواند موجب بررسی مراتب توسط دادگاه و پیشگیری از عدم استماع دعوی الزام به تنظیم سند ‏گردد؟؟؟ ‏ ‏9- خواسته اینجانب بررسی اسناد فیمابین بانک و سازنده توسط قاضی پرونده و اثبات صحت ادعای سهیم بودن بانک ‏در 74 واحد از 144 واحد {{و بعبارت دیگر عدم سهیم بودن بانک در الباقی 70 واحد (منجمله واحد اینجانب) }} ‏می باشد (شاهد این مدعا رای صادره به شرح مندرج در بند 7 فوق می باشد) ‏ ‏10- در صورت عدم صحت ادعای فوق (مبنی بر محدود بودن سهم بانک در 74 واحداز 144 واحد) ، مشخص می ‏گردد که سازنده واحدی را به اینجانب فروخته که بانک مسکن در آن ذینفع بوده است در چنین صورتی خواسته ‏اینجانب تعیین سهم بانک از واحد اینجانب و الزام سازنده به پرداخت مبلغ خسارت ( ناشی از تبعض صفقه مطابق مواد ‏‏441و 442 و 443 قانون مدنی ) و صدور حکم محکومیت سازنده به پرداخت خسارت مزبور به اینجانب می باشد.‏ باتشکر و احترام مجدد

2پاسخ

سلام، البته من از ریز مفاد و شرایط قرارداد بانک و سازنده مجتمع اطلاعی ندارم، لذا طبق قواعد عمومی، با عنایت به اینکه کل ملکی که در رهن بانک است فقط یک سند دارد و تقسیم و تفکیک و افراز صورت نگرفته بانک در قبال وثیقه کل ملک وام داده است، لذا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام خدمت شما استاد عزیز در سال 1351 پدربزرگ من فوت کردند در آن زمان ایشان 3 دختر و همسر و مادر و پدر در قید حیات داشته اند اما از آن زمان تاکنون حصر وراثت انجام نشده است یا اگر انجام شده اطلاعی از آن در دسترس نمیباشد اکنون پدر و مادر متوفی در قید حیات نیستند(حدود 30 سال پیش هر دو فوت کرده اند) و ورثه(همسر و 3 دختر) قصد انتقال اموال متوفی را دارند(که همسر متوفی به مدت 50 سال در خانه ایشان اقامت دارند) آیا امکان حصر وراثت در زمان حاضر برای همسر و دختران متوفی وجود دارد؟یا برداران و خواهران متوفی هم سهم الارث می برند ؟ همچنین یکی از برادران متوفی فوت کرده است و از مابقی خواهران و برادران ایشان اطلاعی در دست نمی باشد (احتمالا خارج کشور هستند) ؟ خواهشمندم بفرمایید روند قانونی این مسئله پس از گذشت 40 سال چگونه است؟ همچنین در صورت نیاز بر حصر وراثت مالیات بر ارث با توجه به گذشت بیش از40 سال از تاریخ فوت و صغیر بودن دختران متوفی در آن زمان چگونه محاسبه می شود ؟ اگر انحصار ورثه در آن زمان انجام شده باشد و به پدر و مادر ایشان ارث رسیده باشد آیا امکان درخواست و صدور مجدد انحصار وراثت بدون نام بردن از آنها امکان پذیر است؟(با توجه به اینکه حدود 40 سال از تاریخ فوت گذشته است و پدرومادر در قید حیات نیستند و به برادران و خواهران دسترسی وجود ندارد و یا فوت کرده اند)؟ ارزش کنونی مایملک متوفی در حدود 200 میلیون تومان می باشد. با تشکر

2پاسخ

هر ذینفع به تجویز قانون می تواند درخواست انحصار وراثت نماید.ترکه متوفی نیز به ترتیب ذیل با فرض وجود ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و خسته نباشید خدمت شما شرح واقعه ای که بر ما گذشته و 2 سال است که کسی به داد ما نمی رسد را بازگو کنم شاید شما راهنمای ما شوید که چه باید بکنیم؟ پسر کوچولوی ما باربد در تاریخ 29 اردیبهشت 1389 در اراک بدنیا آمد با توجه به اینکه گفته می شد بهتر است هرچه زودتر نسیت به خنته پسر بچه ها اقدام شود ما او را نزد دکتر احسان ستوده جراح بردیم . او نیز گفت که از روش سنتی استفاده می کند و خنته را در مطب انجام نمی دهد و باید به کلینیک "ایران مهر "مراجعه کنیم وبرای ختنه او روز 23 خرداد را تعیین کرد. در آن روز شوم ، ما باربدمان را به آن کلینیک بردیم و نوزاد را از ما گرفتند و گفتند منتظر بمانید تا نوزاد را بیاوریم .10 دقیقه آنها تبدیل یه 1 ساعت شد . هنگامی که باربد را تحویل ما دادند او از شدت تب می سوخت و به شدت برافروخته بود . علت را جویا شدیم گفتند طبیعی است اثر داروها است .اما این تب پایین آمدنی نبود ماحدود 5 ساعت بود آنجا بودیم اما خبری از دکتر معالج نبود و در آخر با دادن قطره استامیتوفن باربد را ترخیص کردند (بدون اینکه دکتر ستوده بالای سرش بیاید وفقط به خاطر کمبود تخت باربد را ترخیص کردند.) با رسیدن به منزل (حدود 15 دقیقه بعد ) ، شکم باربد را دیدیم که بر آمده شد و بعد از آن لکه های کبود را روی شکم او دیدیم سریعا او را به بیمارستان امیرکبیر اراک رساندیم . دکتر معالج پرونده باربد را خواست ، با گرفتن پرونده باربد از کلینیک متوجه بی هوشی عمومی او در حین ختنه شدیم . کاری که اصلا در مورد آن با ما صحبت نشده بود . تلاش کادر پزشکی متاسفانه سودی نداشت و بعد از 6 ساعت باربد عزیزمان به فرشتگان آسمانی پیوست . بعد از آن ما شکایتی از پرشک و کادر کلینیک ایران مهر به آگاهی و نظام پرشکی نوشتیم این پرونده بعد ار یک سال و نیم که در پرشکی قانونی اراک بود به اصفهان فرستاده شد آنجا بعد از صدور رای ؛ پرونده به دادسرا فرستاده شد اما دوباره پرونده برای مشخص شدن درصد به نظام پزشکی فرستاده شد که الان بعد از گذشت 4 ماه خبری از رای نظام پزشکی اراک نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! الان حدود 2 سال گذشته ؛اما ما توانسته ایم کاری از پبش ببریم چون این دکتر دادستان نظام پرشکی است و ما جزء مردم عادی !!!!!!!!!!!!!!.

2پاسخ

خانم محترم انجا که درسوالتان نوشته اید" پرونده برای مشخص شدن درصد دوباره به نظام پزشکی رفته" بیانگر این امر است که مقام قضایی با انجام تحقیقات به مسئولیت کیفری کادر پزشکی بیمارستان مربوطه وپزشک معالج ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و خسته نباشید اینجانب سال 1383 با خانمی عقد رسمی و در سال 1386 ازدواج نمودم مهریه ایشان 1500 سکه و 1500 شاخه گل نرگس شد که در عقدنامه ثبت گردید . در سال 1377 پدر بنده فوت نموده و ماترک ایشان ملکی است که بخشی از آن در تصرف من هست و پس از این 14 سال ملک همچنان بنام متوفی پدرم بوده و ما وراث نقل و انتقال رسمی انجام ندادیم و پس از صدور حصر وراثت و فرم 19 دارایی این ملک همچنان تا به امروز بنام متوفی پدرم می باشد . همسرم سر ناسازگاری تقریبا چند سالی است که با من داشته و همیشه اخطار می کند که مهرم را اجرا می گذارم از طرفی هم مادر پیرم در این ملک ساکن بوده و من مغازه ای که در کنار این واحد هست با رضایت بقیه وراث بعد از فوت پدرم در اختیار من قرار گرفته است . سوال بنده این است در کوتاه ترین زمان راهی که بشود این ملک رو منتقل کرد چیست یا وکالتی که باید تنطیم شود به چه مظمونی باید باشد که بنده بتوانم در صورت اجرا مهریه همسرم از سهم الارث خودم را به مادرم منتقل کنم ؟ البنه بنده آپارتمانی در سال 1386 خریداری کردم که تمامی پرداخت ها با دسته چک خودم بوده و اسفندماه این آپارتمان را با توجه به تهدید همسرم به نام ایشان رسما انتقال دادم و مستندات در این زمینه هم دارم .

2پاسخ

ابتدائا باید عرض کنم که سوال از نظر نگارشی برای خواننده ای که در جریان امر نیست، مقداری گنگ است. اما اگر منظور شما را خوب متوجه شده باشم، باید خدمتتان عرض کنم که اولاً به خاطر داشته باشید که در حال حاضر، ملک صرفاً به نام پدر شما است، زیرا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام من 2 سال پیش همسرم را ترک کردم البته یک کارت بانکی حقوقی که قابلیت دریافت بیش از یک میلیون تومان را دارد در اختیار ایشان قرار دادم.اکنون با توجه به اینکه نه با خانواده خودمم ارتباط دارم و نه با ایشان و خانواده ایشان، میخواهم بدانم چگونه می توان فهمید که آیا ایشان طلاق غیابی گرفته اند یا نه و اگر طلاق گرفته اند چگونه می توان از حکم دادگاه در این مورد اطلاع حاصل کرد. با سپاس از راهنماییتان

2پاسخ

با سلام شما می توانید به دادگاه محل زندگی مشترکتان مراجعه کنید و از واحد کامپیوتر با دادن نام خود سوال کنید که پرونده ای علیه شما تشکیل شده است یا خیر؟ اگر در تهران هستید باید حسب ادرس خودتان یا خانمتان به دادگاه خانواده یک {محلاتی} یا خانواده ونک مراجعه کنید یا اینکه اگر ادرس شما یا همسرتان در حوزه مجتمع های قضایی دیگر است به ان مجتمع مراجعه نمایید و سوال کنید به هر حال اگر پرونده ای علیه شما تشکیل شده باشد در یکی از این محاکم وجود دارد در ضمن می توانید به ثبت احوال محل صدور شناسنامه تان مراجعه کنید شاید در انجا نیز طلاق ثبت شده باشد. موفق باشید ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و تشکر بابت وقتی که صرف پاسخگویی می کنید حدود 3 سل پیش به دلیل مشکلات مالی شرکت خود با کسی شریک شدم و ایشان برای آوردن حق سهم خود به میزان 8 میلیون تومان از پدر خود پول قرض نمود که برای تضمین پرداخت وجه فوق اینجانب اقدام به صدور یک چک به میزان 8 میلیون تومان در وجه پدر ایشان و بدون تاریخ و ذکر بابت ضمانت نمودم. پس از مدت 1 سال چون سرمایه شراکت من حدود 12 میلیون تومان بیشتر شده بود ایشان برای دریافت مبلغ 12 میلیون تومان از پدر خود اقدام به دریافت یک فقره چک دیگر از دسته چک دیگری از همان بانک به مبلغ 12 میلیون تومان از اینجانب نمود. ولی پدر ایشان از پرداخت مبلغ فوق سرباز زده و چک دوم را نیز مسترد ننمود. اخیرا بر سر تسویه وام خرید دینی که از موسسه میزان داشتیم به اختلاف خورده که ایشان نمی خواستند نسبت به پرداخت سهم خود اقدام کنند. ضامن های وام فوق پدر خانم بنده و پدر شریک اینجانب بوده که پس از مراجعات بسیار نتیجه ای نگرفتم. به پیشنهاد یکی از دوستان اقدام به ارسال اظهارنامه برای پدر ایشان برای دریافت چکهای خود نمودم که جواب دادند اینجانب به ایشان بدهکار بوده و رابطه امانی و تضمینی در رابطه با چکها نمی باشد و بلافاصله اقدام به تاریخ زدن چکها با عدد و برگشت آنها نموده است. چه راهکاری برای اثبات اینکه چکها به دلایل تضمینی صادر شده است وجود دارد. با ذکر این نکته که هیچ رابطه مالی بین اینجانب و پدر شریکم نبوده و حتی مبلغ 8 میلیون تومان اول توسط پسر ایشان دریافت شده است. آیا ذکر قسم می تواند مفید باشد؟ یا نیاز به معرفی شاهد نیز هست. سرکار خانم مهدوی ن‍ژاد در ارتباط با این سوال اعلام نمودند: با سلام و آرزوی موفقیت با توجه به انکار رابطه امانی، معرفی شاهد از طرف شما و اثبات عدم مدیونیت ضروری است و در رسیدگی باید شریک شما به دادرسی دعوت شود ( دادخواست جلب ثالث). و اتیان سوگند ( قسم) نیز می تواند در کنار دلایل دیگر کمک کند. حال سوال بنده این است که 1- با توجه به اینکه ایشان چک را خود تاریخ زده و برگشت زده اند چه راه حلی برای اقامه دعوی هست و 2- با توجه به اینکه پسر دارنده چک شریک بنده بوده و در مشهد نیست می توان برای دادرسی از ایشان دعوت نمود? اگر حضور در جلسه پیدا نکرد چه عواقبی برای ایشان دارد و اگر حضور پیدا کرده و مطالبی را به دروغ اعلام کرد چه میشود کرد؟ 3- آیا راهی هست که بتوان ثابت کرد هیچگونه رابطه اقتصادی فی مابین من و دارنده چک نبوده است؟ 4- عدم مدیونیت از چه راه‏هایی قابل اثبات است؟ با تشکر مجدد

2پاسخ

باسلام واحترام ِ درپاسخ سوال اول : تاریخ زدن چک توسط دارنده دلالت بر وعده دار بودن چک دارد و فاقد وصف کیفری میباشد و درصورت مطالبه وجه چک در دعوی حقوقی ِعدم درج تاریخ توسط شما در صدورچک ...

مشاهده پاسخ کامل





1سوال

سلام همسر من در سال 86 با دختر ی 21 ساله که همکارش یود رابطه تلفنی و دیداری برقرار کرده بود با متوجه شدن من و پادر میانی دوستان و قول اینکه رابطه تمام شده باشد موضوع منتفی شد ولی بعد از چند ماه دوباره به این ارتباط پی بردم که از طریق حراست شرکت تعهد به قطع کامل ارتباط دادند و خانم به محل کار دیگری غیر از محل کار همسرم منتقل شد در ابتدای سال متوجه شدم در این مدت مرتبا" ارتباط برقرار بوده و از اردیبهشت ماه حالت خاص مانند ارتباط چت و اس ام اس و نرم افزار های تیم ویر و.... دارند و خانم عقد کرده فرد دیگری هم هستند ولی قصد طلاق دارند و حتی با مداخله همسرم به محل کار همسرم برگردانده شده اند بنده با صحبت با وکیل و کلیه مدارکی که از لب تاپ ایشان بدست آورده بودم تصمیم داشتم شکایت رابطه نامشروع را مطرح نمایم که وکیل گفتند امکان صدور رای کم هست و مجددا" همکاران همسرم مداخله کردند و با گرفتن تعهد کتبی مجدد از ایشان و اخراج خانم تیرماه سالجاری موضوع منتفی شد. از اذر ماه سالجاری مجددا" برقراری ارتباط ایشان برایم مشخص شده و عکسهای نامناسب و پیامهای عاشقانه ارسال شده به آدرس ایمیل همسرم را در دسترس دارم و مرتبا" با اس ام اس و تلفن در تماس هستند در حال حاضر خانم طلاق هم گرفته اند با توجه به مطالب فوق خواهشمندم راهکارهای حقوقی به منظور شکایت از ایشان را ارائه فرمایند

2پاسخ

با درود به شما در پاسخ به پرسش تان باید گفت در قوانین ما "دیدگاه سنتی مردسالارانه ای "وجود دارد که در بسیاری از مواقع به موجب قوانین موجود تفاوتی هایی بین حقوق زنان با مردان مشاهده می شود.رفتار همسر شما (فارغ از علت آن)از نظر اخلاقی زشت و ناپسند و خیانت به شما تلقی می شود اما اگر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

ملکی را با توافق در حضور 5 داور مالک شده ام و شخص مالک اول با سوء نیت و استفاده از 2 داور ملک را فروخته به برادرش و صرف شکایت برادرش از اینجانب به اتهام تصرف عدوانی ٬ اینجانب نیز از مالک اصلی شکایت فروش مال غیر کرده ام حال بازپرس به شکایت اینجانب ترتیب اثر نداده و قرار منع پیگرد صادر کرده چرا که سند مالکیت به نام خوانده می باشد و خوانده نیز مدعی است که هیچگاه ملک را نفروخته است و توافق نیز مشروط و معلق است و اجازه فروش را از دو داور کسب کرده چون در توافق اینچنین ذکر گردیده است که در مقابل تعهد پرداخت سه فقره وام ملک به تصرف مهدی (خواهان) قرار گرفت و مهدی متعهد گردید که تا تاریخ 89/12/20 سند آقای محمد (خوانده) را از رهن بانک خارج نماید و اگر موفق به این کار نشد حکمین باید نسبت به فروش ملک اقدام نمایند و مهلت تعیین شده تا 90/01/20 است و چون خواهان به تعهدش عمل نکرده در رابطه با بند فک رهن حکمین که به دو نفر اتلاق می شود اقدام به فروش ملک کرده اند به برادر اینجانب(خوانده) حال لازم به ذکر است که اینجانب مهدی به تعهدات خود عمل کرده ام و در رابطه با آزاد کردن سند نامبرده پس از مهلت قانونی خود در تاریخ 90/01/18 با اطلاع 4 داور به بانک مراجعه کرده ام و نسبت به بدهی سند با ریختن مبلغ بدهی به حساب بانک نامه فک رهن را دریافت و به 4 داور اطلاع داده ام این 4 داور طی صورت جلسه ای قبول کرده اند که اینجانب به تعهد خود عمل کرده ام و با تسلیم نامه بانک به دفتر خانه در تاریخ 90/01/28 سند ایشان با حضور نماینده بانک آزاد شد. با وجود صورت جلسه 90/01/18 یکی از همین داوران صورتجلسه و داور غایب صورتجلسه در تاریخ 90/01/22 بدون اطلاع بنده و دیگر داوران اقدام به فروش ملک کرده اند و دلیلشان نیز این است که چرا در 90/01/28 سند آزاد شده در صورتی که اینجانب در آزاد کردن سند مقصر نبود ه ام نماینده بانک در تاریخ 90/01/28 در دفتر خانه حاضر شده است حال اینجانب پس از گذشت 6 ماه با شکایت برادر خوانده متوجه فروش ملک خود گردیده ام و ملک نیز در تصرف اینجانب است و با توجه به مشکلات پیش آمده به 3 داور دیگر مراجعه کرده ام و داوران اقدام به صدور رای کردن به محکومیت خوانده مبنی بر انتقال سند به نام اینجانب که رای صادره توسط دادگاه حقوقی به خوانده ابلاغ گردیده . جناب آقای وکیل آیا اینجانب می توانم با تقاضای صدور قرار اناطه جهت اثبات مالکیت خود که در دادگاه حقوقی در حال ابلاغ و اجرا است اعتراض به صدور قرار منع تعقیب نمایم و برای اثبات تخلف 2 داور و فروشنده به کدام قوانین کیفری باید استناد کرد و آیا از نظر قانون این آقایان متخلف هستن یا خیر خواهشمندم با نظرات خود اینجانب را یاری فرمائید

2پاسخ

سلام حضور شما عرض شود بله با توجه به شرایطی که در متن بدان اشاره کرده اید در صورت تحقق و ایفای تعهدات خود در زمان مقرر امکان فروش و فسخ بیع نامه برای مالک اولیه میسر نبوده و ...

مشاهده پاسخ کامل