جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09125543253 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید


1سوال

با سلام در سال 90 پدر اینجانب ملکی را بنام من در محضرخانه منتقل کرد و شاهد این انتقال نیز 3 برادر من بودند خواهر بنده در سال 92 با علم به این انتقال و بیماری پدر با تبانی منشی پزشک معالج و بر اساس گواهی جعلی و با مخفی کاری کامل و بدون اطلاع احدی از فرزندان اقدام به دریافت محجوریت پدر نمود و با همان مخفی کاری اقدام به دریافت حجر دادگاه سرپرستی از سال 90 را نمود وبا توجه به این مخفی کاری رای نیز پس از 20 روز قطعی شد و ایشان اکنون دادخواست ابطال سند را داده اند اما ما پس از اطلاع ازاین موضوع و آگاهی از مفاد پرونده به سراغ دکتر معالج رفتیم و علت صدور این گواهی را جویا شدیم که مشخص شد این گواهی بدون آگاهی دکتر از مطب خارج شده است که بلافاصله اقدام به صدور گواهی اصلاحی نمود و برای دادگاه ارسال نمود با این گواهی اینجانب ورود ثالث به پرونده نمودم و دادگاه نیز تمام مدارک را جهت بررسی به کمیسیون پزشکی ارجاع نمود و رای کمیسیون پزشکی نیز همین اواخر به دادگاه اعلام و تاکید شده است شروع معالجه از سال 91بوده و سال 90 بر اساس مدارک جعلی بوده است حالا با توجه به اینکه هنوز دادگاه اعتراض ثالث من در اداره سرپرستی برگزار نشده است و ایشان با این روند درخواست ابظال سند را نموده من چه کاری می توانم بکنم و آیا اصلا" با توجه به مدارک فوق و مواد 1290 و 1305 دادگاه رای به رد دعوی و می نماید یا سند باطل یا غیر نافذ میشود. با تشکر

2پاسخ

نخست اینکه ماده 423 قانون ایین دادرسی مدنی مقرر می دارد:در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام یک قطعه زمین کشاورزی با مساحت 14 هکتار وجود دارد که پدر بزرگ من و دوستشان به صورت مشترک و مساوی در آن سهیم بوده اند . بعد از پیروزی انقلاب و فوت پدر بزرگ من، اهالی روستا اقدام به تصاحب زمین کردند که پس از طرح شکایت ،دادگاه حکم به نفع ورثه ی پدر بزرگ من و شریکش داد ولی روستاییان زمین را تخلیه نکردند و با وجود اینکه بارها دادگاه مأمور برای تخلیه زمین به محل اعزام کرد ولی همچنان روستاییان به کشت و کار در آنجا مشغول بودند و حتی ذره ای از محصولات زراعی را در اختیار صاحبان اصلی قرار نمی دادند بارها و بارها شکایت صورت گرفت و هر بار دادگاه رأی به نفع ما داد. پس از گذشت نزدیک به 10 سال تصمیم به فروش زمین به روستاییان گرفته شد و در دادگاه ذکر شد که چنانچه تا 1 ماه پس از تاریخ دادگاه روستاییان اقدام به واریز کل مبلغ توافق شده بنمایند این زمین به آنان انتقال داده خواهد شد و در صورت تأخیر در واریز کل مبلغ زمین حتی به اندازه ی 1 روز این قرار کلا منتفی خواهد شد و هیچگونه حق اعتراضی برای آن جایز نیست.روستاییان مجددا خلف وعده نمودند و حدود 6 ماه در پرداخت پول از تاریخ تعیین شده تخطی نمودند. در جلسه دادگاه بعدی که به همین دلیل برگزار شده بود پدرم به نمایندگی از ورثه ی پدر بزرگم اعلام کرد که بعلت تخطی از قرار فی مابین ملک را انتقال نمی دهد و مبلغ واریز شده را به عنوان اجرت المثل این همه سال برمی دارد ولی شریک پدر بزرگم سهم خود را انتقال داد. مجدد شکایت صورت گرفت و اینبار دادگاه رأی به نفع روستاییان دادپدرم در حضور قاضی کتبأ اعلام کرد که رأی دادگاه را قبول ندارد و این رأی را به منزله ی اجحاف و نادیده گرفته شدن حق خود می داند و از بسته شدن پرونده جلوگیری کرد . پس از آن پدرم از دنیا رفت و حدود چند سالی است که پرونده بلا تکلیف است اکنون می خواهم بدانم آیا من بعنوان وارث پدرم می توانم شکایت را به دیوان عدالت اداری بفرستم؟ و اینکه اصلا امکان برد در این پرونده وجود دارد؟در ضمن اگر دادگاه آن پول را بابت ارزش پولی زمین به حساب آورد تکلیف اجرت المثل آن 15 سال چه می شود؟

2پاسخ

با سلام به شما برای پاسخ به سوال شما ذکر چند نکته لازم و ضروری است : اول اینکه محاسبه ارزش ریالی زمین ، برابر توافق طرفین یا نظریه کارشناسی تعیین میشود و در صورت سوال شما بصورت ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بنام حق با سلام شما جای من باشید چه میکنید من معلم هستم و از بد روزگار در 2/1/90 با یک دستگاه موتور تصادف که راکب فاقد گواهینامه و ترک نشین وی از ناحیه پای چپ دچار شکستگی شدند کلیه هزینه های ایشان حتی گوسفند قربانی و جریمه عدم گواهینامه و ...بیش از 5/5میلون تومان پرداخت و بهبودی کامل گردید ایشان نیز مبادرت به رضایت بلاقید و شرط در دادگاه نمودند و همگی امضاء و اثر انگشت زدند در این خصوص صورتجلسه ای تنظیم که [ از یک ریال تا هر مبلغی تا بهبودی کامل از سوی اینجانب تعهد گردیده ] و یک فقره چک سفید امضاء که شماره آن و سفید امضاء بودن در صورتجلسه تصریح شده تحویل امین طرفین گردید بعد از مدتی مبادرت به طرح دعوی دیه و ارش مینمایند که با وجود رضایت بلاقید و شرط رد گردید و در تجدید نظر نیز استوار گردیده حال با درج مبلغ 62 میلیون تحت عنوان مطالبه طلب طرح دعوی نموده اند که درخواست اعسار از هزینه دادرسی با یک صورتجلسه با 2 امضاء تحویل و در جلسه نیز حاضر نشدند در نهایت حیرت اعسارشان پذیرفته و در جلسه رسیدگی با وجود اطلاع قاضی از سفید امضاء بودن و اینکه چک مستند به صورتجلسه است چک را یکسره دانسته و در استدلالی عجیب تر وجود چک در ید خواهان را به منزله طلب کار بودن وی قرار داده و محکومیت به پرداخت آن صادر میگردد حتی مختومه بودن دعوی کیفری در حقوقی نیز نادیده گرفته میشود (دعوی کیفری دیه و ارش که قرار رد صادر و در تجدید نظر خواهی استوار میگردد) حال اینجانب به منظور تجدیدنظرخواهی تقاضای اعسار نمودم و صورتجلسه ای با 4 امضاء تهیه و همگی 4 نفر را با خود در جلسه دادرسی حاضر که با وجود فیش حقوقی و نامه اداری صرفاً به این ادعای خواهان که [ خانه پدرش را بفروشد و پرداخت نماید] و عدم پذیرش شهود از سوی قاضی اعسار اینجانب درنهایت حیرت رّد میشود تقاضای تجدید نظر از اعسار مینمایم که در آخرین روز مهلت ساعت 11 به شعبه مراجعه که با تعطیلی شعبه مواجه و به دفتر رئیس دادگستری شهرستان مراجعه و ایشان با تایید مراجعه اینجانب گواهی و امضاء مینمایند روز یکشنیه بعد از تعطیلات رسمی عید فطر به شعبه مراجعه که ایشان به بهانه خارج از مهلت قانونی بودن مجدد دعوی را رد مینمایند و توضیحات اینجانب مبنی بر تعطیلی شعبه زودتر از وقت اداری و حتی تماس تلفنی رئیس دادگستری با شعبه مبنی بر [ من شاهد هستم ایشان آمده اند و شعبه زودتر تعطیل نموده و تایید گواهی شان ] کارساز نمیگردد و با رد دعوی به بهانه خارج از مهلت قانونی موضوع مجدد به تجدید نظر ارجاء میگردد اینجانب نیز با تهیه شهادت نامه محضری که شهود همگی در جلسه اعسار پشت درب شعبه حضور و قاضی از پذیرش ایشان امتناء و گواهی رئیس دادگستری و فیش حقوقی و تأییدیه اداره و سایر مدارک جهت تجدید نظر خواهی ارسال و بر اساس توصیه ریاست دادگستری شهرستان پیگیر تا پس از تعیین شعبه تجدید نظر خواهی ضمن مراجعه حضوری شرح ماوقع و در صورت نیاز تلفنی از ریاست دادگستری استعلام که بعنوان یک شهروند من وظیفه ام را انجام ولی شعبه زودتر از موعد تعجیل در خروج داشته و احدی از شعبه در محل کارشان نبوده اند و ریاست دادگستری شهرستان نیز شاهد میباشند که با این هفته و 10 روز دیگر مراجعه ناگهان رأی تجدید نظر مبنی بر عدم پذیرش دلائل اینجانب و تأیید رأی بدوی وصول و 10 روز مهلت تا یک میلیون و هشتصدو شصت هزارتومان واریز و الی قرار مجرمیت 62میلیون صادر میگردد آخر مسلمان یک موضوع (یعنی اعسار) در یک پرونده توسط یک قاضی (خواهان و خوانده) طرح یک طرف فقط با یک صورتجلسه 2 امضاء بدون حضور شهود و یا تشکیل جلسه اعسار پذیرفته میشود ولی همان اعسار از سوی اینجانب علی رغم صورتجلسه 4 امضاء و حضور همگی شهود و فیش حقوقی درآمد 820هزارتومان در ماه ونامه اداره و شهادت نامه محضری شهود اعسار اینجانب رد میگردد این در حالی است که در همان شعبه دعاوی با مبالغ بسیار کمتر سابقه پذیرش اعسار دارد(400هزارتومان) چرا نظارتی بر این قبیل بی نظمی ها نیست حال مانده ام با ماهیانه 820 هزارتومان دریافتی چکار بکنم ؟ ! دوستان توصیه کردند طلای قسطی بخرم و با کسر 7% کامزد به خود طلافروشی بفروشم و پول را تهیه کنم ولی بعضی میگویند ربا است ! شما جای من باشید چه میکنید تمام لایحه ها دادرسی توسط وکیل مجربی نوشته شده و ایشان نیز متحیر و مبهوت شده اندو فقط میگویند من به همین دلیل اصلاً پرونده نمیگیرم که شرمنده موکلینم نباشم لازم به ذکر است که ایشان سلامت خود را باز یافته اند و هیچ فاکتور مبنی بر هزینه درمان ارائه ننموده اند آیا راهی برای عدم واریز مبلغ 1/860/000 تومان وجود دارد

2پاسخ

این که شما بجای مراجعه به دادگاه با ایشان مصالحه نمودید هم خوب است هم بد خوب است چون در گیر دادرسی نشده اید وجریمه ومجازات منتفی است .اما بدی آن این جاست که ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام خدمت جناب آقای امیری من و خانمم در فروردین ماه امسال به عقد هم درآمدیم. سه هفته پس از همبستر شدن ایشان بدلایل واهی که محکمه پسند نیست پس از حضور در منزل من گفت که ما بدلایل نداشتن تفاهم باید از هم جدا شویم. سه روز پس از این واقعه خانواده من با خانواده ایشان مذاکره می کند که قرار بر این می شود که پنج شنبه همین هفته دو روز دیگر به مشاوره برویم . (سریعا یکدستگاه واحد آپارتمانی را به نام مادرم در تاریخ 91/4/1 به ثبت رساندم با توجه به اینکه هیچ احضاریه ای در خصوص هر موضوعی تا کنون بدستم نرسیده است . قبلا فرمودید برای اینکه هرگونه شک و شبهه ای رفع شود بهتر است تاریخ ثبت سند فروش یا انتقال شما با مادرتان قبل از تقدیم دادخواست مطالبه مهریه خانمتان باشدحال که انتقال ملک انجام شده است. برای اطمینان از اینکه دادخواست اجرای مهریه در چه تاریخی تقدیم شده با ید از کدام مرجع پیگیر باشم. (لازم بذکر است محل عقد در ساری بوده (خانواده پدری من و خانواده خانمم هر دو ساکن ساری هستند) اما محل کار بنده در نوشهر و ساکن نوشهر می باشم )از دادگستری نوشهر یا دادگستری ساری و از کدام مرجع دادگاه خانواده ،شورای حل اختلاف،کدام مرجع؟ 2-چنانچه با طلاق توافقی که قبلا فرمودید به توافق نرسیدیم (پس از جلسه مشاوره خانواده) دادخواست عدم تمکین را باید در نوشهر مطرح کنم یا ساری 3-چنانچه بخواهم وکیل بگیرم از کدام شهر باشد ساری یا نوشهر که محل کارو سکونتم است. بیشتر کارهای اداری آن در کدام شهر می باشد. 4-اصل سند ازدواج نزد خانواده خانمم مانده است. (برای پیگیری وام ازدواج آیا نداشتن آن نزد من اختیاراتی را از من سلب می کند یا داشتن آن نزد خانواده همسرم بعنوان امتیازی نزد آنان محسوب خواهد گردید.

2پاسخ

1-طرح ئعوای حقوقی مطالبه مهریه طبق ایین دادرسی مدنی می تواند در دادگاه محل اقامت خوانده یعنی شما یا دردادگاه محل وقوع عقد یعنی ساری انجام پذیرد.بستگی به خانم شما دارد. 2- دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام.مدتی پیش طی یک تصادف توسط مقصر(پراید)،خودرو بنده(پژو 206)که یک سال از تولید آن می گذرد دچار خسارت شد. پس از مراجعه به بیمه کارشناس مبلغ یک میلیون و سیصد تعیین خسارت و پرداخت کرد. بنده با مراجعه به شورای حل اختلاف با توجه به بیشتر بودن مبلغ خسارت به بنده و نیز درخواست دریافت بهای افت وارده به خودرو اینجانب دادخواست دادم. پس از اعتراض های مکرر از طرف مقصر و نیز طی مراحل کارشناسی(هیئت کارشناسی سه و پنج نفره) و عدم قبول مقصر پرونده به دادگاه ارجاع شد.نتیجه آنکه قاضی با استناد به ماده 198 ق.آ.د.م و نیز مواد 328،331،335 از ق م و با تمسک به قاعده فقهی تسبیب حکم بر محکومیت مقصر داده است. اما با تعجب مقصر باز هم اعتراض به رای دارد و در لایحه خود استناد به تبصره 2 ماده 515 ق.آ.د دادگاه های عمومی در جهت این نموده که فقها قائل به جبران عدم النفع نیستند. حالا می خواستم بدانم 1- آیامنظور ایشان این است که افت قیمت خسارت نیست!؟ و 2-در جواب ایشان به کدام مواد می شود اشاره کرد(لازم به ذکر است از ابتدای مسیر دادرسی موضوع را با خود شما مطرح کرده و از شما مشورت گرفته ام) با تشکر.

2پاسخ

با سلام - همانطور که دادگاه بدوی حکم داده افت قیمت ناشی از تصادف جدای از خسارتی است که شما برای درست کردن ماشین متقبل می شوید بنابراین ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام. سال 89 یک خودرو با خودروی من تصادف نمود. از آنجا که خودروی من نو بود پس از دریافت خسارات مشمول بیمه مقصر از شورای حل اختلاف جهت دریافت افت قیمت خودرو اقدام نمودم. پس از انجام تامین دلیل در رابطه با افت قمیت خودرو توسط کارشناس دادگستری دادگاه به نفع من (زیاندیده) رای داد. مقصر حادثه درخواست تجدید نظر نمود و عنوان نمود که زیان دیده پس از دریافت خسارات مشمول بیمه زیر برگه تسویه حساب بیمه امضا نموده است که هر گونه ادعایی اععم از حقوقی و کیفری در مراجع قضایی و انتظامی نسبت به شرکت بیمه آسیا و مقصر حادثه را از خود سلب نموده است با توجه به ماده 1275 قانون مدنی حق شکایت جهت دریافت افت قیمت خودرو را ندارد. اینجانب دفاع نمودم که از آنجا که افت قیمت خودرو شامل تعهدات شرکت بیمه نیست امضاء اینجانب زیر برگه تسویه حساب شرکت بیمه تنها شامل تعهدات مربوط به شرکت بیمه شده و به شکایت اینجانب جهت دریافت افت قیمت مرتبط نمی شود. در نهایت دادگاه درخواست تجدید نظر مقصر را رد نمود و رای قطعی به نفع من صادر گردید و من مبلغ افت قیمت را دریافت نمودم. اما بعد از چند ماه مقصر دقیقا با همان استدلالی که جهت تجدید نظر رای قبلی ارائه داده بود و بدون ارائه هیچ گونه مدرک جدیدی درخواست اعاده دادرسی نمود. از آنجا که من ابلاغیه را دریافت نکرده بودم در جلسه حاضر نشدم و اینبار دادگاه به صورت غیر حضوری به ضرر من رای داد و گفت که بر خلاف رای قبلی محق دریافت افت قیمت نبوده ام. سپس من درخواست واخواهی دادم و استدلال زیر را در جلسه حضوری به قاضی ارائه دادم. ---------- 1-مقصر حادثه در درخواست اعاده دادرسی دقیقا مواردی را عنوان نموده اند که در در خواست تجدید نظر رای اصلی بیان کرده بودند و در خواست تجدید نظر ایشان با استناد به ماده 31 قانون شورای حل اختلاف از سوی دادگاه حقوقی مردود شده و رای قطعی صادر شده بود اما ایشان مجددا با عنوان نمودن همان موارد ذکر شده در درخواست تجدید نظرشان درخواست اعاده دادرسی داده اند و از آنجا که اینجانب ابلاغیه مربوطه را دریافت ننموده بوده و از جلسه دادگاه بی اطلاع بودم اینبار در نبود اینجانب رای غیابی به ضرر اینجانب صادر گردیده است . 2-براساس تبصره 4 ماده 1 قانون اصلاح قانون بیمه اجباری شخص ثالث ، منظور از خسارت های مالی ، زیان هایی می باشد که به سبب حوادث مشمول بیمه موضوع این قانون بر اموال شخص ثالث وارد شود که در تبصره 5 همین ماده منظور از حوادث مذکور در این قانون ، هر گونه سانحه ای از قبیل تصادم ، تصادف ، سقوط ، واژگونی ،آتش سوزی و یا انفجار وسایل نقلیه موضوع این ماده و نیز خسارتی است که از محمولات وسائل مزبور به اشخاص ثالث وارد می شود . بنابراین ملاحظه می گردد خسارت ناشی از افت قیمت با توجه به مستندات قانونی فوق ، در تعهد شرکت های بیمه نیست و صرفا شرکت های بیمه خسارت ناشی از موارد فوق الذکر را متعهد می باشند لذا اخذ خسارت از بیمه نافی طرح دعوی از سوی زیان دیده (اینجانب) برای خسارت وارده ناشی از افت قیمت در محاکم صالحه نبوده و در این مورد سلب حق شکایت و واگذاری پرداخت به بیمه در خصوص سقف تعهدات بیمه ای بوده و مانع طرح دعوی برای اخذ خسارت ناشی از افت قیمت که در تعهد بیمه نیست نمی باشد. رئیس و معاون شعبه بیمه آسیا نیز به صراحت اعلام داشتند که پرداخت افت قیمت خودرو جزء خسارات جانبی (نه مستقیم) به حساب آمده و به همین دلیل به عهده بیمه آسیا نبوده و در قرارداد بیمه فرد بیمه شونده (افراد مقصر) نیز ذکر نگردیده و باید از طریق قوه قضاییه پیگیری گردد. بنا بر این بدیهی است که امضاء اینجانب زیر برگه گزارش تسویه حساب بیمه آسیا مبنی بر سلب اختیار هر گونه ادعا به بیمه و افراد مقصر در حیطه وظایف و مسولیتهای شرکت بیمه بوده و ارتباطی با موارد خارج از تعهدات شرکت بیمه (از جمله افت قیمت خودرو که مربوط به مراجع قضایی می گردد) نمی باشد. ---------------- اما دادگاه پس از درخواست واخواهی از طرف من باز هم به ضرر من رای داد و در رای دادگاه چنین آمده است: دادگاه با دعوت از طرفین و استماع اظهارات نامبردگان، و عدم ارائه دلیل و مدرک موثر و مفید از ناحیه واخواه (یعنی من) با این استدلال صرف نظر از اینکه موضوع افت قیمت خودرو در صحنه تصادف از موارد عدم النفع بوده که قابل مطالبه نمی باشد چرا که طبق تبصره 2 ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی غیر قابل پیش بینی بوده از طرف دیگر با توجه به میزان افزایش تعیین خسارت توسط کارشناس در شرایط فعلی مطالبه خسارت تعیین گردیده مراتب قیمت غیر قابل مطالبه است لذا ضمن رد واخواهی واخواه بلحاظ عدم اتکا بدلایل قانونی عینا دادنامه تایید و استوار می گردد. این رای به استناد ماده 303 قانون دادرسی مدنی حضوری و قابل تجدید نظر می باشد. --------- حال من برای تهیه یک درخواست تجدید نظر حقوقی و مستدل به موارد قانونی به کمک نیاز دارم. رای دادگاه در تاریخ 21/10/90 به من ابلاغ شده و 20 روز مهلت برای درخواست تجدید نظر دارم. ممنون تمامی مدارک پرونده موجود و در صورت نیاز قابل ارسال به متخصص شما می باشد. در ضمن یک سوال دیگر هم دارم اگر من برای ادامه کار پرونده وکیل داشته باشم و رای به نفع اینجانب صادر گردد آیا مقصر محکوم به پرداخت هزینه های وکیل خواهد گردید؟ منتظر پاسخ شما هستم چون فرصت زیادی برای ارائه درخواست تجدید نظر برایم باقی نمانده است.

2پاسخ

با سلام مواردی را که در دفاع از خود بیان داشته اید به نظر من هم خوب است منتهی دادگاه صادر کننده رای اصل موضوع را قبول ندارد و اعتقادی به خسارت ناشی از افت قیمت ندارد در حالیکه ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام بنده در تاریخ اردیبهشت 84 یک شرکت سهامی خاص تاسیس نمودم . این شرکت دفتر کار مشخصی هم نداشته و از زمان ثبت به دنبال کار بودیم. در تاریخ اسفند 84 با یکی از دوستان دانشگاهی خودم شروع به فعالیت های علمی و تحقیقاتی نمودم بدون اینکه این فعالیت ها ربطی به شرکت من داشته باشد... برای همکاری مشترک هم هیچ قرارداد کاری یا بیمه یا نامه ای رد و بدل نشده است . الان ایشان به اداره کار شکایت کرده اند و گفته اند که کارمند من بوده اند ( از تاریخ اسفند 84 تا مهر 88 ) و تقاضای حقوق و مزایا عیدی و پاداش و ... کرده اند... در حالی که فقط و فقط همکاری ایشان در حد نوشتن 100 صفحه گزارش و بدون حضور در مکان خاصی بوده است یعنی در منزل انجام داده اند. شرکت هم محل خاصی نداشته ولی در سربرگ ها ادرس منزل من زده می شد... الان کارشناسان وزارت کار به من می گویند ایشان می تواند بدون قرارداد شکایت کند و این شما هستید که باید ثابت کنید ایشان کارمند شما نبوده است. لطفا راهنمایی بکنید من به چه صورتی باید از خودم دفاع کنم... در حال حاضر هم من و هم ایشان دانشجو هم هستیم.

2پاسخ

با عرض سلام و خسته نباشید در خصوص سوال شما باید عرض شودچون در قانون کار در خصوص اثبات قرارداد کار ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام سالها قبل پدربنده زمین کشاورزی متعلق به خود را نزدیک شهر مان ، با شخصی در قبل تحویل قطعه زمین متعلق به نامبرده در حضور تنی چند از معتمدان و شهود برابر نوشته و قولنامه ای معمولی معاوضه نموده بود ند لاکن بنا به اعتماد به کلام و اقرار جاری شده ، هیچ یک از طرفین نسبت به حضور در دفتر خانه رسمی جهت پیگیری مراحل قانونی اقدام نکرده بودند که متاسفانه در حال حاضر مشکلات عدیده ای را برای خانواده ی ما ایجاد کرده است بدین صورت که جهت پیگیری حقوقی بعضی از ادعاها و خواستهای سایر مالکان مجاور در مورد زمین کشاورزی تحت تصرف خویش ناشی از آن معاوضه صورت گرفته شده ، عملا به دلیل نداشتن سند مالکیت متقن حتی اصل و کپی قولنامه تهیه شده در آن زمان ، نمی توانیم در مقام یک مالک واقعی از حق تملک شرعی و واقعی خویش در مراجع رسمی مانند دادگاه استفاده کنیم چرا طبق اسناد موجود در اداره ثبت اسناد شهر محل زندگیمان مالک قانونی زمین تحت تصرف و کشت ما شخص طرف معامله پدرم است که متاسفانه در قید حیات نیستند و وراث وی نیز به دلیل اختلافات مالی بین خود، حاضر به انتقال سند به نام پدر اینجانب نیستند .لذا خواهشمند است راهنمایی بفرمایند با توجه به این که سند مالکیت زمین به ارث مانده از آن مرحوم به نام پدرم ثبت شده است آیا ما می توانیم جهت حل مشکل بدون داشتن قصد مالکیت واقعی بر زمین آنان، باارائه دادخواستی مبنی بر مالکیت آن زمین و تقاضای خلع ید آنها را مجبور به اجرای تعهد صورت گرفته بین پدرانمان کنیم که لازمه آن انتقال رسمی اسناد به نام طرفین است. و اصولا به صورت ریز و دقیق ،قانون چه راهی را در این باره پیش ما می گذارد .با ضروری دانستن ذکر این نکته که علیرغم ارزش 600میلون تومانی آن زمین که در اثر معاوضه و تعهد از مالکیت پدرم به خواست و رضایت نامبرده در سالهل قبل خارج شده ما تنها خواهان اجرای آن تعهد هستیم هر چند به ظاهر از دید دنیوی به ضرر ما باشد ممنون از لطف و محبت یاسر همرا

2پاسخ

با عرض سلام و خسته نباشید در خصوص سوال شما باید عرض شود شما می توانید با تنظیم دادخواستی مبنی ...

مشاهده پاسخ کامل