حمید رضا کاکاوند وکیل پایه یک دادگستری و مشاوره حقوقی با 18 سال سابقه وکالت و ده سال انجام امور تخصصی وکالت بانک صادرات و متخصص در دعاوی مربوط به امور بانکی و موسسات مالی و اعتباری

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121591023 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

بسمه تعالی باعرض سلام وآرزوی توفیق بیشتر: اینجانب به عنوان احدی از مالکین یک روستابرابرسوابق ثبتی وآماری دارای مقداری مستثنیات قانونی بودم که تاسال شصت درتصرفم بوده است سپس مشمول واگذاری قانون کشت موقت گردیده و درسال هفتاد دراجرای تبصره پنج قانون مزبورمقدار بیست هکتار زمین دیم از همان مستثنیات سابق به عنوان حدنصاب برایم منظوروطی صورت جلساتی با حدود ومشخصات محلی معین مسترد شده که در اجرای احکام صادره ازدادگاه محترم انقلاب ودادگاه های محترم دادگستری از متصرفین رفع تصرف وتحویلم شده وبه علت تصرف عدوانی مجدد متصرفین اراضی مذکور بارها به دستور دادگاه مورد کارشناسی کارشناسان رسمی دادگستری واقع ومجددا حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده وحتی در نظریه هیات محترم کارشناسان صراحتا اعلام گردیده که اراضی استردادی داخل در صورتجلسات رفع تصرف وخلع ید بوده وربطی به اراضی ملی ندارد، براساس مستندات مذکوراسناد مالکیت آنرا هم در اجرای ماده 147و148 از اداره ثبت درسال 85 دریافت نموده ام، مقررات ماده 56 قانون ملی شدن اراضی قبل از انقلاب در روستا اجرا وقطعاتی به عنوان اراضی ملی در سوابق ثبتی منظور شده ، با ین وصف در شهریورماه امسال مامور اداره منابع طبیعی بدون اطلاع وحضوراینجانب وبدون استعلام از امواراضی وتحقیق از مطلعین اقدام به تهیه گزارش خلاف واقع برعلیه اینجانب مبنی برتخریب 850 متراز همان اراضی مستثنیاتی مسترد شده مورد احکام صادره به عنوان اراضی ملی نموده وشکایت آن را به دادگاه تقدیم که در جریان رسیدگی مقداماتی است. آیا باتوجه به اقدامات امور اراضی و احکام کیفری رفع تصرف وکارشناسیهای انجام یافته و اسناد رسمی اراضی، دادگاه حکم به محکومیتم میدهدیا شکایت منابع طبیعی را رد مینماید واگر حکم به ردشکایت صادر کند چگونه ازمامور منابع طبیعی بخاطر گزاش خلاف واقع شکایت کنم لطفا راهنمایی کامل عنایت فرمائیدو باتشکرواحترام فراوان ودعای خیر.

2پاسخ

بارها به دستور دادگاه دادگستری حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده است.از طرفی وفق گفته ها سند رسمی دارید که ماده 147است.طرف خود را منابع طبیعی اعلام داشته اید .آنچه که از اظهارات شما استنباط میگردد گزارش مامور تخریب اراضی است .در صورت هراقدام برای تغییر کاربری اراضی حتی اگر مالک رسمی باشید مرتکب تخلف شده اید .مگر اینکه تغییر کاربری گرفته باشید .فلذا صرف داشتن رای و سند موجب اعمال هر گونه تغییر در اراضی نمی باشد .می گویید در گزارش عنوان شده اراضی ملی در حالی که این زمین از اراضی ملی نمی باشد .به فرض ایراد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام سوال: حدود یک ماه است که یکی از اقوام (در اصفهان) که راننده کامیون بوده( وبه تازگی (2 ماه ) این کامیون در مسیر عراق ،افغانستان و پاکستان و کشور های همسایه حمل بار های صادراتی مینموده است ) به دلیل حمل 15 کیلو کراک در زندان بیرجند بسر میبرد.و کامیو ن متعلق به شخص دیگری میباشد و فعلا کامیون نیز توقیف میباشد. لازم به توضیح است که این کامیون برای تخلیه بار حدود یک هفته تا ده روز در مرز میمانند( به دلیل صف های طولانی تخلیه بار) و به هنگام خواب بودن راننده احتمالا فرد یا افرادی یک محموله آکبند را که حاوی کراک بوده ، در زیر کامیون میبندند. فعلا از محل زندگی راننده و صاحب ماشین از طرف دادگاه اصفهان تحقیق به عمل آمده و هیچ گونه سوء پیشینه گزارش نگردیده است. حال با توجه به بیگناهی راننده ی از همه جا بیخبرو سهل انگار ، آیا حکم این مجازات اعدام است؟ آیا گرفتن وکیل برای راننده میتواند این حکم را تغییر دهد؟ آیا برای گرفتن وکیل ، بهتر است از اصفهان یا بیرجند اقدام کرد؟ (به جهت پرداخت حق الوکاله کمتر) و چگونه میتوان با یک وکیل در بیرجند تماس گرفت؟ در سایتها هیچ اسمی پیدا نکردیم اگر وکیل نگیرند آیا دادگاه برای وی وکیل تسخیری میگیرد ؟ و در این صورت وکیل تسخیری میتواند حکم اعدام را تغییر دهد؟ معمولا بعد از چه مدت حکم نهایی اعلام میشود ؟ و برای گرفتن وکیل چقد ر میتوان تاخیر کرد؟ آیا حق اعتراض به حکم وجود دارد؟ و اگر بعد از حکم دادگاه ، وکیل گرفته شود ، فایده دارد یا نه ؟ برای ترخیص کامیون چه باید کرد؟ خواهش میکنم به همه سوالات پاسخ دهید. متشکرم .

2پاسخ

با سلام.مطابق قانون باید مباشرت یا مشارکت فرد در ارتکاب جرم محرز باشد تا بتوان وی را محکوم کرد و در این خصوص هر چند به قطع و یقین نمی توان این امر را به راننده نسبت داد اما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام مجدد ببخشید میدونم سرتون شلوغه قول میدم سوال آخرم باشه شرمنده فکر میکنم موضوع رو بد خدمتتون گفتم اگر اجازه بدید مختصرا توضیحی بدم بنده حدود یکسال پیش مشغول به فعالیتی در شرکتی شدم که مطمینم کار غیر قانونی ای انجام نمیدادند و نمیدهند تا اینکه حدود 8 ماه پیش از طریق همسایه هامون مطلع شدیم که برای تحقیقات از طرف پلیس قضایی آمده بودند (و حتی جالب بود که گفته بودند نه بنده و نه کسی از این جریان مطلع نشود و حتی شماره موبایل دو سه نفر رو هم گرفتند که بعدا تماس بگرند برای تحقیقات هیچ تماس دیگه ای نگرفتند)و کس دیگری هم برای تحقیقات نیامد با توجه به این موضوع و چون هیچ سابقه کار خلاف و یا بزهکاری ای نداشتم و مشغول به فعالیت دیگری هم نبودم به نظرم رسید مربوط به فعالیتهای شرکت باشد (تنها محل شبهه هم نامه های اداری شرکت به موسسات دولتی و اشخاص حقوقی بود) لذا تصمیم گرفتیم کلا زمینه کاری را عوض کنیم و از آن تاریخ به بعد هم کار را عوض کردیم و دیگه هیچ خبری هم نشده است ضمنا مجددا تاکید میکنم نتیجه تحقیقات محلی هم کاملا مثبت و به نفع بنده بوده است همچنین مجددا تاکید میکنم از طریق هیچ راه و منبعی کسی به بنده در این مورد چیزی نگفته و حتی خودم هم حدس زدم که ممکنه اتهام به کلاهبرداری باشه وگرنه در این حدود 8 ماه اخیر تنها خبری که شده همان تحقیقات محلی مثبتی بوده که انجام شده و اینکه حتی با توجه به اینکه شماره هایی را برای تماس برای تحقیقات گرفتند هیچ تماس دیگری هم با این افراد نگرفتند لذا به نظر شما این پرونده در چه شرایطی میباشد؟ آیا احتمال صدور قرار منع تعقیب هست؟و اینکه آیا منع قرار تعقیب به معنای بسته شدن پرونده میباشد؟ واقعا ممنونم

2پاسخ

صرف تحقیقات صورت پذیرفته نمی تواند دلیلی بر توجه اتهام به شما باشد و شبهه و نگرانی شما بی مورد بوده و اگر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام یه سوال داشتم ازتون خواهش میکنم سریعتر جوابم رو بدید خیلی خیلی ممنونم ازتون بنده حدود سال گذشته در شرکتی کار میکردم که اتهام کلاهبرداری به آن شرکت زده شد برای همین موضوع هم پلیس قضایی به محل سکونت ما آمد و تحقیقاتی را بسیار مفصل انجام داد از آنجاییکه ما از اهالی قدیمی و با سابقه میباشیم و اینکه بنده سابقه بسیار بسیار خوبی دارم لذا تحقیقات به بهترین شکل ممکن به نفع بنده انجام شد و ضمنا این رو هم بگم که بنده فقط 22 سالمه و هیچ سابقه خلاف و سو پیشینه و یا حتی کوچکترین سابقه ای هم ندارم و اینکه هیچ مدرکی هم برای اثبات جرم پیدا نشد الان حدود 8 ماه از آن موضوع میگذره و هیچ اقدام یا پیگیری ای انجام نشده لذا میخواستم بدونم با توجه به اینکه حدود 8 ماه گذشته و اینکه بجز اون یکبار تحقیقات محلی اتفاق دیگه ای نیفتاد آیا این پرونده مختومه شده است؟ باور کنید بخدا زندگیمو درگیر خودش کرده خواهش میکنم کمکم کنید ضمنا آیا مرجع موثقی برای استعلام وضعیت وجود داره؟ ممنون

2پاسخ

با توجه به مدت 8ماهه مذکور در خصوص شما به نظر می رسد که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام یه سوال داشتم ازتون خواهش میکنم سریعتر جوابم رو بدید خیلی خیلی ممنونم ازتون بنده حدود سال گذشته در شرکتی کار میکردم که اتهام کلاهبرداری به آن شرکت زده شد برای همین موضوع هم پلیس قضایی به محل سکونت ما آمد و تحقیقاتی را بسیار مفصل انجام داد از آنجاییکه ما از اهالی قدیمی و با سابقه میباشیم و اینکه بنده سابقه بسیار بسیار خوبی دارم لذا تحقیقات به بهترین شکل ممکن به نفع بنده انجام شد و ضمنا این رو هم بگم که بنده فقط 22 سالمه و هیچ سابقه خلاف و سو پیشینه و یا حتی کوچکترین سابقه ای هم ندارم و اینکه هیچ مدرکی هم برای اثبات جرم پیدا نشد الان حدود 8 ماه از آن موضوع میگذره و هیچ اقدام یا پیگیری ای انجام نشده لذا میخواستم بدونم با توجه به اینکه حدود 8 ماه گذشته و اینکه بجز اون یکبار تحقیقات محلی اتفاق دیگه ای نیفتاد آیا این پرونده مختومه شده است؟ باور کنید بخدا زندگیمو درگیر خودش کرده خواهش میکنم کمکم کنید ضمنا آیا مرجع موثقی برای استعلام وضعیت وجود داره؟ ممنون

2پاسخ

دوست عزیز، سوال شما ناقص مطرح شده و نفرمودید نقش شما در شرکت چی بوده. اما حسب همین مقدار فرمایش شما عرض میکنم که عدم اطلاع شما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام خدمت شما وکیل محترم، خلاصه پرونده و سئوالاتم ازجنابعالی . سه سال پیش ما چند میلیون تومان بعنوان سرمایه گذاری به خلبانی با ظاهری موجه و فریبنده پرداختیم بعداز دو ماه هیچ سودی پرداخت نشد و اصل پولمان را طلب کردیم ایشان که همیشه به بهانه مختلف امتناع مینمودند. اینبار پیشنهاد ملاقات حضوری در دفتر یکی از دوستان را داد. مثل همیشه با لباس شیک آمدند اما در نهایت تعجب به ما گفتند هم سفته ها و حتی رسیدهایی که روزهای نخست دادم رابیاورید اینطوری به نفعتونه واینکه پای وزیر در بین است وتنها شصت ثانیه وقت دارید ... ناگهان چند مامور کلانتری سعادت آباد بدون حکم ریختند داخل دفترکه آدمربایان(ما)را دستگیر و ایشان را که با خونسردی عجیبی درحال خوردن چای و بیسکوئیت بودند نجات دهند. چند ساعت بعد درکلانتری بعد از صحبتهای طولانی با موبایلشان و ماموران کلانتری، صراحتا جلوی چشم همه اعم از پدر و دو برادرخانمشان عنوان کردند موضوع تنها اختلاف حساب بوده و به ما بدهکارند و به اصطلاح از ما کلی دلجویی کردند. اما چند روز بعد آگاهی شاپور احضار شدیم،بازجویی از همه ما انجام شد. نهایتا دادگاه همان ابتدا در حالیکه هنوز وارد اتاق قاضی نشده بودیم و با چند سئوال از آقای ر.ه قرار منع تعقیب ما را صادر کرد. برای گرفتن پولمان دو نفر از دوستان جهت شکایت به دادگاه جرائم اقتصادی در چهار راه کالج مراجعه کردند و تازه آنجا دانستیم ازچندین ماه پیش از آشنایی ما حکم جلب ایشان صادر و شدیدا تحت تعقیبند با همکاری ما دستگیر شد اسمش در جراید چاپ شد و پرونده یکی از قطورترین پرونده های دادگاه اقتصادی شد دو سال تمام طول کشید تا پرونده آماده صدور حکم گردید در جلسه آخر واقع دردادگاه شهید قدوسی آمدند و دفاع آخرارائه کردند(گفته بودند به جرم اخلال در نظام اقتصادی مجازات سنگینی برایشان در نظرگرفته شده) به ما هم گفتند بروید تا حکم به اجرای احکام میرسد و شما را خبر میکنند. قاضی محترم پرونده از شعبه منتقل شدند وبا دستور قاضی جدید ،بدلیل حجم پرونده و پراکندگی مبالغ تائید شده حسابرس رسمی قضائی، به دادسرای جدید (دادیار جدید در مرکز جرایم رایانه ای)ارسال گردیده بود. بعد از چهار ماه که فهمیدیم پرونده به دادسرا جهت ویرایش مبالغ تائیدی ارسال شده به آنجا مراجعه کردیم یکی از مسئولین شعبه مجاور که پرونده را مطالعه فرموده بودند وقتی نگرانی شاکیان را دیدند گفتند این درخواست معمول است و اجرای دستور حداکثر یکهفته زمان میبرد اما...مشکلات ما از اینجا شروع شد. یکسال و چند ماه میگذرد و هر چه فکر کنید در این شعبه دادیاری رخ داده است. تا مدتها وقت رسیدگی نمیدادند یا روز معین که ابلاغیه آنرا حضوری امضا کرده بودیم حدود چهل نفر شاکی آمدند اما جناب دادیار و دفتردارش مرخصی بودند و حتی برگه ابلاغیه که چندین نفرامضا کرده بودیم در پرونده نبود و... حتی یکبار برای پیگیری رفته بودیم بنده را با لحنی بدتر از متهم مواخذه کردند،که تو چکاره ای میگویی قاضی کاره ای نیست،مدرک آنهم سی دی بود که نزد ایشان بود. و هنگامی که بنده اصرار پخش آنرا کردم،گفتند هنوز خودم وقت نکرده ام بشنوم، و به ما با حالتی که گذشت کردند،گفتندزودتر بروید. چند وقت بعد شخصی را بعنوان کارشناس رایانه معرفی کردند که میبایست به پرونده ما رسیدگی نمایند، ما بعدها تصادفی ایشان را دیدیم، فهمیدیم از چهارماه پیش که پرونده را تحویل گرفته اند تا آنروز،طبق گفته خودشان سه چهار بار ملاقات حضوری با متهم داشتند.وتنها با موبایل بنده ویکی دونفر دیگرکه بعلت تهدیدها و مزاحمتهای دائم،تغییر کرده بود تماس گرفته بودند،اما شماره های دیگر اعم ازمحل کار و... در پرونده موجود بود ضمنا شماره تماس دیگر شاکیان هم اما ... البته بنده که دلیلش را تا کنون ندانسته ام چرا چندین بار حضوری با متهم به گفتگو پرداخته بودند.!! اصلا چرا دادیار گرامی دستور تحقیقات مجدد آنهم از ابتدای پرونده را صادر نمودند در حالیکه امر خواسته شده قاضی چیز دیگریست؟؟؟ کارشناس رایانه مذکور شروع کردند به بازجویی ما، و مدام میفرمودند که تمام مدارک موجود مشکوک است. حتی گفتند اتمام پرونده خیلی طول میکشه بهتر است که یک سوم مبلغ رو گرفته و ایشان با متهم صحبت کنند تا راضیشان کند و ما رضایت دهیم. چندین ماه گذشت اما هربار پیگیری کردیم ایرادهای عجیب گرفته میشد اما به یکباره گفتند تمام مدارک تائید شده وحداکثردو هفته دیگربه دادگاه اصلی ارسال میشود،البته دو ماه گذشت تا اینگونه شد. بعد از مراجعه متوجه شدیم به شعبه دیگری فرستاده شده که به دلیل اعتراض متهم به قرار منع تعقیب حدود سه سال پیش در خصوص آدمربایی رسیدگی شود. به دادسرا مراجعه کردیم و دادیار محترم فرمودند همان زمان در پشت قرار منع تعقیب ما به آن اعتراض شده اما از چشم چند قاضی که در این مدت پرونده را مطالعه نمودند به دلیل مشغله کاری پنهان مانده . اما دفتردار سهوا به ما گفت چون شخصی اقرار کرده باید رسیدگی شود تا آن مشخص نشود این پرونده به اتمام نمیرسد. تازه فهمیدیم کارشناس رایانه مذکور که از تمام تائیدیه های حسابرس رسمی قوه قضائیه ایراد میگرفت و کل پرونده را مجدد بررسی میکردند چرا به یکباره همه مدارک را تائید و گزارش داده بودند. ظاهرا یکی از شاکیان که مشکلات عدیده مالی دارند در برگه ای با اظهار ندامت،اقرار به آدمربایی!!!! با دیگر شاکیان پرونده نموده اند. قاضی محترم تجدیدنظر در حالیکه تنها پرونده اولیه شکایت از ما برایشان ارسال شده وهیچگونه اطلاعی از پرونده حجیم واتهامات مسجل آقای ر.ه نداشتند اعتراض را وارد دانسته اند.احتمالا بعلت اقرار همان شاکی، چون این اتهام سه بار به طرق مختلف رد شده است. اکنون برای تحقیقات بیشتر پرونده را به همان دادسرایی که اینگونه روند پرونده را با عدم رعایت عدالت منحرف نموده،ارسال کرده اند. ضمنا تمام ادعاهای فوق قابل اثبات هستند و شاهدانی میتوانند گواهی دهند. نکته مهم دیگر اینکه دراین مدت زمان دو وکیل فوق حرفه ای ایشان با مهارت باعث عدم تائید مدارک خیلی از شاکیان شدند به طرق مختلف زمان صدور حکم را به تعویق می انداختند و حتی در مواردی تهدید به اینکه بعنوان همدست در آدمربایی تحت تعقیب قرار میگیرند،رضایت همه شاکیان را جلب کرده اند.تا جایی که بنده اطلاع دارم و در دو مورد اطمینان پیدا کرده ام بدون پرداختن هیچ مبلغی و با استفاده از ضعف عدم اطلاع از حقوق هر فرد رضایت شکات حاصل گردیده. با توجه به اینکه اکثر دوستان مخالف گرفتن وکیل هستند،خواهشمندم قبل از اینکه دیر شود بفرمائید بهترین کارچیست؟؟ 1-دادخواستی برای قاضی که اعتراض را قبول کرده است بنویسیم و ماجرا شرح دهیم؟؟؟چه مواردی ذکر گردد موثرتر است؟ 2-دادخواستی به ریاست دادسرایی که پرونده میخواهد ارسال شود ارائه دهیم و اطاله دادرسی و عدم رعایت بی طرفی دادیار را بازگو کنیم تا به شعبه دیگر انتقال دهند؟؟؟کدام موارد دارای اهمیت بیشتری است؟؟ از شما بینهایت سپاسگزارم و منتظر یاریتان هستم.

2پاسخ

به نظر اینجانب گرفتن وکیل در خصوص پرونده ی جنابعالی نه تنها مفید بلکه الزامی است. و اما در خصوص سوالات شما حسب ماده ی 46 قانون آئن دادرسی کیفری دادرسان و قضات در موارد ذیل باید از رسیدگی امتناع نمایند و طرفین دعوی نیز می توانند ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و ادب و احترام خدمت وکبل محترم به استحضار عالی میرساند: در زمستان 87 از خانمی یک واحد اپارتمان بصورت وکالتی خریداری نمودم. نحوه آشنایی مراجعه با سازنده ساختمان به منزل ایشان جهت معرفی به عنوان مشتری بود. پس از اشنایی و تفاهمات اولیه بر سر قیمت اپارتمان، آن خانم به اصرار خودشان یک وکالت تام به بنده دادند تا امور آب و برق و شهرداری و... آپارتمان نوساز ایشان را پی گیری کنم تا بعد آنرا معامله کنیم ولی همیشه من از دریافت وکالت نامه پرهیز و همیشه نزد ایشان ماند و هیچگونه استفاده و یا سوء استفاده ای از آن صورت نگرفت. چند هفته بعد با توافقات قبلی و با اصرار ایشان بخاطر هزینه بالای بنگاه ، جهت تنظیم مبایع نامه در منزل ایشان با حضور شهود + سازنده ساختمان یک مبایعه نامه عادی تنظیم نمودیم که عینا تمام مطالب مبایعه نامه بنگاهی در آن قید شده است. مدارک اینجانب عبارت است از : مبایعه نامه عادی + رسید دریافت وجوه پرداختی + اقرار نامه عادی فروشنده (آن خانم) مبنی بر انجام معامله و دریافت وجوه و تحویل آپارتمان با خط و امضاء خودشان و امضاء سازنده ساختمان و 2 شاهد + وکالت بلاعزل ضمن عقد لازم خارج + تصرف + قرارداد انجام کارهای نیمه تمام اپارتمان مذکور با امضاء فروشنده ، اینجانب، سازنده ساختمان و دو تن از همسایگان فروشنده که سازنده ساختمان چکی در وجه اینجانب بابت کارهای نیمه تمام اپارتمان با ذکر پلاک ثبتی ان صادر نموده است. اکنون پس از یک سال و نیم اخیرا آن خانم فروشنده آپارتمان مذکور با طرح شکایتی با عنوان خیانت در امانت ، جعل عنوان ، امیدوار کردن به انجام برخی امور و کلاهبرداری علیه اینجانب با معرفی 4 شاهد ادعا کرده است که اینجانب طی 6 ماه رفت و آمد به منزل ایشان با جعل عنوان گفته ام که وکیل و اطلاعاتی هستم و پاسپورت و 700 هزار تومان از وی دریافت نموده تا او را درسفرحج ثبت نام نمایم ، شهود ادعای شاکی را تایید و بازپرس قرار 20 میلیونی برایم صادر نموده است. من دکتر و کارمند هستم . در تمام مراحل باز پرسی ادعاهای شاکی و شهود ساختگی او را تکذیب و تمامی اتهامات انتسابی را رد نموده ام. در ضمن هنوز ساختمان فک رهن نشده است.باز پرس از اداره ام استعلام نموده و مدیر کل در جواب نوشته اند: حسب سوابق علمی و تجارب تحقیقاتی نامبرده بعنوان مشاور اینجانب در امور مطالعاتی و تحقیقاتی می باشند و تاکنون در امور محوله هیچ گونه قصوری از ایشان دیده نشده است. استدعا دارم راجع به نحوه رسیدگی به پرونده هر آنچه لازم می دانید توضیح بفرمایید و راهکار خروج از این توطئه که گویی با تبانی سازنده ساختمان طراحی شده مرا نجات دهید . از لطف حضرتعالی بسیار سپاسگذارم.

2پاسخ

با عنایت به مطالب مطروحه از جانب شما و با عنایت به ظاهر مطالب ارائه شده از ناحیه حضرتعالی باید به عرض برسانم که اولاً بنابر آنچه که شما فرموده اید و مدارکی که مثبت مالکیت شما هستند، مالکیت شما بر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و ادب و احترام خدمت وکبل محترم به استحضار عالی میرساند: در مورخه 10/10/88 یک فقره آپارتمان از فامیل خود (پسر داییم ) به قیمت 290.000.00 میلیون تومان خریدم. ایشان را 30 سال بود ندیده بودم . از آنجاییکه در تهران دنبال آپارتمان می گشتم توسط فامیل دیگر به این پسر دایی که آپارتمانی برای فروش داشت معرفی شدم . ایشان (پسردایی یا فروشنده آپارتمان) مورد معامله را به رویت اینجانب رساند. اظهار داشت به به لحاظ فامیلی و قوم خویشی آپارتمان مورد معامله را با تخفیف زیاد و زیر قیمت روز به شما می‌فروشیم . در معامله فی‌مابین نیز اصلا ‌نوشته‌های چاپی مبایعه‌نامه ملاک عمل نبوده، بلکه فقط سخن شفاهی و دوستانه ملاک تنظیم آن مبایعه نامه بوده است. بر همین اساس اینجانب قولنامه را سفید و چند روز قبل از تنظیم آن به همراه شاهد عینی امضاء نمودم و از مفاهیم حقوقی چاپ شده در مبایعه‌نامه مذکور اطلاعی نداشتم. (همچنین مبایعه‌نامه چاپ شده توسط فروشنده و در منزل شخصی‌اش و در جمع خانوادگی ایشان نوشته شده بود - مشاور املاک هیچ دخالتی نداشت) در قولنامه بصورت چاپی « اسقاط خیارات خصوصا خیار غبن فاحش » ذکر شده بود و بنده کاملا از مفاهیم آن بی اطلاع بودم. برای پرداخت کل ثمن معامله، یک قطعه زمین ویلای واقع در اندیشه 3 را با حداقل پانزده میلیون زیر قیمت فروختم و 60.000.000 میلیون تومان حاصل از فروش زمین بعنوان بیانه و ثمن اولیه معامله به ایشان دادم. برای بقیه ثمن معامله که 230.000.000میلیون تومان بود ، از طرف فروشنده پنج ماه به من مهلت داده شد تا پس از فروش منزل ویلایی خود در اندیشه فاز3، آن را پرداخت نمایم. (‌لازم به ذکر است هیچ ضرر و زیانی به لحاظ فامیلی در مبایعه نامه ذکر نشده بود.) . بعداز گذشت مدت فوق ملک اینجانب فروخته نشد و مبایعه نامه فسخ گردید. از ایشان خواستم ثمن اولیه معامله‌ را بازگرداند. ایشان اظهار داشتند که آن مبلغ را خرج کرده‌اند. باز هم با چرب زبانی فروشنده مجددا توافق شد که برای دو ماه دیگر مبایعه تمدید شود تا شاید منزل ویلایی‌ام فروخته گردد. اما پس از گذشت آن دو ماه نیز منزلم فروخته نشد. دو باره مبایعه نامه با اتمام مهلتش فسخ گردید . باز از ایشان مطالبه بیانه خود را نمودم و ایشان باز هم به دروغ گفتند که خرج نموه است. بعد از چند روز پس از اتمام آخرین مهلت مبایعه نامه، منزلم ویلایی‌ام با قیمت کمتر از انتظار فروخته شد ( حداقل 80.000.000 م ت زیر قیمت روز ). پس از آن ایشان متوجه فروش شد و دوباره با ابراز صمیمیت فامیلی و چرب زانی توافق بنده را جلب نمود و اظهار داشت به همان قیمت اولیه مبایعه نامه حاضر است مجددا تمدید نماید. چون ایشان ودیعه را معلوم نبود کی پس خواهد داد بناچار و با دلگرمی به گفته های ایشان مبایعه نامه را تمدید نمودیم. (شایان ذکر است از ابتدای تنظیم مبایعه نامه و طی مراحل چند ماهه آن و تا تمدید نهایی و پس از آن به لحاظ فامیلی و اعتماد سازی کاذب ایشان ،‌بنده هیچ تحقیق و بررسی نسبت به مورد معامله انجام ندادم.) بعد از آن بقیه ثمن پرداخت شد و ثبت سند و تحویل آپارتمان خریداری شده انجام شد. بلحاظ اینکه منزل ویلایی خود را 80.000.000 زیر قیمت داده بودم با این ادله که فروشنده (پسر دایی) نیز مورد معامله را بدلیل فامیلی و بنا بر اظهاراتشان تقریبا 80.000.000 م ت به من ارزان تر از قیمت بازار داده است تا به پول نقد برسد. در ازای آن 80.000.000 م ت کسرس از بقیه ثمن معامله ، ایشان یک فقره چک از بنده دریافت نمود. اینجانب تصمیم به اجاره دادن آپارتمان خریده شده گرفتم . اقدام به چاب آگهی نمودم . در میان، در ارتباط با املاکان و مشتریان متوجه غبن فاحش و تدلیس و عیب آپارتمان خریده شده شدم. فروشنده آپارتمان مذکور را به قیمت نزدیک به متری 1.200.000 هزار تومان به بنده فروخته بود،‌در حالی که در زمان چاپ آگهی تحقیق بعمل آمد و مشخص شد که قیمت مورد معامله مذکور از قرار متری 800.000 هزار تومان است. (از هیچ یک از موارد مورد اشاره آگاهی نداشتم). بی درنگ پس از متوجه شدن مسایل مذکور را با فروشنده مطرح نمودم و خواستار فسخ معامله شدم. اما ایشان مخالفت نمود. ناچار با وکیل مشورت نمودم . بدستور وکیل درخواست تامین دلیل با جلب نظر کاشناس نمودم . کارشناس پس از بررسی عنوان تصرفات مشاعی توسط فروشنده و همچنین قیمت حدکثری مورد معامله را از قرار متری 900.000.000 هزار تومان اعلام نمود. همچنین طبق نظر کارشناس قضایی، ایشان در مشاعات تصرف نموده بود که از نظر شهردای و دیگر همسایگان مشکل ساز گردید. بعداز آن یک اظهاریه جهت فسخ مبایعه نامه برای فروشنده ارسال نمودم. با توجه به توضیحان فوق خواهشمنم مرا راهنمایی نمایید. سوال: 1- چگونه میوانم مطلب اسقاط کافه خیارات چاپی در مبایعه نامه را باطل کنم؟ 2- آیا فروشنده میتواند چک را برگشت زده و توقیف اموال یا زندانی نماید؟ 3- چطور میشود جلوی توقیف اموال و وصول چک را گرفت ؟ 4- از چه راهایی میتوان فروشنده را محکوم و مبایعه نامه را فسخ نمایم و یا اختلاف قیمت غبن فاحش را کسر نمایم؟ 5- آیا میتوان مورد معامله را سریع به نام دیگری انتقال دهم تا فروشنده نتواند توقیف نماید؟ 6- و .... لطفا هر سوال یا راه دیگری که امکان دارد برایم بنویسید؟

2پاسخ

با سلام /اگر ضمن عقد خارج لازم مثل بیع اسقاط کافه خیارات شود این شرط مطلق و نامحدود تفسیر نمی شود و استثنائاتی دارد یعنی ماده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام بنده در آپارتمانی ساکن هستم که همسایه طبقه پایین در ساعات پایانی شب با زدن ضربات متعدد به دیوار موجبات سلب آسایش و آرامش ما را فراهم آورده است و اعلام می کند که این اعمالش بخاطر سر و صدای ایجاد شده توسط ماست. از آنجا که بنده حدود 6 ماه است در این واحد ساکن شده ام و طبق اظهارات همسایگان این خانم که به تنهایی در واحدش سکونت دارد و چند وقت پیش همسرش را از دست داده است، با مستاجران قبلی واحدی که بنده در آن ساکن هستم نیز همین برخورد را داشته و جالب است که تهدید به آوردن پلیس و شکایت نموده است و این در حالی است که هیچ سر و صدایی که ایجاد مزاحمت برای ایشان نماید ایجاد نشده است. لطفا بنده را راهنمایی فرنایید که به چه صورت از مراجع قانونی اقدام نمایم با تشکر

2پاسخ

ماده 690 قانون مجازات اسلامی می گوید: "ماده 690 - هرکس به وسیله صحنه سازی از قبیل پی کنی ، دیوارکشی ، تغییر حدفاصل ، امحای مرز ، کرت بندی ، نهرکشی ، حفرچاه ، غرس اشجار و زراعت وامثال آن به تهیه آثار تصرف در اراضی مزروعی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام احتراماً به استحضار می‌رساند 1-احتراما اینجانب کارمند یک نهاد عمومی غیر دولتی می باشم که باتقدیم این گزارش و با عنایت به ادلة موجودکه عبارت است از تصویریک نامه (این نامه بصورت فایل اسکن شده می باشد که از طریق ایمیل برای چندین نفر ارسال شده است و یک نسخه از ان به دست من رسیده که دقیقا صادر کننده وگیرندگان این ایمیل قابل شناسایی هستند)و توسط رئیس اینجانب خطاب به یکی از معاونین ان سازمان نوشته ومنتشر شده است ،موارد اعلام شکایت خود را از چهار نفر از کارکنان ان سازمان (1-نویسنده ومنتشر کننده نامه 2- مخاطب نامه 3-و4- دونفر که در متن نامه قید شده است عینا گزارش مشابهی را اعلام و نوشته اند)را که هر یک به نحوی از انحاءبا اعمال و رفتار نادرست خود و عدم رعایت موازین قانونی و نقض عمدی قوانین و مقررات مربوط موجبات تضییع حقوق معنوی و مادی اینجانب را فراهم نمودندرا جهت تحقیق ورسیدگی به هیات تخلفات اداری،حراست و بازرسی سازمان مزبورارائه دادم .و درخواست تعقیب و مجازات نامبردگان به استناد قانون مورد استدعابوده است .که پیگیری های اینجانب تاکنون نتیجه ای را در بر نداشته است . قضیه نامه 2-رئیس من یک نامه وگزارش کذب و برخلاف واقع رابه قصد اضرار به من نوشته و به انگیزه هتک حیثیت اینجانب خطاب به معاون سازمان و برای سایر اشخاص نیز بوسیله اینترنت ارسال ،گزارش، اعلام ومنتشرکرده است که بدیهی است قصد ایشان تظلم و دادخواهی نبوده است وبه همین دلیل از تحویل آن به مراجع صالح وقانونی از جمله هیات رسیدگی به تخلفات اداری خود داری نمودند. زیرا ایشان با دروغ ‌پردازی‌ و نسبت‌ دادن‌ امری‌ برساخته‌ و دروغین‌ و صحنه سازی دراین گزارش کذب به منظور هتک حرمت و حیثیت من، نسبت‌ ناروا، خلاف واقع و دروغ‌ رابه‌ من داده ، موضوع و امری ارتجالی و از پیش خود ساخته را که اساسا و در حقیقت آن واقعه رخ نداده است و کذب محض است رابه دروغ و برای زیان به من و با علم و اطلاع به کذب بودن آن، عالما و عامدا و با سوء نیت خاص ،‌ صراحتا‌ این عمل‌ مجرمانه‌را‌به من نسبت داده اند .لازم به توضیح است من این نامه را که نامبردگان از آنرا از چشم قانون پنهان کرده بودند پس از کشف جهت رسیدگی قانونی به حراست و هیات رسیدگی به تخلفات اداری و بازرسی سازمان تحویل دادم. 3-دراین نامه رئیس من به قصد اضرار به من اکاذیبی(ادعای جعل امضاءو اسناد –دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول وجعل امضاء و غیره به شرح متن نامه ) نوشته وآنرا منتشر نموده و من را بعنوان جاعل معرفی کرده است و این گزارش در سربرگ رسمی سازمان با استفاده از عنوان رسمی و با دستخط و امضاء ایشان خطاب به معاونت صورت گرفته است . 4-همچنانکه صراحتا در این نامه سراسر کذب بیان شده است دو نفر دیگر در گزارش سراسردروغ(ادعای جعل و دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول اداری ...) یعنی (همان ادعاهای رئیس را تایید کرده وگزارش کرده اند)بر علیه من به و معاونت سازمان ارائه داده اند . 5-این اکاذیب که تماما کذب محض بوده و صرفا به قصد اضرار و تخریب شخصیت حقیقی وحقوقی من توسط رئیس وبا دست خط شخصی ایشان نوشته و منتشر شده است و ایشان از این طریق وبا استفاده ابزاری از این نامه سراسر کذب باعث صدمات جبران ناپذیری به بنده گردید که متن نامه بخوبی بیانگر آن است. 6-از آنجایی که آبروی مسلمان به منزله خون اوست واساسا تهمت از نظر شرعی و عرفی و اخلاقی عملی زشت وناپسند و نفرت آور است . معلوم است که مقصود و منظورایشان دراین گزارش خلاف واقع بیان مطلبی سراپا دروغ برای ضرر زدن و هتک حیثیت من بوده است. جهت روشن شدن حقیقت،نظر آن مقام محترم را به نکات زیر جلب می نماید: 7-این افراد به موجب کدام قانون ومقررات سازمان گزارشهای خلاف واقع و سراسر دروغ خود راکه درهیچ مرجع قانونی و ذیصلاح رسیدگی نشده است را به مقامات رسمی در خارج از سازمان داده اند.و در نهایت از تحویل آن به مراجع صالح وقانونی از جمله هیات رسیدکی به تخلفات اداری خود داری نمودند. بدیهی است قصد ایشان تظلم و دادخواهی نبوده است. 8-پست سازمانی و شرح وظایف و تکالیف کدامیک از این افراد اجازه انتشار چنین گزارشهای سراسر کذبی را به خارج از سازمان ازجمله یک مقام رسمی را فراهم نموده است.لذاایشان در انجام وظیفه محوله تعمداً قوانین و دستورات مربوطه را نادیده گرفته و نقض نموده اند . تخریب شخصیت حقیقی و حقوقی من توسط این افراد با چه نیتی وبرای حصول به چه مقصودی انجام گرفت .؟ - دلیل آنها برای این اقدامات غیر قانونی چه بوده است ؟! - کدامیک ازاین افراد صلاحیت رسیدگی و ارائه گزارش و انتشار چنین گزارشهای راداشته اند؟! -چه دلیل ومستنداتی برای این ادعاهای کذب ارائه کرده اند؟!(دستکاری صورت جلسه تحویل وتحول اداری وادعای جعل امضاءو...).(هیچکدام از این افراد کارشناس رسمی در خصوص جعل وخط نیستند) 9-این افرادبوسیله این گزارشهای کذب وبا این رفتار غیرقانونی حیثیت و حرمت اینجانب رانزد مقامات رسمی لکه دار ساختند. 10-از انجا که دست یافتن به گزارشهای اداری و مالی سازمان در صلاحیت مقامات و مسئولین ذیصلاح در سازمان است و دست یافتن به آن جز برای عده معدودی که صلاحیت آن را دارند جایز نیست .لذا منظور ایشان از افشای این گزارشهای کذب ،اعلام و افهام آن به مقامات رسمی خارج از سازمان چه بوده است. 11-نامبردگان خارج از حدود وظیفه و صلاحیت و اختیارات خود عمل نموده اند،با اعمال غیر قانونی و با سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری خود و ارائه گزارشات کذب مستند این نامه موجبات تضییع حقوق معنوی و مادی اینجانب را فراهم نمودند. 12-نامبردگان بر طبق قانون و عرفاً مکلف به تهیه گزارش و انعکاس مطالب و وقایع فوق الاشاره به مسئولین و مراجع صالح قضایی بوده اند،اما آنها حقایق را پرده پوشی کرده و با تحریف حقیقت در گزارش و گواهی های مربوط اعمال و وقایع و مطالب کاملاً نادرست و خلاف را مورد تأیید و گزارش قرار دادند . 13-البته نامبردگان از پست سازمانی ،موقعیت ممتاز از لحاظ سطح اداری برخوردار می باشند . 14- علی هذا با عنایت به مراتب فوق وبه منظور جلوگیری از تضییح حقوق قانونی ام تلاش نمودم که موضوع از طریق قانونی و بدون توجه به موقعیت و پست سازمانی افراد فوق ونه براساس روابط بلکه براساس ضوابط پیگیری ورسیدگی شود که دراین را کاملا ناموفق بوده ام و حوزه های دریافت کننده شکایات یعنی 1-هیات تخلفات اداری،2-حراست و 3-بازرسی سازمان سکوت اختیار کرده اند . معهذا بدین وسیله از آن مقام محترم تقا ضا دارم ضمن بررسی موارد بیان شده فوق راهنماییها،رهنمودهاو ارشاد قضایی بفرمایند.

2پاسخ

با سلام واحترام دوست عزیز شما می توانستید سوال خود را کمتر از 3 سطر مطرح نمایید در اکثر مواقع زیاده گوئی باعث میگردد مطلب اصلی گفتار شما گم شود ومخاطب، اصل مطلب را نفهمد. و اما راه حل : شما با طرح دعوی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و خسته نباشید بند از محضرتان شش سوال دارم قبلا از اینکه محبت می کنید جواب می دهید ممنون . در مورده سوالاتم یک توضیح کوچکی می دهم که کاملا موضوع براتون روشن بشه . دختر خانمی با وسیله سایته همسریابی اشنا شدیم و با هم قرار در کافی شاپ و ارتباطه تلفنی بر قرار کردیم و ایشان قبله قرار عکسهای خودش و خانوداش برای من ایمل کرد حالا رفته شکایت کرده به عنوانه مزاحمت تلفنی و تهدید به اخاذی به وسیله سو استفاد عکس و فحاشی که در حال حاضر قرار منع تغقیب قرار گرفتم چند سوال برای من ایجاد می شود سوال اول ایاوقتی شخصی در دادسرا شکایت می کنه سیر قانوی ان اینه که مورد تحقیق قرار بگیرهوشکایت ایشان به وسیله معاون دادستان دستور رسیدگی به بازپرس می دهد بتزپرس برای ااینکه ببینه ایا دلیلی برای احضار بنده داره دستور تحقیق می دهد فردای انروز شاکی به وسیله شکایتی مبنی بر همون مزاحمت و تهدید می بره پیشه سرپرست دادسرا معاون دادستان که دستور جلب منا میدهد با اذن ورد به منزل بدونه سابقه احضار و توجیح داره که ممکنه متهم فراری بشه اما پرونده دسته تحقیق بوده و چیزی مبنی براینکه اتهام به من می چسبه یا نه و شماره همراه اعتباری که اس ام اس و مزاحمت وتهدید در اون شماره موجود بود دستور تحقیق نمی ده که ماله بند هست یانه و فقط به گفته شاکی استناد می کنه حالا سوالی که ایجاد می شود من از ایشان میتوانم به عنوان جلبه خودسرانه شکایت کنم یانه اگر بله به استناد چه ماده ای ایا این تخلف ثبت می شود یا اینکه از جایگاه می افتد یا نه؟ سوال دوم سر پرست دادسرا{معاون دادستان) م با توجه به ایبنکه بازپرس منع تعقیب داده و دادیار اضهار نظر هم گفته عدول بر قرار داده شده مدعی شده ارتباط نامشروع و مزاحمت تلفنی مشهود ایا این منعی می ده کسی که رابطه داشته و به گفته ایشان نامشروع مزاحمت تلفنی معنی میده ایا میتوانم اینا استناد کرد که ایشان سو نیت داره البته اگر بتوان گفت مزاحمت تلفنی با رابطه نامشروع بی معنی ؟ایا این موضوع افترا می شود؟و ایا وقتی رابطه هست مزاحمت تلفنی منتفی ؟ سوال سوم ایا دادسرا برای اینکه تحقیقی صورت نداده در مورد شماره همراه و من هم بعد از خوانندن پرونده متوجه شدم و قبلا به من گفته نشده بود و فقط منا در اگاهی بازجویی کرده بودند که ایا دویست پنجاه میلیون قبول داری می خواستی اخاذی کنی یا همدست داری یاتهدید کردی شاکی فقط همین و حالا با چه چیزی اونا تهدید کردی و اون وسیله را قبول داری صحبتی به میان نیامده ایا این برای مامور تخلف به حساب میاید یا نه لصفا توضیح دهید ؟و استناد ماده قانونش بگید ممنون سوال چهارم متاسفانه وقتی سیستم منا توقیف کردند عکسهای این دختر خانم در هارد سیستم بود که من پاککردم ولی باز یابی کرده بودند و مامور پروند از این صحبتی به میان نیاورد ه و گفته عکسهای ایشان در سیستم ایشان بود مهم تر ایشان فرستاده و در گفته خود گفته که اشتباهی یک سی دی نرم افزار داده بودم که سی دی عکسهای بوده یک جای هم گفته فلش بوده ایا با توجه به اینکه ایمل ایشان موجوده میتوان گفت افراست و ایشان با میل خودش فرستاده؟ سوال پنجم شاکی ادرس منزل ما را از روی شماره ت همراه دائم من که داشته از طریق مخابرات پیدا کرده و همانطور که می دانید مخابرات با نامه قضای ادرس میده و محرمانه می فرستاده که مهر محرمانه اش را در پرونده دیدم که ادرس درش نوشته شده بود منتهی ادرس ازطریقه پاستگاه به شاکی گفته و من بتوانم اتبات کنم چون در زمان مامورها اگاهی که امده بودند منا دستگیر کند بودند و صورت جلسه ورود به منزل امضاکردند ایا این تخلفه که او.لا ادرس در اختیار شاکی قرار دادند هم اینکه در منزل اوردند ؟ سوال ششم ایا با توجه به اینکه من اتهام قبول نکردم و صبح ساعت شش دستگیر شدم ایا البته صوزت جلسه شده توسط افسر پرونده که با بازپرس تماس گرفته شده و تلفنی 24 ساعت من تحت نظر باشم بازداشت ایا قانونی بود اگر تخلف به استناد چه ماده ای؟ سوال هفتم ایا دادستان میتوانسته در مورد رابطه نامشروع دختر را تبرئه و پسر را متهم کنه یا نه ؟ البته دختر خانم یعنی شاکی نامه های نوشته که قصده من درش کاملا مشخص بوده ازدواج و در مورد دست پسر قبلیش هم گفته که اون بی غیرت بود و تو با غیرتی و خدا ترس ایا میتوان اینا برای اثبات کنم قصدم ازدواج بوده و دادستان انرا لحاظ نکرد چون داخله پرونده هست ایا تخلف بوده شکیتبرئه و منا متهم کنه ؟ سوال اخر ایابا توجه به موضوعات پرونده وقتی من تبروه بشم و حکم منع تعقیب قطغی بشه چون اختلاف به بازپرس دادستان چون دادستان به منع تعقیب مخالفت کرده تمنع تعقیب تایید بشه بنده شکایت کنم در مورد تخلفهای اشکار و مندرج به عنوان نشر اکاذیب و افترا و مخدوش کردنه جایگاه مدعی العموم اونا از جایگاه خلع کند ؟ و ایا از من رفع حثیت میشه و در مورد شاکی دادگاه در مورده افترا و تهمت ایشان چه حکمی میدهد؟ از اینکه سوالات زیاد ه شرمنده من قبلا از شما

2پاسخ

لطفا سوالات خود را در چند نوبت و به صورت مجزا ارسال نمایید. امکان پاسخ دهی به سوالات شما به این شکل برای ما مقدور نمیباشد. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام میخواستم در مورد نحوه رسیدگی به مزاحمت تلفنی یک تو ضیح دهید سوال دوم اگر چنانچه شاکی و شخصی که مورد اتهام این جرم با هم تماسهای طولانی داشته باشند و هم را بشناسندحال اختلافی پیش بیاد و شاکی برای انتقام و بدست اوردن ادرس بیاد و با وسیله شماره موبایلی که از فرد مورد اتهام به دادسرا تقدیم کنه وچون می دانید ادرس مشترک مخابرات نمی ده مگر با دستور قضایی و ادرس شاکی بدست بیاره و فقط در شکایت بنویسه متهم فرار می کنه اگر ابلاغ ببینه و حکم جلب بگیره و دادسرا هیچ اقدامی برای اینکه ایا فرد مورد اتهام به تهدید و مزاحمت تلفنی تحقیقی صورت نگرفته که ایا حقیت داره موضو نسبت دادن شکایت یانه . حکم جلب صادر باورد به منزل البته شاکی یک شماره همراه اعتباری نسبت داده که اصلا به نام من نیست ودادسرا هیچ تحقیقی نکرده در مورد مالک شماره و به من نسبت دادند حال حکم منع تعقیقب قرار گرفته سوالی که ایجاد می شود سه سوال سوال اول در تاریخ 25 شکایت به وسیله معاون دادستان دستور تحقیق می دهد به پاسگاه که تحقیق بشه که پاسگاه ادرس موبایلی که در ارتباط بودیم که داوم هست ادرس می گیره و می نویسه به گفته شاکی احتمال فرار شاکی هست و در مورد تحقیق در مورد مزاحمت که با چه شماره ای و ایا بنده انجام می دهم یا نه یا شاکی ار شکایت سو نیت داره یا نه تحقیقی نمی شود و در تاریخ 28 به بازپرسی ارجاع می دهد بازپرس برای تحقیقات و اینکه ایا اتهام من انجام دادم یانه دستور تحت کنترل شماره مورد نظر می دهد تا اینکه در 29 یعنی فردای انروز شاکی به سرپرست دادسرا مراجعه می کنه با شکایتی که بنده اونا دارم تهدید می کنم و مزاحمت ایجاد می کنم و دستور جلب منا می کنه که سرپرست دادسرا با توجه به اینکه پروند ه در دست تحقیق بوده ابا اتهام مورد توجه بند هست یا نه تا بعد اگر مورد توجه من هست تصمیم اتخاذ کنه که سرپرست دادسرا که سمت معاون دادستان داره دستوره جلب منا می دهد سوال اول ایا بازپرس داشته تخقیق می کرده که اتهام مورد توجه من هست یا نه معاون دادستان سرپرست دادسرا می توانسته وارد عمل بشه بدون اینکه ایا شاکی از شکایت سو نیت داره یا نه دستور جلب بدهد؟ سوال دوم در مورد شماره همراهی که مورد ادعای انها هست مسج تهدید امیز و حک حثیت و مزاحمت تلفنی از مخابرات استلام گرفته نشده ماله چه شخصی ایا ماله بنده هست یا نه ایا تخلفه یا نه به استناد چه قانونی لطفا تو ضیح دهید سوال سوم ایا بنده می توان اعاده حثیت کنم که شاکی به بنده افترا زده و سو نیت داشته از شکایت و ذهنه دادسرا را می خواسته به انحراف بکشه با یک مسج تهدید دویست ملیونی که شماره ماله من نیست نسبت داده و هدفش این بوده که با ابروی بنده بازی کنه سوال سوم ایا کار دادسرا تخلف بوده در مورد مالک شماره تحقیقی صورت نداده

2پاسخ

با سلام دوست عزیز به نظر می رسد قبلا پاسخ شما را داده باشم به هر حال مزاحمت تلفنی ...

مشاهده پاسخ کامل