جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09128272705 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام احتراما به استحضار می رساند که اینجانبان هیات مدیره و بازرس یک برج مسکونی در تهران بودیم(جمعا 6 نفر) که یکی از ساکنین از ما به جهت افزایش شارژ و با درست کردن صورت جلسه عزل و سایر اسناد طراحی شده توسط خودشان شکایت کرده و رای اشاره شده در ذیل این نامه به دلیل عدم توجه جدی اینجانبان علیه ما صادر گردید.لطفا به سوالات بنده پاسخ دقیق و صریح جهت تصمیم گیری و اقدام ارائه بفرمایید. با توجه به حساسیت شغلی اینجانبان آیا رای صادره در صورت تایید در مرحله تجدید نظر و واریز مبلغ جریمه در سابقه کیفری ما ثبت شده و در صورت استعلام از پلیس بعلاوه 10 برای عضویت در هیات مدیره شرکت های بورسی و غیره جزو سابقه ما درج می شود؟ اگر جزو سابقه درج می شود روش رفع اثر آن چیست و اگر راه قانونی دارد لطفا وکیل متخصص این امر را به بنده معرفی کنید؟ علی الظاهر بر اساس ماده 25 محکومیت بر اساس نوع آن بعد از گذشت مدتی از سابقه فرد پاک می گردد خواهشمند است بعد از مطالعه دقیق رای ارسال شده بفرمایید این رای ما چند سال در سابقه باقی می ماند و چگونه حذف می شود؟ هم چنین با توجه به حذف سایر عناوین اتهام ذکر شده در متن رای و و صدور حکم بر اساس خیانت بر امانت علت درج تمامی عناوین مجرمانه منتسب شده توسط شاکی در بخش اتهام چیست و آیا در صورت استعلام این عناوین در برگه دریافت سوء پیشینه برا ما ذکر می گردند و یا فقط عنوان خیانت در امانت می آید متن رای صادر شده شاکی:آقای 0000وکالت آقای000 متهمین0000: اتهام خیانت در امانت و تصرف عدوانی و جعل و تحصیل مال نامشروع رای دادگاه در خصوص اتهام آقایان 000000همگی با وکالت آقای 000دایر بر خیانت در امانت دادگاه با عنایت به شکایت شاکی ، صورتجلسه مجمع عمومی ، اظهار نامه عزل بازرسی و امضاء هیات مدیره ،اسناد حاکی از تحقق امانت، تامین دلیل صورت گرفته ،صورت جلسه هیئت ارشد سنی و دفاع بلاوجه متهمین اتهام انتسابی را نسبت به ایشان محرز و مسلم دانسته بنابراین بااستناد به ماده 674 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 و با اعمال ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 به لحاظ وضع خاص متهمین و فقدان سابقه کیفری هرکدام را به پرداخت مبلغ پنج میلیون ریال به عنوان جزای نقدی به نفع صندوق دولت محکوم می نماید و اعلام می دارد که رای صادره حضوری بوده و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در محاکم محترم تجدید نظر استان تهران می باشد.

2پاسخ

با سلام در مورد امور آپارتمانها قانون خاص داریم و باید براساس آن صاحبان منازل رفتار کنند. بموجب ماده 23 ق.م.ا جرائم درجه شش به بالا محرومیت از حقوق اجتماعی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام بنده سردفتر یکی از دفتر خانه های تهران هستم در سال 89 بدون اطلاع از قانون یکنفر را جهت دفتر یاری معرفی نمودم بعداز یکماه و پس از ازمون متوجه شدم ایشان پرونده کیفری مفتوح در خصوص خیانت در امانت در دادگستری دارندکه پس از در میان گذاشتن با ثبت اسناد موضوع بررسی و از ایشان با دستور مقام عالیرتبه سازمان سلب صلاحیت شد اما 4 سال بعد با رای دادگاه تجدید دیوان به طرفیت سازمان ثبت حکم به ابلاغ دفتر یاری و شروع بکار نمودند در همان زمان بنده بعنوان ذینع اعتراض ثالث را بر اساس رای قطعی دادگاه تجدید نظر کیفری مبنی بر محکومیت خیانت در امانت در دفاتر اسناد رسمی مبنی بر 6 ماه زندان خریدنی را مطرح نمودم و در این اعتراضیه اصل عدم امانت داری ایشان راکه در بحث اسناد رسمی حرف اول را میزند رازیر سوال بردم و میدانید واقع امر هم این است کار کردن با یک فرد سابقه داردر جای حساسی چقدر خطرناک و هرگونه سوئ استفاده ایشان از مهر دفتر خانه یا اوراق دزدیده شده از دفتر خانه قبلی چه عواقبی برای من داردحالا تجدید نظر دیوان در حال رسیدگی است و هنوز نظری نداده و پرونده را از اجرای احکام خواسته حالابنظر شما چه کار دیگری برای اقناع دادگاه نسبت به عدم امانتداری ایشان میتوانم انجام دهم ضمنا ایشان2 بار توسط بازرسان جهت تست اعتیاد برده شدند که در جلوی ازمایشگاه پزشگ قانونی از دست بازرسان فرار کردندو فعلا معلق از کارندطبق دستور مقامات ضمنا قاضی تجدید نظربا اطلاع ازسابقه کیفری و با استناد به ماده 62 قانون مجازات در خصوص عدم سقوط حقوق اجتماعی رای داده که بنظرم این استنادبه معنای عام درست و به معنای خاص غلط است وقابل استناد نیست حال فکر میکنید نتیجه چیست

2پاسخ

با سلام به هر حال قانون در خصوص مرور زمان اعمال مجرمانه و محرومیت از حقوق اجتماعی احکام خاصی دارد و چون نمی توان تا ابد کسی را از حقوق اجتماعی بخاطر آثار اعمال مجرمانه محروم نمود لذا پس از طی زمان مقرر حقوق اجتماعی اعاده می شود ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

باسلام :در رابطه با رأی شماره ۴۶۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، موضوع مرجع صالح برای تعیین مناطق جنگی (جبهه) که تو سایت گذاشتین، پدر بنده به مدت 7 سال از سال 60 تا 66 تو جهاد سازندگی دزفول شاغل بوده ولی هیچ وقت پیگیر مسائل ایثارگری نبودیم تا چند وقت پیش با جهاد کشاورزی تماس گرفتیم گفتند که از تاریخ خاصی دزفول جزء مناطق جنگی بوده و باید حداقل 12 ماه تو این مدت در جهاد سازندگی شاغل بوده باشه که بتونه از 6 ماه سابقه جبهه بهرمند بشه و کد ایثارگری بدن خواستم بدونم همچین قانونی وجود داره؟ چرا مدت حضور تقسیم بر 2 میشه؟ و بقیه حضور در جهاد سازندگی چی میشه؟ و اینکه مدارکی مثل نامه شماره ۶۲۹۶۱ ـ ۷/۱۲/۱۳۷۵ سپاه پاسداران و نامه شماره ۵۹۷۶/۱۸۰/۱/۲ـ ۲۶/۹/۱۳۶۹ جهاد کشاورزی بر خدمت از تاریخ ۱/۱/۱۳۵۸ تا تاریخ ۱/۷/۱۳۶۵ برای پرسنل بومی و از تاریخ مذکور تا سال ۱۳۶۷ برای پرسنل غیربومی رو از کجا باید پیدا کنم؟ با تشکر

2پاسخ

شما باید طی نامه ای به سپاه پاسداران منطقه دزفول از آنها بخواهید که اعلام نمایند بین سالهای 60 تا67شهر دزفول منطقه جنگی بوده است یا خیر . در صورتی که این امر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و درود . من در یک دفتر فنی و مهندسی خدمات ساختمانی کار میکنم که جواز هم داریم و مجوز کارهایی از قبیل طرح نقشه و پیمانکاری و پیدا کردن سازنده برای مشارکت در ساخت برای مالکینی که به ما مراجعه میکنند. حدود یک ماه پیش چندین مالک به دفتر ما مراجعه کردند که برایشان یک سازنده جهت مشارکت در ساخت پیدا کنیم و همچنین من حدود 15-20 ساعت مفید را برای طراحی نقشه ای که مورده پسند همه مالکین باشد را صرف کردم. سپس شروع به پیدا کردن یک سازنده مطمئن که آمادگی ساخت در آن منطقه را داشته باشد کردیم . بعد از چند روز کار کردن و هزینه کردن جهت 2 بار آگهی روزنامه برای پیدا کردن سازنده یک نفر به نام فراهانی که برای این کار به ما اعلام آمادگی کرده بود را بردیم تا ملک را از نزدیک ببیند و وقتی دقیقا آدرس ملک را فهمید و دید گفت که من این مورد را نمیخواهم ولی دو نفر سازنده که با هم کار میکنند به نام های فلان و بیصار برای اینجا دارم . سپس ما قبول کردیم و نمونه کارهایشان را خودمان دیدیم و وقتی از نظر ما همه چیز خوب بود خواستیم به مالکین معرفی کنیم مالکین از قضا در یک املاک قرارداد مشارکت با یک سازنده دیگر عقد کرده بودند که ما هم گفتیم قسمته ما نبوده و دیگر روی این فایل فعالیت نکردیم . تا حدود چند روز پیش که مطلع شدیم که قرار داد مالکین با آن سازنده فسخ شده و در حال مذاکره با دو سازنده ی دیگر هستند که حتی به ما هم اطلاع ندادند و ما از طریق یکی از دفاتر املاک آن منطقه که این مالکین را پیش ما فرستاده بود مطلع شدیم . وقتی این املاک اسم آن اشخاص را از مالکین پرسید همان دو سازنده ای بودند که که آقای فراهانی به ما معرفی کرده بودند و وقتی ما متوجه شدیم که مالکین قرارداد را با یک سازنده دیگر که یک املاک پیدا کرده بود عقد کردند به آقای فراهانی گفتیم که قرارداد بسته اند و دیگر نمیشود برای آن دو نفر که شما معرفی کردید قرارداد ببندیم و پرونده منتفی است. ولی گویا آقای فراهانی و آن دو سازنده این ملک و مالکین آن را زیر نظر داشته اند و وقتی فهمیدند که قراردادشان فسخ شده خودشان رفتند و اقدام کردند و به قولی ما را دور زدند. و وقتی ما به مالکین هم گفتیم که این دو نفر را ما پیدا کردیم مالکین جواب سر بالا دادند و گفتند نه و این ها رو شخص دیگری معرفی کرده . و وقتی به آقای فراهانی گفتیم که همچین اتفاقی افتاده او هم جواب سر بالا میداد و ما رو دست به سر میکرد و بعد از 2-3 روز دیگر جواب نمیداد. من برای گفته های خود دو شاهد دارم که حاضر هستن دست روی قرآن بگذارند و قسم بخورند. ما برای موارد مشابه این قرارداد 50 میلیون تومان کمیسیون گرفته ایم. آیا این مصداق این نیست که ما این مورد را به امانت به آقای فراهانی معرفی کردیم و مصداق این نیست که انگار به ایشان 50 میلیون تومان امانت دادیم . گرچه شاید من بتوانم آقای فراهانی را در دفتر حاضر کنم و به صورت مخفی از اون فیلم برداری کنم و بتوانم تا حدودی این حرف ها را یا از زبانش خودش بیرون بکشم یا این که من بگویم و اون تایید کند. آیا ما میتوانیم با شکایت کمیسیون خود را از آقای فراهانی بگیریم ؟؟؟ به نظر بنده این یک نوع خیانت در امانت میباشد. آیا درست است . لطفا واضح و صریح پاسخ بدهید سپاسگزارم .

2پاسخ

دوست عزیز سلام قبل از هر چیز به شما این را عرض کنم که بعضی ازرفتارها در دایره اخلاق زشت وناپسند است ولی قانونگذار برای آن از نظر قانونی جرم را متصور ندانسته هر چند کار این اشخاص زشت وناپسند است ولی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام٬ احتراماْ من حدود 5 سال است که ازدواج کرده ام و با همسرم در محل کارمان آشنا شده ام. البته در زمان معاشرت قبل از ازدواجمان همسرم می دانست که من با کسی قبل از او دوست بوده ام و قرار ازدواج داشته ایم. همچنین ایشان میدانست که من در زمان ازدواجمان باکره نیستم و این مساله برایشان مهم نبود. مساله از اینجا شروع میشود که من خیلی پیش از آشنایی با ایشان (حدود 16سال پیش) طی شرایط خاصی ناخواسته باردار شده و بچه را برای فرزندخواندگی به خانواده ای سپردم که از همان زمان نه از آن خانواده و نه از بچه اطلاعی ندارم. درضمن به دلیل اینکه شرایط هیچگونه عرفا و شرعا طبیعی نبود٬ دکتر در آن زمان با لطف زیادی که به من داشتند شرایط را به گونه ای مهیا کردند که حتی افراد خانواده ام فکر می کردند من برای عمل کیست تخمدان به بیمارستان رفته ام و حتی اگر واقعیت را می دانستند به روی من نیاوردند. به همین دلیل احتمالا هیچ پرونده ای هم در بیمارستان نباید وجود داشته باشد. تنها تحت شرایط اضطراری دکتر به خواهر بزرگتر من جهت هماهنگی ها اطلاعات را دادند. مشکل از اینجا شروع شد که خواهرم پس از اینکه ازدواج کرد تحت شرایط روحی خاصی این مورد را برای همسرش که پزشک هم هستند تعریف می کنند. الان پس از 12 سال زندگی مشترک خواهرم و شوهرخواهرم در حال جدایی از هم می باشند که درگیری های فراوانی دارند. از جمله فرار از دین شوهر خواهرم برای پرداخت نکردن مهریه و یا حضانت بچه. حالا شوهر خواهرم تا به حال چندین بار با فرستادن ایمیل هایی به طور مستقیم به من و خواهرم (و آخرین بار کپی به پدرم) داستان آن زمان را وسط کشیده و اصرار دارد که همسرم باید حقیقت را در مورد من بداند. البته ایشان چندین بار ایمیل هایی را خطاب به خواهرم به طور مستقیم٬ پدرم ٬ همسرم و من در کپی فرستاده و به خواهر و مادرم تهمت های ناروا زده و در تمام ایمیلها به همسرم نصیحت کرده که چشمهایش را بهتر باز کند. در ضمن در یکی از این ایمیل ها عکسی از من و نامزد قبلیم که در جشن سالگرد ازدواج خواهر و شوهر خواهرم حضور داشتیم فرستاد که چون همسرم در جریان بود مشکلی نداشتیم. در هرصورت شوهر خواهرم قصد برهم زدن زندگی مشترک و بردن آبروی من را دارد و هرچند که من آدم بی تقصیری نیستم ولی از شما این مشاوره را میخواهم که چه باید بکنم. من به زندگی مشترک و همسرم بسیار علاقه دارم و در حال حاضر هم در محیط کاری خود آدم محترم و آبرومندی محسوب می شوم. آیا میتوانم از ایشان شکایت کنم یا اینکه بهتر است هیچ اقدامی نکنم. ولی در صورتی که ساکت بمانم این احتمال هست که ایشان به طور مستقیم با همسرم تماس بگیرد. در ضمن متاسفانه همسرم برای ایشان بسیار ارزش قایل است و در همه شرایطی که حتی ایشان اقدام به ضرب و شتم خواهر من کرده بودند نیز به نوعی طرفداریشان را کرد. با تشکر

2پاسخ

سلام کاربر محترم در خصوص پاسخ به سوال جنابعالی ، مواردی ابهام دارد 1- نحوه بارداری شما مشخص نشده است 2- نحوه مسکوت ماندن زایمان شما در بیمارستان دقیقا مشخص نشده که آیا حتما هیچ گونه سابقه و مدرکی دال بر بستری شدن و زایمان شما در بیمارستان وجود ندارد 3- نحوه صدور ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام اینجانب از سال 1379 وکالت کاری خواهر و شوهر خواهرم را که مقیم خارج از کشور هستند را قبول کردم و از هر دو وکالت نامه محضری کاملی را گرفتم و از آن سال کل کارهای مالی و سرمایه گذاریهای آنها که در زمینه شرکتهای تولیدی صاحب سهم و پروزه ساختمان سازی آنها را مدیریت کردم و تا پایان سال 1390 کلیه کارها را به نحو احسن بدون اینکه هیچگونه ضرر و زیانی متوجه موکلینم شود مدیریت کردم و در قبال انجام کارها ایشان بصورت ضمنی و حرفی مبلغی بصورت نقدی به اینجاتب پرداخت و الباقی بابت هزینه های وکیل و... جهت گرفتن گرین کارت اینجانب و همسرم پرداخت نمایند لازم به ذکر میدانم که موکلین اینجانب در امریکا کارفرما میباشند و میتوانستند اشخاص دیگر کشورها را بعنوان کارمند استخدام و برایش درخواست گرین کارت کنند. و اینجانب کلیه مدارک درخواستی برای گرین کارت را در سال 79 برای ایشان فرستادم و ایشان اعلام کردند که مدارک را جهت انجام کارها به وکیل داده اند ولی در سال 90 ابشان که کارهای سرمایه گذاریشان به انتها رسید و قرار شد که من مدارک ایشان را تحویلشان دهم و آنها هم گرین کارت من را ایشان اعلام کردند که مدارک من را از همان ابتدا به وکیل نداده اند و فکر کرده اند به صلاح من میباشد و من را فریب داده اند و زمانی که من الباقی حقوق خود را از ایشان خواستم اعلام کردند که کل حقوق من را داده اند و در صورتیکه اولا ما هیچ قرارداد کتبی برای مبلغ دستمزد اینجانب نداریم و ثانیا ایشان به تعهدات خود عمل نکرده اند و بابت کلیه کارهایی هم که برایشان انجام داده ام مدارک و اسناد موجود است همچنین در سال 91 بعلت فشار روحی که از جانب موکلین در کورد انجام ندادن تعهداتشان به من وارد شد من در بیمارستان بستری شدم و نظریه پزشکان افسردگی تشخیص داده شد که تا این تاریخ هم تحت نظر روانپزشک هستم ثالثا موکلین اینجانب بدون اعلام به من وکالت نامه اینجانب را فسخ کردند. حال با توجه به شرح حال گفته شده از شما استدعا دارم که اینجانب را راهنمایی فرمائید که چگونه میتوانم حق و حقوق پایمال شده خودم را دریافت نمایم. با تشکر

2پاسخ

شما برای اینکه بتوانید حق و حقوق را مطالبه نمائید می بایست بدواً آن حقوق را اثبات کنید و قول و قرار فی مابین اشخاص هم لزوماً کتبی نیست بلکه ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با سلام احتراما اینجانب مدیرعامل یک شرکت سهامی خاص می باشم این شرکت دارای دو ملک مجاور یکی با پلاک ثبتی 31 و دیگری با پلاک ثبتی 32 می باشد در سال 84 ودر زمان هیئت مدیره قبلی شرکت , ملک شماره 32 را طی قولنامه عادی به شخص (الف ) فروختند درهمین حین شخص (ب) با ارائه قولنامه عادی با تاریخ مقدم تر از قولنامه شخص (الف) به دادسرا علیه مدیران وقت شرکت اقامه دعوی کیفری کلاهبرداری وفروش مال غیر نمود وچنین عنوان کرد که مدیران همان ملکی را که قبلا به او فروخته اند مجددا به شخص (الف) فروخته اند - مدیران وقت شرکت در مقام دفاع در اوراق بازجویی خودعنوان کردند که اولا در مبایعه نامه استنادی (ب) عدد 31 به 32 جعل شده است ثانیا امضاهای متسب به خود را منکر شدند وگفتند که ما چنین قولنامه ای را امضا نکرده ایم (بعبارتی امضاهای ذیل قولنامه استنادی (ب) جعلی است که پس از آن دادسرا موضوع را به کارشناس خط ارجاع دادکه قرار کارشناسی بررسی این بود که آیا عدد 31 به 32 جعل شده یا خیر و در مورد امضا ها قرار کارشناسی صادر نکرد که کارشناس مربوطه پس از بررسی اعلام نمود که در قولنامه عدد 31 به 32 جعل شده است که بنابر نظر کارشناس که جعلی بودن شماره پلاک را تایید کرده بوددادسرا شکایت (ب) را رد وقرار منع تعقیب مدیران وقت را صادر نمود هم اکنون شخص (ب) بعد از گذشت 6 سال از موضوع فوق دادخواست حقوقی به طرفیت این شرکت مطرح نموده و خواهان الزام به انتقال ملک شماره 31 به خود شده است وچنین استدلال نموده که چون در دادسرا ودر پرونده کیفری چنین ثابت شده که عدد صحیح ملک در قولنامه 31 بوده پس ایشان ملک 31 را به من فروخته اند و خواسته دعوی ایشان الزام به انتقال ملک شماره 31 می باشد با توجه به موارد فوق خواهشمند است راهنمایی بفرمایید که در دعوی حقوقی مطرح شده چگونه دفاع نمایم آیا با یستی در دادگاه ادعای جعلی بودن امضای مدیران قبلی را نمود یا انکاروتردید نسبت به امضاها؟ ضمنا دردفاتر مالی شرکت هیچگونه آثاری از ثمن قولنامه فوق وفروش ملک 31 وجود ندارد؟ با تشکر

2پاسخ

باسلام و احترام . پاسخ در مذاکره تلفنی بیان گردید در تاریخ 07/08/90 ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

موضوع: هیأت مدیره و بازرس انجمن صنفی کارگری جهت تشکیل مجمع عمومی و تجدید انتخابات اقدام نمی کنند سلام من عضو یک انجمن صنفی کارگری استانی در یک صنعت خاص هستم. یادآور می شود که انجمن های صنفی کارگری متأسفانه با بی مهری اداره کل کار استان رو به رو بوده اند و سهم انجمن ما از این بی مهری بسیار شدید بوده ولی با مقاومت زیاد و با چنگ و دندان این انجمن را حفظ کرده ایم و حتی اداره کل کار استان را که جهت انجام برخی امور اداری انجمن کارشکنی می کرد به تسلیم وا داشته ایم. اما با تأسف زیاد پس از این همه زحمت، به دلیل اینکه قانون کار خصوصاً در مورد وظایف و اختیارات انجمن های صنفی کارگری اجرا نمی شود، فعالیت انجمن بسیار کم رنگ شد. به طوری که با گذشت بیش از 4 ماه از پایان دوره اخیر هیأت مدیره انجمن، هیأت مدیره مذکور با وجود تلاش های چند ماهه فردی اینجانب (تماس تلفنی، پیامک و ایمیل) حتی زحمت تشکیل حداقل یک جلسه هیأت مدیره را به خود نداده اند و پیداست که به طریق اولی هیچ اقدامی برای دعوت مجمع عمومی و تجدید انتخابات ننموده است. برای بازرس انجمن هم وضعیت مشابهی وجود دارد. با توجه به تبصره 3 ماده 11 آیین نامه «چگونگی تشکیل، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی عملکرد انجمن‌های صنفی و کانون‌های مربوط؛ موضوع ماده 131 قانون کار» مبنی بر فرصت 6 ماهه پس از پایان دوره برای تجدید انتخابات، تنها کمتر از 2 ماه دیگر برای مجمع و انتخابات زمان موجود است. با عنایت به تبصره 2 همان ماده، «یک سوم اعضاء می توانند نسبت به تشکیل مجمع عمومی و تجدید انتخابات اقدام نمایند». ولی با توجه به این که جمع کردن یک سوم اعضاء و اقدام توسط آنان خود موضوعاتی تازه، پر دردسر و وقت گیر است، سؤال این است که اقدام مربوطه از سوی یک سوم اعضاء چگونه صورت بگیرد و به طور مشخص «شروع» آن چگونه توصیه می شود که: اولاً هیأت مدیره بفهمند مسیری که شروع شده «جدی» است؛ ثانیاً شاید به این ترتیب برای حیثیت خودشان هم شده از بی تفاوتی و بلاتکلیف گذاشتن انجمن (حتی به قیمت انحلال آن- که شاید برای «راحت شدن» به آن مشتاق هم باشند) دست برداشته و «خودشان» برای تشکیل مجمع و انتخابات اقدام کنند؛ ثالثاً اگر هیأت مدیره اقدامی نکند، مسؤولیت بر عهده بازرس بیفتد و او در این زمینه اقدام کند؛ و چهارم این که اگر با وجود مشاهده جدی بودن موضوع بازرس هم اقدامی نکند، وقت را از دست نداده باشیم و مراحل لازم بعدی سریعاً به اجرا گذاشته شود. لازم به ذکر است که اصلاً تمایلی برای دخالت دادن اداره کل کار در مسیر فوق الذکر وجود ندارد (به جز جایی که قانوناً لازم باشد)، چون چنانچه در ابتدای بحث گفته شد، ابداً سابقه خوبی برای همکاری این اداره کل در رابطه با انجمن کارگری ما (به عنوان نماینده ای از «کارگر» در مثلث روابط کار «کارگر، کارفرما و دولت») وجود ندارد. با احترام

2پاسخ

با سلام با استناد به قانون اساسی که مرجع تظلمات و حل و فصل اختلافات را دادگستری قرار داده با توجه به اینکه در قانون مرجع خاصی پیش بینی نشده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام.میخواستم بدونم سهام حرفه ای چیه و در یک شرکت سهامی خاص چه نسبتی با سرمایه شرکت داره؟ با تشکر فراوان

2پاسخ

درتفسیر سهام حرفه ای چند معنا وجود دارد اما به طور کلی سهامدارانی که دارای تبحر و مهارت و تخصص در حیطه شرکتی که سرمایه گذاری کرده اند می باشند نقش کلیدی در حیطه مدیریت ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام ، اینجانبان مالک قطعه زمینی زراعی مشاع (دارای سند اصلاحات ارضی) با مساحتی بالغ بر 50000 متر مربع درپلاک یک بخش سه شهرستان رامهرمز واقع در استان خوزستان می باشیم. در سال 1364 اداره کل زمین شهری شهرستان رامهرمز به اشتباه (بعدا پس از طرح شکایت مالکین ثابت شد اداره زمین شهری در تشخیص پلاک اراضی اشتباه نموده است)ارضی مذکوررا جزء پلاک چهار بخش سه رامهرمز محسوب نموده است وبر اساس همین اشتباه پس از اعلام موات نمودن اراضی طی دو مرحله اقدام به تملک اراضی مذکور نموده است : در مرحله اول مقدار 13386 مترمربع از اراضی را پس از طرح در کمیسیون ماده 12 قانون اراضی شهری موات اعلام نمود و پس از صدور سند تحت پلاک 1663 به نام دولت ، طبق قرارداد 20149 مورخ 1/3/70 به اداره آموزش و پرورش شهرستان رامهرمز واگذار نمود. در مرحله دوم اداره زمین شهری رامهرمز بخش دیگری از اراضی به مساحت 5560 مترمربع را طبق رای مورخ 10/12/64 کمیسیون ماده 12 اراضی شهری موات تشخیص داده و سندآن را تحت پلاک 1725/1 بنام دولت صادر نمود وبنا به اظهار آن اداره رای کمیسیون در روزنامه جمهوری اسلامی ابلاغ ماده 100 قانون دادرسی مدنی شده است و درنهایت قطعه زمین مذکور(مورد دوم) به موجب صورت مجلس تفکیکی 4663 مورخ 15/6/71 تفکیک و قطعات آن به اشخاص حقیقی واجد شرایط (فاقد مسکن و به تشخیص اداره زمین شهری شهرستان رامهرمز) واگذار گردید و درحال حاضر به صورت مسکونی درآمده است و حتی سند منازل نیز به نام اشخاص صادر شده است. در هر صورت اینجانبان جهت احقاق حق خوداز طریق یکی از وکلای برجسته شهر اهواز در مراجع قانونی اقدام به طرح شکایت نمودیم و در نهایت با کمک وکیل ، ثابت نمودیم که اولا سازمان زمین شهری در تشخیص پلاک اراضی دچار اشتباه شده(ثابت شد اراضی جزء پلاک یک بخش سه می باشند )وهمین اشتباه باعث شده اداره زمین شهری اراضی را موات اعلام نموده واقدام به تملک اراضی نماید و ثانیا ثابت نمودیم که این اراضی موات نبوده و سالها سابقه کشت وزرع داشته اند. پس از پی گیریهای فراوان شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور در 6/12/73 رای دادگاه بدوی در خصوص ابطال رای کمیسیون ماده 12 قانون شهری را به نفع اینجانبان تایید نمود و ختم دادرسی را با حکم قطعی اعلام نمود. همچنین در سال 75 مالکین بر اساس رای صادره دیوانعالی کشور دادخواستی جهت قلع بنا و مستحدثات واقع در اراضی را مطرح نمودند ، اما داد گاه در نهایت چنین رای داد : "صرفنظر از الغا ء رای کمیسیون ماده 12 قانون زمین شهری به موجب رای قطعی دیوان عالی کشور ، و با التفات به موضوع خواسته خواهانها (اینجانبان) ، چون بناهای احداثی بر فرض منصوبه بودن عرصه آنها به عنوان عین زائد متعلق به اشخاص ثالث (منظور : 1-اداره آموزش و پرورش رامهرمز 2-اشخاص حقیقی که از اداره زمین شهری قطعات زمین دریافت نموده اند)است و خوانده (اداره زمین شهری ) در آنها مالکیتی ندارد ، دعوی مطروحه را متوجه خوانده ندانسته و به استناد بند 2 از ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهانها را صادر نمود." در طی این سالها با توجه به گرفتاریهایی که مالکین داشتند قادر به پی گیری جهت احقاق حق خودنبودند و مدت زمانی حدود 17 سال از تاریخ صدور رای سپری شد . حال که اینجانبان جهت احقاق حق خود مراجعه نمودیم سازمان مسکن وشهرسازی پاسخ زیر را اعلام نمود: عین پاسخ واحد مربوطه : " برادر............ احتراما نظر به احکام صادره از مراجع قضایی مبنی بر ابطال رای کمیسیون ماده 12 به صورت قطعی و نظریه مالکیت ثبتی ورسمی متقاضی در پلاک یک بخش سه شهرستان رامهرمز ، می بایستی نسبت به تادیه نصاب مالکانه ایشان (اینجانبان) اقدام لازم به عمل آید. ضمنا مازاد نصاب نیز مشمول مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام می گردد." پرسش1 : آیا طبق نظر مشاوران گروه حقوقی شما با توجه به اینکه اشتباه اداره زمین شهری در تشخیص اراضی در ابتدا (سال 64) باعث اعلام موات بودن اراضی و در نهایت واگذاری آنها به اشخاص حقوقی و حقیقی و ایجاد بنا در آن شده است ،این موضوع شامل مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام می گردد ؟ (توضیح اینکه اداره زمین شهری با این تفسیر قصد دارد در قبال کل این اراضی که هم اکنون در محدوده شهر واقع شده اند و بسیار با ارزش هستند، صرفا نصاب مالکانه را پرداخت نماید و بابت مازاد اراضی نیز قیمت کارشناسی زمان صدور رای(سال 73) رای که مبلغ بسیار ناچیزی می باشد پرداخت نماید) پرسش 2: با توجه به اینکه این اراضی متعلق به 23 نفر ورثه و کاملا مستحق می باشد لطفا راهی عملی و قانونی جهت دریافت قیمت اراضی با قیمت روز یا یک قیمت عادلانه و نه آن چیزی که مورد نظر دولت می باشد ارائه فرمایید. درصورت نیاز اطلاعات کاملتری در خصوص پرونده ارائه خواهد شد. با سپاس

2پاسخ

با سلام . پاسخ سوال جنابعالی نیاز مند مطالعه دقیق آرا صادره در خصوص زمین و نحوه ابطال رای کمسیون ماده 12 دارد ولی به صورت کلی 1 . اگر ابطال رای کمسیون به صورت کلی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام اینجانب 11 سال پیش با همسرم ازدواج کردم ،همسرم نازای مادرزادی بود که این مساله را از من پنهان کرده بود بعد از اطلاع حدود 5 سال با مراجه به مراکز نازایی مختلف ،نهیتا در یک موسسه با استفاده از اسپرم اهدایی پس از 7 سال بچه دار شدم چون این عمل هنوز قانونی نشده است موسسه از من و همسرم امضا گرفت که متوجه عواقب این کار می باشیم بعد از بچه دار شدن با بیشتر شدن اختلاف من و همسرم (شایان ذکر است از اوائل ازدواج من و همسرم با یکدیگر اختلافاتی داشتیم ولی آنچنان درگیر درمان نازایی شده بودیم که فرصتی برای تصمیم منطقی نداشتیم) اینجانب حدود 3 سال است که به همراه دختر 4 ساله ام جدا از همسرم زندگی می کنم ،همسرم دادخواست نفی ولد را به دادگاه ارائه کرد که وکیلم با استناد به این که چون بیشتر از 2 ماه از تولد فرزندم گذشته است رای به رد دادخواست گرفت .همسرم مجددا دادخواست لعان و نفی نسب را مطرح کرده است که اینجانب برای فرار از این اتهام هولناک مدارک موسسه که اینجانب از طریق لقاح مصنوعی و در موسسه خاص باردار شده ام ،مورد لعان را منتفی کردم و با موسسه تماس گرفتم که در مورد اینکه من به اتفاق همسرم به موسسه مراجعه و تمام مراحل درمان را در کنار ایشان انجام داده ام اگر دادگاه استعلام کرد پاسخ دهید که بالاخره با تماسهای فراوان و شنیدن انواع جملات تحقیر کننده از مسول حقوقی موسسه ،بالاخره ایشان پذیرفتند در صورت استعلام پاسخ دهند حال قاضی این پرونده برگه احضاریه اینجانب به پزشکی قانونی و در صورت امتناع اینجانب در برگه اعلام کرده اند که دستور جلب مرا صادر خواهد کرد حال من چه کنم دختر کوچکم را که به اصرار همسر نامردم از طریق اسپرم اهدایی به دنیا /اورده ام را چه کنم ؟ نام پدر را از شناسنامه اش حذف کنم ؟ آیا این بچه بدون شناسنامه در این زمانه ظالم می تواند به زندگی ادامه دهد لازم به ذکر است از شدت غصه مدت دو سال است به بیماری ام اس مبتلا شده ام که شرایطم فعلا بد نیست ولیکن با فشارهای روحی و روانی همسر نامردم نگران بدتر شدن بیماری ام هستم و همسرم نیز از بیماری ام بی اطلاع است چون اگر متوجه شود چه بسا به دلایل مسخره ای تا الان به دادگاه ارائه کرده و همیشه هم جواب گرفته است ممکن است مهریه 2 ماه یک سکه ام را از دست بدهم . شایان ذکر است همسرم تا کنون بیش از 30 شکایت از اینجانب مطرح کرده است و بیش از 10 شکایت از پدر و مادرم . من در این سه سال هم در حال غصه خوردن هم در حال دادن حق الوکاله وکیل و هم شاهد بازنده شدن بیشتر پرونده های مالی و غیر مالی ام هستم حتی راضی شدم که شوهرم از دادخواستش انصراف دهد و من مهریه ام را ببخشم و حتی بابت فرزندم نفقه نگیرم (هر چند بعد از 2 سال از اجرایی شدن نفقه فرزندم غازی به من نداده است)ولیکن نمی توانم از همسر حق السکوت گیر خود اطمینان داشته باشم که بار دیگر دادخواستش را مطرح نکند واقعا مستاصل و درمانده شده ام شمار را به پاکی کودکم و دل کوچک او قسم راهنمایی ام کنید

2پاسخ

پاسخ داده شده در تاریخ 30 تیر 1389 ساعت 17 ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام ، اینجانبان مالک قطعه زمینی زراعی مشاع در پلاک 1 بخش سه با مساحتی بالغ بر 50000 متر مربع واقع در یکی از شهرهای جنوبی بوده ایم.در سال1372 اداره کل زمین شهری این شهر به اشتباه این زمین را جزء پلاک 4 بخش سه همان شهر تشخیص داده و طبق رای کمیسیون ماده 12 قانون زمین شهری ، ضمن موات اعلام کردن اراضی اقدام به تملک مساحتی معادل 18000 مترمربع از این اراضی نمود . سپس این اراضی را به اشخاص حقیقی جهت ساخت مسکن واگذار نمود ودر حال حاضر در این ارضی منازل مسکونی ساخته شده واشخاص حقیقی در آن ساکن هستند و حتی سندمنازل نیز صادر شده است. در هر صورت اینجانبان جهت احقاق حق خوداز طریق یکی از وکلای برجسته در مراجع قانونی اقدام به طرح شکایت نمودیم و در نهایت با کمک وکیل ، ثابت نمودیم که اولا سازمان زمین شهری در تشخیص پلاک اراضی دچار اشتباه شده و ثانیا ثابت نمودیم که این اراضی موات نبوده و سالها سابقه کشت وزرع داشته اند. پس از پی گیریهای فراوان شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور در 6/12/73 رای دادگاه بدوی در خصوص ابطال رای کمیسیون ماده 12 قانون شهری را به نفع اینجانبان تایید نمود و ختم دادرسی را اعلام نمود. پس از آن با توجه به گرفتاریهایی که مالکین داشتند قادر به پی گیری جهت احقاق حق خودنبودند و مدت زمانی حدود 17 سال از تاریخ صدور رای سپری شد . حال که اینجانبان جهت احقاق حق خود مراجعه نمودیم سازمان مسکن وشهرسازی به ما اعلام نمود با توجه به اینکه در این اراضی ساخت و ساز صورت گرفته و برای آنها سند صادر شده ، امکان ابطال اسناد وجود ندارد و طبق مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام سازمان زمین قیمت اراضی را به قیمت کارشناسی روزی که رای دادگاه صادر شده (سال 73 ) به مالکین پرداخت می کند که این با توجه به افزایش قیمت ملک در این سالها یک ظلم آشکار است . پرسش : آیا طبق نظر کارشناس گروه حقوقی شما راهی جهت دریافت قیمت اراضی به نرخ کارشناسی روز (سال 90) وجود دارد؟ درصورت نیاز اطلاعات کاملتری در خصوص پرونده ارائه خواهد شد. با سپاس

2پاسخ

در خصوص سوال شما کاربر محترم از نظر اینجانب حکم مقرر در ماده واحده تشخیص مصلحت نظام مصوب 1370منحصر به "اراضی" تعریف شده در بندهای الف و ب این ماده واحده است کمااینکه در صدر ماده آمده است :"درخصوص اراضی مشمول اقدامات زیر....".زمین شما ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام از اینکه می تونم با شما تماس داشته باشم و برای مشاوره مشکل خودم رو بگم خیلی خوشحال هستم و از همه عزیزان متشکرم . من 22 شهریور سال 88 مبلغ 25 میلیون ریال به یکی از دوستانم که باهم ارتباط عاطفی هم داریم برای خرید ماشین خارجی و وارد آن به کشور پول دادم اما متاسفانه هنوز ماشین به من نرسیده . البته قرار ما این بود که 2 ماه بعد از تحویل پول ماشین رو بگیرم اما هر ماه مشکلی برای تحویل وجود داشت البته به گفته خودش از طرف گمرک این مسائل پیش آمده است. من در قبال مبلغی که پرداخت کردم یک فقره سفته به مبلغ 100 میلیون ریال تحویل گرفتم البته 11720000 ریال نیز برای ارسال ماشین از گمرک چابهار به گمرک تهران و عوارض گمرکی تهران نیز پرداخت کرده ام که فقط فیش وارزی به حساب رو دارم . ضمناً دوستم یک برگه رسید نیز به عنوان دریافت پول امضا کرده است . مواردی که توی سفته ذکر شده فقط مبلغ سفته است و تاریخی که سفته تحویل داده شده و هیچ مشخصاتی بابت حواله کرد و تاریخ سررسید مشخص نشده . مابقی پول ماشن زمان سند زدن قرار شد که پرداخت بشه .من فقط یک راهنمایی می خواستم که بدونم با این مدارک می شه در اگه نیاز بود از طریق قانونی اصل پول رو پس بگیریم یا نه ؟ و اینکه مراحل قانونیش چقدر زمان و هزینه دارد ؟ این که می خواهم قانونی اقدام کنم به خاطر فشار خانواده ام است . دوستم هر چند وقت یکبار خودش گزارش کارهارو و مراحل کار را برام توضیح میده اما طولانی شدن زمان ترخیص ماشین برای من مشکلات خانوادگی بوجود آورده.اگه سوال خاص دیگه ای هست که به مشخص شدن موضوع و جواب آن کمک می کنه خوشحال می شم که اعلام کنید .

2پاسخ

با سلام، برای تماس با وکالت آن لاین میتوانید از شماره تلفن ها و آدرس موچود در صفحه تماس با ما سایت استفاده نمایید. میرقادری : 09128304909 ...

مشاهده پاسخ کامل