جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09124785980 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام در سال 1333 وکالتنامه ای از طرف موکل به وکیل با حدود اختیارات زیر داده شده است اجاره واگذاری املاک شخصی موکل که شماره پلاک حدود و مشخصات آنها را وکیل مزبور معرفی نماید بهر کس و هر مدت و هر میزان مالاجاره و هر شرطی در صلاح و مقتضی بداند و فسخ و نفاسیخ و تجدید اجاره و حق صدور اجرائیه برای وصول مالاجاره و تخلیه ملک مال الاجاره و شرکت در کمیسیون تعدیل مال الاجاره با داشتن اختیارات لازمه تامه در این خصوص و حدود و در کلیه اقدامات قانونی جهت انجام وکالت بالا وکیل مشارالیه اختیارات تامه دارد و امضای وی بجای امضای موکل می باشد و این وکالت فقط در نفس وکالت موثر می باشد . سوال من این است که آیا واگذاری سرقفلی نیز شامل آن می شود و چگونه و با استناد به چه قوانین و ماده هایی می توانیم اثبات کنیم که سرقفلی که بواسطه وکیل نامبرده به اینجانب واگذار شده است صحیح می باشد ؟ و آیا وکالت نامه فردی که موکل اش در سال 1355 فوت نموده است . ولی گواهی فوت و حصر وراثت او بدلیل نداشتن فرزند و همچنین نبودن وارثین در ایران تا سال 1391 و یعنی 36 سال بعد در ایران ثبت نشده است ، آیا وکالتنامه این وکیل تا تاریخ قبل از ثبت گواهی فوت ( سال 1390 ) اعتبار دارد و یا اینکه تا همان سال 1355 اعتبار دارد و بعد از آن باطل بوده و قضیه معاملات وکیل از سال 1355 تا سال 1390 چگونه می شود و اگر وکالتنامه تا سال 1390 اعتبار داشته . در دادگاه بر اساس چه ماده و قانونی می شود به آن استناد کرد ؟ و اینکه واژه سرقفلی از چه سالی بوجود آمده و در قانون و وکالت نامه های محضری از چه سالی وارد و شناخته شده و بیان می گردد ؟ با تشکر

2پاسخ

با سلام به موجب ماده 1 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 56 هر محلی که برای سکنی یا کسب یا پیشه یا تجارت یا به منظور دیگری اجاره داده شده یا بشود ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام..عرض ادب..پیرو سوال قبلی که درتاریخ 96/3/17زحمت جواب اون رو کشیدید.یه سوال مهمتر دارم اینجانب اوایل فروردین امسال دچار صانحه واژگونی اتومبیل شدم که این تصادف هم جرحی داشت هم فوتی(فوت جنین اخرهشت ماه همسرم)واسیب بدنی شامل شکستن استخوان ران و اسیب مغزی همسرم واسیب خواهرهمسرم..سوال من اینه که با توجه به اینکه اینجانب تنها 6ماه از اخذگواهینامه ام(شهریور95گواهینامه گرفتم)میگذره ایا ایا اینکه گفته میشه چون یکسال از تاریخ اخذگواهینامه نگذشته بیمه پس از پرداخت خسارت به شاکیها مبلغ پرداختی رو از من طلب میکنه صحت داره؟ایا برای این موضوع چنین قانونی هست؟یا امکان داره بخاطر همین موضوع بیمه نصف دیه جنین رو پرداخت کنه؟اصلا اینکه چه مدتی از اخذگواهینامه گذشته باشه در پراخت دیه توسط بیمه موثره؟ ضمنا حادثه در جاده خارج از شهر محل سکونت اتفاق افتاده..بازهم بخاطر دقت نظر و جوابهای کامل به سوالات از شما سپاسگذارم

2پاسخ

با سلام در قانون بیمه اجباری واسیل نقلیه در صورت فقدان گواهینامه و یا عدم مطابقت گواهینامه با وسیله و یا داشتن زمان خاصی برای رانندگی در بیرون یا داخل شهر که همگی از شرایط گواهینامه های جدید هستند شرکت بیمه تمامی دیه را پرداخت می کند و یک درصد مبلغ دیه ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

به نام خدا شرح مختصر پرونده: 1. اینجانب یکدستگاه آپارتمان مورخ 10/11/13911 به یک خانمی فروخته ام و مقرر گردید در تاریخ 17/12/1391 مورد معامله در قبال پرداخت ثمن معامله تحویل خریدار گردد و تاریخ دفترخانه برای انتقال سند مورخ 20/3/1392 تعیین شد0 2. در مورخ 17/12/1391 خریدار پرداخت وجه چک زمان تحویل را نداشته و نهایتا با هفت روز تاخیر مورد معامله تحویل مستاجر خریدار ایشان شد و همچنین صورتجلسه ای به شرح زیر تنظیم شد "در تاریخ 24/12/1391 طرفین معامله حضور بهم رساندند و مورد معامله با 7 روز تاخیر از طرف خریدار، آپارتمان از طرف فروشنده به خریدار تحویل کامل شد و رضایت در تحویل ملک از طرف خریدار انجام پذیرفت. خریدار به فروشنده تعهد داد چنانچه در زمان تنظیم سند روز 20/3/1392 از طرف فروشنده تا 15 روز تاخیر نسبت به موضوع با هماهنگی و مکتوب نمودن آن تاخیر انجام پذیرد" 3. در تاریخ 20/3/1392طرفین در دفترخانه حاضر نشدند. خریدار در تاریخ 4/4/1392 بدون هماهنگی با اینجانب ومکتوب نمودن تاریخ جدید محضر، به دفتر خانه مراجعه و با تماس تلفنی سردفتر، همکار اینجانب که وکالت کاری رسمی از طرف بنده دارد جهت پیگیری به دفترخانه مراجعه و اعلام می داردحضور خریدار در این تاریخ (4/4/1392 ) بدون هماهنگی با فروشنده بوده و مراتب پیگیری جدی و مستمر اینجانب ، جهت آماده سازی مدارک برای انتقال سند، که تا آن تاریخ منجر به صدور پایان کار و صورتمجلس تفکیکی شده است و تحویل مورد معامله گوشزد می نماید. وسردفتر ، اعلام می دارد فقط پاسخ استعلام از ثبت هنوز نرسیده است که البته به دلیل همزمانی تغییرات ساختاری در ثبت و ارسال اینترنتی استعلام ها تاخیری در آن ایجاد شده بود که طبیعتا خارج از اراده و حیطه کاری اینجانب بوده است. نهایتا سردفتر محترم با درخواست و اصرار خانم شاه کرمی مراتب حضور طرفین را گواهی می نماید. 4. در تاریخ 14/6/92 طرفین در دفترخانه حضور و پس از اعلام سردفتر مبنی بر کامل بودن مدارک خریدار بجای پرداخت الباقی ثمن معامله یعنی هفتادونه میلیون تومان ، متاسفانه فقط قطعه چکی به مبلغ چهل و سه میلیون تومان جهت تسویه حساب تحویل دفترخانه دادند (خریدار گفته خودم جریمه را اعمال کردم ) که انتقال سند صورت نگرفت 5. در مورخ 23/6/1392 اینجانب با ارسال اظهارنامه به خریدار، برای انتقال سند ارسال کردم که خریدار حاضر نشد 6. خریدار متاسفانه از آنجا که ظاهرا منفعت مادی خود را در به تاخیر انداختن هرچه بیشتر تسویه حساب و منتفع شدن از بهره مادی "الباقی ثمن معامله" می دانست. اقدام به تقدیم دادخواست به محکومیت بنده به پرداخت خسارت تاخیر در انتقال سند ملک از 4/4/1392 از قرار روزانه پنج میلیون ریال نموده است و اینجانب نیز از سر ناچاری و متقابلا دادخواست تقابل مبنی بر محکومیت خریدار به پرداخت مابقی ثمن و پرداخت خسارت تاخیر مشابه از مورخ 14/6/1392(حضور طرفین در دفتر اسناد) را بابت قصور خریدار درتسویه حساب الباقی ثمن و مانع شدن برای انتقال سند داده ام. 7. دادگاه بدوی در تاریخ 29/2/1394 ، با صدور دادنامه اینجانب را علاوه بر محکومیت به تنظیم سند رسمی انتقال، متاسفانه محکوم به پرداخت مبلغ نجومی 3،375،000،000 ریال (سه میلیاردوسیصدو هفتادوپنج میلیون ریال) بابت خسارت تاخیر در انجام تعهد از "4/4/92 لغایت زمان صدور حکم 23/4/92"!! نموده(و با ذکر اینکه الباقی ثمن قراردادهفتادونه میلیون تومان بوده خریدار را محکوم به پرداخت 100،000،000 ریال (مانده ثمن؟!)درحق اینجانب نموده است. لطفا راهنمایی بفرمائید

2پاسخ

باسلام شما میبایست نسبت به بررسی قرارداد اولیه و توافقنامه های آتی اقدام نمایید. در صورتیکه در آنها مواردی در زمینه خسارت عدم انتقال پیش بینی شده است ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام در سال ۹۰ اقدام به راه اندازی یک سایت اینترنتی جهت خدمات ثبت نام اینترنتی کارت سبز امریکا کرده بودم و با دریافت وجه ۳۰ هزار تومان این خدمات ارائه میشد. پس از مدتی با شکایت فردی مبنی بر کلاهبرداری، توسط فتا احضار و سپس بازداشت شدم. پس از دو روز به زندان تحویل داده شد و آنجا انگشت نگاری شدم و چند روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدم. حکم من در اسفندماه سال ۹۲ از شعبه کیفری دادگستری به این شکل صادر شد: صرف نظر از اعلام گذشت شاکی مستند به ماده ۱۳ جرائم رایانه ای ، اقدام صورت گرفته مصداق اجلای بزه معنونه می باشد و متهم به تادیه پنجاه میلیون ریال جزای نقدی مجازات تعزیری درجه پنج در حق صندوق دولت محکوم می شود. من اعتراضی به حکم نکرده و مبلغ به حساب دولت واریز و وثیقه فسخ شد. الان پس از گذشته حدود دو سال برای دریافت ویزای توریستی استرالیا اقدام کردم که از من گواهی عدم سو پیشینه درخواست شده. از شما استاد عزیز تقاضا دارم در این موارد من را راهنمایی کنید: آیا این حکم به عنوان یک سو پیشینه کیفری ثبت شده و در گواهی دریافتی من درج خواهد شد؟ اگر بله، با چه عنوانی و به چه شکلی درج میشود؟ و سوال آخر اینکه آیا راهی برای پاک کردن این سو پیشینه از سابقه فرد وجود دارد؟ با پیگیری قضایی یا گذشت زمان یا ... با سپاس فراوان

2پاسخ

...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

با سلام در سال 90 پدر اینجانب ملکی را بنام من در محضرخانه منتقل کرد و شاهد این انتقال نیز 3 برادر من بودند خواهر بنده در سال 92 با علم به این انتقال و بیماری پدر با تبانی منشی پزشک معالج و بر اساس گواهی جعلی و با مخفی کاری کامل و بدون اطلاع احدی از فرزندان اقدام به دریافت محجوریت پدر نمود و با همان مخفی کاری اقدام به دریافت حجر دادگاه سرپرستی از سال 90 را نمود وبا توجه به این مخفی کاری رای نیز پس از 20 روز قطعی شد و ایشان اکنون دادخواست ابطال سند را داده اند اما ما پس از اطلاع ازاین موضوع و آگاهی از مفاد پرونده به سراغ دکتر معالج رفتیم و علت صدور این گواهی را جویا شدیم که مشخص شد این گواهی بدون آگاهی دکتر از مطب خارج شده است که بلافاصله اقدام به صدور گواهی اصلاحی نمود و برای دادگاه ارسال نمود با این گواهی اینجانب ورود ثالث به پرونده نمودم و دادگاه نیز تمام مدارک را جهت بررسی به کمیسیون پزشکی ارجاع نمود و رای کمیسیون پزشکی نیز همین اواخر به دادگاه اعلام و تاکید شده است شروع معالجه از سال 91بوده و سال 90 بر اساس مدارک جعلی بوده است حالا با توجه به اینکه هنوز دادگاه اعتراض ثالث من در اداره سرپرستی برگزار نشده است و ایشان با این روند درخواست ابظال سند را نموده من چه کاری می توانم بکنم و آیا اصلا" با توجه به مدارک فوق و مواد 1290 و 1305 دادگاه رای به رد دعوی و می نماید یا سند باطل یا غیر نافذ میشود. با تشکر

2پاسخ

نخست اینکه ماده 423 قانون ایین دادرسی مدنی مقرر می دارد:در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام و احترام من مسول پیگیری مطالبات یکی از بانک ها کشورمی باشم به دلیل اینکه بانک بخش حقوقی نداره من خودم مجبورم مسائل حقوقی رو دنبال کنم. چند مدت پیش یکی از مدرسه های هنری نام یکی از هنرمندان صاحب نام را نیز یدک می کشد تعدادی از دانشجویان و آشنایان خود را برای گرفتن وام به بانک معرفی نمود لازم به ذکر است که این مدرسه با وعده های دروغین این افراد را تشویق به گرفتن وام نموده است و بعد از گرفتن وام تک تک اعضا مبلغ را به حساب مدیر این مدرسه واریز کرده اند. مشکلی که پیش آمده این بوده که قرار بوده شخص مدیر وام ها را پرداخت کند که از بازپزذاخت آن سر باز می زند. نکات مربوط به پرونده این وام ها به شرح ذیل می باشد اول - هرکدام از وام گیرنده ها به صورت ضربدری ضامن دیگری شده است دوم - ضمانت قراردادهای داخلی بانک و سفته و گواهی کسر از حقوق از مدرسه مذکر می باشد سوم - گواهی های صادر شده کاملا سوری بوده و هیچ کدام از اشخاص در مدرسه مذکور مشغول به کار نبوده اند در ذیل هر کدام از گواهی ها اعلام شده است که در صورت پرداخت نشدن اقساط مدرسه هنری مذکور مسئولیت بازپرداخت را به عهده دارد چهارم -شخص مدیر یک چک به مبلغ کل وام ها را به عنوان ضمانت به بانک داده است پنجم - شخص مدیر تعهد محضری برای بازپرداخت تک تک وام ها داده است چند سوال دارم ممنون میشم اگه جواب بدید: آیا می شود از مدرسه به دلیل گواهی های سوری شکایت کرد؟ آیا هنرمند مذکور با توجه به اینکه یکی از صاحب امتیازان مدرسه می باشد می توان اقامه دعوی نمود؟ آیا می توان با استفاده از سفته با توجه به اینکه اکثر وام گیرنده های فاقد مال می باشند حکم بازداشت گرفت؟ آیا می توان با استفاده از چک که در آن بابت ضمانت قید نشده حکم بازداشت مدیر مدرسه را گرفت؟ با سپاس فراوان

2پاسخ

ان طور که مرقوم فرموده اید چند نفر وام گرفته اند و ضربدری ضامن هر یک شده اند بنابراین رابطه حقوقی هر شخص با بانک یک رابطه مجزا و جداگانه بوده و برای تعهدات هر شخص باید ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام در پایان همکاری با شرکت خصوصی که با آن کرده ام به مسائلی برخورد کردم و خواهشمندم راهنمایی بفرمایید.در 16 بهمن ماه سال جاری پس از تعویق 3 ماهه پرداخت حقوق از شرکت و عدم پاسخگویی شرکت در این زمینه نامه عدم نیاز گرفتم و برای بیمه تکمیلی اقدام کردم.در ادامه نظر شما رو به سوالاتی که دارم جلب میکنم: از سال 79 تا 83 با این شرکت همکاری داشتم.در آن مقطع هم بدلیل مشابه عدم پرداخت به موقع حقوقها همکاری ما قطع شد.اما تسویه حسابی انجام نشد. مدتها بعد متوجه شدم که در این مقطع همکاری ، حدود یکسال بیمه برای من و سایر همکاران از سوی شرکت رد نشده است و سابقه بیمه من ناقص گردیده است.از همکاری من با این شرکت در این مقطع زمانی یک قرارداد مربوط به سال آخر (و نه سالی که بیمه رد نشده است) یک نامه گواهی کار در شرکت به زبان انگلیسی با ذکر میزان تاریخ شروع و پایان همکاری (79 تا 83 )، حقوق ، مهر و امضاء شرکت ذکر شروع همکاری با این شرکت در سال 79 در فیشهای حقوقی بعنوان مدرک در اختیار من است و شاید شهادت دوستانی که با هم همکار بودیم نیز امکان پذیر باشد. سوال من در این مقطع زمانی اینست که با توجه به مدارکی که ذکر شد و در اختیار من است: آیا امکان ادعا برای تعدیه بیمه ای که برای من رد نشده وجود دارد؟ آیا امکان تسویه و گرفتن سنوات خدمتی اینجانب در مقطع سالهای 79تا 83 وجود دارد؟ از سال 88 تا 16 بهمن 92 با توجه به تغییر مدیریت و دعوت آنها برای ادامه همکاری دوباره در این شرکت مشغول به کار شدم.داستان این مقطع را برای شما با همین نام نوشته ام و شما هم زحمت کشیدید و پاسخ دادید.در این مورد و سوال قبلی که مطرح کردم باید اضافه کنم که یک نامه گواهی کار در شرکت به زبان انگلیسی با ذکر میزان تاریخ شروع و پایان همکاری (88 تا 92)، حقوق ، مهر و امضاء شرکت نیز در اختیار من هست ؟ ایا وجود نامه گواهی کار تغییری در وضعیت میدهد و بعنوان مدرک امکان پذیرش دارد؟ با توجه به اتمام همکاری در بهمن ماه 92 آیا سنوات این سال به هیچ صورت به من تعلق نمیگیرد؟ با سپاس از توجه شما

2پاسخ

بایستی به استحضار برسانم از نظر قانونی شروع به کار در شرکتها بستگی به قرارداد کار با چه عنوانی هست اگر قراردادی در بین باشد که بر خلاف قوانین تکمیلی نسبت بدان وفق ماده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام بنده در سال 87 با خانومی در یک خانه (هردو با لباس کامل) به جرم رابطه نامشروع و غیر زنا دستگیر شدم،بعد از دستگیری از من انگشت نگاری به عمل آمد و بعد از 3 ماه نامه ای برای حضور در دادگاه به منزل ارسال شد ، در دادگاه قاضی حکم به 80 ضربه شلاق تا 2 سال تعلیق داد.الان که 3 سال از روی پایان تعلیق گذشته و اینکه از من انگشت نگاری شده (قبل از رفتن به دادگاه)آیا برای داشتن گواهی عدم سو پیشینه مشکلی دارم؟ایا در گواهی سو پیشینه اشاره به داشتن سو پیشینه درج خواهد شد؟ایا تا الان ان محکومیت در پرونده کیفری من وجود دارد؟یکی از وکلا به بنده گفت که باید بروی دادسرا و برای رفع سو اثر از قاضی اجرای حکم این قضیه را دنبال کنی،آیا باید اینکار را بکنم تا دیگر سو پیشینه نمانده باشد یا اینکه بعد از اتمام مدت تعلیق این سو پیشینه در گواهی سو پیشینه من دیگر وجود نداردو احتیاج به مراجعه به دادسرا ندارم(لطفا به این سوال دقیق پاسخ دهید)؟الان که نیاز به گواهی برای استخدام در شرکت دولتی دارم باید نگران این قضیه باشم یا خیالم راحت باشد؟لطفا جوابها را برایم به صورت دقیق شرح دهید و بگویید که الان چکار کنم.با تجاربی که حضرت عالی داشته اید آیا در عمل اینگونه موارد توانسته اند گواهی عدم سو پیشینه بدون نگرانی و داشتن سو سابقه بگیرند یا خیر؟فقط خواهش میکنم جواب تکراری ماده 62 را ندهید.من واقعیت عملی را میخواه بدانم.چون با تحقیقاتم میدانم قوانین گویای نبود سو پیشینه بنده است ولی نگرانم در عمل از اجرا نشدن این قوانین.منتظرم با تشکر

2پاسخ

با درود در خصوص پرسش مطروحه مستندأ باید عرض کنم ماده ٥٢ و تبصره ٢ ماده ٢٥ قانون مجازات اسلامی جدید و رویه معمول دادسراها گویای این امر است که در این مورد حسب استعلام اداره ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

باسلام ، عرض ارادت و سپاس فراوان از راهنمایی پرقدرتان پس از کش و قوس های فراوان سرانجام در سال 1370(تقریباً 20 سال پیش)، طبق تقسیم نامۀ تنظیمی با حضور کلیه وراث ، تنی چند از معمرین و معتمدین روستا و بعلاوه اعضای محترم شورای روستا، تمامی ماترک «موصی»، وفق وصیت متوفی، به تفکیک نوع و میزان سهم هر یک از «موصی لهم»، با تراضی و تأیید کلیۀ اعضا همراه با تنفیذ یکا یک «موصی لهم» و دیگر شاهدین، به هر یک از ایشان واگذار و تسلیم شده و تماماً در صورت جلسۀ تنظیمی مستند گردیده است. بعلاوه از آن تاریخ تاکنون هر یک از ورّاث اقداماتی از جمله: فروش ، تعویض و ... را نسبت به اموال خود اعم از منقول یا غیرمنقول اعمال داشته اند. مضافاً می بایست متذکر شد که از تاریخ تنظیم سند ، به تجاهل و تسامح ، تابحال هیچ اقدامی در خصوص «حصر وراثت» از سوی هیچ کدام از ورثه بعمل نیامده است. معهذا طی این سالها، به سبب بروز اختلافاتی بین موصی لهم - لازم به اشاره است که موضوع دعوای پیشآمده میان ورّاث، مطلقاً در رابطه با اموال تقسیم شده ، میزان سهم تخصیصی به کلیۀ موصی لهم یا نحوۀ واگذاری ماترک نبوده و نیست _ و بعلاوه به دلیل وجوب اخذ سند مالکیت و یا ارائۀ گواهی «حصر وراثت» بمنظور «تغییر کاربری» املاک تحت اختیار اینجانب و متعاقباً دریافت تسهیلات بانکی؛ عملاً هر گونه اقدامی از ناحیۀ اینجانب جهت صدور گواهی «حصر وراثت» موقوف بر اخذ امضاء کلیه ورثه است - و از میان 9 نفر از کلیۀ اعضای موصی لهم، سه تن آنان به دلیل بروز اختلافات فی مابین ، بکلی از انجام این عمل سرباز زده و امتناع می ورزند- فلذا کسب گواهی حصر وراثت برای اینجانب ناممکن بنظر می رسد. در پایان خواهشمند است در مورد مسئلۀ پیش گفته، بنده را راهنمایی فرموده و راه حل مقتضی جهت اخذ گواهی «حصر وراثت» و یا هر طریقی که امکان اخذ سند تملیکی را برای اینجانب میسر می سازد ، پیش رویم بگذارید. با سپاس فراوان از زحمات بی شائبه تان

2پاسخ

بسمه تعالی با سلام البته از نوع نگارش و انشاء سوال مشخص است که از مضامین و مفاهیم حقوقی بی اطلاع نمی باشید . لاجرم در پاسخ عرض می گردد : بموجب ماده 360 قانون امور حسبی ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال