موسسه حقوقی کامران میزرایی - موسسه حقوقی حامیان عدالت مطلق قبول وکالت به صورت تیمی و تخصصی قبول وکالت در دعاوی حقوقی(خانواده ،ملکی،امور شهرداری،ارث،تجاری)دعاوی کیفری،دادگاه انقلاب مالیاتی و اصل 49
اسد علی امرایی موسسه حقوقی کامران میزرایی - موسسه حقوقی حامیان عدالت مطلق قبول وکالت به صورت تیمی و تخصصی قبول وکالت در دعاوی حقوقی(خانواده ،ملکی،امور شهرداری،ارث،تجاری)دعاوی کیفری،دادگاه انقلاب مالیاتی و اصل 49
دکتر فرود امیری وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز و عضو هیات علمی دانشگاه، قبول وکالت در کلیه دعاوی حقوقی اعم از (خانواده،تجاری،ثبتی،ملکی،چک،...) و کیفری
سیدجلال میرکاظمی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی پذیرش کلیه دعاوی  حقوقی ، کیفری ، خانواده دیوان عدالت اداری دادگاه انقلاب و دادگاه نظامی
دکتر سهیل طاهری وکیل پایه یک دادگستری عضو کانون وکلای دادگستری مرکز  و استاد دانشگاه
مهدیه کتابی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری
حمیدرضا کاکاوند وکیل پایه یک دادگستری ومشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز 12 سال سابقه وکالت و 10 سال وکالت تخصصی  بانک صادرات و متخصص در دعاوی بانکی و موسسات مالی و اعتباری انجام دعاوی حقوقی به صورت گروهی در کلیه زمینه های حقوقی، ثبتی ، کیفری و خانوادگی
موسسه حقوقی کامران میرزایی و همکاران (موسسه حقوقی حامیان عدالت مطلق) قبول وکالت در  دعاوی حقوقی -کیفری- خانواده-ارث -ملکی و اصل 49
سالار حسین منفرد وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
میثم مهدوی وکیل پایه یک دادگستری متخصص در دعاوی ارث و تقسیم ترکه و دعاوی تجاری قراردادها
فرشته مشتاقی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی عضو کانون وکلای دادگستری مرکز تخصص در امور دیوان عدالت اداری
سارا موسوی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی متخصص در دعاوی وقف و سرقفلی
احسان عابدین وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره09121353546 در تماس باشید.

سوالات مرتبط با مالک در وکالت آنلاین

+سوال حقوقی خود را مطرح نمایید


سوال

سلام جناب خورشیدی پدر بنده در سال 74 چهار دانگ سرقفلی فروشگاهی واقع در یک مجتمع تجاری را از 2 نفر از صاحب ملکان به صورت دودانگ دودانگ خرید ( لازم به ذکر است در این سرقفلی که خریداری نموده ایم قبل از انقلاب خود صاحبین ملک به کسب و کار مشغول بوده اند و بعد از انقلاب در حدود 18 سال فروشگاه کلا تعطیل بوده ) چون یکی دیگر از صاحبان ملک که در انقلاب از ایران متواری شده و دو دانگ ملک ایشان نیز به مصادره بنیاد گردیده . پدر بنده نیز به خاطر مسایلی راضی به معامله با بنیاد نگردید حدود سال 78 بنیاد از ما شکایت به خلق ید و اجرت المثل نمود ، حدود سال 79 بنیاد دو دانگ ملک خود را به شخصی فروخت و دادگاه در سال 80 فقط رای به پرداخت اجرت المثل داد که پرداخت نمودیم . در قول نامه و بنچاق بنیاد که دلالت بر فروش کل دو دانگ ملک به این شخص را دارد صراحتا قید شده فقط دو دانگ ملک این ساختمان فروخته شده است . ما نیز از طریق دارایی و شهرداری استعلام نموده و در جواب بنیاد گفته که دو دانگ ملک مربوط به این شخص بوده و سرقفلی مربوط به غیر میباشد ما حضورا سوال کردیم که غیر چه کسی است نام بیاورید در جواب گفتند هر کس که در این محل ساکن است صاحب سرقفلی میباشد و ما نمیتوانیم نام ببریم . هم اکنون مالک جدید ادعای رضایت مالکانه و هم ادعای دو دانگ سرقفلی را دارد و ادعایش این است که هر کس ملکی را خریداری مینماید صاحب تمام منافع آن است ، ما در پرداخت مالکانه مشکلی نداریم اما ادعای سرقفلی از طرف ایشان را ؟ در ضمن در زمان ساخت این مجتمع حدود 40 سال پیش به خاطر داشتن خلافی ساخت و نداشتن پایان کار هنوز سند مادر 3 سند دو دانگی خانه میباشد و داخل این سندها ملک تفکیک گردیده به چند بخش ! مثلا در سند قید شده دو دانگ مشاع از شش دانگ یک باب خانه به شماره .. و به انضمام دکاکین طبقه بالا به شماره .. تا شماره ... 1- حالا سوال من این است که آیا ادعای مالک جدید در مورد سرقفلی واقعیت دارد و محکمه پسند است 2- برخورد ما با ایشان چگونه باشد . 3- اگر در دادگاه محکوم به پرداخت پول سرقفلی شدیم در صورت برگشت مالک اصلی تکلیف چیست لطفا اگر ممکن باشد سریع جواب بدهید با تشکر فراوان

پاسخ

با سلام در مورد سوالات باید گفت که 1- وی مالک منافع به میزان دو دانگ است پس در همین حد میتواند با شما صحبت کند. هیچ مستاجری را نمی توان محکوم به پرداخت سرقفلی نمود. ولی ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام و وقت بخیر درباره یک مشکل ملکی سوال داشتم و به توصیه دوستم ترجیح دادم از خدمات مشاوره شما استفاده کنم و امیدوارم که راهنمایی خوبی بفرمایید. مشکل را در ادامه شرح می دهم و تلاش می کنم تا کامل و بدون ابهام باشد تا در ارائه راه حل کمک کند. برای افراد مطرح شده در ذیل نام مخفف خانم مریم الف ( به عنوان مالک اصلی) و آقای م. ر( به عنوان ساکن ملک) استفاده شده است. در دهه 40 خانم مریم الف که کارفرمای آقای م. ر بوده ملکی را به نام خود و برای کمک به آقای م. ر خریداری می کند و قرار بر پرداخت اقساطی ارزش ملک به مالک اصلی می شود. در چند سال بعد وقتی اقساط ملک تمام می شود مالک(خانم مریم الف) اقدام به انتقال سند برای آقای م. ر نمی کند. چون کار دوستانه بوده هیچ سندی نوشته نشده بوده است تنها ملک به نام خریدار اصلی با سند رسمی خریداری شده بوده است و یک کپی از آن در اختیار آقای م.ر بوده. بنابراین مدرکی بر پرداخت اقساط یا مالکیت آقای م. ر نبوده است. با گفتگوی مجدد قرار به حضور در دفترخانه و انتقال سند می شود اما مالک اول به دلیل انقلاب و سفر به خارج حاضر نمی شود در این فاصله اقای م.ر هم فوت می کند و خانم مریم.الف هم بعد از بازگشت دیگر مراجعه نمی کند. از آن زمان تا کنون همسر و فرزندان آقای م. ر در آن ملک ساکن بوده اند و با وجود آنکه خانم مریم الف در همان شهر ساکن بوده هیچ وقت مراجعه نمی کند. در طول این سال ها با جستجو مشخص شده ایشان (خانم مریم الف) و فرزندانشان فوت کرده اند و هیچ آدرس یا نشانی از آنها نیست که امکان پیگیری باشد. در واقع از ابتدای خریداری ملک آقای م.ر در آن ساکن بوده اند و اهالی قدیمی و معتبر محل آنها را به عنوان مالک می شناسند. در طول این سالها نبود سند و مالک مشکل ساز بوده است. تنها مدارکی که خانواده آقای م.ر دارند یک کپی از سند، و استشهاد محلی یا محزری است که اهالی قدیمی شهادت به حضور 45 ساله آنها می دهند یا مدارکی مثل ثبت نام های مدارس، پرداخت قبوض، خط تلفن به نامشان، دفترچه بسیج اقتصادی( مربوط به دهه 60) ، پرداخت عوارض شهرداری، حق انشعاب فاضلاب و غیره که نشان می دهد این افراد در طول این سال ها ساکن آن ملک بوده اند. سوال: فرزندان آقای م.ر چگونه می توانند برای دریافت سند و ثبت مالکیت خود اقدام کند؟ با توجه به قوانین جدید خصوصا آیین‌نامه اجرایی قانون «تعیین‌تکلیف املاک بدون‌سند» که در تیرماه 91 توسط قوه قضاییه ابلاغ شده می توان کاری کرد؟ و یا آنکه ممکن است دولت این ملک را بدون صاحب قلمداد کند و تصاحب نماید یا خیر؟ خواهشمندم راهنمایی جامعی بفرمایید. با نهایت تشکر

پاسخ

سلام،اگر سند بنام خانم مریم بوده پس نمی توان گفت عدم وجود سند مالکیت.از طرف دیگر تداوم حضور ساکنین در مدت زمان طولانی و عدم مخالفت مالک می تواند ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام و تشکر از پاسخ قبلی خواهشمند است به موارد ذیل پاسخ دهید 1- اینجانب با تعدادی از مالکین مجتمع در ارتباط می باشم و موارد اعلام شده را به آنها منتقل می نمایم چنانچه این مسئله خلاف مقررات وکالت آنلاین می باشد اعلام فرمایید 2- نظر به اینکه آدرس محل سکونت سازنده مشخص نمی باشد در دادخواست آدرس محل مجتمع را بعنوان آدرس سازنده اعلام نموده ام نگرانم که این مسئله باعث بروز اشکال در پیگیری عملیات حقوقی اینجانب گردد لطفا راهنمایی فرمایید آیا برای موارد مشابه نظیر ارسال اظهار نامه نیز می توان از آدرس فوق الذکر استفاده نمود 3- با توجه به پاسخ قبلی شما لطفا توضیح دهید نقش زمان ذکر شده در قرارداد های معاملات رهنی ( معاملات با حق استرداد) چه می باشد آیا در معاملات رهنی که دین راهن موجل باشد وضعیت در حالتی که اجل دین فرا رسیده باشد یا نرسیده باشد کاملا یکسان است 4- در حال حاضر بانک پرونده مجموعه را به اجرا گذاشته است آیا از نظر حقوقی وضعیت جدید متفاوت می باشد یعنی از نظر عقد می توان انتظار فرجی داشت به این صورت که بانک از مال عینی چشم پوشی و به دین حال شده اکتفاء نماید با تشکر

پاسخ

سلام 1- انتقال مطالب مشاوره های انجام شده بلامانع است. 2- آدرس: شما هر آدرسی که ارائه کنید چنانچه به شخص خوانده (ابلاغ واقعی) نشود ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام و تشکر بابت سوال 16005414 - هم با ما قرارداد دارد هم با صاحب زمین که برایش بسازد، صاحب زمین که بعلت خلف وعده سازنده زمین خودش را برداشت و رفت و خودش ساختو قرارداش فسخ شد. با ما هم قرار دادش ساده است یک صفحه و دستی - 45 میلیون پول گرفته کامل و آپارتمان 45 متری باید تحویل دهد همین. ماده و تبصره ندارد حالا نمی تواند بدهد. سوال من اینست که می دانم هر زمان می شود حقوقی پیگیری کرد اما اول می خواستم بدانم ایا راهی هست که اول کیفری پی گیری کنم؟ حالا هر عنوانی کلاهبرداری ، خیانت در امانت یا هر عنوانی که شما پیشنهاد کنید و فکر می کنید می شود یا راه کیفری کلا بسته است برای این موضوع و وقتم را برای کیفزی هدر ندهم. در سوال قبلی هم این موضوع را می خواستم بدانم. در ضمن در مورد آدرس یک آدرسی در قرارداد ما برای ایشان نوشته شده که می دانم الان از انجا نقل مکان کرده. آیا می توان این آدرس را بدهم و با وجودی که نیست ابلاغها تحویل شده تلقی گردد؟

پاسخ

با سلام با توجه به وجود قرارداد بین سازنده و مالک زمین و اینکه سازنده مالک قلمداد میشده و معامله فسخ گردیده است به نظر بنده طرح دعوی ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

در سال 1357 پدرم مغاره ای را در طبق زیرین یک ساختمان با مسحت حدودی 200متر به مبلغ 300 هزار تومان خریداری نمود اما بعلت اینکه آن مالک ورشکست نموده و نتوانسته بدهی خود را به مالک اصلی بده رفت زندان و مالک اصلی در سال 1362دادخواست تخلیه را صادر نمود که با دفاعیات وکیل پرونده که مالک در طول مدت این 5 سال اطلاع داشته که طرف قرار داد او مالک را به پدرم واگذار نموده و حتی چند بار هم در طول این سال ها برای عکس برداری مراجعه نموده نتوانست حکم تخلیه را مبنی بر عدم انتقال بغیر بگیرد و بقیه ساختمان را تخلیه نمود وکیل مالک با دلیل اینکه نمی خواهد حق ما از بین برود در سال 1362 طی اجاره نامه خطی 3 ساله پدرم یک باب مغازه در طبقه زیرین یک ساختمان را جهت کار عکاسی با مشخص نمودن 3 میلیون تومان سرقفلی امضاء نمودن و در اجاره نامه ذکر شده بود در صورتی که مستاجر سر قفلی (3 میلیون تومان )را پرداخت نمایید از مبلغ اجاره نامه کسر می شود و بدلیل اینکه مالک در آن زمان حتی قرار محضر هم گذاشتن برای اجارنامه رسمی سرقفلی امامالک بدلیل اینکه پایان کار ساختمان نداشت نتوانست در محضر حاضر شود و برای همین هم پدرم سه میلیون تومان را پرداخت نکرد . در سال 1365 مالک تقاضای تامین دلیل کرد و اعلام نمود ملک را بدلیل نیاز شخصی می خواهد اما دادگاه با مشخص نمودن 3میلیون 600 هزار تومان در آن سال بعنوان حق کسب و پیشه رای به تخلیه داد اما مالکین این مبلغ را نپرداخته و مورد اجاره را تخلیه نکردن. از آن سال به بعد هر 3 سال یکبار مالکین طبق قانون تعدیل اجاره نموده و تمامی هزینه های دادرسی و تعدیل اجاره را دریافت نموده اند. در سال 1383 پدرم دادخواست تجویز انتقال سر قفلی را در دادگاه تعدیل اجاره داد(دادخواست تقابل ) و دادگاه نیز به آن رای مثبت داد اما از آن زمان نتوانستیم ملک را به شخص دیگری واگذار نمایم بدلیا اینکه این ملک نه اجاره نامه رسمی محضری دارد و نه پایان کار تجاری و مالک کلی به شهرداری نیز بابت تجاری بودن مغازه بدهکار است. در سال 1387 از طرف اجرای احکام شهردای مبنی بر ماده صد 100 بودن مغازه فوق بعلت بدهی مالک به شهرداری برای تجاری بودن مغازه که مالک در همان سال 1365 هم نتوانسته بود به صورت اجاره نامه رسمی در دفترخانه حاضر شود با حکم اجرای احکام شهرداری مغازه جوش و پلمپ شدو مغازه تعطیل و کارمندان آن بیکار شدن. در هنگام تعدیل اجاره در سال 1388 همزمان در دادگاه اول تقاضای تقابل از طرف وکیل داده شده مبنی بر ملزم نمودن مالک به تنظیم اجاره نامه رسمی در دفتر در سال 1357 پدرم مغاره ای را در طبق زیرین یک ساختمان با مساحت حدودی 200متر به مبلغ 300 هزار تومان خریداری نمود اما بعلت اینکه آن مالکی که خود مستاجر بوده ورشکست شد و نتوانسته بدهی خود را به مالک اصلی بده رفت زندان و مالک اصلی در سال 1362دادخواست تخلیه را صادر نمود که با دفاعیات وکیل پرونده که مالک در طول مدت این 5 سال اطلاع داشته که طرف قرار داد او ملک را به پدرم واگذار نموده و اعتراضی نکرده و حتی چند بار هم در طول این سال ها برای عکس گرفتن به عکاسی مراجعه نموده نتوانست حکم تخلیه را مبنی بر عدم انتقال بغیر بدون اطلاع مالک بگیرد و بقیه ساختمان را تخلیه نمود وکیل مالک با دلیل اینکه نمی خواست حق ما از بین برود که این ملک را یکبار خریده بودیم در سال 1362 طی اجاره نامه خطی 3 ساله پدرم یک باب مغازه در طبقه زیرین یک ساختمان را جهت شغل عکاسی باحدود 200متر و مشخص نمودن 3 میلیون تومان سرقفلی امضاء نمودن که طی آن پدرم سه فقره چک یک میلیون تومانی داد و در اجاره نامه ذکر شده بود در صورتی که مستاجر سر قفلی (3 میلیون تومان )را پرداخت نمایید از مبلغ اجاره نامه کسر می شود و بدلیل اینکه مالک در آن زمان حتی قرار محضر هم گذاشتن برای اجارنامه رسمی سرقفلی در دفتر خانه تنظیم شود و مالک سه میلیون توامن خود را بگیرد امامالک بدلیل اینکه پایان کار تجاری برای ساختمان نداشت نتوانست در محضر حاضر شود و برای همین هم پدرم سه میلیون تومان را پرداخت نکرد . و مبلغ اجاره افزایش پیدا کرد طوری که از مبلغ اولیه 12500 تومان هرماه به 350 هزار تومان حاضر رسیده است در سال 1365 مالک تقاضای تامین دلیل کرد و اعلام نمود ملک را بدلیل نیاز شخصی می خواهد اما دادگاه با مشخص نمودن 3میلیون 600 هزار تومان در آن سال بعنوان حق کسب و پیشه رای به تخلیه داد اما مالکین این مبلغ را نپرداخته و مورد اجاره را تخلیه نکردن. از آن سال به بعد هر 3 سال یکبار مالکین طبق قانون تعدیل اجاره نموده و تمامی هزینه های دادرسی و تعدیل اجاره را دریافت نموده اند. در سال 1383 پدرم دادخواست تجویز انتقال سر قفلی را در دادگاه تعدیل اجاره داد و دادگاه نیز به آن رای مثبت داد اما از آن زمان نتوانستیم ملک را به شخص دیگری واگذار نمایم بدلیل اینکه این ملک نه اجاره نامه رسمی محضری دارد و نه پایان کار تجاری و مالک کلی به شهرداری نیز بابت تجاری بودن مغازه بدهکار است. در سال 1387 از طرف اجرای احکام شهردای مبنی بر ماده صد 100 بودن مغازه فوق بعلت بدهی مالک به شهرداری برای تجاری بودن مغازه که مالک در همان سال 1365 هم نتوانسته بود به صورت اجاره نامه رسمی در دفترخانه حاضر شود با حکم اجرای احکام شهرداری مغازه جوش و پلمپ شدو مغازه تعطیل و کارمندان آن بیکار شدن. در هنگام تعدیل اجاره در سال 1388 همزمان در دادگاه اول تقاضای تقابل از طرف وکیل داده شده مبنی بر ملزم نمودن مالک به تنظیم اجاره نامه رسمی در دفتر خانه و پرداخت بدهی مالک به شهرداری و اخذ پایان کار شهرداری ملزم شود به دادگاه داده و دادگاه به آن رای داد. حکم صادره ابلاغ و درخواست اجرای حکم شد که از طریق اجرای احکام مدت 10 روز به مالکین زمان داده شد که حکم را اجرا نمایند . اما مالکین در مدت زمان مشص شده نتوانسته اند این کار راانجام دهند و الان بیش از سه ماه است که از زمان اجرای احکام آنها می گذرد. تعدیل اجاره را در زمان قانونی خودشان و با دریافت هزینه های دادزسی از سال 1387 دریافت کرده اند حتی کارشناسان رسمی دادگستری در گزارش بازدید خود ضمن عکسبرداری از محل مغازه و موقعیت آن و نیز درج اینکه بعلت بدهی شهرداری ملک مورد نظز جوش و پلمپ شده نتوانسته اند از داخل ملک بازدید کنند حتی یکی از کارشناسان هم بعلت اینکه مستاجر نمی تواند از این ملک بهر برداری نماید تعدیل اجاره را قبول نکرد و کار به کارشناسان سه نفره رسید آنها هم با تاکید بر بسته بودن مورد اجاره یک رقم ناچیزی به اجاره بها اضافه نمودن و دقیقا ذکر کردن که ملک مورد اجاره بعلت بدهی بسته شده است.سوال من اینست: 1- از زمان بسته شدن مغازه توسط حکم شهرداری هر ماه مالکین اجاره خود را دریافت نمودن حدو د سه سال است و این مغازه با داشتن چند کارمند بیمه شده ماهیانه بیش از دومیلیون تومان ضرر و زیان دیده است و امرا معاش در آن مقدر نبوده و در ضمن اگر اجاره را نپردازیم مالکین حکم تخلیه رامی گیرند برای همین دارند اصرار می کنند که بدهیشان را به شهرداری نداده و مستاجر چاره ای نداشته باشد تا اینکه بدون اینکه حق کسب و پیشه خود را در این مدت حدود سی سال نگیرد و ملک را بدون دریافت حق کسب و پیشه تخلیه نماید این مبلغ ضرر و زیان چگونه می توان در خواست نمود و درصورتی که دادخواست داد شود آیا واقعا طبق قانون امیدی هست که قاضی در این موارد رای مثبت دهد و ضرر و زیان ما را در نظر بگیرد (طبق چه ماده و تبصره ای) امکان دارد.؟ و بهتر این زمان درخواست به دادگاه چه زمانی می باشد؟آیا در زمان تعدیل اجراه دادخواست بدهیم و یا زمان مهم نیست/؟ 2-بدهی مالکین به شهرداری برای حدود 200 متر تجاری حدو 800 میلیون تومان است که بعید است مالکین این مبلغ را پرداخت نمایند و توان اقتصادی دارن و چندین ملک دارن حتی دو طبقه بالای این ساختمان را هم دارن اجاره میگیرن که جهت کار داروخانه و مطب پزشکان حال پس از ابلاغ اجرای حکم چه باید بکنیم؟ خودمان هم توان پرداخت بدهی به شهرداری را نداریم؟ 3- این بسته شدن مغازه آیا سبب این میشود در صورتی که بخواهیم حق کسب و پیشه را واگذارنماییم مقدار زمان بسته شده مغازه بعلت بدهی مالک از مبلغ حق کسب و پیشه کم شود؟یا مالکین بعلت بسته بودن مغازه درخواست تخلیه نمایند؟ چندین بار هم ما اعلام کردیم حاضریم طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری و مبلغ اون ملک را به مالکین پس بدهیم و حتی درخواست خرید ملک را هم داده ایم که هیچ کدام را قبول نمی کنند. در ضمن طبق رای دادگاه هم ما می توانیم حق کسب و پیشه خود را واگذار نمایم اما کسی نیست که مغازه بسته شده با نداشتن پایان کار و اجاره نامه رسمی را بخرد. شما راهنمایی کنید تا ما این مشکل خودر ار رفع نمایم؟ با تشکر از صبر و حوصله اتان

پاسخ

با توجه به توضیحات حضرتعالی اولا شما میتوانید دادخواست مطالبه خسارات 3 ساله از زمان پلمپ ناشی از عدم پرداخت جریمه موضوع را بطرفیت موجر با جلب نظر کارشناس مطالبه نمائید یا اینکه خسارات موضوع ناشی از ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام آقای مرادی احتراما پیرو دو سئوال قبلی، ضمن تشکر از پاسخ های ارایه شده خواهشمند است به موارد ذیل که مرتبط به موضوع قبلی (قرارداد خرید واحد مسکونی که در رهن بانک می باشد) خواهشمند است در موارد ذیل راهنمایی فرمایید ا- چنانچه دادخواست اینجانب به صورت فقط الزام به فک رهن و تنظیم سند داده شود و موارد مربوط به الزام به تفکیک و اخذ پایانکار و.. را ندهم چه اشکالی برای من پیش خواهد آمد 2-آیا در صورت فوق و گرفتن حکم الزام فروشنده به فک رهن و تنظیم سند قرارداد اینجانب تنفیذ شده رسمی خواهد بود 3-فروشنده 20 ماه پیش اقدام به درخواست انحلال شرکت از اداره ثبت شرکت ها نموده است ولی در این فاصله اقدامی جهت گرفتن مطالبات از تعدادی از مالکین بدهکار و همچنین پرداخت بدهی بانک ننموده است. حال سئوال اینست که آیا پس از سپری شدن 2 سال از درخواست فوق طبق قاعده مرور زمان شرکت مزبور منحل شده خواهد بود یا اینکه مسئله انحلال شرکت تابع مرور زمان نمی باشد 4- سازنده قبلا طی نامه ای به بانک اعلام نموده که از تعدادی از واحدهای مجتمع (بدون ذکر نام مالکین) مطالباتی دارد و در صورت پرداخت این مطالبات به بانک بدهی باقیمانده شرکت مزبور قابل تسویه می باشد حال سئوال اینست که چگونه می توان از طریق دادگاه بانک را ملزم نمود لیست مزبور را مورد قبول قرارداده و بر اساس لیست مزبور با مالکین تسویه حساب نماید به عبارت دیگر آیا می توان بانک را از طریق قانون وادار نمود که مبالغ بدهکاری مالکین موافق با تسویه با بانک را پذیرفته و در صورت دریافت مبالغ منبعد هیچ مطالبه ای از این مالکین نداشته باشد لازم به ذکر است که بدهی واحد ها به سازنده (و از آن طریق به بانک) مبالغ مختلفی می باشد و چنانچه بتوان از طریق دادگاه وضعیتی را ایجاد نمود که بدهکاران مسئله دار (از این ببعد)مجبور به پرداخت سود و جریمه مبالغ مربوط به بدهکاری خود شوند و سود و جریمه به سایرمالکین تحمیل نگردد مسئله مربوطه قابل حل و فصل خواهد شد با تقدیم احترامات محمد صالح 6/12/90

پاسخ

با سلام در پاسخ به سوال اول - اگر ملک صورتمجلس تفکیکی و پایان کار نداشته باشد اساسا قابل نقل و انتقال رسمی نیست بنابراین ه فرض اینکه دادگاه حکم الزام را صادر کند قابلیت اجرا نخواهد داشت لذا باید همه ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

باسلام پدرم سال1345 مغازه ای اجاره محضری مینمایدوسال1352 ملکی درپشت مغازه خریده وبا رضایت شفاهی مالک ملک خود را با ملک مالک ادغام میکند سپس بارضایت مالک طاق را تعویض ودیوار خشتی مغازه را آجری میکندوتاسال87هیچ نارضایتی نداشتند واجاره را دریافت میکردند .در سال1387مالک از پدرم شکایت کرده که بدون اجازه این اعمال انجام شده در صورتیکه ملک آبادتر گردیده پس از انجام مراحل قانونی دادگاه بدوی وتجدید نظر خاسته خواهان مبنی بر فسخ قرارداد اجاره وتخلیه مغازه را تایید کرده اندبه دلیل تعدی وتفریط در حال حاضر زمان اجرای حکم رسیده واین حکم قطعی است وبدون احتساب حق کسب وپیشه میباشد ومالک به هیچ عنوان حاضر به رضایت نیست .میخواستم بدانم با شرایط فعلی چه کار میتوانیم بکنیم برای جلوگیری از اجرای حکم ویا چطور میتوان حق پایمال شده پدرم را که45سال در این مغازه زحمت کشیده گرفت.

پاسخ

با سلام و پوزش بدلیل تاخیر در پاسخ مورد ذکر شده از مصادیق بند 8 ماده 14 قانون سال 56 می باشد بر این اساس چنانچه مدعی ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

سلام مغازه من سرقفلی است اجاره نامشم برای قبل از سال 76 می باشد مالک جواز گرفته می خواد پاساژ بسازد من نمی دونم چیکار کنم صلح کنم یا بفروشم می خوام بدونم اگه بخوام بفروشم کارشناسا ی دادگاه چطوری قیمت میذارن ؟میگن خیلی پایین می ذارن صحت داره آیا؟

پاسخ

کاربر گرامی با عرض سلام خدمت حضرتعالی به استحضار میرساند ابتداعا بایستی به عرض برسانم سوال شما دارای اشکالات زیر میباشد شرایط و مفاد اجاره نامه مشخص نیست و معلوم نیست اجاره نامه بطور رسمی یا عادی تنظیم گردیده ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

سلام بنده ملکی را در ساختمانی 22 واحدی که دارای اسناد مسکونی میباشد خریداری نموده ام. همسر بنده با مجوز قانونی از سازمان فنی و حرفه ای اقدام به تاسیس آموزشگاه مراقبت زیبایی در این محل کرده است .در ضمن هیچکس در این ساختمان سکونت ندارد و تمامی واحد ها یا مطب هستند یا دفتر خانه و یا...... با توجه به این قانون که بعضی مشاغل مانند پزشکان یا اموزشگاه ها و تعدادی محدو دیتی در مکان ندارند . سوال اصلی اینجاست که مدیریت جدید به درب ورودی ساختمان قفل زده و از ساعت 11 شب درب قفل میباشد و کلید هم به کسی نداده و گفته است از این ساعت هرکس کاری دارد باید از قبل با سرایدار هماهنگ کند. ضمنا سرایدار از بستگان خودشان میباشد و موقع مراجعه همکاری نمکند و میگوید که وقت استراحتمه. بنده بعد از تعطیلی اموزشگاه هر شب برای نظافت و رفع ایرادات به واحد مربوطه میرفتم و هیچیک از ساکنین هم از این نظر مشکلی با بنده ندارند. آیا مدیر ساختمان حق قفل زدن به درب ورودی را ولا با رای ساکنین دارد یاخیر با توجه به اینکه اسناد مسکونی است .ضمنا مدیر جدید مالک 8 واحد است و وقتی اعتراض کردم گفت رای با اکثریت است . خواهشمندم جواب کاملی در این خصوص بفرمائید.

پاسخ

بااحترام ِاولاْ : فعالیت آرایشگری صرفاْ در کاربری تجاری امکان ‍‍پذیر است و درصورت مطابقت فعالیت حرفه موصوف ( آموزشگاه ) با قانون شهرداری ( ماده ۵۵ ) ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام واحترام در سال 1346 مرحوم پدرمان مغازه ای را که بصورت استیجاری در تصرف داشته است با مستاجر مغازه ای دیگر معاوضه مینماید که دو مستاجرمعاوضه نامه کتبی ردوبدل نموده و موجود میباشد. نیز پدرمان مبلغ 1500 تومان به آن مستاجر پرداخت کرده است و برای این پرداخت سندی کتبی موجود نمیباشد ولی کسیکه واسطه جابجایی بوده است بهمراه چند نفر دیگرحاضر به شهادت در موردپرداخت این وجه میباشند. نیز مرحوم پدرمان در همان موقع با مالک وقت قرارداد کتبی اجاره تنظیم مینماید که در این قرارداد ، اشاره ای به معاوضه یا پرداخت وجه به مستاجر قبلی نشده است و فقط در آن مبلغ اجاره و مدت اجاره تا 2 سال ذکر شده است ومالک، اجازه واگذاری به غیر را نداده است.این قرارداد بر اساس مستندات قانونی همچنان پابرجاست. با فوت موجر در سال 1350مالکیت مغازه به ورثه میرسد . نیزمرحوم پدرمان تا سال 1381در قید حیات بوده است و بی وقفه و به تنهایی در مغازه به کسب اشتغال داشته است . بعد از فوت پدرمان تا کنون ، مغازه بصورت اجاره همچنان در تصرف ما وراثش میباشد. در سال 1375 برادرمان مالکیت 3 دانگ از همین مغازه را از احدی از وراث موجر میخرد ولی در سال 1385 بر اساس درخواست شخصیکه مالک 3 دانگ دیگر بوده است و رای دادگاه ، کل مالکیت مغازه بعلت عدم قابلیت افراز به مزایده گذاشته میشود که مالک 3 دانگ دیگر ، در مزایده برنده و این 3 دانگ را نیز تصاحب نموده و مالک تمام ششدانگ میگردد وسپس تمام ششدانگ را به شخص دیگری بفروش میرساند. حال ما (وراث مستاجر) ادعای سرقفلی نسبت به تمام ششدانگ یا سه دانگ را داریم. لطفاراهنمایی فرمایید ودر صورت مستحق بودنمان اقدامات لازم را توضیح دهید. با کمال تشکر

پاسخ

دوست محترم مالکیت موجر نسبت به اعیانی است و (منافع یا سرقفلی امری مجزا است )و در صورت عدم پرداخت سرقفلی و تقاضای تخلیه علیه مستاجر یا صاحب سرقفلی با بودن شرایط قانونی ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

ملکی را با توافق در حضور 5 داور مالک شده ام و شخص مالک اول با سوء نیت و استفاده از 2 داور ملک را فروخته به برادرش و صرف شکایت برادرش از اینجانب به اتهام تصرف عدوانی ٬ اینجانب نیز از مالک اصلی شکایت فروش مال غیر کرده ام حال بازپرس به شکایت اینجانب ترتیب اثر نداده و قرار منع پیگرد صادر کرده چرا که سند مالکیت به نام خوانده می باشد و خوانده نیز مدعی است که هیچگاه ملک را نفروخته است و توافق نیز مشروط و معلق است و اجازه فروش را از دو داور کسب کرده چون در توافق اینچنین ذکر گردیده است که در مقابل تعهد پرداخت سه فقره وام ملک به تصرف مهدی (خواهان) قرار گرفت و مهدی متعهد گردید که تا تاریخ 89/12/20 سند آقای محمد (خوانده) را از رهن بانک خارج نماید و اگر موفق به این کار نشد حکمین باید نسبت به فروش ملک اقدام نمایند و مهلت تعیین شده تا 90/01/20 است و چون خواهان به تعهدش عمل نکرده در رابطه با بند فک رهن حکمین که به دو نفر اتلاق می شود اقدام به فروش ملک کرده اند به برادر اینجانب(خوانده) حال لازم به ذکر است که اینجانب مهدی به تعهدات خود عمل کرده ام و در رابطه با آزاد کردن سند نامبرده پس از مهلت قانونی خود در تاریخ 90/01/18 با اطلاع 4 داور به بانک مراجعه کرده ام و نسبت به بدهی سند با ریختن مبلغ بدهی به حساب بانک نامه فک رهن را دریافت و به 4 داور اطلاع داده ام این 4 داور طی صورت جلسه ای قبول کرده اند که اینجانب به تعهد خود عمل کرده ام و با تسلیم نامه بانک به دفتر خانه در تاریخ 90/01/28 سند ایشان با حضور نماینده بانک آزاد شد. با وجود صورت جلسه 90/01/18 یکی از همین داوران صورتجلسه و داور غایب صورتجلسه در تاریخ 90/01/22 بدون اطلاع بنده و دیگر داوران اقدام به فروش ملک کرده اند و دلیلشان نیز این است که چرا در 90/01/28 سند آزاد شده در صورتی که اینجانب در آزاد کردن سند مقصر نبود ه ام نماینده بانک در تاریخ 90/01/28 در دفتر خانه حاضر شده است حال اینجانب پس از گذشت 6 ماه با شکایت برادر خوانده متوجه فروش ملک خود گردیده ام و ملک نیز در تصرف اینجانب است و با توجه به مشکلات پیش آمده به 3 داور دیگر مراجعه کرده ام و داوران اقدام به صدور رای کردن به محکومیت خوانده مبنی بر انتقال سند به نام اینجانب که رای صادره توسط دادگاه حقوقی به خوانده ابلاغ گردیده . جناب آقای وکیل آیا اینجانب می توانم با تقاضای صدور قرار اناطه جهت اثبات مالکیت خود که در دادگاه حقوقی در حال ابلاغ و اجرا است اعتراض به صدور قرار منع تعقیب نمایم و برای اثبات تخلف 2 داور و فروشنده به کدام قوانین کیفری باید استناد کرد و آیا از نظر قانون این آقایان متخلف هستن یا خیر خواهشمندم با نظرات خود اینجانب را یاری فرمائید

پاسخ

سلام حضور شما عرض شود بله با توجه به شرایطی که در متن بدان اشاره کرده اید در صورت تحقق و ایفای تعهدات خود در زمان مقرر امکان فروش و فسخ بیع نامه برای مالک اولیه میسر نبوده و ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام بنده در سال 79یک قطعه زمین 9 جریبی به همراه2 ساعت و نبم آب از پدرم طبق مبایعه نامه با مبلغ معین و حدود معین خریدم و بیش از 10سال است که در تصرف من است و چند سال پیش اداره منابع طبیعی زمین آن را به من فروخته است. پدرم در سال 88فوت مینماید.پس از فوت پدر یکی از برادرانم برگه ای را که معلوم نیست چگونه بدست آورده و چه کارهایی کرده، علیه بنده دادخواستی میدهد. مفاد برگه ای که تهیه کرده است به قرار زیر میباشد: "اینجانب ع. سکوت مالک و متصرفی 3ساعت و 20 دقیقه آب از 1500 سهم مجاری چاه موتوری و قطعه زمین 4 جریبی با حدود...تمامی آن را واگذار و فروختم به پسرانم به نامهای الف ،ب وج . هریک نسبت به آب مجاری مذکور و4جریب زمین که منافع آن مدام العمر با پدر خریداران میباشد وهیچ کس دیگر حق و حسابی با خریداران چه در حیات و چه در بعد از فوت نخواهد داشت-برگه بتاریخ 1369" {در پای برگه امضای هیچ یک از به اصطلاح خریداران نمیباشد.} به فرض محال که برگه فو ق صحت داشته باشد : 1-پدرم 20 سال پیش کل زمین 4جریبی با نیم ساعت آب آن را به شخص ثالثی فروخته و خود خواهان هم تاکنون هیچ گونه اعتراضی ننمموده.( لطفا در این مورد بیان فرمایید) 2-در مورد انکار و تردید نسبت به برگه ی سال 69 بیان فرمایید و اثبات اثر انگشت متوفی با خواهان است یا خوانده. 3-بنده که به اصطلاح یکی از خریداران میباشم هیچ گونه اطلاعی از آن برگه نداشته و نمیدانم چگونه نام من بعنوان خریدار ذکر شده است. آیا برگه فوق با توجه به معنی و مفاد آن انجام عقدی را به اثبات میرساند (منظور برگه سال69)قانون در این باره چه میگوید. 4-خواهان حدود 6ماه پیش اقدام به تهیه استشهادیه دشتی نموده و در آن ذکر کرده که مرحوم پدرمان مالک 3 ساعت و 20 دقیقه آب چاه موتوری بوده که بموجب برگه واگذاری 69، بین ما سه نفر برادر بالسویه تقسیم کرده . این جمله "بالسویه تقسیم کرده"چه چیزی را میرساند ؟ وعنوان کرده اینک 2ساعت و 30دقیقه آن در تصرف بنده است و زمینی که در تصرفش میباشم با همین آب احیا شده است. (زمین جدید را منابع طبیعی به بنده فروخته است) (لطفا در این مورد بیان فرمایید) ضمنا خواهان در دادخواست خود قید کرده که پدرم نیم ساعت آب را به شخص ثالث فروخته و مابقی را با 4جریب زمین بین سه برادر بالسویه فروخته است (ذکری از مبلغ نشده)آیا تناقضی بین دادخواستش و برگه سال 69 و استشهادیه وجود ندارد؟ لطفا اینجانب را راهنمایی فرمایید. باتشکر

پاسخ

باسلام 1- طبق ماده 339 قانون مدنی "پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن، عقد بیع به ایجاب و قبول واقع می‌شود. ممکن است ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام احتراما اینجانب در سال 75 اقدام به پیش خرید واحدی در شهر جدید هشتگرد نموده ام قراربود در موقع سند یک میلیون تومان وام بر اساس دفترچه پس انداز بانک مسکن از بانک دریافت و به سازنده پرداخت نمایم سازنده در سال 1376 اقدام به اخذ وام مشارکت مدنی از بانک مسکن نمود واحد مورد پیش خریداری نهایتا 144 واحد مسکونی دارد سازنده به دلیل گرفتاری های متعدد تا کنون نسبت به تنظیم سند اقدام ننموده است در سال 81 سازنده اقدام به اضافه نمودن 44 واحد تجاری نموده است اینجانب بعنوان عضو هیئت مدیره مجتمع مسکونی ارتباطات گسترده ای با مالکین مجتمع (بخش مسکونی) دارم حال حاضر سازنده اقدام به درخواست انحلال شرکت نموده است اینجانب می خواهم نسبت به شکایت (حداقل توسط 10 نفر از مالکین) از سازنده اقدام کنم ولی به دلیل مقادیر زیاد اضافه پرداختی های قبلی، مالکین نمیتوانند مبلغ زیادی بابت وکالت بپردازند آیا برای شما امکان دارد که به گونه ای به اینجانب کمک نمایید البته مسایل مربوطه مفصل تر می باشد که متعاقبا در صورت مثبت بودن پاسخ شما به سئوال مطرح شده برای شما ارسال خواهم نمود البته اگر امکان ارایه خدمات ارزان توسط شما نباشد اینجانب نسبت به ارسال سئوال های خود (پس از جمعبندی) اقدام خواهم نمود نیازی به گفتن نیست که مشکل مربوط به مجتمع عامدا توسط سازنده پیچانده شده و چنانچه هدف سایت شما فقط مسایل مادی باشد به احتمال زیاد امکان استفاده اینجانب محدود خواهد شد لازم به ذکر است که چندی پیش با وکیل مجربی مشورت نمودم ایشان راهنمایی نمود که در صورت اقدام برای سپردن کار به وکیل حتما از وکیل بسیار با تجربه استفاده نمایم در حال حاضر شهرداری مبلغ کلانی را بابت پایانکار مطالبه نموده است طلب بانک مسکن بالغ بر 240 دویست و چهل میلیون تومان می باشد سازنده به برخی از تهعداتش در مقابل مالکین عمل ننمود ه است با تشکر

پاسخ

با سلام - در مورد مطالبی که فرمودید بایستی مفاد قرارداد های منعقده با شرکت سازنده مطالعه شود و تعهدات قراردادی مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص گردد شرکت به چه تعهداتی ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

احتراما در خصوص سوال 87162501 - به استحضار می رساند با توجه به اینکه اینجانب طی تصادف مقصر حادثه بودم و با توجه به اینکه ماشین غیر مقصر کارت و اصل سند مالکیت ندارد و فردی به دادگاه علیه اینجانب دادخواست داده جهت خسارت وارده به ماشینش جهت افت قیمت . با توجه به اینکه شخص دیگری طی وکالتنامه ای به او اختیار تام داده است برای این ماشین و الان وی خود را مالک خودرو می داند و ایشان اصل سند و اصل کارت خودرو را ندارد و فقط طی یک قولنامه بنگاهی به شخص دیگری فروخته شده و خریدار آن را به فرد کنونی وکالت داده است . آیا اینجانب می توانم به دادگاه بگویم که اصل کارت و سند موجود نمی باشد و دعوی ایشان رد است . خواهشمندم راهنمایی بفرمایید که مگر می شود ماشینی که کارت و سند ندارد وکالتنامه داد . ( بندهای قانونی را نیز بفرمایید ) باتشکر

پاسخ

با سلام و عرض تسلیت ایام سوگواری اباعبداله الحسین (ع) - اگر شخصی صرفا با وکالتنامه مدنی اقامه دعوی علیه شما کرده هر چند مبایعه نامه و یا قولنامه داشته باشد چون مالک ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام سوال: حدود یک ماه است که یکی از اقوام (در اصفهان) که راننده کامیون بوده( وبه تازگی (2 ماه ) این کامیون در مسیر عراق ،افغانستان و پاکستان و کشور های همسایه حمل بار های صادراتی مینموده است ) به دلیل حمل 15 کیلو کراک در زندان بیرجند بسر میبرد.و کامیو ن متعلق به شخص دیگری میباشد و فعلا کامیون نیز توقیف میباشد. لازم به توضیح است که این کامیون برای تخلیه بار حدود یک هفته تا ده روز در مرز میمانند( به دلیل صف های طولانی تخلیه بار) و به هنگام خواب بودن راننده احتمالا فرد یا افرادی یک محموله آکبند را که حاوی کراک بوده ، در زیر کامیون میبندند. فعلا از محل زندگی راننده و صاحب ماشین از طرف دادگاه اصفهان تحقیق به عمل آمده و هیچ گونه سوء پیشینه گزارش نگردیده است. حال با توجه به بیگناهی راننده ی از همه جا بیخبرو سهل انگار ، آیا حکم این مجازات اعدام است؟ آیا گرفتن وکیل برای راننده میتواند این حکم را تغییر دهد؟ آیا برای گرفتن وکیل ، بهتر است از اصفهان یا بیرجند اقدام کرد؟ (به جهت پرداخت حق الوکاله کمتر) و چگونه میتوان با یک وکیل در بیرجند تماس گرفت؟ در سایتها هیچ اسمی پیدا نکردیم اگر وکیل نگیرند آیا دادگاه برای وی وکیل تسخیری میگیرد ؟ و در این صورت وکیل تسخیری میتواند حکم اعدام را تغییر دهد؟ معمولا بعد از چه مدت حکم نهایی اعلام میشود ؟ و برای گرفتن وکیل چقد ر میتوان تاخیر کرد؟ آیا حق اعتراض به حکم وجود دارد؟ و اگر بعد از حکم دادگاه ، وکیل گرفته شود ، فایده دارد یا نه ؟ برای ترخیص کامیون چه باید کرد؟

پاسخ

با سلام انتخاب/وکیل در تلاش برای کشف دلایل و قرائن به نفع متهم واجب است /در صورتی هم که وکیل نگیرید دادگاه راسا خود وکیل تسخیری از ...

مشاهده پاسخ کامل