جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121646349 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید


1سوال

باسلام و وخسته نباشید.مغازه پدرم (صاحب سرقفلی)ازسال 1337 درشغل نانوایی فعال بوده که 18سال پیش بعد ازفوت ایشان، وراث مغازه رابصورت شفاهی و بدون سند رسمی وبدون اطلاع موجر اجاره میدهند که فقط رسید دریافت اجاره باامضای یکی ازوراث موجود میباشد.از15ماه پیش مستاجر ادعای سرقفلی کرده واجاره نمیدهد .حال باتوجه به اینکه وراث توان اداره مغازه رانداشته انداستدعا دارم درخصوص سوالات زیر ماراراهنمایی فرمایید. آیامستاجر میتوتندادعای سرقفلی نماید؟ آیا میتواند ادعای حق کسب وپیشه نماید؟(برخلاف تبصره 2 ماده 19موجر ومستاجر) چرادردادگاه هابه تبصره فوق عمل نمیشود؟ درصورت راضی شدن مستاجر بامبلغ یک سوم ارزش سرقفلی به صلاح ماهست که کاررابه دادگاه بکشیم؟(باتوجه به 15 ماه اجاره معوقه) آیافعال بودن مغازه 35 سال قبل ازاجاره واینکه مستاجر تاثیری دررونق آن نداشته است برمبلغ حق کسب موثراست؟ آیا درصورت اثبات تخلف کسبی نظیر فروش آرددولتی،حق کسب سلب خواهدشد؟ برای کاهش مبلغ ازچه قوانینی میتوان استفاده نمود؟ باتشکر

2پاسخ

با درود وشاد باش جشن نوروز، دوست عزیز موضوع مطروحه (دعاوی مربوط با امور استیجاری املاک تجاری) بسیار فنی و پیچیده و از طرفی سوال شما گنگ و اندکی مبهم است اما تلاش می کنم با بیان فروض مختلف پاسخ لازمه را برای استفاده احتمالی شما بیان کنم: نخست این که، اگر شما به موجب عقد اجاره یا حکم دادگاه حق و یا اجازه انتقال منافع به غیر داشته باشید حق دارید همانند مالک انجام تعهداتش را از منتقل الیه(مستأجر دوم) بخواهید و هم درخواست تخلیه مورد اجاره را مطرح نمایید. اما اگر فاقد حق انتقال به غیر بوده و مورد اجاره را به غیر واگذار نموده باشید آن وقت مالک طبق بند 2 ماده 14 ق ر م م سال 1356 در قبال تخلف مستأجر حق در خواست فسخ و تخلیه عین مستأجره را دارد و بنابراین در این حالت نمی توان به شما( مستأجر اول )حق در خواست تخلیه داد به علاوه اصولا رابطه استیجاری بین شما (مستأجر اول) و منتقل الیه برقرار نمی شود تا شما(مستأجر اول) بتوانید به استناد مقررات موجر و مستأجر درخواست تخلیه را مطرح سازید.اما درمورد اجاره بهای مقرر فی ما بین، نظر به عدم وجود رابطه استیجاری، شما نمی توانید تحت عنوان اجاره بها مبلغی را از منتقل الیه مطالبه کنید ولی از این باب که تا عدم تخلیه مورد اجاره از ناحیه مالک ، شما(مستأجر اول) کماکان مستأجر مورد اجاره و مالک منافع شناخته می شوید و می توانید از منتقل الیه اجرت المثل ایام تصرف را مطالبه کنید. دوم ،اگر مستأجر حق انتقال منافع به غیر را هم به موجب قرارداد و یا حکم دادگاه داشته باشد به موجب "تبصره 2 ماده 19 قانون یاد شده" تنها با تنظیم سند رسمی می تواند سرقفلی ناشی از آن را به دیگری واگذار کند وگرنه چنان چه انتقال بدون تنظیم سند رسمی انتقال یافته باشد این انتقال از حیث تعلق سرقفلی به مستأجر دوم معتبر نیست. سوم چنانچه مستأجر که حق انتقال منافع به غیر ندارد هنگاه انتقال مورد اجاره به غیر، وجهی به عنوان حق کسب و پیشه یا تجارت از متصرف اخذ نموده باشد، نصف حق کسب و پیشه مقرر در حکم تخلیه، به متصرف مورد اجاره پرداخت می شود اما چنان چه از این بابت از متصرف وجه یا مالی نگرفته باشد، نصف حق کسب و پیشه به مستأجر پرداخت می شود نه به متصرف "(تبصره1 ماده 19 قانون مزبور)" چهارم، فروش غیر قانونی آرد از سوی مستأجر از موارد مذکور در قانون یاد شده برای فسخ یا اسقاط حق کسب یا پیشه و تجارت هم نیست. پیروز باشید. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

در سال 1357 پدرم مغاره ای را در طبق زیرین یک ساختمان با مسحت حدودی 200متر به مبلغ 300 هزار تومان خریداری نمود اما بعلت اینکه آن مالک ورشکست نموده و نتوانسته بدهی خود را به مالک اصلی بده رفت زندان و مالک اصلی در سال 1362دادخواست تخلیه را صادر نمود که با دفاعیات وکیل پرونده که مالک در طول مدت این 5 سال اطلاع داشته که طرف قرار داد او مالک را به پدرم واگذار نموده و حتی چند بار هم در طول این سال ها برای عکس برداری مراجعه نموده نتوانست حکم تخلیه را مبنی بر عدم انتقال بغیر بگیرد و بقیه ساختمان را تخلیه نمود وکیل مالک با دلیل اینکه نمی خواهد حق ما از بین برود در سال 1362 طی اجاره نامه خطی 3 ساله پدرم یک باب مغازه در طبقه زیرین یک ساختمان را جهت کار عکاسی با مشخص نمودن 3 میلیون تومان سرقفلی امضاء نمودن و در اجاره نامه ذکر شده بود در صورتی که مستاجر سر قفلی (3 میلیون تومان )را پرداخت نمایید از مبلغ اجاره نامه کسر می شود و بدلیل اینکه مالک در آن زمان حتی قرار محضر هم گذاشتن برای اجارنامه رسمی سرقفلی امامالک بدلیل اینکه پایان کار ساختمان نداشت نتوانست در محضر حاضر شود و برای همین هم پدرم سه میلیون تومان را پرداخت نکرد . در سال 1365 مالک تقاضای تامین دلیل کرد و اعلام نمود ملک را بدلیل نیاز شخصی می خواهد اما دادگاه با مشخص نمودن 3میلیون 600 هزار تومان در آن سال بعنوان حق کسب و پیشه رای به تخلیه داد اما مالکین این مبلغ را نپرداخته و مورد اجاره را تخلیه نکردن. از آن سال به بعد هر 3 سال یکبار مالکین طبق قانون تعدیل اجاره نموده و تمامی هزینه های دادرسی و تعدیل اجاره را دریافت نموده اند. در سال 1383 پدرم دادخواست تجویز انتقال سر قفلی را در دادگاه تعدیل اجاره داد(دادخواست تقابل ) و دادگاه نیز به آن رای مثبت داد اما از آن زمان نتوانستیم ملک را به شخص دیگری واگذار نمایم بدلیا اینکه این ملک نه اجاره نامه رسمی محضری دارد و نه پایان کار تجاری و مالک کلی به شهرداری نیز بابت تجاری بودن مغازه بدهکار است. در سال 1387 از طرف اجرای احکام شهردای مبنی بر ماده صد 100 بودن مغازه فوق بعلت بدهی مالک به شهرداری برای تجاری بودن مغازه که مالک در همان سال 1365 هم نتوانسته بود به صورت اجاره نامه رسمی در دفترخانه حاضر شود با حکم اجرای احکام شهرداری مغازه جوش و پلمپ شدو مغازه تعطیل و کارمندان آن بیکار شدن. در هنگام تعدیل اجاره در سال 1388 همزمان در دادگاه اول تقاضای تقابل از طرف وکیل داده شده مبنی بر ملزم نمودن مالک به تنظیم اجاره نامه رسمی در دفتر در سال 1357 پدرم مغاره ای را در طبق زیرین یک ساختمان با مساحت حدودی 200متر به مبلغ 300 هزار تومان خریداری نمود اما بعلت اینکه آن مالکی که خود مستاجر بوده ورشکست شد و نتوانسته بدهی خود را به مالک اصلی بده رفت زندان و مالک اصلی در سال 1362دادخواست تخلیه را صادر نمود که با دفاعیات وکیل پرونده که مالک در طول مدت این 5 سال اطلاع داشته که طرف قرار داد او ملک را به پدرم واگذار نموده و اعتراضی نکرده و حتی چند بار هم در طول این سال ها برای عکس گرفتن به عکاسی مراجعه نموده نتوانست حکم تخلیه را مبنی بر عدم انتقال بغیر بدون اطلاع مالک بگیرد و بقیه ساختمان را تخلیه نمود وکیل مالک با دلیل اینکه نمی خواست حق ما از بین برود که این ملک را یکبار خریده بودیم در سال 1362 طی اجاره نامه خطی 3 ساله پدرم یک باب مغازه در طبقه زیرین یک ساختمان را جهت شغل عکاسی باحدود 200متر و مشخص نمودن 3 میلیون تومان سرقفلی امضاء نمودن که طی آن پدرم سه فقره چک یک میلیون تومانی داد و در اجاره نامه ذکر شده بود در صورتی که مستاجر سر قفلی (3 میلیون تومان )را پرداخت نمایید از مبلغ اجاره نامه کسر می شود و بدلیل اینکه مالک در آن زمان حتی قرار محضر هم گذاشتن برای اجارنامه رسمی سرقفلی در دفتر خانه تنظیم شود و مالک سه میلیون توامن خود را بگیرد امامالک بدلیل اینکه پایان کار تجاری برای ساختمان نداشت نتوانست در محضر حاضر شود و برای همین هم پدرم سه میلیون تومان را پرداخت نکرد . و مبلغ اجاره افزایش پیدا کرد طوری که از مبلغ اولیه 12500 تومان هرماه به 350 هزار تومان حاضر رسیده است در سال 1365 مالک تقاضای تامین دلیل کرد و اعلام نمود ملک را بدلیل نیاز شخصی می خواهد اما دادگاه با مشخص نمودن 3میلیون 600 هزار تومان در آن سال بعنوان حق کسب و پیشه رای به تخلیه داد اما مالکین این مبلغ را نپرداخته و مورد اجاره را تخلیه نکردن. از آن سال به بعد هر 3 سال یکبار مالکین طبق قانون تعدیل اجاره نموده و تمامی هزینه های دادرسی و تعدیل اجاره را دریافت نموده اند. در سال 1383 پدرم دادخواست تجویز انتقال سر قفلی را در دادگاه تعدیل اجاره داد و دادگاه نیز به آن رای مثبت داد اما از آن زمان نتوانستیم ملک را به شخص دیگری واگذار نمایم بدلیل اینکه این ملک نه اجاره نامه رسمی محضری دارد و نه پایان کار تجاری و مالک کلی به شهرداری نیز بابت تجاری بودن مغازه بدهکار است. در سال 1387 از طرف اجرای احکام شهردای مبنی بر ماده صد 100 بودن مغازه فوق بعلت بدهی مالک به شهرداری برای تجاری بودن مغازه که مالک در همان سال 1365 هم نتوانسته بود به صورت اجاره نامه رسمی در دفترخانه حاضر شود با حکم اجرای احکام شهرداری مغازه جوش و پلمپ شدو مغازه تعطیل و کارمندان آن بیکار شدن. در هنگام تعدیل اجاره در سال 1388 همزمان در دادگاه اول تقاضای تقابل از طرف وکیل داده شده مبنی بر ملزم نمودن مالک به تنظیم اجاره نامه رسمی در دفتر خانه و پرداخت بدهی مالک به شهرداری و اخذ پایان کار شهرداری ملزم شود به دادگاه داده و دادگاه به آن رای داد. حکم صادره ابلاغ و درخواست اجرای حکم شد که از طریق اجرای احکام مدت 10 روز به مالکین زمان داده شد که حکم را اجرا نمایند . اما مالکین در مدت زمان مشص شده نتوانسته اند این کار راانجام دهند و الان بیش از سه ماه است که از زمان اجرای احکام آنها می گذرد. تعدیل اجاره را در زمان قانونی خودشان و با دریافت هزینه های دادزسی از سال 1387 دریافت کرده اند حتی کارشناسان رسمی دادگستری در گزارش بازدید خود ضمن عکسبرداری از محل مغازه و موقعیت آن و نیز درج اینکه بعلت بدهی شهرداری ملک مورد نظز جوش و پلمپ شده نتوانسته اند از داخل ملک بازدید کنند حتی یکی از کارشناسان هم بعلت اینکه مستاجر نمی تواند از این ملک بهر برداری نماید تعدیل اجاره را قبول نکرد و کار به کارشناسان سه نفره رسید آنها هم با تاکید بر بسته بودن مورد اجاره یک رقم ناچیزی به اجاره بها اضافه نمودن و دقیقا ذکر کردن که ملک مورد اجاره بعلت بدهی بسته شده است.سوال من اینست: 1- از زمان بسته شدن مغازه توسط حکم شهرداری هر ماه مالکین اجاره خود را دریافت نمودن حدو د سه سال است و این مغازه با داشتن چند کارمند بیمه شده ماهیانه بیش از دومیلیون تومان ضرر و زیان دیده است و امرا معاش در آن مقدر نبوده و در ضمن اگر اجاره را نپردازیم مالکین حکم تخلیه رامی گیرند برای همین دارند اصرار می کنند که بدهیشان را به شهرداری نداده و مستاجر چاره ای نداشته باشد تا اینکه بدون اینکه حق کسب و پیشه خود را در این مدت حدود سی سال نگیرد و ملک را بدون دریافت حق کسب و پیشه تخلیه نماید این مبلغ ضرر و زیان چگونه می توان در خواست نمود و درصورتی که دادخواست داد شود آیا واقعا طبق قانون امیدی هست که قاضی در این موارد رای مثبت دهد و ضرر و زیان ما را در نظر بگیرد (طبق چه ماده و تبصره ای) امکان دارد.؟ و بهتر این زمان درخواست به دادگاه چه زمانی می باشد؟آیا در زمان تعدیل اجراه دادخواست بدهیم و یا زمان مهم نیست/؟ 2-بدهی مالکین به شهرداری برای حدود 200 متر تجاری حدو 800 میلیون تومان است که بعید است مالکین این مبلغ را پرداخت نمایند و توان اقتصادی دارن و چندین ملک دارن حتی دو طبقه بالای این ساختمان را هم دارن اجاره میگیرن که جهت کار داروخانه و مطب پزشکان حال پس از ابلاغ اجرای حکم چه باید بکنیم؟ خودمان هم توان پرداخت بدهی به شهرداری را نداریم؟ 3- این بسته شدن مغازه آیا سبب این میشود در صورتی که بخواهیم حق کسب و پیشه را واگذارنماییم مقدار زمان بسته شده مغازه بعلت بدهی مالک از مبلغ حق کسب و پیشه کم شود؟یا مالکین بعلت بسته بودن مغازه درخواست تخلیه نمایند؟ چندین بار هم ما اعلام کردیم حاضریم طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری و مبلغ اون ملک را به مالکین پس بدهیم و حتی درخواست خرید ملک را هم داده ایم که هیچ کدام را قبول نمی کنند. در ضمن طبق رای دادگاه هم ما می توانیم حق کسب و پیشه خود را واگذار نمایم اما کسی نیست که مغازه بسته شده با نداشتن پایان کار و اجاره نامه رسمی را بخرد. شما راهنمایی کنید تا ما این مشکل خودر ار رفع نمایم؟ با تشکر از صبر و حوصله اتان

2پاسخ

با توجه به توضیحات حضرتعالی اولا شما میتوانید دادخواست مطالبه خسارات 3 ساله از زمان پلمپ ناشی از عدم پرداخت جریمه موضوع را بطرفیت موجر با جلب نظر کارشناس مطالبه نمائید یا اینکه خسارات موضوع ناشی از ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام پدرم سال1345 مغازه ای اجاره محضری مینمایدوسال1352 ملکی درپشت مغازه خریده وبا رضایت شفاهی مالک ملک خود را با ملک مالک ادغام میکند سپس بارضایت مالک طاق را تعویض ودیوار خشتی مغازه را آجری میکندوتاسال87هیچ نارضایتی نداشتند واجاره را دریافت میکردند .در سال1387مالک از پدرم شکایت کرده که بدون اجازه این اعمال انجام شده در صورتیکه ملک آبادتر گردیده پس از انجام مراحل قانونی دادگاه بدوی وتجدید نظر خاسته خواهان مبنی بر فسخ قرارداد اجاره وتخلیه مغازه را تایید کرده اندبه دلیل تعدی وتفریط در حال حاضر زمان اجرای حکم رسیده واین حکم قطعی است وبدون احتساب حق کسب وپیشه میباشد ومالک به هیچ عنوان حاضر به رضایت نیست .میخواستم بدانم با شرایط فعلی چه کار میتوانیم بکنیم برای جلوگیری از اجرای حکم ویا چطور میتوان حق پایمال شده پدرم را که45سال در این مغازه زحمت کشیده گرفت.

2پاسخ

با سلام و پوزش بدلیل تاخیر در پاسخ مورد ذکر شده از مصادیق بند 8 ماده 14 قانون سال 56 می باشد بر این اساس چنانچه مدعی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام . مغازه ای را پدرم در حدود 45 سال پیش اجاره نموده که با توجه به فوت پدر در اختیار وراث می باشد . از زمان فوت پدر در سال 81 مغازه گاهی تعطیل بوده است و وکیل خواهان توانسته مستنداتی مبنی بر تعطیلی تهیه نماید . اکنون مالک بعلت نیاز شخصی حکم تخلیه گرفته است.موضوع جهت تعیین حق کسب و پیشه به کارشناس محول گردید. کارشناس اولیه با توجه به توجیه وکیل خوهان مبنی بر تعطیلی مغازه و دایر نبودن کسب و کار ،مبلغ بسیار ناچیزی را تعیین کرده است. با اعتراض موضوع به هیئت کارشناسان محول شده است. لا زم بذکر است بنام برادرمان پروانه کسب داریم و عوارض صنفی و غیره بموقع پرداخت شده است و ما نیز مستنداتی بر رد تعطیلی کامل مغازه داریم. بنظر میرسد هیئت کارشناسان نیز میخوهند بر اساس دایر نبودن مغازه نظر دهند. در دفاع چه راهنمایی میفرمایید و با فرض دایر نبودن تا چه اندازه در کاهش حق کسب و پیشه باید موثر باشد

2پاسخ

با سلام/دوست گرامی موجر می تواند با استناد به نیاز شخصی خود تقاضای تخلیه محل تجاری را نماید و بدوا بایستی با استناد به تحقیقات محلی و سایر ادله نیاز شخصی خود را اثبات کند.موارد زیر نشان از ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

درسال 1335 انباری به وسیله پدرم اجاره گردیدهاست هیچگونه اجاره نامه ردوبدل نشده است درسال 1379 بعد از فوت پدر ما دو پسر همچنان به کار ادامه داده ایم در ضمن جند سال قبل از فوت پدرم قسمتی از مغازه را که به عنوان دفتر کارگاه که با نئوپان جدا شده بود در اختیار برادر کوچکترم قرار داده که به صورت دکه ای در داخل مغازه است و سقفش تا نیمه است بهابعاد یک ونیم در پنج متر که فتوکپی خط محضری انتقال در دارایی موجود است امادر همین خط محضری از آن به عنوان دکه یاد شده وبا اجازه دارایی بوده و شهرداری هم آن رابه عنوان تفکیک قبول نکرده وپلاک جدا گانه نداده است.بعد از فوت پدر نماینده مالک در نامه ای متذکر شد که حق کسب و پیشه به شما منتقل نمی شود وباید مغازه را تخلیه کنید ما هم درزیر نامه نوشتیم ملاحظه شد .در ضمن مدت12 سال است که اجاره را به صندوق ثبت اسناد می پردازیم .اخیرا وراث مالک وکیل گرفته اند وخواهان تخلیه مغازه هستند و احضاریه ای از طرف شورای حل اختلاف برای ما فرستاده اند درضمن مدعی هستند که پدر شما فروش مال غیر کرده است حال با توضیحات بالا لطفا" بفرمایید آیا آنها می توانند حکم تخلیه بگیرند ما چه حقوقی داریم و چکار میتوانیم بکنیم با تشکر فراوان

2پاسخ

با سلام /اجاره نامه شما تابع قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1256 می باشد /ادعای عدم تعلق حق کسب و پیشه نادرست است /اماکن تجاری تابع قانون فوق فقط در موارد ذیل تخلیه میشوند ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با عرض سلام و خسته نباشید بند از محضرتان شش سوال دارم قبلا از اینکه محبت می کنید جواب می دهید ممنون . در مورده سوالاتم یک توضیح کوچکی می دهم که کاملا موضوع براتون روشن بشه . دختر خانمی با وسیله سایته همسریابی اشنا شدیم و با هم قرار در کافی شاپ و ارتباطه تلفنی بر قرار کردیم و ایشان قبله قرار عکسهای خودش و خانوداش برای من ایمل کرد حالا رفته شکایت کرده به عنوانه مزاحمت تلفنی و تهدید به اخاذی به وسیله سو استفاد عکس و فحاشی که در حال حاضر قرار منع تغقیب قرار گرفتم چند سوال برای من ایجاد می شود سوال اول ایاوقتی شخصی در دادسرا شکایت می کنه سیر قانوی ان اینه که مورد تحقیق قرار بگیرهوشکایت ایشان به وسیله معاون دادستان دستور رسیدگی به بازپرس می دهد بتزپرس برای ااینکه ببینه ایا دلیلی برای احضار بنده داره دستور تحقیق می دهد فردای انروز شاکی به وسیله شکایتی مبنی بر همون مزاحمت و تهدید می بره پیشه سرپرست دادسرا معاون دادستان که دستور جلب منا میدهد با اذن ورد به منزل بدونه سابقه احضار و توجیح داره که ممکنه متهم فراری بشه اما پرونده دسته تحقیق بوده و چیزی مبنی براینکه اتهام به من می چسبه یا نه و شماره همراه اعتباری که اس ام اس و مزاحمت وتهدید در اون شماره موجود بود دستور تحقیق نمی ده که ماله بند هست یانه و فقط به گفته شاکی استناد می کنه حالا سوالی که ایجاد می شود من از ایشان میتوانم به عنوان جلبه خودسرانه شکایت کنم یانه اگر بله به استناد چه ماده ای ایا این تخلف ثبت می شود یا اینکه از جایگاه می افتد یا نه؟ سوال دوم سر پرست دادسرا{معاون دادستان) م با توجه به ایبنکه بازپرس منع تعقیب داده و دادیار اضهار نظر هم گفته عدول بر قرار داده شده مدعی شده ارتباط نامشروع و مزاحمت تلفنی مشهود ایا این منعی می ده کسی که رابطه داشته و به گفته ایشان نامشروع مزاحمت تلفنی معنی میده ایا میتوانم اینا استناد کرد که ایشان سو نیت داره البته اگر بتوان گفت مزاحمت تلفنی با رابطه نامشروع بی معنی ؟ایا این موضوع افترا می شود؟و ایا وقتی رابطه هست مزاحمت تلفنی منتفی ؟ سوال سوم ایا دادسرا برای اینکه تحقیقی صورت نداده در مورد شماره همراه و من هم بعد از خوانندن پرونده متوجه شدم و قبلا به من گفته نشده بود و فقط منا در اگاهی بازجویی کرده بودند که ایا دویست پنجاه میلیون قبول داری می خواستی اخاذی کنی یا همدست داری یاتهدید کردی شاکی فقط همین و حالا با چه چیزی اونا تهدید کردی و اون وسیله را قبول داری صحبتی به میان نیامده ایا این برای مامور تخلف به حساب میاید یا نه لصفا توضیح دهید ؟و استناد ماده قانونش بگید ممنون سوال چهارم متاسفانه وقتی سیستم منا توقیف کردند عکسهای این دختر خانم در هارد سیستم بود که من پاککردم ولی باز یابی کرده بودند و مامور پروند از این صحبتی به میان نیاورد ه و گفته عکسهای ایشان در سیستم ایشان بود مهم تر ایشان فرستاده و در گفته خود گفته که اشتباهی یک سی دی نرم افزار داده بودم که سی دی عکسهای بوده یک جای هم گفته فلش بوده ایا با توجه به اینکه ایمل ایشان موجوده میتوان گفت افراست و ایشان با میل خودش فرستاده؟ سوال پنجم شاکی ادرس منزل ما را از روی شماره ت همراه دائم من که داشته از طریق مخابرات پیدا کرده و همانطور که می دانید مخابرات با نامه قضای ادرس میده و محرمانه می فرستاده که مهر محرمانه اش را در پرونده دیدم که ادرس درش نوشته شده بود منتهی ادرس ازطریقه پاستگاه به شاکی گفته و من بتوانم اتبات کنم چون در زمان مامورها اگاهی که امده بودند منا دستگیر کند بودند و صورت جلسه ورود به منزل امضاکردند ایا این تخلفه که او.لا ادرس در اختیار شاکی قرار دادند هم اینکه در منزل اوردند ؟ سوال ششم ایا با توجه به اینکه من اتهام قبول نکردم و صبح ساعت شش دستگیر شدم ایا البته صوزت جلسه شده توسط افسر پرونده که با بازپرس تماس گرفته شده و تلفنی 24 ساعت من تحت نظر باشم بازداشت ایا قانونی بود اگر تخلف به استناد چه ماده ای؟ سوال هفتم ایا دادستان میتوانسته در مورد رابطه نامشروع دختر را تبرئه و پسر را متهم کنه یا نه ؟ البته دختر خانم یعنی شاکی نامه های نوشته که قصده من درش کاملا مشخص بوده ازدواج و در مورد دست پسر قبلیش هم گفته که اون بی غیرت بود و تو با غیرتی و خدا ترس ایا میتوان اینا برای اثبات کنم قصدم ازدواج بوده و دادستان انرا لحاظ نکرد چون داخله پرونده هست ایا تخلف بوده شکیتبرئه و منا متهم کنه ؟ سوال اخر ایابا توجه به موضوعات پرونده وقتی من تبروه بشم و حکم منع تعقیب قطغی بشه چون اختلاف به بازپرس دادستان چون دادستان به منع تعقیب مخالفت کرده تمنع تعقیب تایید بشه بنده شکایت کنم در مورد تخلفهای اشکار و مندرج به عنوان نشر اکاذیب و افترا و مخدوش کردنه جایگاه مدعی العموم اونا از جایگاه خلع کند ؟ و ایا از من رفع حثیت میشه و در مورد شاکی دادگاه در مورده افترا و تهمت ایشان چه حکمی میدهد؟ از اینکه سوالات زیاد ه شرمنده من قبلا از شما

2پاسخ

لطفا سوالات خود را در چند نوبت و به صورت مجزا ارسال نمایید. امکان پاسخ دهی به سوالات شما به این شکل برای ما مقدور نمیباشد. ...

مشاهده پاسخ کامل