جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121362856 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام - پدرم بیست سال پیش یک قطعه زمین 250 متری بعنوان هدیه عروسی از شخص در بنگاه معاملاتی با قولنامه برایم خرید و پول آن را در بنگاه به فروشنده نقدا پرداخت نمود . من فقط قولنامه را امضا کرد م،زمین را حصار کشی کرده و تا حالابه همان صورت مانده بود، اوایل سال 95 زمین را با قولنامه به شخص دیگری فروختم بعداز دو ما شخص خریدار اقدام به اخذ سند رسمی میکند و متوجه می شود که مالک اولیه اقدام به اخذ سند نموده کارهای اداری را انجام داده ولی سند را اخذ ننموده سند آماده تحویل می باشد (قبل از فروش زمین با قولنامه به من )، با مراجعه به من نزد وراث مالک اصلی رفتم که بعضی از وراث حاضر به دادن نشده اند که مجبور به طرح دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی از طرف خریدار به خواندگی من و وراث نمود.که در جلسه اول وکیل وراث ادعای جعل امضاء پدرشان نموداند که علیرغم آوردن نسخه ثانی صاحب بنگاه معاملاتی وتائیدآن ،کارشناسان خط و امضاء ، امضاء مورث را تائید ننموداند حالا تکلیف من چیست ؟ چه حکمی برای من صادر می شود ؟باتوجه به اینکه من ملک را با قولنامه به خریدار فروخته ام و هیچ اطلاعی از داشتن سند نداشته ام و نزدیک به بیست سال است که زمین در تصرف اینجانب می بود و همسایگان مجاور ملک نیز استشاهد تنظیمی را نیز امضاء نموده و در دادگاه شهادت داده اند. ممنون میشم اینجانب را راهنمایی فرماید در صورت امکان جواب را به ایمیلم ارسا ل فرماید با تشکر

2پاسخ

با سلام اولا باید در دادگاه صحبت از فروش نکنید چون در این صورت دعوی فعلی شما رد می شود. ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام بنده آذر ماه 91حدود 35درصد یک کارگاه ماسه شوی که هیچگونه مجوز قانونی نداشت فقط امتیاز برق داشت که بعلت عدم پرداخت بدهی قطع شده بود را بایک آپارتمان به ارزش 36 میلیون ت که 18میلیون ت هم وام مسکن داشت که باید خودم پرداخت میکردم معاوضه کردم ولی مبایعه نامه بصورت جداگانه تنظیم شده ودرآن باتوجه به اینکه خریدار مدیر بنگاه معاملاتی بوده سو استفاده کرده ومبلغ آن را 82000000و تاریخ آن را91/5/16 ثبت کرده وبا وجود توافقی که بصورت شفاهی با هم داشتیم وایشان از شرایط مدارک کارگاه اطلاع داشتند و کارگاه بدلیل عدم سود دهی بمدت 2 سال و اندی تعطیل بوده از کلمات دارای امتیاز برق و کارخانه قید شده در مبایعه نامه استفاده کرده و حال تقاضای اجرت المثل کارکرد کارگاه را از تاریخ91/5/16الی91/7/16نموده در حالیکه در ان تاریخ معامله اتفاق نیافتاده بود که شهود مبایعه نامه ویک فقره اظهار نامه که توسط خواهان به بنده در تاریخ 91/7/22 ارسال شده که بنده بعنوان مالک 35درصد خطاب شده ام که در ان تقاضای فروش سهم خودم به ایشان را نموده و اینجانب کپی آن را به دادگاه داده ام و حضورا در جلسه دادگاه توضیح داده ام ولی دادگاه ظاهرا قانع نشده که در آن تاریخ ما معامله ای نداشته ایم .سوال اینکه با توضیحات فوق من چگونه میتوانم ادعای خود را ثابت کنم واینکه چگونه میتوانم ثابت کنم که در مبایعه نامه دستکاری نموده البته تاریخ آن با لاک غلط گیر اصلاح شده و مشخص است .لطفا راهنمایی فرموده در صورت صلاحدید لایحه ای تنظیم فرمایید که هزینه آن را خواهم پرداخت.

2پاسخ

در جلسه ی اول دادگاه حقوقی باید نسبت به مبایع نامه ادعای جعل تاریخ و مبلغ می نمودید که ظاهرا وقت رسیدگی گذشته است .. فعلا در دادگاه حقوقی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام متن سوال به شرح زیر است : اینجانب در سال 1387 زمینی را طبق سند رسمی به صورت چهارو نیم دانگ مشاعی اینجانب و 1/5 دانگ سهم شریک خریداری نمودم. بدون قرارداد کتبی و فقط با توافق شفاهی پروانه ساخت ساختمان چهار طبقه دریافت شد و سه طبقه سهم اینجانب و یک طبقه سهم ایشان در نظر گرفته شد، مخارج پروانه و ساخت تا پایان اسکلت و سقف ها نیز طبق اسناد پرداختی به صورت سه به یک بود ، در این مرحله با هبه نامه عادی ایشان قدر السهم خویش را به برادرشان هبه کردند توسط برادرشان اقدا م به تصرف طبقات سه و چهار نمودند ( یک طبقه اضافه بر توافق ) و عملیات ساختمانی با عدم تمدید قرار داد نظام مهندسی متوقف شد . اینجانب ابتدا برای اثبات مالکیت در طبقات یک و دو وسه شکایت حقوقی مطرح کردم که به علت ایراد شکلی رد شد. در دادگاه تجدید نظر درخواست الزام به رسیدگی مجدد همزمان با درخواست فروش ملک مشاع غیر قابل افراز توسط اینجانب مطرح شد و در شعبه دیگر به علت اثبات نشدن حصه طرفین در اعیان عدم قابلیت استماع اعلام شد. در شعبه تجدید نظر دستور فروش به شکل پنجاه پنجاه صادر شد (نه حکم و نه قرار، صرفا یک دستور غیر قابل تجدید نظر خواهی) . در جریان رسیدگی ، شریک اینجانب یک برگ کپی از نقشه همراه با پانویس ذیل آن (که اینجانب نوشته بودم) به این مضمون که « طبق توافق بعمل آمده طبقه یک و دو اختصاص به اینجانب و طبقه سه و چهار متعلق به شریک نمی باشد» ارائه نمود و اظهار اینجانب به قاضی فروش این بود که این مدرک کپی است و هر چند به خط اینجانب است ولی تحریف شده و از توضیح پشت برگه هم کپی ارائه نشده و باید اصل ارائه شود. اصل این بود که طبقات یک، دو وسه متعلق به اینجانب می باشد و طبقه چهار به شریک اختصاص یابد و مابه التفاوت آن نیز محاسبه شود. اصل مدرک بعلت اینکه کلمه می باشد به نمی باشد تغییر یافته وتوضیح آن در ظهر برگه بصورت طبقات یک و دو سه به من و چهار به ایشان داده شده ارائه نشده است. دادگاهی که برای رسیدگی به اثبات سه چهارم سهم اعیان اینجانب در هر طبقه تشکیل شد با تشخیص قاضی مبنی بر اینکه هر گاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذی الحق بودن طرف او باشد دلیل دیگری برای اثبات لازم نیست حکم به رد دادخواست داده ، با این توضیح که بدیهی است که این رای مانع احقاق حقوق خواهان از حیث مالکیت بر اعیانی طبقات بشرحی که بین آنان مقرر بوده نخواهد بود . در ضمن وکیل خواهان با دعوی جرح علیه شاهدین ادعای خصومت نمود. دادگاه علی رغم آن شهادت گواهان را استماع کرد دو روز بعد از جلسه وکیل خواهان ، در لایحه مجددا ادعای جرح ، خویشاوندی ، مشارکت مالی شاهدان و اقرار به مفاد دست خط و ارزش استنادی آن نمود . دادگاه سه روز بعد رای صادر نمود و لایحه و کیل اینجانب چند روز بعد وصول نشد، در خواست تجدید نظر تقدیم شد. حال سوال من این است که آیا جرح شاهدان که پس از تقدیم استشهاد نامه و معرفی گواهان به داد گاه صورت گرفته ارزش دارد ؟ با توجه به اینکه اصل مدرکیه ارایه نشده ، آیا اظهار مشابهت خط اینجانب لزوم ارایه اصل را منتفی می کند و توضیح طبقات یک و دو سه به اینجانب و چهار به شریک ، اقرار تلقی می شود ؟ و نحوه محاسبه درصد مالکیت (نه مشارکت ادعائی) به چه صورت خواهد بود ؟

2پاسخ

اصولا جرح شاهد باید پیش از ادای شهادت صورت گرد مگر موجبات جرح بعدا معلوم شود از موارد جرح هم عدم انتفاع شخصی و رفع ضرر ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

اینجانب مالک یک دربند مغازه هستم که پدر بزرگم سرقفلی آنرا درسال 64 به مبلغ یکصدو پنجاهزارتومان نقد وماهی پانصد تومان کرایه به مدت هشت سال واگذار می نماید ودر قولنامه که دربنگاه تنظیم شده قید می نماید هرگاه مستاجر تصمیم گرفت سرقفلی آن را واگذار نماید اول به خود من باید بفروشد در صورتی که من نخواستم به دیگری بفروشد مستاجر اول در زمان حیات پدر بزرگم تصمیم به فروش سرقفلی میگیرد که این عمل با اجازه پدر بزرگم انجام میشوددر سال 72 پدر بزرگم فوت نموده و مغازه به پدرم ارث میرسد و پدرم از طریق اداره ثبت سند میگیرد لازم به ذکر است چون پدر بزرکم مغازه های دیگری در مجاورت این مغازه داشته همه آنها دارای یک سند بودند که پدرم سند این مغازه را جدا نمود و مستاجر هم اجاره مالکانه را پرداخت مینمود تا اینکه تصمیم گرفت سرقفلی را بفروشد به اتفاق پدرم به بنگاه میروند خریدار اعلام مینماید من ضمن اینکه سرقفلی مغازه را میخواهم ملک آن را هم میخواهم ابتدا قولنامه سرقفلی تنظیم میگردد و مستاجر دوم به عنوان فروشنده سرقفلی و مستاجر سوم به عنوان خریدار سرقفلی ذیل قولنامه را امضا و پدرم نیز به عنوان مالک آن را امضا مینماید و منتظر تنظیم قولنامه ملک میشود که سر قیمت به توافق نمیرسند و پدرم بنگاه را ترک مینماید و بعد مستاجر سوم با همکاری بنگاه دار مطلبی را کنار امضای پدرم ابتدا تحت عنوان اینکه طبق توافق و رضایت صاحب ملک مغازه به صورت سرقفلی معامله شد را اضافه مینمایند و بعد از آن کلمه سرقفلی را به صورت ناشیانه به ملکی تغییر داده و در ادامه آن مطلب دیگری را تحت عنوان این که و خریدار تمام اختیارات را نسبت به واگذاری اجاره و فروش آن را در آینده به غیر دارد را اضافه مینماید لازم به ذکر است که در داخل قولنامه سرقفلی نه مدت اجاره تعیین میشود نه مبلغ آن به خاطر اینکه خریدار قصد خرید ملک را هم داشت این مطالب تعیین نمی شود و بعد از آن مستاجر سوم مغازه را کلا به نفر چهارم فروخته و ایشان نیز بدون پرداخت اجاره مالکانه از آن قریب به هفت سال است که استفاده می نماید در مدت هفت سال ابتدا پدرم یک بار از طریق اظهار نامه از مستاجر سوم تقاضای اجاره نمود که ایشان پاسخی نداد و بعد از متصرف فعلی تقاضای اجاره نمود که ایشان هم پاسخی نداد علی ایها لین با توجه به شرحی که گذشت پدرم سند مغازه را به نام من انتقال داد و من نیز دارای پروانه کسب در یک مکان استیجاری هستم و پس از انتقال با راهنمایی یک فرد آشنا برای مستاجر سوم و متصرف فعلی از طریق ارسال اظهار نامه تقاضای اجاره نمودم که مستاجر سوم با توجه به مطالبی که در داخل قولنامه اضافه نموده بود که شرح ان گذشت ادعا نموده که ملک را از پدرم خریداری کرده و متصرف فعلی هم ادعا نموده که من مغازه را کلا خریده ام و مستاجر شما نیستم و این اظهار نامه ها را سه مرتبه به فاصله یک ماه برای ایشان فرستادم که هر بار همین پاسخ را دادند اینک با توجه به شرحی که گذشت آیا اینجانب می توانم تقاضای تخلیه نمایم و اگر تقاضای تخلیه نمایم به نظر شما بابت سرقفلی باید چه مبلغی را پرداخت نمایم ؟

2پاسخ

با سلام. 1/مبلغ سر قفلی را کارشناسان رسمی دادگستری تعیین می نمایند و با توجه به محل ملک و کسب وکار متغیر می باشد و تغریبا ...

مشاهده پاسخ کامل