جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09124447724 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید


1سوال

سلام وقت بخیر_ احتراما" به عرض میرسانم شخصی با داشتن وکالت اقدام به فروش قطعه زمینی به شرکتی جهت انجام مشارکت مینماید،‌پس از گذشت چند سال و اختلاف بین شرکا ، ایشان که خود مدیرعامل این شرکت بوده در سال 93 اقدام به انتقال زمین به نام خود مینماید که بر همین اساس ، اینجانب اقدام به شکایت کیفری فروش مال غیر نمودم که در شعبه 101 دادگاه کیفری 2 دادگستری اصفهان ، ایشان را مشمول بند 3 ماده 258 قانون تجارت دانسته و به یکسال حبس محکوم مینماید در همین بین اینجانب نسبت به انحلال شرکت نیز شکایت و حکم به انحلال شرکت نیز صادر و قطعی شده است ،،، سوال پیش آمده اینجاست اول اینکه :در خصوص گرفتن سهم خودم از زمین مطرح شده که در حال حاضر کل سند زمین به نام فرد یاد شده است میتوانم ابطال سند ایشان را راسا" از دادگاه بخواهم یا اینکه چون زمین طی قرار دادی به شرکت منحله فعلی و سهامداران آن فروخته شده باید دادخواست از طریق مدیر تصفیه اقدام شود؟ دوم اینکه: آیا باید ابطال سند زمین از دادگاه خواسته شود یا ابطال وکالتی که طی آن ایشان توانسته زمین را به نام خود انتقال دهد البته توضیح اینکه ایشان بعد از فروش زمین وکالت خود را به همان شرکن تفویض نموده؟ و اما در آخر اینکه آیا میتوانم اجرت المثل زمین را هم از تاریخی که به نام این فرد شده از دادگاه مطالبه و درخواست نمایم؟

2پاسخ

سلام سمت شما در ارتباط با شکایت کیفری معلوم نیست؟ ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و وقت بخیر بنده فرزند بزرگ خانواده ای هستم که از اوان جوانی با وجود ثروت فراوان پدر به کارگری پرداختم تا با برادرانم به خصومت بر نخورم پدرم نیز تکه زمین های بی ارزشی را که به نسبت زمین هایی که داشت به من سپرد تا تکه نانی به خانه ببرم و زمین ها و وسایل های بسیار گران قیمت ماند نزد پدرم تا اینکه پدرم به سن پیری رسید و زمام امور به دست برادرانم افتاد و تا حدی هم پدرم را اغفال کردند و دام ها را فروختند و کامیون پدرم را که به نام پدرم بود فروختند و کامیون جدیدی به نام خودشان خریدند، با وکالت نامه ای که به آنها داده بود حساب بانکی اش را خالی کردند و..... با این اوصاف اموال بسیاری نیز مانده است که ادعا میکنند برای ماست و اموال تورا داده البته برای حرفشان تکه کاغذ دست نویسی را نیز رو میکنند که فقط دارای امضا است و نه اثر انگشت. تکه زمین هایی را هم پدرم به نامشان زده. الان هم در حال دست اندازی به تکه زمین هایی هستند که چند سالی است دست بنده است و پدر بصورت عادی گفته که زمین زمین مال توست که از آنهم ادعای مالکیت دارند. حالا که احترام بینمان از بین رفته و احترام من را نشان از بی عرضگی میدانند میخواهم تقاضای انحصار وراثت دهم آیا از کامیونی که به نامشان است یا دامی که فروخته یا پولی از حساب خارج شده ادعایی کنم یا خیر؟ زمین های من چه میشود؟ املاک بنام پدرم چطور؟ تشکر از راهنماییتون

2پاسخ

با سلام از نظر حقوقی تا زمانی که کسی فوت نکرده باشد مالی تحت عنوان ارث به کسی تعلق نمی گیرد ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

سلام .برادرم در شهر دیگری سکونت داشته و برای من یک زمین در آنشهر خریداری نمود که پ پولهای زمین را بمرور زمان و با توجه به اعتمادی که باو داشتم به وی ارسال میکردم و ایشان در قبال خرید زمینتفویض اختیار از طریق دفتر خانه بمن دادندکه کلیه امور مربوط به خرید و فروش زمین در ان قید شده و قرار شد وقتی دور هم بودیم قولنامه ای هم تنظیم شود ولی ایشان به خارج از کشور مهاجرت نموده و با توجه باینکه وکالت فروش و خرید به همسرش داده بود قرار شد یک قولنامه دستی نوشته و با حضور شاهدها که برادر و خواهرهای ما هم هستند امضا شود و قراردادی تنظیم و همسر ایشان بعنوان وکیل تام امضا و انگشت زدند وذکر شد ثمن معامله بطور کامل پرداخت شده است...و 3 نفر هم برادر و برادر زاده ما و برادر خانم من هم بعنوان شاهد امضا .کردند. و شماره وکالت نامه ایشان نیز در قرارداد ثبت شد که ثابت شود اختیار کامل داشته اند ...آیا برادر من می توانند ادعایی داشته باشند و در خصوص دریافت پول، قرار داد را زیر سوال ببرند؟ چون پرداخت پول در حدود 5 سال و بمرور صورت گرفته ولی در قرار داد ذکر شده کلیه ثمن معامله پرداخت شده است...با تشکر فراوان

2پاسخ

با سلام همین که برادر شمادر رابطه با آن زمین به شما وکالت داده کفایت می کرد به شرطی که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام بنده مالک یک ساختمان مسکونی و چهار مغازه که در پایین همین ساختمان قراردارد می باشم. ابتدا شروع به ساخت مغازه ها نمودم و به دلیل مشکلات مالی قسمت مسکونی را رها کردم در آن سالها دو باب از مغازه ها را (سال87) به دو نفر اجاره و رهن داده بودم که مبلغ رهن هر دو مغازه که در کنار یکدیگر بود 5 میلیون تومان در مجموع می شد داماد بنده قصد نمود مغازه ی فروش پوشاک تاسیس نماید فلذا به حقیر پیشنهاد نمود این دو مغازه را بعد از اتمام اجاره، به یک مغازه تبدیل شود (به علت کوچک بودن) و در اختیار ایشان بگذارم که به ایشان عنوان نمودم مبلغ رهن دو مغازه را به مستاجرین پرداخت نماید و از مغازه استفاده کند (شایان ذکر است به دلیل روابط خانوداگی،رفاقت و رودربایستی اجاره نامه ایی به صورت مکتوب تنظیم نگردید و در این سالها نیز مبلغ اجاره نیز از ایشان دریافت ننمودم) پس از یک سال ایشان پیشنهاد نمود که از طریق مغازه ای که در آن قرار داشت راهی به سمت زیرزمین ساختمان ایجاد گردید و عملا زیرزمین تبدیل به مغازه گردد که با موافقت شفاهی حقیر ایشان دست به کار شد و راهی را به زیرزمین ساختمان ایجاد و عملا مغازه بالا تبدیل به راهرویی برای ورود به مغازه پایین گردید(نکته قابل تامل اینکه بدلیل اینکه ساختمان و زیرزمین در حالت سفت کاری بود داماد بنده تمام هزینه های ساخت زیرزمین و تجهیز آنجا را خود متقبل گردید و حقیر نیز در ذهن خود در نظر گذراندم که هزینه های انجام شده از جانب ایشان را بعدا به ایشان پرداخت نمایم و ایشان نیز متعاقبا در ذهن خود اینگونه در نظر داشتند که هزینه های انجام شده برای ساخت زیرزمین به عنوان رهن مغازه به مدت چند سال محسوب گردد و حال آنکه هیچگونه صحبتی بین ما در مورد اجاره و رهن زیر زمین به دلیل رفاقت و روابط خانوادگی با یکدیگر رد و بدل نگردید و در مدت دو سال هیچگونه مبلغی دلایلی که قبلا ذکر شد از ایشان دریافت ننمودم تا اینکه پس از دو سال ایشان به دلایلی ورشکسته گردید و مجبوریم شدیم همان مغازه (زیرمین) را به شخص دیگری به مدت سه سال اجاره و رهن دهیم و مبالغ حاصل از آن را به طلبکاران تحویل نماییم پس از اتمام سه سال و خارج شدن مستاجر تصمیم به بستن مغازه و تبدیل آن به زیرزمین مسکونی را نمودم که همین امر باعث ایجاد اختلاف بین حقیر و دامادمان گردید ایشان ادعا دارد به دلیل اینکه مخارج ساخت زیرزمین را پرداخت نموده مغازه (زیرزمین) کماکان در اجاره و رهن ایشان می باشد و بنده می بایست برای بستن مغازه و تبدیل آن به زیرزمین از ایشان کسب اجازه می نمودم و اینکار بنده مصداق تصرف در مال ایشان می باشد، از طرفی بنده نیز با توجه به اینکه مالک آنجا می باشم و مغازه زیرزمین 5 سال در اختیار ایشان بود و در این مدت تمام درآمد آن برای ایشان بوده و از طرفی هیچگونه صحبتی با ایشان در خصوص اجاره و یا رهن آن نزدم نظر ایشان را قبول ندارم. سوالات: 1- آیا ادعای داماد بنده در خصوص رهن و یا اجاره مغازه زیرزمین صحیح می باشد و بنده باید از ایشان برای بستن مغازه اجازه می گرفتم یا نه؟و آیا با اینکار بنده دین شرعی و یا قانونی به ایشان دارم یا خیر؟ 2-از دیگر ادعاهای ایشان این است که با ابتکار ایشان کاربری زیرزمین(160متر) از مسکونی به تجاری تبدیل گشته و متعاقبا، قیمت آن چندین برابر گشته بنابراین می بایست مالک بخشی از زیرزمین باشند،حال سوال این است که به لحاظ قانونی این ادعا درست می باشد. 3-با توجه به اینکه هزینه ساخت زیرزمین را داماد بنده در حدود 8 سال پیش پرداخت نموده و از طرفی 5 سال به صورت مجانی از زیرزمین استفاده نموده، در صورت پرداخت هزینه ساخت به دامادم آیا می بایست مجموع هزینه 8 سال قبل را پرداخت نمایم و یا هزینه روز ساخت زیرزمین را به ایشان پرداخت نمایم.خواهشمندم اگر راه حل قانونی وجود دارد راهنمایی فرمایید.

2پاسخ

بسمه تعالی.در پاسخ به سوال فوق، معروض می‌دارد،نظر به اینکه هیچگونه قراردادی اعم از صلح ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و احترام اگر دو نفر با سهمی برابر به صورت مشاع مالک ملکی با سند معمولی باشند و یکی از آنها نیمی از ملک را با حدود مشخص (مثلا قسمت بالای زمین) را بدون اعلام مشاع بودن و به صورت مفروز طی مبایعه نامه ای به شخصی ثالث بفروشد و پس از مدتی مشخص شود که مالکیت مشاع بوده اما خریدار اعلام رضایت کند که با مالکیت مشاع مشکلی ندارد اما آن مالکی که فروشنده نبوده و در معامله نقشی نداشته اعلام کند که از بیع مفروز خبر نداشته و معامله را رد کند؛ آیا این عقد کلا باطل است و باید عقد بیع جدیدی بین فروشنده و خریدار با ذکر مشاع بودن و با تاریخ جدید بسته شود یا اینکه معامله فضولی بوده و با استناد به ماده 256 قانون مدنی فروشنده و خریدار میتوانند ادعا کنند که معامله در مورد سهم فروشنده در آن نصفه معامله شده، یعنی ربع ملک به شکل مشاع از همان تاریخ نافذ و صحیح است. یعنی خریدار میتواند ادعا کند از تاریخ عقد اول به شکل مشاع مالک ربع زمین بوده و از آثار این مالکیت مشاع از همان تاریخ همچون درخواست اجرت المثل از مالکی که فروشنده نبوده و ... استفاده کند یا باید عقدی جدید بسته شود و خریدار تنها از تاریخ عقد جدید میتواند ادعا داشته باشد؟ به طور خلاصه ایا میتوان عقد بیع عین معین مفروز در مورد مال مشاع را بدون تغییر تاریخ آن بعنوان عقد بیع عین معین مشاع در نظر گرفت یا باید عقدی جدید بسته شود که نفوذ آن از تاریخ جدید است؟ لطفا دقت شود که پرسش بنده بیشتر در مورد تاریخ اعمال آثار مالکیت توسط خریدار است. اگر استدلالهای حقوقی و مواد قانونی مستند را هم بیان بفرمایید بسیار سپاسگزار خواهم بود. در همین راستا نظر شما را جلب میکنم به نظریه اداره کل حقوقی قوه قضاییه مورخ 5/2/1381 به شماره 7/563 و آدرس اینترنتی http://www.ghavanin.ir/detail.asp?id=19390 . در آن نظر جایی بیان میکند که معامله نسبت به سهم سایر مالکین در آن قسمت مشخص و معین نادرست است اما بعدتر اعلام میکند که نمی توان چنین معامله ای را صحیح تلقی نمود و لذا تبدیل آن به سهم مشاعی مقدور نیست؛ بنابر این به نظر بنده پاسخ شفافی از این نظر نمیتوان استخراج کرد. با سپاس فراوان از توجه شما.

2پاسخ

با سلام و پوز ش از تاخیر در پاسخ آنچه می فرمایید بیع مال مشاع: براساس ماده 808 قانون مدنی در صورتی که مال غیر منقولی ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

باسلام در سال گذشته این حقیر و شرکا (عموها) با شرکت نفت بر سر عبور لوله نفت داخل زمینهای کشاورزی اختلاف پیدا کرده که بعد از چند بار جلسه با نمایندگان حقوقی نفت و نماینده فرمانداری به توافقی رسیدیم بنا بود زمین مارا به نرخ زمین مسکونی حساب کنند و کارشناسان کارشناسی کردن بدون اینکه مبلغ رو به ما اطلاع دهند و بعد از چند ماه چکها صادر شده که مبلغ پایینی زده بودن و ما چکها رو نگرفتیم حالا وسایل حفر کانال اورده و میگویند که ما زمین خریداری کردیم و باید لوله رو حتما داخل زمینها حفر کنیم بنظر شما ما چکار کنیم تا به حق و حقوق واقعی خود برسیم ایا ما میتوانیم اصلا زمین به شرکت نفت نفروشیم؟ متشکر

2پاسخ

با سلام شما اگر توافق مکتوب نوشتید و براساس این توافقات شما حق اعتراض و طرح دعوی را از خود سلب کرده اید بهترین کار اینه که توافق نامه را به وکیلی نشان دهید تا شما را راهنمایی کن . و یا مانع شوید تا با طرح دعوی شرکت نفت از دادگاه بخواهید که توافق نامه و کارشناسی را بررسی کند که براساس اراضی مسکونی کارشناسی شده یا خیر. ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام - پدرم بیست سال پیش یک قطعه زمین 250 متری بعنوان هدیه عروسی از شخص در بنگاه معاملاتی با قولنامه برایم خرید و پول آن را در بنگاه به فروشنده نقدا پرداخت نمود . من فقط قولنامه را امضا کرد م،زمین را حصار کشی کرده و تا حالابه همان صورت مانده بود، اوایل سال 95 زمین را با قولنامه به شخص دیگری فروختم بعداز دو ما شخص خریدار اقدام به اخذ سند رسمی میکند و متوجه می شود که مالک اولیه اقدام به اخذ سند نموده کارهای اداری را انجام داده ولی سند را اخذ ننموده سند آماده تحویل می باشد (قبل از فروش زمین با قولنامه به من )، با مراجعه به من نزد وراث مالک اصلی رفتم که بعضی از وراث حاضر به دادن نشده اند که مجبور به طرح دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی از طرف خریدار به خواندگی من و وراث نمود.که در جلسه اول وکیل وراث ادعای جعل امضاء پدرشان نموداند که علیرغم آوردن نسخه ثانی صاحب بنگاه معاملاتی وتائیدآن ،کارشناسان خط و امضاء ، امضاء مورث را تائید ننموداند حالا تکلیف من چیست ؟ چه حکمی برای من صادر می شود ؟باتوجه به اینکه من ملک را با قولنامه به خریدار فروخته ام و هیچ اطلاعی از داشتن سند نداشته ام و نزدیک به بیست سال است که زمین در تصرف اینجانب می بود و همسایگان مجاور ملک نیز استشاهد تنظیمی را نیز امضاء نموده و در دادگاه شهادت داده اند. ممنون میشم اینجانب را راهنمایی فرماید در صورت امکان جواب را به ایمیلم ارسا ل فرماید با تشکر

2پاسخ

با سلام اولا باید در دادگاه صحبت از فروش نکنید چون در این صورت دعوی فعلی شما رد می شود. ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام بنده در سال 1370 دارای زمین زراعی بودم که اداره برق اقدام به تیرگذاری بصورت رایگان نموده است و بنده نیز در سال 1385 با توجه گسترش شهر اقدام به تفکیک زمین نمودم و چون تعداد 4 تیر برق داخل قطعات تفکیکی افتاده جهت جابجایی تیرهای برق به اداره برق مراجعه نمودم که ایشان نیز اعلام داشتن هزینه جابجایی بر عهده شهرداری می باشد که پس از مراجعه به شهرداری ایشان نیز اعلام داشتن طبق بند ماده 18مصوب 19/4/1346 سازمان برق د ر صورتی مالک بخواهد تغییری در ملک ایجاد نماید بطوریکه تیر برق مانع باشد بایستی اداره برق مجانی اقدام به تغییر نماید حال اینجانب در تفسیر این ماده از شما سوال دارم که هرکدام از ادارات فوق به نفع خود تعبیر می نمایند و اقدام به پرداخت هزینه نمی کنند و اگر ماده یا تبصره ای دارد که بنده بتوانم هزینه جابجایی را بگیرم لطفا مرا راهنمایی بفرمائید.

2پاسخ

شما میتوانید با مراجعه به دادگاه عمومی (حقوقی) الزام شرکت برق منطقه ای مربوطه به برداشتن تیر برق و جابجایی آن به محل دیگر را با تقدیم دادخواست تقاضا نمایید و اگر نسبت به جا به جایی اقدامی صورت گرفته نظر به اینکه سوال ابهام دارد، باید نسبت به دریافت هزینه از شرکت برق از طریق دادگاه اقدام نمایی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و عرض خسته نباشید. قطعه زمینی به مساحت 2000 متر وجود دارد ک بین وارثین تقسیم شده است اما بنیاد علوی (پهلوی سابق) هم در این زمین سهمی دارد. در سال های بسیار قبل وقتی ک صاحب اصلی زمین در قید حیات بوده، فردی به نمایندگی از بنیاد مذکور سالانه دو بار مبلغی را بابت حق زمین از صاحب زمین دریافت میکرده اما گویا مسیول مذکور مبالغ را به بنیادمذکور تحویل نمیداده و قبوضی بابت پرداخت هم وجود ندارد تا مدرکی دال بر پرداخت این مبالغ سالیانه باشد و مسیول مذکور هم سالیان درازیست که در قید حیات نیست. بعد از فوت صاحب اصلی، در حال حاضر 5 وارث و بنیاد علوی در این زمین سهیم هستند و به همین دلیل فروش زمین با مشکل مواجه شده است. سوال این است که اولا چه میزان از زمین حق بنیاد است؟ دوما آیا میتوان تمام زمین را به اسم یکی از وارثین زد و به او وکالت داد تا کار های مربوط به زمین را انجام دهد یا به دلیل مشکلاتی که این نوع وکالت ها در سال های اخیر به وجود آورده، قانون از انجام چنین کاری جلوگیری میکند؟

2پاسخ

در خصوص سوال اول : اینکه سهم وارثین و بنیاد چقدر است را شما متناسب با زمی ، اسناد آن و تصرفات می توانید حساب کنید به طور مثال اگر همگی سهم مساوی دارید باید ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بسمه تعالی باعرض سلام وآرزوی توفیق بیشتر: اینجانب به عنوان احدی از مالکین یک روستابرابرسوابق ثبتی وآماری دارای مقداری مستثنیات قانونی بودم که تاسال شصت درتصرفم بوده است سپس مشمول واگذاری قانون کشت موقت گردیده و درسال هفتاد دراجرای تبصره پنج قانون مزبورمقدار بیست هکتار زمین دیم از همان مستثنیات سابق به عنوان حدنصاب برایم منظوروطی صورت جلساتی با حدود ومشخصات محلی معین مسترد شده که در اجرای احکام صادره ازدادگاه محترم انقلاب ودادگاه های محترم دادگستری از متصرفین رفع تصرف وتحویلم شده وبه علت تصرف عدوانی مجدد متصرفین اراضی مذکور بارها به دستور دادگاه مورد کارشناسی کارشناسان رسمی دادگستری واقع ومجددا حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده وحتی در نظریه هیات محترم کارشناسان صراحتا اعلام گردیده که اراضی استردادی داخل در صورتجلسات رفع تصرف وخلع ید بوده وربطی به اراضی ملی ندارد، براساس مستندات مذکوراسناد مالکیت آنرا هم در اجرای ماده 147و148 از اداره ثبت درسال 85 دریافت نموده ام، مقررات ماده 56 قانون ملی شدن اراضی قبل از انقلاب در روستا اجرا وقطعاتی به عنوان اراضی ملی در سوابق ثبتی منظور شده ، با ین وصف در شهریورماه امسال مامور اداره منابع طبیعی بدون اطلاع وحضوراینجانب وبدون استعلام از امواراضی وتحقیق از مطلعین اقدام به تهیه گزارش خلاف واقع برعلیه اینجانب مبنی برتخریب 850 متراز همان اراضی مستثنیاتی مسترد شده مورد احکام صادره به عنوان اراضی ملی نموده وشکایت آن را به دادگاه تقدیم که در جریان رسیدگی مقداماتی است. آیا باتوجه به اقدامات امور اراضی و احکام کیفری رفع تصرف وکارشناسیهای انجام یافته و اسناد رسمی اراضی، دادگاه حکم به محکومیتم میدهدیا شکایت منابع طبیعی را رد مینماید واگر حکم به ردشکایت صادر کند چگونه ازمامور منابع طبیعی بخاطر گزاش خلاف واقع شکایت کنم لطفا راهنمایی کامل عنایت فرمائیدو باتشکرواحترام فراوان ودعای خیر.

2پاسخ

بارها به دستور دادگاه دادگستری حکم به رفع تصرف به نفعم صادرواجرا شده است.از طرفی وفق گفته ها سند رسمی دارید که ماده 147است.طرف خود را منابع طبیعی اعلام داشته اید .آنچه که از اظهارات شما استنباط میگردد گزارش مامور تخریب اراضی است .در صورت هراقدام برای تغییر کاربری اراضی حتی اگر مالک رسمی باشید مرتکب تخلف شده اید .مگر اینکه تغییر کاربری گرفته باشید .فلذا صرف داشتن رای و سند موجب اعمال هر گونه تغییر در اراضی نمی باشد .می گویید در گزارش عنوان شده اراضی ملی در حالی که این زمین از اراضی ملی نمی باشد .به فرض ایراد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام وخسته نباشیدخدمت وکلای عزیز.بنده درسال ۱۳۹۰ملکی رادر یکی از روستاهای گردشگری خریداری نمودم وپرداخت کل مبلغ زمین به شرط انتقال سند ملک به نام بنده وصدور پروانه برای ساخت بود چون فروشنده خود دهیار روستا بود وشریک وی هم دارای دفترخانه اسناد واملاک می باشد لذا پروانه درموعدمقررصادروسندنیزدریکی ازدفاتررسمی توسط شریک وی به نام بنده انتقال داده شدوبنده مبلغ زمین راتمام وکمال پرداخت نمودم وبعدازیک سال واندی برای ساخت اقدام کردم ضمنا ایشان درقولنامه متعهدشده بود که هرگونه مدعی زمین چه حقیقی وچه حقوقی را باید جوابگو باشدوبنده مراجعه به بخشداری برای تمدید پروانه نمودم ومتوجه شدم که ایشان با سواستفاده از موقعیت شغلی پروانه رابدون گرفتن استعلام از منابع طبیعی وادرات مربوطه صادر نموده وپروانه اعتبار قانونی ندارد وقابل تمدید نیست وباتوجه به اینکه اداره منابع طبیعی واداره راه وترابری مدعی زمین بود بنده سند مربوط به زمین را به اداره مربوطه ارئه دادم ولی متاسفانه مشخص گردید که سند نیز متعلق به این قطعه از ملک نمی باشد.یعنی اقایان فروشندگان برای متقاعد نمودن بنده برای پرداخت مبلغ زمین هم سند غیروهم پروانه جعل صادرنمودن.آیا بنده میتوانم به جرم کلاهبرداری از فروشندگان (دهیارودفترداراسنادرسمی) که باآگاهی تمام اقدام به کلاهبرداری نمودن کیفری شکایت نمایم ونظرشما وکلای گرامی چیست؟ه

2پاسخ

اعمال انجام شده از مصادیق جعل و استفاده از سند مجعول می باشد و از طرفی چون به وسیله آن ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام مدت 30 سال است که کل املاک موروثی و باغات در یک روستا توسط محمد (یکی از وراث) کشت و نگهداری می شود چون بقیه وراث اصلا در روستا زندگی نمی کردند. در سال 94 یکی از ورثه به نام اصغر درخواست تقسیم ترکه کرد و پس از ارجاع امر به کارشناس رسمی، دادگاه گزارش اصلاحی صادر کرد و گفت زمینهایی اندازه گیری شده توسط کارشناس رسمی به صورت توافقی بین طرفین تقسیم شود و تکلیف یک زمین اختلافی 500 متری با ارائه یک دادخواست جداگانه مشخص شود. حکم صادره به اجرای احکام ارسال شد ولی اصغر حاضر به تقسیم نشد و درخواست دستور موقت در خصوص کلیه زمینها داد که دادگاه دستور موقت را در قبال 10 میلیون تومان صادر کرد و محمد به دستور صادره اعتراض کرد و با واریز 20 میلیون تومان دستور موقت به نفع محمد لغو شد. در خصوص این زمین 500 متری که محمد یک گاوداری در بخشی از آن احداث کرده بود یک سند عادی به نام پدر وراث وجود داشت و همه ورثه در سال 84 شکایت اثبات مالکیت کرده بودند و دادگاه با تنفیض این سند عادی، مالکیت را تایید کرد. ( آیا شکایت همه ورثه در سال 84 حکایت از اذن بقیه ورثه برای ساخت گاوداری به محمد نمی باشد) اصغر با استناد به این حکم درخواست خلع ید این قطعه زمین را داد و محمد در دادگاه اعلام کرد که حاضر است قسم بخورد که با اذن تمامی ورثه گاوداری را احداث کرده و نیز آماده تقسیم این زمین و سایر زمینها است ولی دادگاه بدوی حکم خلع ید مشاعی داد. چه لایحه ای باید به دادگاه تجدید نظر داد تا اولا حکم دادگاه بدوی رد شود و ثانیا در صورتیکه نتوان حکم بدوی را باطل کرد از خلع ید و تعطیلی گاوداری جلوگیری به عمل آورد. ثالثا در صورت عدم رخداد هیچ یک از دو حالت قبل، اگر محمد از اجرای حکم خلع ید سر باز زند چه عواقبی خواهد داشت؟ ممنون

2پاسخ

از ظاهر قضیه این بر می اآید که پس از گزارش إصلاحی محکوم له با قرار منع فروش و وا گذاری ملک را از خرید و فروش متوقف مرده بود و به دلیل پرداخت خسارت ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام.از سال1385 تا کنون از منازل سازمانی اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان تهران واقع در خ رجایی - سه راه ترانسفور - خ انبار نفت - جنب مرکز آموزش فنی و حرفه ای شهرری استفاده میکنم.از سال 1389 و پس از ابلاغ قانون واگذاری منازل سازمانی توسط مجلس و دولت بارها درخواست خود را به اداره بازگو کرده ام اما به هر دلیلی آنرا نپذیرفته و از ثبت آن در دبیرخانه جلوگیری کرده اند.درتاریخ 1394/08/06 اخطاریه ای از طرف دادگستری دریافت نمودم که به بنده یک ماه مهلت جهت تخلیه این خانه داده اند.به دادستانی مراجعه نمودم اما حرف ها و درخواست بنده را قبول نکردند و تاکید کردند که خانه باید ظرف مهلت مقرر تخلیه شود.به اداره مراجعه کردم و درخواستی را مبنی بر واگذاری این منزل به بنده طبق قوانین موجود تحویل دبیرخانه دادم و خوشبختانه اینبار در دبیرخانه اداره ثبت شد.به دیوان عدالت مراجعه کردم ولی آیه یاس میخواندند. حتی اگر بنده درخصوص ادعایم محق نباشم و این خانه به بنده تعلق نگیرد، اما در این موقع سال و با دست خالی بنده توان جابجایی و اجاره نشینی را ندارم. لطفا راهنمایی کنید .من فقط تا 1394/09/06 فرصت دارم تا اداره و دادگاه را مجاب نمایم

2پاسخ

براساس قانون اصلاح ماده(8) قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن، دستگاههای دولتی به منظور کمک به تامین مسکن کارکنان شاغل و بازنشسته فاقد مسکن و متقاضی خرید یا ...

مشاهده پاسخ کامل