جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09121192093 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام من در یک فروشگاه اینترنتی وظیفه تنظیم قراردادها را دارم اخیرا این فروشگاه با عقد قرارداد با تولیدکنندگان و واردکنندگان کالاهایشان را با کسب درصدی پورسانت به فروش میرساند و این نوع قرارداد را چند صد بار امضا کرده اما در مورد یکی از قراردادها با یکی از واردکنندگان کالا ، طرف وارد کننده قبل از امضا قرارداد یکی از مواد مربوط به فسخ قرار داد را پاک کرده و آنرا با ماده دیگری بدین صورت جایگزین کرده (( طرف تامین کننده این حق را دارد در صورت عدم رضایت از روند همکاری راسا و بدون نیاز به مراجعه به مرجع حل اختلاف این قرارداد را بصورت یکطرفه فسخ نماید و در این صورت فروشگاه اینترنتی موظف است مبلغ پنجاه میلیارد ریال به طرف تامین کننده پرداخت نماید )) و مجدد قرار داد را پرینت کرده و ما هم با تصور قبلی از قرارداد بدون مطالعه تمام صفحات آنرا امضا کرده ایم حال با وجود اینکه چند صد بار این فروشگاه قراردادهایی کاملا یکسان با این قرارداد را امضا کرده و این ماده در آنها وجود نداشته: آیا اصلا همچین وظیفه غیر منطقی ای و بی اساسی که در این بند قرارداده شده از طرف قاضی قابل قبول است ؟ آیا با زدن امضا پای این قرارداد موظف به پذیرش و انجام این ماده من در آوردی هستیم ؟

2پاسخ

متن امضا شده قرارداد برای قاضی ملاک است ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام - پدرم بیست سال پیش یک قطعه زمین 250 متری بعنوان هدیه عروسی از شخص در بنگاه معاملاتی با قولنامه برایم خرید و پول آن را در بنگاه به فروشنده نقدا پرداخت نمود . من فقط قولنامه را امضا کرد م،زمین را حصار کشی کرده و تا حالابه همان صورت مانده بود، اوایل سال 95 زمین را با قولنامه به شخص دیگری فروختم بعداز دو ما شخص خریدار اقدام به اخذ سند رسمی میکند و متوجه می شود که مالک اولیه اقدام به اخذ سند نموده کارهای اداری را انجام داده ولی سند را اخذ ننموده سند آماده تحویل می باشد (قبل از فروش زمین با قولنامه به من )، با مراجعه به من نزد وراث مالک اصلی رفتم که بعضی از وراث حاضر به دادن نشده اند که مجبور به طرح دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی از طرف خریدار به خواندگی من و وراث نمود.که در جلسه اول وکیل وراث ادعای جعل امضاء پدرشان نموداند که علیرغم آوردن نسخه ثانی صاحب بنگاه معاملاتی وتائیدآن ،کارشناسان خط و امضاء ، امضاء مورث را تائید ننموداند حالا تکلیف من چیست ؟ چه حکمی برای من صادر می شود ؟باتوجه به اینکه من ملک را با قولنامه به خریدار فروخته ام و هیچ اطلاعی از داشتن سند نداشته ام و نزدیک به بیست سال است که زمین در تصرف اینجانب می بود و همسایگان مجاور ملک نیز استشاهد تنظیمی را نیز امضاء نموده و در دادگاه شهادت داده اند. ممنون میشم اینجانب را راهنمایی فرماید در صورت امکان جواب را به ایمیلم ارسا ل فرماید با تشکر

2پاسخ

با سلام اولا باید در دادگاه صحبت از فروش نکنید چون در این صورت دعوی فعلی شما رد می شود. ...

مشاهده پاسخ کامل





1سوال

با سلام و عرض ادب-بنده در سال 88د ضمانت وام یکی از اشنایان که وکیل نیز می باشد را کرده ام در موسسه میزان و ایشان تا اکنون هیچ قسطی پرداخت ننموده اند و موسسه فوق حکم جلب برای ایشان و من و ضامن دیگری که ایشان نیز وکیل می باشد را گرفتهو اکنون با حکم جلب سراغ بنده امدند که به همرا انها به دایره حقوقی رفتم و گفتن برای جلب بقیه نیز اقدام می شود در انجا گفتن یا وثیقه جور کن یا با مامور برو دادگاه که با تماسهای زیاد موفق شدم پدر وام گیرنده را به همراه سند ملک مسکونی که دارند را انجا بیاورم و ایشان سند را به عنوان وثیقه دادن و 10 روز مهلت جهت تسویه حساب از ما گرفتن که در صورت عدم تسویه اقدام قانونی گردد و نیز پدر ایشان پشت چکهای ما دو نفر را امضا کردن حال با گذشت 10 روز دوباره تماس گرفته شده و از طرف بانک تهدید به جلب می کنن لطفا راهنمایی بفرمایید و اینکه ایا سندی که گذاشته شده مگر قابل وصول نیست؟ و من چکار باید انجام بدم؟ با تشکر

2پاسخ

سوال شما مبهم می باشد لطفا توضیح دهید که اولا سند موردنظر دراداره حقوقی میزان سپرده شده یا دراجرای احکام دادگاه؟ ثانیا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با اهدا سلام و احترام اینجانب قرارداد اجرای ساختمان را با شخصی منعقد نمودم توضیح اینکه طرفین در قرارداد پدرم و شخص پیمانکار ذکر شده اند لذا با توجه به اظهار شفاهی پدرم و اینکه با توجه به مشغله پدرم عموم کارهای اداری و قراردادهای ساختمان را بنده منعقد میکنم لذا پیمانکار مبالغی را از من گرفته و رسید دادند که با عدم فعالیت ایشان و عدم عودت مبالغ از پدرم وکالت توکیل کرفته و از طرف ایشان طرح دعوی نموده و پیمانکار محکوم شد لذا ایشان در مرحله تجدید نظر دفاعیه مطرح مبنی بر اینکه بنده در روز قرارداد هیچ سمتی نداشته ام لددا هم اکنون پدرم حاظر است هر نوع اقرار نامه و .... که حاکی از داشتن حق امصضا من در زمان قرارداد باشد را به صورت محضری ارایه دهند هم چنین برگی که به صورت دستی در قبل قرارداد به مدت نامحدود به من داده شده که من حق امضا ایشان را دارم موجود است ولی محضری نمیباشد لطفا حضرتعالی بفرمایید ایا بلحاظ قا نونی این ایراد موثر در نقض رای است و ممکن است رای بدوی را نقض کند با تشکر از شما

2پاسخ

همان طوری که حضوری بیان شد شما قبل از عقد قرار داد باید از ...

مشاهده پاسخ کامل





1سوال

باسلام واحترام اینجانب در سال86 اقدام به راه اندازی یک باشگاه ورزشی نمودم که بنابه پیشنهاد پسردایی ام وی را برای مربی گری و مدیریت باشگاه انتخاب و کلید باشگاه را به وی دادم. در ابتدا ایشان گفت که میخواهم شریک شوم ولی پولی نداشت برای همین من یک وام گرفتم بنام خودم و با اسناد خودم و قرار شد ایشان اقساط را پرداخت کند تا 2 دانگ به ایشان تعلق بگیرد ولی متاسفانه در بازپرداخت اقساط تنبلی کرد ومجبور شدم با جریمه سنگین وام را تسویه کنم و نیز تا امروز بااینکه این باشگاه در حدود سالی 70 میلیون تومان درامد دارد بابت این چند سال کمتر از 50 میلیون تومان به بنده داده. اقساط وام های بنده در سال 91 تمام شد و من چند بار به ایشان مراجعه کردم تا مبلغی از درآمد باشگاه را بگیرم ولی ایشان هربار با یک بهانه پولی نمیداد تا اینکه ماه گذشته متوجه شدم که ایشان در غیبت بنده از دسته چک من یک برگ جدا کرده و مبلغ 900 میلیون تومان نوشته و امضای منو جعل کرده و به بانک برده و برگشت زده و اقدام به شکایت حقوقی کرده است. ضمنا سال گذشته بخاطر اصرار ایشان یک دانگ بصورت محضری بنام ایشان زدم ولی هیچ پولی بابتش نگرفتم. ولی اکنون متوجه شدم که ایشان به بنده خیانت کرده و حال باتوجه به اینکه هیچ مبلغی از ایشان بابت یک دانگ نگرفتم میتوانم باتوسل به قانون رجوع از هبه اون یک دانگ رو پس بگیرم؟ لازم به ذکر--- است که در سند حرفی از هبه نشده ولی هیچ قولنامه و مدرکی هم درکار نیست. ضمنا میتوانم ماجرای خیانت در امانت را مطرح کنم برای پس گرفتن یک دانگ یا نه؟ برای تعطیل کردن باشگاه چه اقدامی باید انجام دهم؟ چگونه میتوانم کارشناس برای تعیین بهای این چندسالی که پولی به بنده نداده بگیرم و شکایت در چه عنوانی بهتر است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید که دررابطه با ایشان چه شکایاتی میتوانم داشته باشم؟ با توجه به اینکه چک را دزدیده و جعل کرده و مبلغ 900 میلیون تومان نوشته و درحالیکه من هیج دادوستدی با ایشان نداشته ام چگونه بی گناهی ام را اثبات نمایم؟ باتشکر از زحماتتان

2پاسخ

با توجه به نحوه سوال مطروحه, انتقال دو دانگ در قبال پرداخت اقساط وام. تعهد وتوافق گردید,لذا طبق اصل لزوم قراردادها ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

پدر بزرگ بنده در سال 1330 فوت نمودند و دارای یک پسر و سه دختر بودند سال بعد مادر بزرگ بنده مجددا ازدواج نمودند و از همسر دوم صاحب یک پسر ویک دختر میباشند.پس از قانون اصلاحات ارضی زمین هایی که پدر بزرگ بنده روی ان کشت مینمودند از طرف دولت به نام پدر اینجانب یعنی پسر شوهر اول ندصادرگردید.البته از مقدار حدودا 6 هکتار زمین سه هکتار سند صادر گردیدعمه های اینجانب تقاضای ارث نموده اند و البته پدر بنده حدودا 20 سال پیش به هر کدام از سه خواهر تنی خود مقدار 5000 متر زمین واگذار نمود ودررسید ارایه شده عنوان نمود که این زمین ها را واگذار نمودم به خواهرانم با گذشت حدود 20 سال اکنون عمه های تنی و عموی ناتنی با ارایه شکایت خواستار دریافت ارث شده اند.سوال بنده این است که با توجه به تارخ فوت پدر بزرگ و سندی که به نام پدراینجانب صادر گردیده است انها قادر خواهند بود این سند را باطل نمایندو همچنین ایا عموی ناتنی نیز ارث بگیر خواهد شد.البته وکیل انها اعلامنموده است که سند را باطل خواهد نمود لطفا راهنمایی نماییدممنونم.... سوال دوم یکی از عمه های اینجانب در روز عروسی خود سندی امضا نموده است که با توجه به اینکه برادر اینجانب خرج جهیزیه من را تقبل نموده است دیگر هیچ ادعایی نسبت به ارث ندارم.البته سن عمه در تاریخ ثبت این سند 17 سال بوده است ایا این سند اعتبار دارد

2پاسخ

با سلام اگر سند اصلاحات ارضی فقط به نام پدر شما باشد وراث پدر بزرگ حق مطالبه سهم الارث از زمین مذکور را ندارندچرا که مطابق ضوابط قانون اصلاحات ارضی سند زمین مستقیما به نام ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

پدرم سه قطعه زمین داشت ودرسندی مکتوب در خرداد ماه سال 83 اعلام می دارد که زمین اولش را دوسهم برای پسر و یک سهم برای دختر(همگی عاقل وبالغ) تقسیم می نماید. همچنین اعلام می دارد قسمتی از زمین دوم را مانند زمین اول دوسهم برای پسر و یک سهم برای دختر تقسیم می نماید و برای قسمت باقی مانده از زمین دوم می گوید با نظارت وصی وناظر نمازوروزه وثلث پرداخت شود و بین ورثه تقسیم شود(در سه جای سند از فرزندان به عنوان وارثان یاد می کند).برای قطعه سوم می گوید تازمان حیات در اختیار شخص دیگری باشد و پس از فوتش بین وارثان فوق تقسیم شود.در انتهای سند می گوید تا زمانی که زنده است کلیه زمینها در تصرف خودش می باشد و خود و وارثان حق فروش و واگذاری به غیر را ندارند.درانتها سند نام فرزندان ذکر شده و به عنوان وارثان این سند را امضاء می کنند.(در لحظه تنظیم سند فرزندان وی تنها وارثانش می باشند) قطعه اول تنها بصورت کروکی برروی کاغذ به قطعاتی تقسیم می شود که بر روی قطعات تقسیم شده هیچ اشاره ای به نام فرزندان منتفع از قطعات نمی شود و صرفا ترسیمی از پلاک ها به ابعاد مشخص می باشد.کروکی به امضای فرزندان از جمله اینجانب رسیده است.(زمین عملا تقسیم نمی شود) سه ماه پس از تنظیم سند فوق (شهریور83)، پدرم زمین اولش را به اینجانب مبایعه می کندواینجانب در سال های 85 و86سابقه تصرف نیز دارم. 9سال بعد(تابستان 92) خواهران اینجانب مجددا زمین اول را به ابعادی متفاوت از مندرجات تقسیم نامه فوق تقسیم می کنند و همزمان از اینجانب به دلیل قطع درختان باعنوان تصرف عدوانی شکایت می کنند.پدرم در دادسرا یکبار منکر فروش و یکبار اقرار به فروش به اینجانب نمود. همچنین پدرم در آذر امسال اقرار محضری به خواهرانم داد که زمین را در سال 83 بین فرزندانش به پیوست کروکی فوق الذکر تقسیم وبه فرزندانش تحویل نمود ولی به این شرط که تا پایان عمر در اختیارش بماند(که توضیحات لازم در خصوص آنچه عملا در موردنحوه تقسیم و تملیک فرزندان اتفاق افتاد به استحضار رسید) ضمن قدردانی از زحمات شماسوال اینجانب: 1- آیا فروش زمین اول از طرف پدر وخرید اینجانب قانونی است ؟ 2- برداشت شما از کلمه و نوع تقسیم ذکر شده دراین سند و نوع مالکیت احتمالی شاکیان چیست؟

2پاسخ

البته ابهاماتی در توضیحات فوق وجود دارد مثلا اگر تقسیم صورت گرفته به قوت خود باقی بوده پس چگونه سه ماه بعد قطعه ای از آن را به شما فروخته است؟ لکن ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام . من 4 سال قبل برای کارهای ثبتی خروج از شرکت به یکی از دوستانم که مورد اعتماد بنده بود چند برگ سفید امضا ( آ 4 معمولی) دادم تا با تنظیم صورت جلسه ای کارهای اداری مربوطه را انجام دهد . بعدها از ایشان درباره آن برگه ها سوال کردم و ایشان گفتند که از آن برگه ها استفاده شده ولی مطمئن نبودند که مابقی آن برگه ها را کجا گذاشتند . این نگرانی برای من به وجود آمده که اگر آن برگه ها در اثر بی احتیاطی به دست کسی بیوفتند و متنی روی آن نوشته شود که مثلا اینجانب مبلغ هنگفتی را به کسی منتقل کرده ام .. آیا میشود اثبات کرد که این امضا برای سالهای گذشته است و این سند باطل میباشد؟ چند سال بعد از امضا میتوان اثبات کرد که متن برای سال های گذشته است ؟ اگر نتوانم اثبات کنم و آن مبلغ هم بیشتر از دارایی های من باشد آیا به زندان می افتم ؟

2پاسخ

با سلام اصولا دادن کاغذ سفید امضاء به هر شخص ممکن است شما را با مشکل مواجه کند ابتدائا باید بطور جدی از ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

سلام من خانمی هستم مالک یک ساختمان 3 واحدی که خود به همراه پسرم در یکی از آنها ساکنم و در یکی از واحدها هم پسر دیگرم و خانواده اش. واحد سوم را نیز سال پیش توسط یک مشاور املاک به مرد جوانی (به همراه همسرش) یک ساله اجاره دادم (به همراه مبلغی به عنوان ودیعه). چکی هم بابت پشتوانه اجاره نامه یک سال از مستأجر دریافت کرده ایم. تا پایان مدت قرارداد مشکلی نداشتیم. پس از آن قرارداد را با افزایش مبلغ اجاره برای یک سال دیگر در همان بنگاه قبلی تمدید کردیم. توضیح اینکه این بنگاه متأسفانه ابتدا امضاء را بر روی 3 نسخه قرارداد دریافت می کند و پس از پر کردن فرم های قرارداد (و اخذ حق دلالی) نسخ دو طرف اجاره را تحویل می دهد! قرارداد سفید تمدید مذکور (به جز مبلغ جدید اجاره که قید شد) به امضاء من و پسرم (به عنوان شاهد) رسید. مستأجر هم امضاء کرد، ولی در این قرارداد جای یک امضاء خالی ماند (این بار او تنها به بنگاه آمده بود، بر خلاف قرارداد قبل که با همسرش بود و به عنوان شاهد دوم امضاء کرده بود.). قبل از اتمام مدت اجاره قبلی، اختلافاتی بین من و مستأجر پیش آمده بود که بیان آن به اصل موضوع ربطی ندارد و باعث اطاله این نوشته می شود، ولی به هر حال به حدی نبود که من نخواهم قرارداد را تمدید کنم. پس از تمدید قرارداد، مستأجر با سوء استفاده بسیار شدید از اختلافات مذکور، به جز ماه اول، در ماه های بعد از پرداخت اجاره خودداری نمود و گفت که می خواهد واحد را تحویل دهد و مبلغ این چند ماه را با ودیعه تهاتر نماید. از طرف دیگر برای دادن چک جدیدی بابت پشتوانه اجاره یک سال به بنگاه (جهت تحویل به ما، با پس دادن چک پشتوانه سال قبل) هم خودداری نمود. بنگاه هم به این بهانه نسخ قرارداد هیچ یک (از جمله نسخه متعلق به من) را تحویل نداده است. البته بنگاه توقع دریافت حق دلالی از دو طرف را هم برای این کار داشت (و دارد) که فعلاً هیچ یک پرداخت نشده است. البته خود من هم به دلیل همان اختلافات شدت یافته از سوی مستأجر پس از تمدید قرارداد، هیچ تمایلی به ماندن وی نداشتم، اما به خاطر قرارداد حاضر بودم تا انتهای مدت قرارداد صبر کنم. ضمن این که ودیعه وی هم اصلاً بایستی همزمان با تخلیه به او داده می شد و ربطی به اجاره ماهیانه نداشت. به علاوه در اجاره نامه قید شده که به ازاء هر روز تأخیر در پرداخت اجاره ماهیانه، مبلغ مشخصی به عنوان خسارت بایستی به مؤجر پرداخت شود. و بالاخره مبالغ مربوط به بدهی قبوض برق، تلفن، گاز و آب او هم که باقی می ماند. با این ترتیب وی مبلغی هم بدهکار می شود. البته آن موقع من برای اینکه زودتر از شر او خلاص شوم، اصراری بر دریافت مبلغ دیگری از او نداشتم. به هر حال وی بیست روزی مانده به پایان اتمام مبلغ ودیعه (فقط در برابر اجاره های معوقه، بدون احتساب سایر موارد از جمله خسارت تأخیر) واحد را تخلیه کرد، بدون اینکه واحد را به من تحویل داده و من بتوانم وضعیت واحد را از نظر عدم تخریب ببینم و بررسی کنم و یا تسویه حسابی صورت گیرد (که وی طبعاً بدهکار هم می شد). ضمناً او قبل از آن، بدون اطلاع به من اقدام به تعویض قفل واحد نموده بود. پس از آن من نیز چون دیگر هیچ اطمینانی به وی نداشتم، و با توجه به دسترسی آسان به سایر واحدها پس از ورود به ساختمان، اقدام به تعویض قفل در اصلی ساختمان کرده ام، البته وی پس از تخلیه واحد که نزدیک به یک ماه از آن می گذرد دیگر هیچ مراجعه ای نکرده یا تماسی نگرفته است. تنها تماس های من هم با او مشخصاً از طریق کسی است که می گوید عمویش است (گویا پدر و مادرش سالها پیش از دنیا رفته اند). عموی وی دو هفته پیش، پس از تماس های ما جهت تعیین تکلیف به بنگاه مراجعه نمود و برای تحویل واحد خواهان بازپرداخت کل مبلغ ودیعه بود! ضمن اینکه در تماس تلفنی قبلی، با استناد به اینکه ورود من به واحد تخلیه شده «تصرف عدوانی» است (!) به من گفته بود که حق ورود به واحد تخلیه شده را ندارم! به نظر می رسد قصد مستأجر، بیشتر اذیت کردن است یا فکر می کند که با تحت فشار گذاشتن من می تواند به نوعی اخاذی کند، یا لااقل حتی لفظاً هم مبلغی را که به من بدهکار می شود (و گفتم که حاضرم از آن بگذرم) مطرح نکنم. هر چند حالا با این نحوه عمل بسیار نامناسب او به نظر می رسد جایی برای بخشش مبلغ مذکور باقی نمی ماند. با مراجعه ای که به شورای حل اختلاف داشتم، گفتند ابتدا باید مبلغ ودیعه را به حسابی بریزم تا پس از صدور حکم اقدام شود. اما من با این تصور که دیگر ودیعه را می توانم خرج کنم، قسمتی از آن را خرج کرده بودم، ولی بیش از نیمی از آن باقی است. البته چک پشتوانه قرارداد قبلی (و قرارداد قبلی) هم نزدم هست، ولی بیش از یک سال از تاریخ مندرج در آن می گذرد. بنگاه همچنان از دادن قرارداد جدید خودداری می کند ولی با توجه به این که در جریان امور است، حاضر به همکاری با من است. قبل از تعویض قفل در اصلی با بنگاه در مورد این کار مشورت کرده بودم (ولی هنوز انجام تعویض قفل مذکور را نه به مستأجر و نه به بنگاه اطلاع نداده ام). ممنون می شوم مرا جهت اقدامات لازم جهت تحویل گرفتن قانونی واحد و تسویه حساب با مستأجر راهنمایی فرمایید. با احترام

2پاسخ

برای اقدام قانونی جهت تحویل ملک ابتدا شما به قرارداد نیاز دارید بنابراین توصیه میشود ابتدا نظر بنگاهدار را برای تحویل نسخه مربوط به شما جلب نمایید. سپس همزمان دو دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بنام حق با سلام شما جای من باشید چه میکنید من معلم هستم و از بد روزگار در 2/1/90 با یک دستگاه موتور تصادف که راکب فاقد گواهینامه و ترک نشین وی از ناحیه پای چپ دچار شکستگی شدند کلیه هزینه های ایشان حتی گوسفند قربانی و جریمه عدم گواهینامه و ...بیش از 5/5میلون تومان پرداخت و بهبودی کامل گردید ایشان نیز مبادرت به رضایت بلاقید و شرط در دادگاه نمودند و همگی امضاء و اثر انگشت زدند در این خصوص صورتجلسه ای تنظیم که [ از یک ریال تا هر مبلغی تا بهبودی کامل از سوی اینجانب تعهد گردیده ] و یک فقره چک سفید امضاء که شماره آن و سفید امضاء بودن در صورتجلسه تصریح شده تحویل امین طرفین گردید بعد از مدتی مبادرت به طرح دعوی دیه و ارش مینمایند که با وجود رضایت بلاقید و شرط رد گردید و در تجدید نظر نیز استوار گردیده حال با درج مبلغ 62 میلیون تحت عنوان مطالبه طلب طرح دعوی نموده اند که درخواست اعسار از هزینه دادرسی با یک صورتجلسه با 2 امضاء تحویل و در جلسه نیز حاضر نشدند در نهایت حیرت اعسارشان پذیرفته و در جلسه رسیدگی با وجود اطلاع قاضی از سفید امضاء بودن و اینکه چک مستند به صورتجلسه است چک را یکسره دانسته و در استدلالی عجیب تر وجود چک در ید خواهان را به منزله طلب کار بودن وی قرار داده و محکومیت به پرداخت آن صادر میگردد حتی مختومه بودن دعوی کیفری در حقوقی نیز نادیده گرفته میشود (دعوی کیفری دیه و ارش که قرار رد صادر و در تجدید نظر خواهی استوار میگردد) حال اینجانب به منظور تجدیدنظرخواهی تقاضای اعسار نمودم و صورتجلسه ای با 4 امضاء تهیه و همگی 4 نفر را با خود در جلسه دادرسی حاضر که با وجود فیش حقوقی و نامه اداری صرفاً به این ادعای خواهان که [ خانه پدرش را بفروشد و پرداخت نماید] و عدم پذیرش شهود از سوی قاضی اعسار اینجانب درنهایت حیرت رّد میشود تقاضای تجدید نظر از اعسار مینمایم که در آخرین روز مهلت ساعت 11 به شعبه مراجعه که با تعطیلی شعبه مواجه و به دفتر رئیس دادگستری شهرستان مراجعه و ایشان با تایید مراجعه اینجانب گواهی و امضاء مینمایند روز یکشنیه بعد از تعطیلات رسمی عید فطر به شعبه مراجعه که ایشان به بهانه خارج از مهلت قانونی بودن مجدد دعوی را رد مینمایند و توضیحات اینجانب مبنی بر تعطیلی شعبه زودتر از وقت اداری و حتی تماس تلفنی رئیس دادگستری با شعبه مبنی بر [ من شاهد هستم ایشان آمده اند و شعبه زودتر تعطیل نموده و تایید گواهی شان ] کارساز نمیگردد و با رد دعوی به بهانه خارج از مهلت قانونی موضوع مجدد به تجدید نظر ارجاء میگردد اینجانب نیز با تهیه شهادت نامه محضری که شهود همگی در جلسه اعسار پشت درب شعبه حضور و قاضی از پذیرش ایشان امتناء و گواهی رئیس دادگستری و فیش حقوقی و تأییدیه اداره و سایر مدارک جهت تجدید نظر خواهی ارسال و بر اساس توصیه ریاست دادگستری شهرستان پیگیر تا پس از تعیین شعبه تجدید نظر خواهی ضمن مراجعه حضوری شرح ماوقع و در صورت نیاز تلفنی از ریاست دادگستری استعلام که بعنوان یک شهروند من وظیفه ام را انجام ولی شعبه زودتر از موعد تعجیل در خروج داشته و احدی از شعبه در محل کارشان نبوده اند و ریاست دادگستری شهرستان نیز شاهد میباشند که با این هفته و 10 روز دیگر مراجعه ناگهان رأی تجدید نظر مبنی بر عدم پذیرش دلائل اینجانب و تأیید رأی بدوی وصول و 10 روز مهلت تا یک میلیون و هشتصدو شصت هزارتومان واریز و الی قرار مجرمیت 62میلیون صادر میگردد آخر مسلمان یک موضوع (یعنی اعسار) در یک پرونده توسط یک قاضی (خواهان و خوانده) طرح یک طرف فقط با یک صورتجلسه 2 امضاء بدون حضور شهود و یا تشکیل جلسه اعسار پذیرفته میشود ولی همان اعسار از سوی اینجانب علی رغم صورتجلسه 4 امضاء و حضور همگی شهود و فیش حقوقی درآمد 820هزارتومان در ماه ونامه اداره و شهادت نامه محضری شهود اعسار اینجانب رد میگردد این در حالی است که در همان شعبه دعاوی با مبالغ بسیار کمتر سابقه پذیرش اعسار دارد(400هزارتومان) چرا نظارتی بر این قبیل بی نظمی ها نیست حال مانده ام با ماهیانه 820 هزارتومان دریافتی چکار بکنم ؟ ! دوستان توصیه کردند طلای قسطی بخرم و با کسر 7% کامزد به خود طلافروشی بفروشم و پول را تهیه کنم ولی بعضی میگویند ربا است ! شما جای من باشید چه میکنید تمام لایحه ها دادرسی توسط وکیل مجربی نوشته شده و ایشان نیز متحیر و مبهوت شده اندو فقط میگویند من به همین دلیل اصلاً پرونده نمیگیرم که شرمنده موکلینم نباشم لازم به ذکر است که ایشان سلامت خود را باز یافته اند و هیچ فاکتور مبنی بر هزینه درمان ارائه ننموده اند آیا راهی برای عدم واریز مبلغ 1/860/000 تومان وجود دارد

2پاسخ

این که شما بجای مراجعه به دادگاه با ایشان مصالحه نمودید هم خوب است هم بد خوب است چون در گیر دادرسی نشده اید وجریمه ومجازات منتفی است .اما بدی آن این جاست که ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

باسلام ، عرض ارادت و سپاس فراوان از راهنمایی پرقدرتان پس از کش و قوس های فراوان سرانجام در سال 1370(تقریباً 20 سال پیش)، طبق تقسیم نامۀ تنظیمی با حضور کلیه وراث ، تنی چند از معمرین و معتمدین روستا و بعلاوه اعضای محترم شورای روستا، تمامی ماترک «موصی»، وفق وصیت متوفی، به تفکیک نوع و میزان سهم هر یک از «موصی لهم»، با تراضی و تأیید کلیۀ اعضا همراه با تنفیذ یکا یک «موصی لهم» و دیگر شاهدین، به هر یک از ایشان واگذار و تسلیم شده و تماماً در صورت جلسۀ تنظیمی مستند گردیده است. بعلاوه از آن تاریخ تاکنون هر یک از ورّاث اقداماتی از جمله: فروش ، تعویض و ... را نسبت به اموال خود اعم از منقول یا غیرمنقول اعمال داشته اند. مضافاً می بایست متذکر شد که از تاریخ تنظیم سند ، به تجاهل و تسامح ، تابحال هیچ اقدامی در خصوص «حصر وراثت» از سوی هیچ کدام از ورثه بعمل نیامده است. معهذا طی این سالها، به سبب بروز اختلافاتی بین موصی لهم - لازم به اشاره است که موضوع دعوای پیشآمده میان ورّاث، مطلقاً در رابطه با اموال تقسیم شده ، میزان سهم تخصیصی به کلیۀ موصی لهم یا نحوۀ واگذاری ماترک نبوده و نیست _ و بعلاوه به دلیل وجوب اخذ سند مالکیت و یا ارائۀ گواهی «حصر وراثت» بمنظور «تغییر کاربری» املاک تحت اختیار اینجانب و متعاقباً دریافت تسهیلات بانکی؛ عملاً هر گونه اقدامی از ناحیۀ اینجانب جهت صدور گواهی «حصر وراثت» موقوف بر اخذ امضاء کلیه ورثه است - و از میان 9 نفر از کلیۀ اعضای موصی لهم، سه تن آنان به دلیل بروز اختلافات فی مابین ، بکلی از انجام این عمل سرباز زده و امتناع می ورزند- فلذا کسب گواهی حصر وراثت برای اینجانب ناممکن بنظر می رسد. در پایان خواهشمند است در مورد مسئلۀ پیش گفته، بنده را راهنمایی فرموده و راه حل مقتضی جهت اخذ گواهی «حصر وراثت» و یا هر طریقی که امکان اخذ سند تملیکی را برای اینجانب میسر می سازد ، پیش رویم بگذارید. با سپاس فراوان از زحمات بی شائبه تان

2پاسخ

بسمه تعالی با سلام البته از نوع نگارش و انشاء سوال مشخص است که از مضامین و مفاهیم حقوقی بی اطلاع نمی باشید . لاجرم در پاسخ عرض می گردد : بموجب ماده 360 قانون امور حسبی ...

مشاهده پاسخ کامل