موسسه حقوقی کامران میزرایی - موسسه حقوقی حامیان عدالت مطلق قبول وکالت به صورت تیمی و تخصصی قبول وکالت در دعاوی حقوقی(خانواده ،ملکی،امور شهرداری،ارث،تجاری)دعاوی کیفری،دادگاه انقلاب مالیاتی و اصل 49
اسد علی امرایی موسسه حقوقی کامران میزرایی - موسسه حقوقی حامیان عدالت مطلق قبول وکالت به صورت تیمی و تخصصی قبول وکالت در دعاوی حقوقی(خانواده ،ملکی،امور شهرداری،ارث،تجاری)دعاوی کیفری،دادگاه انقلاب مالیاتی و اصل 49
دکتر فرود امیری وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز و عضو هیات علمی دانشگاه، قبول وکالت در کلیه دعاوی حقوقی اعم از (خانواده،تجاری،ثبتی،ملکی،چک،...) و کیفری
سیدجلال میرکاظمی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی پذیرش کلیه دعاوی  حقوقی ، کیفری ، خانواده دیوان عدالت اداری دادگاه انقلاب و دادگاه نظامی
دکتر سهیل طاهری وکیل پایه یک دادگستری عضو کانون وکلای دادگستری مرکز  و استاد دانشگاه
مهدیه کتابی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری
حمیدرضا کاکاوند وکیل پایه یک دادگستری ومشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز 12 سال سابقه وکالت و 10 سال وکالت تخصصی  بانک صادرات و متخصص در دعاوی بانکی و موسسات مالی و اعتباری انجام دعاوی حقوقی به صورت گروهی در کلیه زمینه های حقوقی، ثبتی ، کیفری و خانوادگی
میثم مهدوی وکیل پایه یک دادگستری متخصص در دعاوی ارث و تقسیم ترکه و دعاوی تجاری قراردادها
فرزین کیوان وکیل پایه یک دادگستری کانون وکلای دادگستری مرکز متخصص در دعاوی ثبتی و مطالبات
سرور ثانی نژاد وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
فرشته مشتاقی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی عضو کانون وکلای دادگستری مرکز تخصص در امور دیوان عدالت اداری
احسان عابدین وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری مرکز
اسدعلی امرایی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای مرکز

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره09121353546 در تماس باشید.

سوالات مرتبط با مستاجر در وکالت آنلاین

+سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

سوال

سلام ملکی را در سال 1390 خریده ام و مستاجری دارم که یک دهانه از ملک ام بصورت سرقفلی از سال 1359 با شغل قصابی در اختیار او است و قرارداد سرقفلی بصورت عادی نوشته شده و 4 تا خلاف در مورد این سرقفلی دارد و بخاطر مسایلی که دفعه قبلی و موقع شکایت برایم بوجود آمد مراحل کار را خودم می خواهم در دادگاه پیگیری و انجام بدهم 1 - تغییر شغل 2- انتقال به غیر 3- عدم پرداخت اجاره بها 4- عدم تمدید قرارداد و منقضی شدن قرارداد اجاره از سال 1378 تاکنون سوال من این است که در مرحله اول باید شکایت از کل واقعه بدهیم ؟ و یا فقط باید دادخواست کلی بدهیم ؟ و یا برای هر نوع تخلف و بصورت جداگانه یک دادخواست بنویسیم ؟ و لازم بذکر است که این قصاب . گوساله را در دامداری خود کشتار می کند و بصورت غیر بهداشتی و بدون مراجعه به اداره دامپزشکی و بدون مهر خوردن و آرم دامپزشکی اقدام به توذیغ مابین مردم و هتل داران می کند .! و در این مورد هم سوال ام این است که اگر جرم اش در این رابطه هم اثبات شود و دامپزشکی او را اخطار دهد و یا پلمب کند ! چگونه و با چه شماره قانون و ماده ای می توانیم در این رابطه به دادگاه دادخواست جهت تخلیه دهیم ؟ با تشکر

پاسخ

با سلام دوست محترم شما مالک منافع نمی باشید و مالک منافع یا سرقفلی مستاجر شماست اول اینکه قانون حاکم بر روابط شما و مستاجر قانون موجر و مستاجر مصوب 1356 است و این قانون بشدت گرایش به حمایت از مستاجر دارد به طوری که مستاجر چه سرقفلی پرداخته باشد و چه نپرداخته باشد مستحق حق کسب و پیشه است ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام حدود شش ماه پیش از طریق یکی از دوستانم با یک فردی آشا شدم که قول صددرصد گرفتن ویزای توریستی انگلستان برای من و اعضای خانواده ام را داد . در آن موقع ما یک قرارداد بین خودمان نوشتیم که ظرف 45 روز ویزای ما رو بگیرد و در زمان امضاء قرارداد من 4000 دلار به او نقدا دادم و در قراداد هم نوشتیم و رسید هم ازش گرفتم. بعد از اون هر چند وقت یکبار به بهانه های مختلف تقاضای پول می کرد و من به او پول میدادم و رسید می گرفتم و اون با تمام تاخیر در کارها بعد از حدود 70 روز مدارک ما را تحویل سفارت انگلیس داد و نتیجه ما بعد 15 روز مشخص شد که قبول نکردن یعنی به ما ویزا ندادند. پس از آن موقع او هی به ما می گفت که نگران نباشید من وکیل در انگلیس دارم و ویزاتون رو می گیرم. حلا بعد از شش ماه من کاملا فهمیدم این فرد کلاهبردار است و می خواهم ازش شکایت کنم. لطفا مرا راهنمایی کنید. (من به درخواستهای او کلا مبلغ سی میلیون تومان پول داده ام و رسید هم دارم.

پاسخ

اولا قرارداد شما در اظهار نظر کامل بسیار کمک می کند ولی اجمالا با توجه به آنچه مرقوم فرمودید اقدام این فرد چنانچه با مانور متقلبانه و وعده اقدام از طریق ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام متن سوال به شرح زیر است : اینجانب در سال 1387 زمینی را طبق سند رسمی به صورت چهارو نیم دانگ مشاعی اینجانب و 1/5 دانگ سهم شریک خریداری نمودم. بدون قرارداد کتبی و فقط با توافق شفاهی پروانه ساخت ساختمان چهار طبقه دریافت شد و سه طبقه سهم اینجانب و یک طبقه سهم ایشان در نظر گرفته شد، مخارج پروانه و ساخت تا پایان اسکلت و سقف ها نیز طبق اسناد پرداختی به صورت سه به یک بود ، در این مرحله با هبه نامه عادی ایشان قدر السهم خویش را به برادرشان هبه کردند توسط برادرشان اقدا م به تصرف طبقات سه و چهار نمودند ( یک طبقه اضافه بر توافق ) و عملیات ساختمانی با عدم تمدید قرار داد نظام مهندسی متوقف شد . اینجانب ابتدا برای اثبات مالکیت در طبقات یک و دو وسه شکایت حقوقی مطرح کردم که به علت ایراد شکلی رد شد. در دادگاه تجدید نظر درخواست الزام به رسیدگی مجدد همزمان با درخواست فروش ملک مشاع غیر قابل افراز توسط اینجانب مطرح شد و در شعبه دیگر به علت اثبات نشدن حصه طرفین در اعیان عدم قابلیت استماع اعلام شد. در شعبه تجدید نظر دستور فروش به شکل پنجاه پنجاه صادر شد (نه حکم و نه قرار، صرفا یک دستور غیر قابل تجدید نظر خواهی) . در جریان رسیدگی ، شریک اینجانب یک برگ کپی از نقشه همراه با پانویس ذیل آن (که اینجانب نوشته بودم) به این مضمون که « طبق توافق بعمل آمده طبقه یک و دو اختصاص به اینجانب و طبقه سه و چهار متعلق به شریک نمی باشد» ارائه نمود و اظهار اینجانب به قاضی فروش این بود که این مدرک کپی است و هر چند به خط اینجانب است ولی تحریف شده و از توضیح پشت برگه هم کپی ارائه نشده و باید اصل ارائه شود. اصل این بود که طبقات یک، دو وسه متعلق به اینجانب می باشد و طبقه چهار به شریک اختصاص یابد و مابه التفاوت آن نیز محاسبه شود. اصل مدرک بعلت اینکه کلمه می باشد به نمی باشد تغییر یافته وتوضیح آن در ظهر برگه بصورت طبقات یک و دو سه به من و چهار به ایشان داده شده ارائه نشده است. دادگاهی که برای رسیدگی به اثبات سه چهارم سهم اعیان اینجانب در هر طبقه تشکیل شد با تشخیص قاضی مبنی بر اینکه هر گاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذی الحق بودن طرف او باشد دلیل دیگری برای اثبات لازم نیست حکم به رد دادخواست داده ، با این توضیح که بدیهی است که این رای مانع احقاق حقوق خواهان از حیث مالکیت بر اعیانی طبقات بشرحی که بین آنان مقرر بوده نخواهد بود . در ضمن وکیل خواهان با دعوی جرح علیه شاهدین ادعای خصومت نمود. دادگاه علی رغم آن شهادت گواهان را استماع کرد دو روز بعد از جلسه وکیل خواهان ، در لایحه مجددا ادعای جرح ، خویشاوندی ، مشارکت مالی شاهدان و اقرار به مفاد دست خط و ارزش استنادی آن نمود . دادگاه سه روز بعد رای صادر نمود و لایحه و کیل اینجانب چند روز بعد وصول نشد، در خواست تجدید نظر تقدیم شد. حال سوال من این است که آیا جرح شاهدان که پس از تقدیم استشهاد نامه و معرفی گواهان به داد گاه صورت گرفته ارزش دارد ؟ با توجه به اینکه اصل مدرکیه ارایه نشده ، آیا اظهار مشابهت خط اینجانب لزوم ارایه اصل را منتفی می کند و توضیح طبقات یک و دو سه به اینجانب و چهار به شریک ، اقرار تلقی می شود ؟ و نحوه محاسبه درصد مالکیت (نه مشارکت ادعائی) به چه صورت خواهد بود ؟

پاسخ

اصولا جرح شاهد باید پیش از ادای شهادت صورت گرد مگر موجبات جرح بعدا معلوم شود از موارد جرح هم عدم انتفاع شخصی و رفع ضرر ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام. از اول تابستان 1383 به پیشنهاد پدر مغازه ایشون رو تحویل گرفتم و اقدام و شروع به فعالیت در زمینه ی فروش و تعمیرات رایانه نمودم.حدود 2 سال رو به عنوان مستاجر پدر در مغازه شروع به کار کردم.و بعد از اون که بازنشست شده بود ایشون دیگه اجاره نامچه ننوشت و مبلغی رو به عنوان اجاره تعیین نکرد و خودش هم وارد مغازه شد.و شروع کرد به فعالیت در زمینه فروش سیم کارت و فروش اقساطی کامپیوتر های بنده.بدین صورت که من خودم نقدی میفروختم و ایشون از من سیستم برمیداشت و اقساطی به مشتری میداد.هر دوتا داخل مغازه مشغول بودیم. اکثر خریدهاشو من میکردم.حتی نظافت مغازه و هزینه های جاری مانند برق و ملزومات رو پرداخت میکردم. در طی این سالها کل اجناس و فعالیت خدماتی و تعمیراتی و خرید و فروش نقدی به عهده من بود.تمام مشتریها به خاطر آشنایی و ارتباط و اعتبار کاری بنده از ایشون هم خرید اقساطی سیم کارت -گوشی و کامپیوتر و ... رو انجام میدادن حتی تا جایی که پای خیلی از قراردادهاش مهر من رو میزد. در نبودش اقساطش رو میگرفتم و کلا مغازه رو همیشه حاضر و اماده و با مشتری نگه میداشتم تا این اقا بیاد راحت کاسبی کنه هم اکنون سال 1393 هست یعنی 10 سال بعد و ایشون بالاجبار پا کرده تو یک کفش که طی یک هفته باید مغازرو تخلیه کنی و اتحادیه هم اجبار به گرفتن جواز کرده علیرغم اینکه تمامی مراحل جواز و حتی ازمون رو به عنوان مباشر ایشون گدروندم حالا که رسیده به اخر ایشون اعلام کرده که جوار نمیخواد من ظرف یک هفته باید اقدام به تخلیه کنم .اونموقع که کار رو شروع کردم یک جوان 23 ساله بودم اما الان با 33 سال سن و متعهل و فرزندی که 2 ماه دیگه به دنیا میاد با قسط و گرفتاری و اونهمه جنس و لوازم داخل مغازه بفرمایید باید چیکار کنم؟

پاسخ

با سلام با توجه به متن سوال معلوم می گردد که شما 2 سال به عنوان مستاجر پدر خود در مغازه تصرف داشته اید لکن بعدا رابطه استیجاری بین شما تبدیل به ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

سلام من خانمی هستم مالک یک ساختمان 3 واحدی که خود به همراه پسرم در یکی از آنها ساکنم و در یکی از واحدها هم پسر دیگرم و خانواده اش. واحد سوم را نیز سال پیش توسط یک مشاور املاک به مرد جوانی (به همراه همسرش) یک ساله اجاره دادم (به همراه مبلغی به عنوان ودیعه). چکی هم بابت پشتوانه اجاره نامه یک سال از مستأجر دریافت کرده ایم. تا پایان مدت قرارداد مشکلی نداشتیم. پس از آن قرارداد را با افزایش مبلغ اجاره برای یک سال دیگر در همان بنگاه قبلی تمدید کردیم. توضیح اینکه این بنگاه متأسفانه ابتدا امضاء را بر روی 3 نسخه قرارداد دریافت می کند و پس از پر کردن فرم های قرارداد (و اخذ حق دلالی) نسخ دو طرف اجاره را تحویل می دهد! قرارداد سفید تمدید مذکور (به جز مبلغ جدید اجاره که قید شد) به امضاء من و پسرم (به عنوان شاهد) رسید. مستأجر هم امضاء کرد، ولی در این قرارداد جای یک امضاء خالی ماند (این بار او تنها به بنگاه آمده بود، بر خلاف قرارداد قبل که با همسرش بود و به عنوان شاهد دوم امضاء کرده بود.). قبل از اتمام مدت اجاره قبلی، اختلافاتی بین من و مستأجر پیش آمده بود که بیان آن به اصل موضوع ربطی ندارد و باعث اطاله این نوشته می شود، ولی به هر حال به حدی نبود که من نخواهم قرارداد را تمدید کنم. پس از تمدید قرارداد، مستأجر با سوء استفاده بسیار شدید از اختلافات مذکور، به جز ماه اول، در ماه های بعد از پرداخت اجاره خودداری نمود و گفت که می خواهد واحد را تحویل دهد و مبلغ این چند ماه را با ودیعه تهاتر نماید. از طرف دیگر برای دادن چک جدیدی بابت پشتوانه اجاره یک سال به بنگاه (جهت تحویل به ما، با پس دادن چک پشتوانه سال قبل) هم خودداری نمود. بنگاه هم به این بهانه نسخ قرارداد هیچ یک (از جمله نسخه متعلق به من) را تحویل نداده است. البته بنگاه توقع دریافت حق دلالی از دو طرف را هم برای این کار داشت (و دارد) که فعلاً هیچ یک پرداخت نشده است. البته خود من هم به دلیل همان اختلافات شدت یافته از سوی مستأجر پس از تمدید قرارداد، هیچ تمایلی به ماندن وی نداشتم، اما به خاطر قرارداد حاضر بودم تا انتهای مدت قرارداد صبر کنم. ضمن این که ودیعه وی هم اصلاً بایستی همزمان با تخلیه به او داده می شد و ربطی به اجاره ماهیانه نداشت. به علاوه در اجاره نامه قید شده که به ازاء هر روز تأخیر در پرداخت اجاره ماهیانه، مبلغ مشخصی به عنوان خسارت بایستی به مؤجر پرداخت شود. و بالاخره مبالغ مربوط به بدهی قبوض برق، تلفن، گاز و آب او هم که باقی می ماند. با این ترتیب وی مبلغی هم بدهکار می شود. البته آن موقع من برای اینکه زودتر از شر او خلاص شوم، اصراری بر دریافت مبلغ دیگری از او نداشتم. به هر حال وی بیست روزی مانده به پایان اتمام مبلغ ودیعه (فقط در برابر اجاره های معوقه، بدون احتساب سایر موارد از جمله خسارت تأخیر) واحد را تخلیه کرد، بدون اینکه واحد را به من تحویل داده و من بتوانم وضعیت واحد را از نظر عدم تخریب ببینم و بررسی کنم و یا تسویه حسابی صورت گیرد (که وی طبعاً بدهکار هم می شد). ضمناً او قبل از آن، بدون اطلاع به من اقدام به تعویض قفل واحد نموده بود. پس از آن من نیز چون دیگر هیچ اطمینانی به وی نداشتم، و با توجه به دسترسی آسان به سایر واحدها پس از ورود به ساختمان، اقدام به تعویض قفل در اصلی ساختمان کرده ام، البته وی پس از تخلیه واحد که نزدیک به یک ماه از آن می گذرد دیگر هیچ مراجعه ای نکرده یا تماسی نگرفته است. تنها تماس های من هم با او مشخصاً از طریق کسی است که می گوید عمویش است (گویا پدر و مادرش سالها پیش از دنیا رفته اند). عموی وی دو هفته پیش، پس از تماس های ما جهت تعیین تکلیف به بنگاه مراجعه نمود و برای تحویل واحد خواهان بازپرداخت کل مبلغ ودیعه بود! ضمن اینکه در تماس تلفنی قبلی، با استناد به اینکه ورود من به واحد تخلیه شده «تصرف عدوانی» است (!) به من گفته بود که حق ورود به واحد تخلیه شده را ندارم! به نظر می رسد قصد مستأجر، بیشتر اذیت کردن است یا فکر می کند که با تحت فشار گذاشتن من می تواند به نوعی اخاذی کند، یا لااقل حتی لفظاً هم مبلغی را که به من بدهکار می شود (و گفتم که حاضرم از آن بگذرم) مطرح نکنم. هر چند حالا با این نحوه عمل بسیار نامناسب او به نظر می رسد جایی برای بخشش مبلغ مذکور باقی نمی ماند. با مراجعه ای که به شورای حل اختلاف داشتم، گفتند ابتدا باید مبلغ ودیعه را به حسابی بریزم تا پس از صدور حکم اقدام شود. اما من با این تصور که دیگر ودیعه را می توانم خرج کنم، قسمتی از آن را خرج کرده بودم، ولی بیش از نیمی از آن باقی است. البته چک پشتوانه قرارداد قبلی (و قرارداد قبلی) هم نزدم هست، ولی بیش از یک سال از تاریخ مندرج در آن می گذرد. بنگاه همچنان از دادن قرارداد جدید خودداری می کند ولی با توجه به این که در جریان امور است، حاضر به همکاری با من است. قبل از تعویض قفل در اصلی با بنگاه در مورد این کار مشورت کرده بودم (ولی هنوز انجام تعویض قفل مذکور را نه به مستأجر و نه به بنگاه اطلاع نداده ام). ممنون می شوم مرا جهت اقدامات لازم جهت تحویل گرفتن قانونی واحد و تسویه حساب با مستأجر راهنمایی فرمایید. با احترام

پاسخ

برای اقدام قانونی جهت تحویل ملک ابتدا شما به قرارداد نیاز دارید بنابراین توصیه میشود ابتدا نظر بنگاهدار را برای تحویل نسخه مربوط به شما جلب نمایید. سپس همزمان دو دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

سلام جناب خورشیدی پدر بنده در سال 74 چهار دانگ سرقفلی فروشگاهی واقع در یک مجتمع تجاری را از 2 نفر از صاحب ملکان به صورت دودانگ دودانگ خرید ( لازم به ذکر است در این سرقفلی که خریداری نموده ایم قبل از انقلاب خود صاحبین ملک به کسب و کار مشغول بوده اند و بعد از انقلاب در حدود 18 سال فروشگاه کلا تعطیل بوده ) چون یکی دیگر از صاحبان ملک که در انقلاب از ایران متواری شده و دو دانگ ملک ایشان نیز به مصادره بنیاد گردیده . پدر بنده نیز به خاطر مسایلی راضی به معامله با بنیاد نگردید حدود سال 78 بنیاد از ما شکایت به خلق ید و اجرت المثل نمود ، حدود سال 79 بنیاد دو دانگ ملک خود را به شخصی فروخت و دادگاه در سال 80 فقط رای به پرداخت اجرت المثل داد که پرداخت نمودیم . در قول نامه و بنچاق بنیاد که دلالت بر فروش کل دو دانگ ملک به این شخص را دارد صراحتا قید شده فقط دو دانگ ملک این ساختمان فروخته شده است . ما نیز از طریق دارایی و شهرداری استعلام نموده و در جواب بنیاد گفته که دو دانگ ملک مربوط به این شخص بوده و سرقفلی مربوط به غیر میباشد ما حضورا سوال کردیم که غیر چه کسی است نام بیاورید در جواب گفتند هر کس که در این محل ساکن است صاحب سرقفلی میباشد و ما نمیتوانیم نام ببریم . هم اکنون مالک جدید ادعای رضایت مالکانه و هم ادعای دو دانگ سرقفلی را دارد و ادعایش این است که هر کس ملکی را خریداری مینماید صاحب تمام منافع آن است ، ما در پرداخت مالکانه مشکلی نداریم اما ادعای سرقفلی از طرف ایشان را ؟ در ضمن در زمان ساخت این مجتمع حدود 40 سال پیش به خاطر داشتن خلافی ساخت و نداشتن پایان کار هنوز سند مادر 3 سند دو دانگی خانه میباشد و داخل این سندها ملک تفکیک گردیده به چند بخش ! مثلا در سند قید شده دو دانگ مشاع از شش دانگ یک باب خانه به شماره .. و به انضمام دکاکین طبقه بالا به شماره .. تا شماره ... 1- حالا سوال من این است که آیا ادعای مالک جدید در مورد سرقفلی واقعیت دارد و محکمه پسند است 2- برخورد ما با ایشان چگونه باشد . 3- اگر در دادگاه محکوم به پرداخت پول سرقفلی شدیم در صورت برگشت مالک اصلی تکلیف چیست لطفا اگر ممکن باشد سریع جواب بدهید با تشکر فراوان

پاسخ

با سلام در مورد سوالات باید گفت که 1- وی مالک منافع به میزان دو دانگ است پس در همین حد میتواند با شما صحبت کند. هیچ مستاجری را نمی توان محکوم به پرداخت سرقفلی نمود. ولی ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام. کارخانه ای داریم که دو دانگ از آن را با شخصی شریک هستیم . از تاریخ 1/10/90 کل کارخانه را به مدت پنج سال به آن شخص(شریک) اجاره دادیم و در قرارداد ذکر شد که چنانچه مستاجر دو ماه متوالی اجاره ندهد قرارداد فسخ خواهد شد . از تاریخ 1/1/91 مستاجر اجاره ای پرداخت نکرده و شکایت تا این تاریخ طول کشیده و حکم تخلیه در تاریخ 7/3/92 ابلاغ شده. همچنین مستاجر از پرداخت بیمه ، مالیات و قسط بانک ممانعت کرده که مبلغ زیادی است و همچنین به دستگاهها خسارت وارد کرده .اگر در 10 روز فرستی که دادگاه برای تخلیه داده مستاجر تخلیه نکند چه باید بکنیم ؟ چگونه مطالبات خود را از مستاجر دریافت کنیم؟ این روند چه مقدار زمان میبرد؟ از طرفی مستاجر ادعا کرده چون در مال شریک است با دادن لایحه به دادگاه جلوی حکم تخلیه را میگیرد و کارخانه را میبندد . آیا چنین اقدامی میتواند انجام دهد؟

پاسخ

تقاضای تخلیه اشتباه است. چون در هنگام اجرا شریک شما مالک بخشی از کارخانه است و ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با عرض سلام ، در طبقه همکف ساختمان ما تعداد 2 باب مغازه دارای اسناد 6 دانگ میباشند . مالکین یکی از این مغازه ها سازنده های ساختمان (2 نفر بصورت 3 دانگ 3دانگ) می باشند در صورتمجلس تفکیکی بین این مغازه و راه پله ساختمان دیوار بوده ضمنا در زیر زمین ساختمان سرویس بهداشتی مشاع وجود دارد که در صورتمجلس تفکیکی قید نشده ، ملک یاد شده با 10 واحد آپارتمان ساختمان فقط در انشعاب آب اشتراک دارد. و در داخل ساختمان فاقد پارکینگ و انباری و کنتور گاز و برق و ... می باشد. اما ایشان پس از پایان کار و صورتمجلس تفکیکی و قبل از فروش واحد ها اقدام به تخریب قسمتی از دیوار بین مغازه و راه پله نموده اند و برای استفاده از سرویس بهداشتی از این درب تردد می کردند . حدود یکسال قبل ایشان مغازه را اجاره داده و کلید درب فوق الذکر را به مستاجرین مغازه دادند تا از سرویس بهداشتی مشاع استفاده نمایند . همسایه ها چند روز قبل اقدام به احداث دیوار طبق صورتمجلس تفکیکی نمودند ایشان درگیر شدند کار به کلانتری کشید ، کلانتری بادیدن صورتمجلس تفکیکی اجازه داد ، دیوار احداث شد ولی ایشان سند مغازه را نشان دادند که در آن پس از مشخص کردن حدود جغرافیایی قید شده بود " با قدرالسهم از عرصه و سایرمشاعات و مشترکات طبق قانون تملک آپارتمانهاوآیین نامه اجرایی آن " . ایشان در کلانتری به استناد همین جمله در سند گفتند من طبق این سند حق استفاده از مشاعات را دارم وباید به من کلید درب اصلی ساختمان را بدهید و کلانتری قبول کرد و دستور داد ما هم کلید مربوطه را دادیم . اولا آیا ایشان حق استفاده از مشاعات و سرویس بهداشتی مشاع را دارند ؟ ثانیا با توجه به اینکه ایشان در داخل ساختمان فاقد آپارتمان وپارکینگ وانباری می باشند ( البته یک انباری بمساحت 10 متری مشاع در ساختمان وجود دارد که در صورتمجلس تفکیکی مختص تاسیسات قید شده ولی وسایل مشترک ساختمان داخل آن است ) ، آیا ایشان حق داشتن کلید ساختمان را دارند یا خیر ؟ ثالثا آیا طبق مواد 581(تصرفات هریک از شرکا در صورتی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن باشد، فضولی بوده و تابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود) و576 و 582(شریکی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن، تصرف در اموال شرکت کند، ضامن است) و475 (اجاره مال مشاع جایز است اما تسلیم عین مستاجره موقوف است به اذن شریک) ، ایشان خلاف کرده یا خیر؟ رابعا آیا می توان طبق ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی (در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع صادر شده باشد، از تمام ملک خلع ید می شود) ایشان را خلع ید کرد وکلید را از ایشان گرفت

پاسخ

با سلام خدمت حضرتعالی و با تشکر از اینکه سوالات بصورت شفاف و حقوقی مطرح گردیده جواب سوال اول : بلی ایشان نیز حق استفاده از مشاعات ساختمان را دارند زیرا صورتمجلس تفکیکی به معنی خروج سهم احدی از مالکین ...

مشاهده پاسخ کامل