جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09136888863 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام بنده مالک یک ساختمان مسکونی و چهار مغازه که در پایین همین ساختمان قراردارد می باشم. ابتدا شروع به ساخت مغازه ها نمودم و به دلیل مشکلات مالی قسمت مسکونی را رها کردم در آن سالها دو باب از مغازه ها را (سال87) به دو نفر اجاره و رهن داده بودم که مبلغ رهن هر دو مغازه که در کنار یکدیگر بود 5 میلیون تومان در مجموع می شد داماد بنده قصد نمود مغازه ی فروش پوشاک تاسیس نماید فلذا به حقیر پیشنهاد نمود این دو مغازه را بعد از اتمام اجاره، به یک مغازه تبدیل شود (به علت کوچک بودن) و در اختیار ایشان بگذارم که به ایشان عنوان نمودم مبلغ رهن دو مغازه را به مستاجرین پرداخت نماید و از مغازه استفاده کند (شایان ذکر است به دلیل روابط خانوداگی،رفاقت و رودربایستی اجاره نامه ایی به صورت مکتوب تنظیم نگردید و در این سالها نیز مبلغ اجاره نیز از ایشان دریافت ننمودم) پس از یک سال ایشان پیشنهاد نمود که از طریق مغازه ای که در آن قرار داشت راهی به سمت زیرزمین ساختمان ایجاد گردید و عملا زیرزمین تبدیل به مغازه گردد که با موافقت شفاهی حقیر ایشان دست به کار شد و راهی را به زیرزمین ساختمان ایجاد و عملا مغازه بالا تبدیل به راهرویی برای ورود به مغازه پایین گردید(نکته قابل تامل اینکه بدلیل اینکه ساختمان و زیرزمین در حالت سفت کاری بود داماد بنده تمام هزینه های ساخت زیرزمین و تجهیز آنجا را خود متقبل گردید و حقیر نیز در ذهن خود در نظر گذراندم که هزینه های انجام شده از جانب ایشان را بعدا به ایشان پرداخت نمایم و ایشان نیز متعاقبا در ذهن خود اینگونه در نظر داشتند که هزینه های انجام شده برای ساخت زیرزمین به عنوان رهن مغازه به مدت چند سال محسوب گردد و حال آنکه هیچگونه صحبتی بین ما در مورد اجاره و رهن زیر زمین به دلیل رفاقت و روابط خانوادگی با یکدیگر رد و بدل نگردید و در مدت دو سال هیچگونه مبلغی دلایلی که قبلا ذکر شد از ایشان دریافت ننمودم تا اینکه پس از دو سال ایشان به دلایلی ورشکسته گردید و مجبوریم شدیم همان مغازه (زیرمین) را به شخص دیگری به مدت سه سال اجاره و رهن دهیم و مبالغ حاصل از آن را به طلبکاران تحویل نماییم پس از اتمام سه سال و خارج شدن مستاجر تصمیم به بستن مغازه و تبدیل آن به زیرزمین مسکونی را نمودم که همین امر باعث ایجاد اختلاف بین حقیر و دامادمان گردید ایشان ادعا دارد به دلیل اینکه مخارج ساخت زیرزمین را پرداخت نموده مغازه (زیرزمین) کماکان در اجاره و رهن ایشان می باشد و بنده می بایست برای بستن مغازه و تبدیل آن به زیرزمین از ایشان کسب اجازه می نمودم و اینکار بنده مصداق تصرف در مال ایشان می باشد، از طرفی بنده نیز با توجه به اینکه مالک آنجا می باشم و مغازه زیرزمین 5 سال در اختیار ایشان بود و در این مدت تمام درآمد آن برای ایشان بوده و از طرفی هیچگونه صحبتی با ایشان در خصوص اجاره و یا رهن آن نزدم نظر ایشان را قبول ندارم. سوالات: 1- آیا ادعای داماد بنده در خصوص رهن و یا اجاره مغازه زیرزمین صحیح می باشد و بنده باید از ایشان برای بستن مغازه اجازه می گرفتم یا نه؟و آیا با اینکار بنده دین شرعی و یا قانونی به ایشان دارم یا خیر؟ 2-از دیگر ادعاهای ایشان این است که با ابتکار ایشان کاربری زیرزمین(160متر) از مسکونی به تجاری تبدیل گشته و متعاقبا، قیمت آن چندین برابر گشته بنابراین می بایست مالک بخشی از زیرزمین باشند،حال سوال این است که به لحاظ قانونی این ادعا درست می باشد. 3-با توجه به اینکه هزینه ساخت زیرزمین را داماد بنده در حدود 8 سال پیش پرداخت نموده و از طرفی 5 سال به صورت مجانی از زیرزمین استفاده نموده، در صورت پرداخت هزینه ساخت به دامادم آیا می بایست مجموع هزینه 8 سال قبل را پرداخت نمایم و یا هزینه روز ساخت زیرزمین را به ایشان پرداخت نمایم.خواهشمندم اگر راه حل قانونی وجود دارد راهنمایی فرمایید.

2پاسخ

بسمه تعالی.در پاسخ به سوال فوق، معروض می‌دارد،نظر به اینکه هیچگونه قراردادی اعم از صلح ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام و عرض ادب. عذر می خوام سوالی که ازتون داشتم این هست که با اینکه من زمانی که بنده مجرد بودم پاسپورت خودم رو گرفتم و بعد از اون ازدواج کردم، آیا اینطوری هست که اگر بخوام مسافرت خارجی برم حالا چه خودم تنها چه با تورهای مسافرتی، باید نامه کتبی از اجازه همسر داشته باشم؟ ممکنه چه ایرادی به من گرفته بشه؟

2پاسخ

با سلام، نظر به ماده 19 و 18 قانون گذرنامه؛ در صورتی که موانع صدور گذرنامه بعد از صدور آن حادث شود یا کسانی که به موجب ماده 18 صدور گذرنامه موکول به اجازه آنان است‌از اجازه خود عدول کنند از خروج دارنده گذرنامه جلوگیری و گذرنامه تا رفع مانع ضبط خواهد شد. ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

بدینوسیله سوالات مورد نظر به تفصیل زیر به حضور ایفاد میگردد. 1- در یک مجتمع مسکونی که تعداد محدودی پارکینگ جهت بعضی از واحدها تامین شده است وطبقه منفی یک به عنوان فضای پارکینگ بوده و سا کنین مجتمع حتی جهت ورود و خروج از طبقه همکف استفاده مینمایند و هیچگونه ارتباطی با فضای پارکینگ ندارند آیا قسمت مشاء فضای پارکینگ مر بوط به تمام ساکنین میباشد یا تنها (به عنوان فضای مشاء خاص) مربوط به مالکین پارکینگ قلمداد میگردد؟ 2- آیا مالکین پارکینگ طبق تصمیمات اکثریت (مالکین پارکینگ)حق دخل و تصرف در آنقسمت از مشاءفضای پارکینگ را به صورت اجاره (موقعیت پارک خودرو به اشخاص دیگر) به منظور درآمد زایی جهت هزینه های پارکینگ را دارند یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ آیا هیات مدیره ساختمان حق دخالت در این تصمیمات را دارد و یا خیر 3- آیا هیات مدیره ساختمان بدونه اجازه نامه کتبی از سایر ساکنین (اعم از مالکین و مستاجرین) میتوانند اقدام به اجاره فضای مشاء محوطه (حیاط)مجتمع جهت پارک خودرو نمایند یا خیر و در صورتیکه حق اینکار را نداشته باشند هر نحوه طرح شکوائیه در کدام محاکم (حل اختلاف یا دادسرا )و به چه صورتی (انفرادی با تهیه استشهادیه یا به صورت گروهی)میباشد؟ لازم به ذکر است تحت تاثیر این تصمیم نادرست آسیب هایی به کف محوطه که بام پارکینگ محسوب میشود وارد شده که در فصول بارندگی موجب نشت آب در شکستگیهای سقف پارکینگ شده است. 4- در صورتیکه مدیر ساختمان با سوء استفاده از موقعیت خود و با تهیه اظهار نامه غیر قانونی (تهیه شده در سربرگ اظهار نامه بدون مهر و تایید دادسرای منطقه و ارسال به صورت دستی) و تهیه صورتجلسات سوری با سایر ساکنین سعی بر ارعاب مدیر پارکینگ داشته و با اظهارات کذب در اظهارنامه فوق با اشاره به اتهاماتی که مجازاتهای حبس و جریمه دارد سعی در اخذ مدارک و صورتجلسات و درآمدهای پارکینگ را داشته باشد حکمش چیست و طرح شکواییه در کدام محاکم و به چه صورت میباشد . (لطفا جهت پاسخ به موارد فوق با ذکر ماده واحد قانون یا تبصره های موجود اظهار نظر فرمایید متشکرم)

2پاسخ

با توجه به اینکه پارکینگها محدود بوده و فقط به برخی تعلق داشته لذا این فضای اشتراکی صرفا مشا بین همان تعداد می باشد ماده 2 و 4 قانون تملک اپارتمانها و تبصرههای ماده 4. لذا دیگر مالکین ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام یک سند زمین را با شخصی دیگری به صورت سه دانگ سه دانگ شریک میباشم که این زمین را با هم ساختیم و پایان کار هم گرفتیم و بین خودمان تقسیم نامه عادی نیز نوشتیم و امضا کردیم که بعد از ساخت ، طبقات اول و سوم برای بنده و طبقات دوم و چهارم برای او باشد . شریک بنده به زندان افتاده و سند زمین نیز در رهن تضامنی بانک میباشد که بانک اجازه تفکیک سند را داده است فقط مشکل اینجاست که سه دانگ شریک بنده به دلیل چک بی محل نیز توقیف شده است. آیا بنده با توجه به اینکه سه دانگ از زمین که بنام شریکم است توقیف شده میتوانم الزام به تنظیم تقسیم نامه و تفکیک سند را هچنین با توجه به تقسیم نامه ای که با شریک خود بین خودمان نوشتیم و امضا کردیم و همچنین اجازه ای که بانک برای تفکیک سند داده است را از دادگاه تقاضا کنم . زیرا مبلغ وام روز به روز بیشتر میشود و از بنده نصف مبلغ را قبول نمیکنند و میگویند چون تضامنی است باید کلش را پرداخت کنم. و من اگر توانستم از طریق دادگاه چهارتا سند آپارتمان بگیرم که دو تایش بنام من شود آیا مبلغ وام تقسیم بر چهار میشود و فقط نصفش روی سندهایی که بنام من میشود قرار میگیرد ؟؟؟؟ ممنون میشوم اگر بنده را با توضیحات خود از شر بانک خلاص کنید. تمام دارایی بنده همین میباشد . با تشکر

2پاسخ

با توجه به اینکه ملک در رهن می باشد شما اول تکلیف ترهین را روشن کنید وتا فک رهن نکنید نمی توانید تفکیک کنید واگر بانک اجازه ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با عرض سلام پیرو سوال قبلی با کد پیگیری 13151218(من مدت٣ ساله که ازدواج کردم،متاسفانه در یک ساله اول به دام اعتیاد به ماده شیشه افتادم و از همان روز اول اعتیاد همسرم به صورت خیلی اتفاقی متوجه این موضوع شد و پس از ان درگیری من وخانم بنده روز به روز زیاد شد ودیگر از من حرف شنوی نداشت وحتی پس از آنکه من ترک کردم نیز این روند ادامه داشت تا این که پس ازگذشت ٣سال جهیزیه خود را باحکم دادگاه استرداد نمود ،،ولی من بااین جدائی مخالفم وحاضر به طلاق نیستم)،لازم به ذکر است در مدت این سه سال ،درخصوص اعتیاد علیه من هیچگونه شکایتی نشده وهیچ پروندهای دراین رابطه در مراجع قضایی ندارم ،تااین لحظه هم دادخواست طلاق نداده---به نظر شما ایا اومیتواند طلاق بگیرد؟در حال حاظر چه اقدامی انجام دهم؟ خانم بنده چند ماه پیش بدون اجازه من بامادر وخواهر خود به خارج از کشور (رفت(گذرنامه قبل از ازدواج گرفته بود آیا بنده میتوانم از پدر خوانمم شکایت بکنم وآیاحقی دارم؟

2پاسخ

به نام خدا با توجه به وضعیت موجود ، به دلیل اینکه نمی تواند اعتیاد شما را ثبات کند (چون اعتیادی وجود ندارد) نمی تواند به این دلیل درخواست طلاق کند و چون عسر و حرجی هم ندارد ، علی الاصول نمی تواند درخواست ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام من 6 ماه است که عقد کرده ام خانمم بعد از دو ماه سر ناسازگاری گذاشته قهر کرده و مهریه و نفقه اش را مطالبه کرده آیا من میتوانم دادخواست تمکین کنم و اگر تمکین نکرد با توجه به حق حبس ایشان به دلیل دوشیزه بودن ، آیا دادگاه به من حق ازدواج مجدد میدهد یا نه یا اینکه بنده تا آخر عمر نمیتوانم ازدواج کنم تا مهریه ایشان را بطورکامل پرداخت کنم؟ آیا تمکین عام در مورد ایشان مصداق پیدا میکند؟ آیا نقفه ایشان را تا آخر عمر باید بدهم در شرایطی که ایشان تمکینی نمیکند؟ آیا نفقه به کسیکه هیچ تمکینی نمیکند و از حق حبس استفاده میکند تعلق میگیرد؟ در رای وحدت رویه 716 خواندم که با توجه به تمکین نکردن زوجه دادگاه رای به ازدواج مجدد زوج را صادر نموده و متعاقبا به زوجه نیز اجازه دعوی طلاق داده نشده چون تمکین نکرده است، با استناد به این رای آیا میتوان چنین استنباط کرد که تمکین برای زوجه صادر گردد ؟ بطورکلی من با چنین معضلی که کلاهبرداری در آن کاملا مشهود است چه باید بکنم با تشکر فراوان

2پاسخ

با سلام بله شما می توانید با معرفی منزلی در شان ایشان دادخواست تمکین مطرح کنید ولی درصورت استفاده ی زوجه از حق حبس ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و خسته نباشید من یک پسر 25 ساله تحصیلکرده می خواهم با یک دختر 32ساله ایی که هر دو به ازدواج با یکدیگر موافق هستیم اما خانواده ها شدیدا کاسه داغ تر از اش شدن و به مخالفت شدید پرداختند . به آزار و اذیت مها می پردازن که فراموش کنیم.اما این من هستم که باید با شرایط کنار بیام و پدیرفتم همه عواقب آن را . اما باز هم مخالفت می کنند . می خواستیم برای حل مشکل خود یک سفر دورزه به مشهد برا پابوس آقا بریم دست به دامن آقا بشیم اما می دانید مف در حین سفر مدرک زنا شویی می خواهند برای همین می خواستیم یک مدرک صیغه نامه مجضری همراه داشته باشیم که خانواده ها مهوجه نشوند. اما محضرخانه ها این کار را نمی کنند در صورتی که طبق گفته مراجع تفلید برای صیغه با دختری که بالای 30سال دارد اذن پدر نمی خواهد اما با مخالفت کرده می خواستم بیبنم جایی هست کث این کاروو انجام بدهند؟؟؟؟؟؟ باتوجه به اینکه از نظر حاج اقابهجت و حاج اقا مکارم شیرازی صیغه با دختر باکره بدون اذن پدر جایز است اما چرا دفترخانه ها انجام نمی دن؟؟؟ من یک پسر 25ساله میخواهم با یک دختر 32 ساله ازدواج کنم خودم تمام مشکلاشووو می پذیرم اما خانواده ها شدیدا مخالفن به آزار و ادیت ما پرداختن. می ترسم به گناه کشیده شم اکر از خدا می ترسین کمکم کنین می خواهیم من و خانمم با هم بریم مشهد پابوس آقا اوونجا ازش التماس کنم که مشکل ما رو حل کنه اما اونجا برا اقامت مدرک زناشویی میخاین و می خواستیم صیغه کنیم اما میگن محضری ها باذ اجازه پدر باشه در صورتیکه مرحوم حاج اقا میگن مشکلی نداره می شه راهنماییم کنین؟؟؟؟؟؟می خواستم ببینم برای اینکه یک مدرک رسمی داشته باشیم مانند صیغه نامه محضری با این شرایط که دختر خانم 32 سالش هست و یک دختر رشیده و بالغ می باشد طبق فرمایشات شما جایز است .حال برای گرفتن صیغه نامه محضری و شرعی دفتر خانه های ازذواج بازم مدرک میخواهند؟؟؟ می شود کمکمون کنین که به گناه نیفتیم. برای گرفتن صیغه نامه باید چی کار کرد ؟؟؟؟ دفاتر شما این کار را انجام می دهند؟؟؟؟؟؟؟خواهش می کنم تورو به امام حسین یک جواب کامل بدهید مشکل ما رفع شود؟؟ جواب را به اید آدرس میل کنید::::: hasanteh2000@yahoo.com چرا جواب نمی دهید ؟؟؟ تورو امام حسین تورو به قرآن قسمتون می دم زود جواب بدین؟؟؟؟؟؟

2پاسخ

دختر رشیده باکره نیاز به اذن پدر دارد و اگر مستند شما فقط نظر فقهاست که باید بدانید از نظر فقهی اگر دو یا چند مرجع را مساوی بدانید، می‌توانید بعضی از مسائل را از یکی ازآنها و بعضی دیگر را از دیگری تبعیت کنید، اما توجه داشته باشید که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

اینجانب مدت 7 سال پیش ازدواج کردم و لی تا کنون بجه دار نشده ایم . لازم به ذکر است که در این مدت 3 بار عمل بارداری خارج از رحم و یک عمل لاپروسکپی بر روی همسرم انجام گرفته و لیکن در نهایت به ما اطلاع دادند که امکان بارداری طبیعی همسرم وجود ندارد. سپس ما دو بار در مراکز بسیار مشهور و نامی تهران عمل لقاح مصنوعی انجام دادیم که متاسفانه هر دوی آنها ناموفق بود، و در نهایت مرکز ناباوری سینا به صورت شفاهی به ما اطلاع داد که امکان حامله شدن همسرم حتی با عمل های لقاح مصنوعی (IVF) بسیار کم و فقط با لطف الهی میسر است. هم اکنوم بنده تقاضای رضایت همسرم با ازدواج مجدد را نموده ام که با مخالفت ایشان مواجه شده است، و ایشان تاکید نموده است که بر اساس بند 12 سند ازدواج این اجازه را به من نخواهد داد. در عوض ایشان متذکر شدند که در صورت اصرار بنده به ازدواج مجدد ایشان تقاضای دریافت مهریه و طلاق را مطرح خواهند کرد، هر چند که در هنگام ازدواج خود ایشان و خانواده او تاکید داشتند که درج مهریه فقط به خاطر شان اجتماعی و نشانه احترام من به دختر و خانواده او است. لازم به توضیح است که اینجانب به علت اعتقادات شخصی از همان اول با درخواست مهریه ای که توان پرداخت آنر نخواهم داشت (1000 سکه طلای رایج بانک مرکزی) مخالف بودم و خانواده همسرم در حضور شاهدان اقرار کردند که این مهریه نه عندالمطالبه و نه عندالاستطاعه است و فقط برای حفظ احترام و شان خانوادگی دختر است. حال سوال من این است که: 1- با توجه به نازا بودن همسر من با استناد به اسناد پزشکی، اجازه ایشان برای ازدواج مجدد من الزامی است؟ 2- آیا بنده ملزم به پرداخت مهریه ایشان در صورت ازدواج مجدد هستم؟ از صبر و حوصله شما نهایت تشکر و قدردانی به عمل می آید، و مزید امتنان خواهد بود که به سوالات بنده جواب دهید.

2پاسخ

با سلام 1-با توجه به مشگل همسرتان شما می توانید از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرید و اجازه ایشان لازم نیست. باید به طرفیت همسرتان ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام. بنده در تاریخ 24 آبان 1390 با همسر خود عقد نمود ام. ولی هنوز زندگی مشترک را آغاز نکرده ایم (منظور در یک خانه مستقل) و ایشان در منزل پدرشان بسر می برند. هم اکنون که حدود 3-4 ماه از این تاریخ می گذرد، ایشان تغییر رفتار داده اند و به من و خانواده من توهین های بیشماری (از جمله بی احترامی لفظی) نموده اند. همچنین به من کوچکترین توجهی ندارند و تعریف خود را از یک شوهر خوب به فردی می دانند که تامین مالی می نماید. ایشان حتی برای رفتن به جاهای مختلف از من اجازه هم نمی گیرند، و چند بار هم برای رفتن به خانه فامیلهای خود با من جر و بحث نیز کرده اند! من هم موقع عقد اجازه اشتغال به ایشان داده ام (فقط بصورت لفظی با طرح سوال از طرف عاقد و نه کتبی) ولی ایشان در بسیاری مواقع بعد از پایان ساعت کاری خود بدون کسب اجازه بنده به بهانه قدم زدن و خرید و... نسبت به بازگشت به خانه دیر اقدام می کند در حالی که من نمی دانم حتی او کجاست! اکنون با توجه به این اختلافات بوجود آمده، نه همدیگر را می بینیم و نه حتی تلفنی صحبت می کنیم. به پیشنهاد چند نفر از دوستانم، من نمی خواهم که برای به اصطلاح آشتی پا پیش بگذارم، تا همسرم پی به اشتباهات خود ببرد. سوال مهمی که از شما دارم این است که اگر این مدت طول بکشد، (فاصله بین عقد و شروع زندگی مشترک) آیا نفقه ای به همسر بنده تعلق می گیرد؟ با توجه به اینکه هنوز عروسی نکرده ایم (رابطه زناشویی هم نداشته ایم و همسرم باکره است) و بنده هم به خانواده شان قبل از ازدواج با خانوادشان عهد کرده ام که ممکن است تا ما زندگی مشترک را شروع کنیم با توجه به شرایط مادی بنده، 1 یا 2 سال طول خواهد کشید و ایشان نیز پذیرفته اند. همچنین می خواستم بدانم این تصور اشتباه من است، یا همسرم در فاصله بین عقد و شروع زندگی مشترک باید از من اجازه بگیرد؟ و می تواند شکایتی از سوی بنده صورت بگیرد؟ همچنین تصور بنده از عدم تمکین ایشان اصلاً معنی می دهد یا خیر؟ آیا ایشان می تواند برای عدم اقدام من برای شروع زندگی مشترک شکایت کند؟ اگر همسرم تقاضای مهریه نماید چه؟ در اینصورت با تقاضای اعسار من موافقت می شود یا خیر؟ در پایان این توضیح را بدهم که پدر بنده 4 سال است که فوت کرده اند و بنده کفالت ماردم را بر عهده دارم. با تشکر.

2پاسخ

با سلام دوست محترم قبل از عقد رسمی باید تامل و تحقیق کرده و از افکار و تمایلات و عادات وی مطلع می شدید علی الخصوص حداقل سه تا شش ماه با یکدیگر رابطه کلامی در حد عرفی برقرار می کردید تا اگر ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام واحترام در سال 1346 مرحوم پدرمان مغازه ای را که بصورت استیجاری در تصرف داشته است با مستاجر مغازه ای دیگر معاوضه مینماید که دو مستاجرمعاوضه نامه کتبی ردوبدل نموده و موجود میباشد. نیز پدرمان مبلغ 1500 تومان به آن مستاجر پرداخت کرده است و برای این پرداخت سندی کتبی موجود نمیباشد ولی کسیکه واسطه جابجایی بوده است بهمراه چند نفر دیگرحاضر به شهادت در موردپرداخت این وجه میباشند. نیز مرحوم پدرمان در همان موقع با مالک وقت قرارداد کتبی اجاره تنظیم مینماید که در این قرارداد ، اشاره ای به معاوضه یا پرداخت وجه به مستاجر قبلی نشده است و فقط در آن مبلغ اجاره و مدت اجاره تا 2 سال ذکر شده است ومالک، اجازه واگذاری به غیر را نداده است.این قرارداد بر اساس مستندات قانونی همچنان پابرجاست. با فوت موجر در سال 1350مالکیت مغازه به ورثه میرسد . نیزمرحوم پدرمان تا سال 1381در قید حیات بوده است و بی وقفه و به تنهایی در مغازه به کسب اشتغال داشته است . بعد از فوت پدرمان تا کنون ، مغازه بصورت اجاره همچنان در تصرف ما وراثش میباشد. در سال 1375 برادرمان مالکیت 3 دانگ از همین مغازه را از احدی از وراث موجر میخرد ولی در سال 1385 بر اساس درخواست شخصیکه مالک 3 دانگ دیگر بوده است و رای دادگاه ، کل مالکیت مغازه بعلت عدم قابلیت افراز به مزایده گذاشته میشود که مالک 3 دانگ دیگر ، در مزایده برنده و این 3 دانگ را نیز تصاحب نموده و مالک تمام ششدانگ میگردد وسپس تمام ششدانگ را به شخص دیگری بفروش میرساند. حال ما (وراث مستاجر) ادعای سرقفلی نسبت به تمام ششدانگ یا سه دانگ را داریم. لطفاراهنمایی فرمایید ودر صورت مستحق بودنمان اقدامات لازم را توضیح دهید. با کمال تشکر

2پاسخ

دوست محترم مالکیت موجر نسبت به اعیانی است و (منافع یا سرقفلی امری مجزا است )و در صورت عدم پرداخت سرقفلی و تقاضای تخلیه علیه مستاجر یا صاحب سرقفلی با بودن شرایط قانونی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

ملکی را با توافق در حضور 5 داور مالک شده ام و شخص مالک اول با سوء نیت و استفاده از 2 داور ملک را فروخته به برادرش و صرف شکایت برادرش از اینجانب به اتهام تصرف عدوانی ٬ اینجانب نیز از مالک اصلی شکایت فروش مال غیر کرده ام حال بازپرس به شکایت اینجانب ترتیب اثر نداده و قرار منع پیگرد صادر کرده چرا که سند مالکیت به نام خوانده می باشد و خوانده نیز مدعی است که هیچگاه ملک را نفروخته است و توافق نیز مشروط و معلق است و اجازه فروش را از دو داور کسب کرده چون در توافق اینچنین ذکر گردیده است که در مقابل تعهد پرداخت سه فقره وام ملک به تصرف مهدی (خواهان) قرار گرفت و مهدی متعهد گردید که تا تاریخ 89/12/20 سند آقای محمد (خوانده) را از رهن بانک خارج نماید و اگر موفق به این کار نشد حکمین باید نسبت به فروش ملک اقدام نمایند و مهلت تعیین شده تا 90/01/20 است و چون خواهان به تعهدش عمل نکرده در رابطه با بند فک رهن حکمین که به دو نفر اتلاق می شود اقدام به فروش ملک کرده اند به برادر اینجانب(خوانده) حال لازم به ذکر است که اینجانب مهدی به تعهدات خود عمل کرده ام و در رابطه با آزاد کردن سند نامبرده پس از مهلت قانونی خود در تاریخ 90/01/18 با اطلاع 4 داور به بانک مراجعه کرده ام و نسبت به بدهی سند با ریختن مبلغ بدهی به حساب بانک نامه فک رهن را دریافت و به 4 داور اطلاع داده ام این 4 داور طی صورت جلسه ای قبول کرده اند که اینجانب به تعهد خود عمل کرده ام و با تسلیم نامه بانک به دفتر خانه در تاریخ 90/01/28 سند ایشان با حضور نماینده بانک آزاد شد. با وجود صورت جلسه 90/01/18 یکی از همین داوران صورتجلسه و داور غایب صورتجلسه در تاریخ 90/01/22 بدون اطلاع بنده و دیگر داوران اقدام به فروش ملک کرده اند و دلیلشان نیز این است که چرا در 90/01/28 سند آزاد شده در صورتی که اینجانب در آزاد کردن سند مقصر نبود ه ام نماینده بانک در تاریخ 90/01/28 در دفتر خانه حاضر شده است حال اینجانب پس از گذشت 6 ماه با شکایت برادر خوانده متوجه فروش ملک خود گردیده ام و ملک نیز در تصرف اینجانب است و با توجه به مشکلات پیش آمده به 3 داور دیگر مراجعه کرده ام و داوران اقدام به صدور رای کردن به محکومیت خوانده مبنی بر انتقال سند به نام اینجانب که رای صادره توسط دادگاه حقوقی به خوانده ابلاغ گردیده . جناب آقای وکیل آیا اینجانب می توانم با تقاضای صدور قرار اناطه جهت اثبات مالکیت خود که در دادگاه حقوقی در حال ابلاغ و اجرا است اعتراض به صدور قرار منع تعقیب نمایم و برای اثبات تخلف 2 داور و فروشنده به کدام قوانین کیفری باید استناد کرد و آیا از نظر قانون این آقایان متخلف هستن یا خیر خواهشمندم با نظرات خود اینجانب را یاری فرمائید

2پاسخ

سلام حضور شما عرض شود بله با توجه به شرایطی که در متن بدان اشاره کرده اید در صورت تحقق و ایفای تعهدات خود در زمان مقرر امکان فروش و فسخ بیع نامه برای مالک اولیه میسر نبوده و ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام من حدود 4 سال پیش از طریق اینترنت با پسری در شهری دور که با اتوبوس 9 ساعت تا شهر ما راه است آشنا شدم باهم تلفنی حرف میزدیم تا اینکه بعد از 6 ماه بحث ازدواج پیش آمد و از من خواستگاری کرد ولی هر وقت که میگفتم به خانه مان بیاید بهانه تراشی میکرد تا اینکه گفت خانواده ام مخالفند و می خواهند دختر خاله ام را به عقدم درآورند من ترسیدم که او را از دست بدهم به شهر او رفتم و چون آدم متدینی هستم به فکر خواندن صیغه موقت افتادم و خودمان صیغه را بدون اجازه پدر خواندیم که طی یک رابطه ناخواسته پرده بکارتم پاره شد من گفتم اگر ازدواج نکنیم شکایت میکنم به دست و پایم افتاد و گفت صبر کن تا اوضاع بهتر شود بعدها پسرعمویش را فرستاد تا با من حرف بند او گفت که زن و بچه دارد من به سراغش رفتم و گفتم چرا با زندگی من بازی کردی گفت چون عشق تو را دیدم دلم برایت سوخت الان هم دیر نشده چون من نمی توانم تو را بگیرم پس برو دنبال زندگیت الان 3سال میگذرد و ما همچنان صیغه را تمدید میکنیم من او را از شکایت ترساندم ولی او به من تهمت زد و گفت تو اصلا پرده نداشتی من چه باید بکنم آیا با توجه به میل خودم در خواندن صیغه می توانم بدلیل پارگی پرده شکایت کنم چگونه ثابت کنم 2 سال از آن حادثه میگذرد و در ضمن من نمی خواهم خانواده ام چیزی از تاهل او و رابطه ما بدانند او هم گفته خانواده اش چیزی نمیدانند و اگر هم بفهمند اجازه نخواهند داد و مرا خراب میخوانند من چه باید بکنم وچطور می توانم او را وادار به ازدواج دائم کنم آیا راهی چه قانونی چه غیر برای وادار نمودن او به عقد دائم و ثبت رسمی این ازدواج بدونه رضایت همسر اول وجود دارد ؟. خواهشا به عنوان یک وکیل خوب یاریم فرمایید ؟

2پاسخ

با سلام و عرض پوزش از اینکه دیر پاسخ دادم.شما به استناد ماده ی647 قانون مجازات اسلامی به دلیل ...

مشاهده پاسخ کامل