جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09122406368 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

سلام وقت بخیر_ احتراما" به عرض میرسانم شخصی با داشتن وکالت اقدام به فروش قطعه زمینی به شرکتی جهت انجام مشارکت مینماید،‌پس از گذشت چند سال و اختلاف بین شرکا ، ایشان که خود مدیرعامل این شرکت بوده در سال 93 اقدام به انتقال زمین به نام خود مینماید که بر همین اساس ، اینجانب اقدام به شکایت کیفری فروش مال غیر نمودم که در شعبه 101 دادگاه کیفری 2 دادگستری اصفهان ، ایشان را مشمول بند 3 ماده 258 قانون تجارت دانسته و به یکسال حبس محکوم مینماید در همین بین اینجانب نسبت به انحلال شرکت نیز شکایت و حکم به انحلال شرکت نیز صادر و قطعی شده است ،،، سوال پیش آمده اینجاست اول اینکه :در خصوص گرفتن سهم خودم از زمین مطرح شده که در حال حاضر کل سند زمین به نام فرد یاد شده است میتوانم ابطال سند ایشان را راسا" از دادگاه بخواهم یا اینکه چون زمین طی قرار دادی به شرکت منحله فعلی و سهامداران آن فروخته شده باید دادخواست از طریق مدیر تصفیه اقدام شود؟ دوم اینکه: آیا باید ابطال سند زمین از دادگاه خواسته شود یا ابطال وکالتی که طی آن ایشان توانسته زمین را به نام خود انتقال دهد البته توضیح اینکه ایشان بعد از فروش زمین وکالت خود را به همان شرکن تفویض نموده؟ و اما در آخر اینکه آیا میتوانم اجرت المثل زمین را هم از تاریخی که به نام این فرد شده از دادگاه مطالبه و درخواست نمایم؟

2پاسخ

سلام سمت شما در ارتباط با شکایت کیفری معلوم نیست؟ ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام بنده مالک یک ساختمان مسکونی و چهار مغازه که در پایین همین ساختمان قراردارد می باشم. ابتدا شروع به ساخت مغازه ها نمودم و به دلیل مشکلات مالی قسمت مسکونی را رها کردم در آن سالها دو باب از مغازه ها را (سال87) به دو نفر اجاره و رهن داده بودم که مبلغ رهن هر دو مغازه که در کنار یکدیگر بود 5 میلیون تومان در مجموع می شد داماد بنده قصد نمود مغازه ی فروش پوشاک تاسیس نماید فلذا به حقیر پیشنهاد نمود این دو مغازه را بعد از اتمام اجاره، به یک مغازه تبدیل شود (به علت کوچک بودن) و در اختیار ایشان بگذارم که به ایشان عنوان نمودم مبلغ رهن دو مغازه را به مستاجرین پرداخت نماید و از مغازه استفاده کند (شایان ذکر است به دلیل روابط خانوداگی،رفاقت و رودربایستی اجاره نامه ایی به صورت مکتوب تنظیم نگردید و در این سالها نیز مبلغ اجاره نیز از ایشان دریافت ننمودم) پس از یک سال ایشان پیشنهاد نمود که از طریق مغازه ای که در آن قرار داشت راهی به سمت زیرزمین ساختمان ایجاد گردید و عملا زیرزمین تبدیل به مغازه گردد که با موافقت شفاهی حقیر ایشان دست به کار شد و راهی را به زیرزمین ساختمان ایجاد و عملا مغازه بالا تبدیل به راهرویی برای ورود به مغازه پایین گردید(نکته قابل تامل اینکه بدلیل اینکه ساختمان و زیرزمین در حالت سفت کاری بود داماد بنده تمام هزینه های ساخت زیرزمین و تجهیز آنجا را خود متقبل گردید و حقیر نیز در ذهن خود در نظر گذراندم که هزینه های انجام شده از جانب ایشان را بعدا به ایشان پرداخت نمایم و ایشان نیز متعاقبا در ذهن خود اینگونه در نظر داشتند که هزینه های انجام شده برای ساخت زیرزمین به عنوان رهن مغازه به مدت چند سال محسوب گردد و حال آنکه هیچگونه صحبتی بین ما در مورد اجاره و رهن زیر زمین به دلیل رفاقت و روابط خانوادگی با یکدیگر رد و بدل نگردید و در مدت دو سال هیچگونه مبلغی دلایلی که قبلا ذکر شد از ایشان دریافت ننمودم تا اینکه پس از دو سال ایشان به دلایلی ورشکسته گردید و مجبوریم شدیم همان مغازه (زیرمین) را به شخص دیگری به مدت سه سال اجاره و رهن دهیم و مبالغ حاصل از آن را به طلبکاران تحویل نماییم پس از اتمام سه سال و خارج شدن مستاجر تصمیم به بستن مغازه و تبدیل آن به زیرزمین مسکونی را نمودم که همین امر باعث ایجاد اختلاف بین حقیر و دامادمان گردید ایشان ادعا دارد به دلیل اینکه مخارج ساخت زیرزمین را پرداخت نموده مغازه (زیرزمین) کماکان در اجاره و رهن ایشان می باشد و بنده می بایست برای بستن مغازه و تبدیل آن به زیرزمین از ایشان کسب اجازه می نمودم و اینکار بنده مصداق تصرف در مال ایشان می باشد، از طرفی بنده نیز با توجه به اینکه مالک آنجا می باشم و مغازه زیرزمین 5 سال در اختیار ایشان بود و در این مدت تمام درآمد آن برای ایشان بوده و از طرفی هیچگونه صحبتی با ایشان در خصوص اجاره و یا رهن آن نزدم نظر ایشان را قبول ندارم. سوالات: 1- آیا ادعای داماد بنده در خصوص رهن و یا اجاره مغازه زیرزمین صحیح می باشد و بنده باید از ایشان برای بستن مغازه اجازه می گرفتم یا نه؟و آیا با اینکار بنده دین شرعی و یا قانونی به ایشان دارم یا خیر؟ 2-از دیگر ادعاهای ایشان این است که با ابتکار ایشان کاربری زیرزمین(160متر) از مسکونی به تجاری تبدیل گشته و متعاقبا، قیمت آن چندین برابر گشته بنابراین می بایست مالک بخشی از زیرزمین باشند،حال سوال این است که به لحاظ قانونی این ادعا درست می باشد. 3-با توجه به اینکه هزینه ساخت زیرزمین را داماد بنده در حدود 8 سال پیش پرداخت نموده و از طرفی 5 سال به صورت مجانی از زیرزمین استفاده نموده، در صورت پرداخت هزینه ساخت به دامادم آیا می بایست مجموع هزینه 8 سال قبل را پرداخت نمایم و یا هزینه روز ساخت زیرزمین را به ایشان پرداخت نمایم.خواهشمندم اگر راه حل قانونی وجود دارد راهنمایی فرمایید.

2پاسخ

بسمه تعالی.در پاسخ به سوال فوق، معروض می‌دارد،نظر به اینکه هیچگونه قراردادی اعم از صلح ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و احترام اگر دو نفر با سهمی برابر به صورت مشاع مالک ملکی با سند معمولی باشند و یکی از آنها نیمی از ملک را با حدود مشخص (مثلا قسمت بالای زمین) را بدون اعلام مشاع بودن و به صورت مفروز طی مبایعه نامه ای به شخصی ثالث بفروشد و پس از مدتی مشخص شود که مالکیت مشاع بوده اما خریدار اعلام رضایت کند که با مالکیت مشاع مشکلی ندارد اما آن مالکی که فروشنده نبوده و در معامله نقشی نداشته اعلام کند که از بیع مفروز خبر نداشته و معامله را رد کند؛ آیا این عقد کلا باطل است و باید عقد بیع جدیدی بین فروشنده و خریدار با ذکر مشاع بودن و با تاریخ جدید بسته شود یا اینکه معامله فضولی بوده و با استناد به ماده 256 قانون مدنی فروشنده و خریدار میتوانند ادعا کنند که معامله در مورد سهم فروشنده در آن نصفه معامله شده، یعنی ربع ملک به شکل مشاع از همان تاریخ نافذ و صحیح است. یعنی خریدار میتواند ادعا کند از تاریخ عقد اول به شکل مشاع مالک ربع زمین بوده و از آثار این مالکیت مشاع از همان تاریخ همچون درخواست اجرت المثل از مالکی که فروشنده نبوده و ... استفاده کند یا باید عقدی جدید بسته شود و خریدار تنها از تاریخ عقد جدید میتواند ادعا داشته باشد؟ به طور خلاصه ایا میتوان عقد بیع عین معین مفروز در مورد مال مشاع را بدون تغییر تاریخ آن بعنوان عقد بیع عین معین مشاع در نظر گرفت یا باید عقدی جدید بسته شود که نفوذ آن از تاریخ جدید است؟ لطفا دقت شود که پرسش بنده بیشتر در مورد تاریخ اعمال آثار مالکیت توسط خریدار است. اگر استدلالهای حقوقی و مواد قانونی مستند را هم بیان بفرمایید بسیار سپاسگزار خواهم بود. در همین راستا نظر شما را جلب میکنم به نظریه اداره کل حقوقی قوه قضاییه مورخ 5/2/1381 به شماره 7/563 و آدرس اینترنتی http://www.ghavanin.ir/detail.asp?id=19390 . در آن نظر جایی بیان میکند که معامله نسبت به سهم سایر مالکین در آن قسمت مشخص و معین نادرست است اما بعدتر اعلام میکند که نمی توان چنین معامله ای را صحیح تلقی نمود و لذا تبدیل آن به سهم مشاعی مقدور نیست؛ بنابر این به نظر بنده پاسخ شفافی از این نظر نمیتوان استخراج کرد. با سپاس فراوان از توجه شما.

2پاسخ

با سلام و پوز ش از تاخیر در پاسخ آنچه می فرمایید بیع مال مشاع: براساس ماده 808 قانون مدنی در صورتی که مال غیر منقولی ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

باسلام خدمت استادعزیزبنده چندبارمزاحم شماشدم اکنون سوالم:چندسال قبل ملکی ازبابابزرگ به ماارث میرسدو12وارث داشت وبنده چندانحصاروراثت انجام دادم تاالان که وراث22نفرشدندودرابتداهمه وراث وکالت فروش اموال غیرمنقول به بنده دادندوگفتندحق الزحمه من محفوظ است وعیب بنده این بودکه قراردادکتبی باآنهانبستم واکنون که ملک درآستانه فروش است بنده متنی آماده کردم ودرآن قیدکردم 7درصدقیمت فروش ملک حق الزحمه من است نیمی ازوراث امضانمودندامانیم دیگرخیراین درحالی است که من خیلی زحمت کشیدم دراموراداری وپیگیری جهت فروش ملک آبامیتوانم پس ازفروش ملک /هفت درصدقیمت کل رابردارم وبه مخالفهابگویم حقم است یرویدشاکی بشویدیافقط میتوانم هفت درصدموافقان رابردارم اگربنده راراهنمایی کنیدکه قانونی به حقم برسم ممنونم ضمناقیمت ملک350تا400است

2پاسخ

کاربر گرامی ضمن عرض سلام بدلالت ماده 675قانون مدنی موکل باید تمام مخارجی را که وکیل برای انجام وکالت خود نموده است و همچنین اجرت وکیل را بدهد مگر اینکه در عقد وکالت طور دیگر مقرر شده باشد ومواد 676و677 قانون مورد اشاره حق الوکاله را تابع قرارداد بین طرفین دانسته است و اگر مقدار و قراردادی در بین نباشد تابع عرف و عادت است ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام ا سلام من و همسرم با سهم مساوی در سال 93 یک واحد آپارتمان پیش خرید کردیم و قرارداد را هم در محضر ثبت کردیم. بر اساس قرار داد مقرر شد که فروشنده در تاریخ مشخصی ملک را تحویل و 8 ماه بعد هم آنرا سند کند. برای تاخیر در تحویل و سند هم جریمه تعیین و در قرارداد ذکر کردیم حال بعد از گذشت 2 سال هنوز ملک تحویل نشده و کار به کندی پیش میرود . در تاریخی که برای سند مشخص شده بود به محضر مراجعه کردم و گواهی عدم حضور فروشنده گرفتم. از طریق دادگاه هم تا کنون دوبار اظهار نامه برای ایشان فرستادم. از شورای حل اختلاف هم درخواست کارشناسی ملک را کردم که کارشناس هم حضور پیدا کرد و از وضع موجود گزارش تهیه کرد اکنون فروشنده قصد دریافت وام دارد و چون بانک از محضر استعلام گرفته ، من هم باید به بانک رضایت دهم تا فروشنده بتواند وام خود را بگیرد. از آنجائیکه من قصد استفاده از وام را ندارم چون تاکنون 90 درصد قیمت ملک را پرداخته ام و فقط ثمن مربوط به تحویل و سند مانده است. مانده ام که چکار کنم میترسم با امضاء رضایت از دریافت وام توسط شریک( فروشنده ملک) در واقع به حقوق قانونی خود در دریافت جریمه دیر کرد تحویل ملک از فروشنده نرسم و یا اینکه عواقب بدتری بدنبال داشته باشد لطفا راهنمائی بفرمائید ضمنا در قرار داد پیش فروش بین من و فروشنده ذکر شده است :در صورتیکه شرایط اخذ تسهیلات بانکی فراهم گردد و در صورت تمایل خریداران به استفاده از تسهیلات ، مخارج مربوط به خرید اوراق حق تقدم یا سایر موارد مشابه بر حسب مورد و هزینه های تنظیم سند رهنی بانک وام دهنده بعهده خریداران است و پرداخت این مخارج حسب مورد به فاصله یکهفته پس از اعلام فروشنده از طرف خریداران تعهد میگردد آیا این بند دردسر ساز نخواهد شد؟ البته ذکر شده در صورت تمایل خریداران و من الان تمایلی ندارم که از وام استفاده کنم

2پاسخ

با سلام و پوزش از تاخیر در پاسخ به استناد قرارداد فی مابین شما مجبور به پذیرش تسهیلات نیستید و نیاز به اجازه شما می باشد جهت حل مشکل و گریز از گرفتاری بعدی بهتر است با هماهنگی بانک واحد شما از در یافت تسهیلات معاف باشد و در رهن قرار نگیرد به این نحو که در سند رهنی واحد شما مستثنا باشد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام: سوالات من راجع به املاک مشاعی است که با قوانین تملک آپارتمانها که هر فرد سند مشخص برای یک قسمت اختصاصی دارد متفاوت است 1-آیا مالکی که برای تشکیل ملک مشاعی سرمایۀ اولیه بیشتری گذاشته باید هزینه ها را هم بیشتر از دیگران بپردازد؟ مثلاً اگر آبگرمکن را عوض کردند مالک مذکور باید هزینۀ بیشتری بپردازد؟ 2-اگر یکی از مالکین به دلایلی نتواند از این ملک استفاده کند آیا باید کماکان شارژ بدهد؟ 3- اگر یکی از مالکین به دلایلی نتواند از این ملک استفاده کند آیا حق دارد از مالکین دیگری که در این ملک کار میکنند طلب کرایه کند؟ 4- اگر یکی از مالکین برای انجام کارهای خود شاگرد یا کمکی بگیرد آیا باید هزینه ها را هم دو برابر بپردازد؟

2پاسخ

با سلام 1- قاعدتا مالکی که سهم بیشتری داشته باشد قطعا هزینه بیشتری هم باید پرداخت کند ولی ممکن است مالکین مشاعی برخلاف این امر توافق نمایند 2-اگر در محدوده چنین مالکی بیش از یک حمام باشد و یا رادیاتورهای بیشتری باشد یعنی استفاده بیشتر از اب گرمکن و هزینه بیشتر مگرواحد مالک هم مثل باقی مالکین باشد ...

مشاهده پاسخ کامل




1سوال

من ۵۵سالمه.مهر ماه ۹۳بعداز۳۵سال زندگی مشترک به دلیل اختلافات خیلی شدید و تحمل ۳۵سال زندگی پر از تنش منزل خودمو ترک کردم.در حال حاضر یک دختر بالغ مجرد و یک پسر بالغ مجرد و در منزل خودم با همسرم زندگی میکنم.ناگفته نماند که من با ۳۵سال سابقه بانکداری با سمت رییس حوزه درجه یک بانک صادرات بازنشسته هستم.و علاوه بر داشتن خانه ویلایی که همسرم توش زندگی میکنم چهار واحد اپارتمان دیگه دارم.از بدو خروج از منزل ماهانه نفقه پرداخت کردم.حتی مبلغی بیشتر از مبلغی که دادگاه در شهریور ۹۴برای من تعیین کرد.تا الان هم نفقه پرداخت نشده ندارم.در جریان طلاق تقریبا به مراحل اخر رسیدیم و اجرت المثل هم تعیین شده.توی یک سال گذشته به هر نحوی که بگید اپارتمان گذاشتم برای فروش که حق و حقوق خانمو پرداخت کنم اما بفروش نرفت.از انجاییکه از خانه ویلایی که خانم زندگی میکنه خاطرات خوشی ندارم تصمیم به فروش خونه ویلایی گرفتم و اتفاقا مشتری برای خرید هم فراوان به دلیل ویلایی بودنش.مشگله من اینه که این خانم اجازه ورود مشتری به داخل خونه نمیده و شروع میکنم به فحاشی.با وکیل خودم مشورت کردم و ایشون گفتن که چون مالک خونه هستم بصورت ثبتی و سندی میتونم با فراهم کردن یه خونه دیگه که متناسب باشه این خانمو از ویلایی بلند کنم و چون هنوز همسر من هستش و خرجش به عهده منه نمیتونم تابع نباشه و موظفه که هرجا من بگم بره زندگی کنه.خونه در حال حاضر مشتری داره و مشتاق خرید خونه.خانم پیغام داده با حکم قانونی بیا.ایا من با توجه به اینکه برای این خانم و فرزندانم یک خونه مناسب تهیه کنک این حقو دارم که خانمو با اختیار خودم بلند کنک و نقل مکان بدم؟ایا من که مالک خونه هستم با جکم از دادگاه داشته باشم؟ایا میتونم وقتی این خانم موقع نقل مکان فحاشی کرد به۱۱۰زنگ بزنم و شاکی بشم؟لطفا راهنمایبم کنید و اینکه تا اخر پقت امشب جوابمو بدید چون فردا صبح میخوام براش خونه اجاره کنم.ممنونداره

2پاسخ

احتراما در پاسخ به سوالات شما مطالب زیر قابل ذکر می باشد: 1-در مورد اینکه شما مالک هستید شکی نیست لذا می توانید با تهیه منزل جدید و ارسال اظهار نامه برای خانم جهت ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

1- پسری 25 ساله دارم که هنوز بعد از 7 سال تحصیل نتوانسته است مدرک کارشناسی خود را بگیرد. در تابستان 94 وقتی من با پسرم راجع به درس نخواندن او و خود درمانی اش بحث میکردم ابتدا پسرم به تحریک همسرم با من دست به گریبان شد و سپس همسرم وارد دعوا شده و با پلیس تماس گرفت و مدعی شد که من او را زده ام و فردای آن روز ضمن خودزنی و ایجاد کبودی در انگشت کوچک دست خود به پزشکی قانونی مراجعه نمود و تاییدیه آنها را گرفت و در دادسرا طرح دعوا نمود و دادگاه نیز پس از طی مراحلی من را محکوم نمود. اینجانب به حکم دادگاه اعتراض نموده ام ولی تا کنون نتیجه نهایی اعلام نشده است. 2- چون همسرم از همان زمان از تمکین خاص خودداری میکند من به دادگاه خانواده شکایت کردم ولی چون دادگاه از من شاهد طلب نمود و اینجانب نیز نمیتوانستم شاهدی معرفی کنم شکایت من رد شد. 3- در چند ماه قبل همسرم با مراجعه های مکرر به دادگاه خانواده مطالبه مهریه و اجرت المثل را نموده و اینجانب نیز پس از تعیین آنها توسط دادگاه مبالغ مربوطه را به دادگاه پرداخت نمودم 4- اینک همسرم ضمن ارسال دادخواستی جدید به دادگاه خانواده با استناد به حکم صادره در بند 1 و بدون آنکه هیچ مدرکی ارائه بدهد مدعی شده است که اینجانب دارای " بیماری روانی و اختلال شخصیتی پارانوئید " میباشم و اظهار نموده که ماندن نامبرده در منزل اینجانب متضمن خوف ضرر جانی برای اوست و درخواست صدور حکم مبنی بر تهیه مسکن جدا برای خود نموده است. تقاضا دارم ضمن راهنمایی اینجانب بفرمایید 1-چه راه حلهایی برای اینجانب متصور است 2- من میتوانم متقابلا چه اقداماتی بر علیه همسرم انجام بدهم؟ 3- آیا این درخواست میتواند دلیلی بر این باشد که همسرم میخواهد از تمکین خاص خودداری نماید؟ اگر چه همین الان نیز همسرم از تمکین عام و خاص خودداری میکند

2پاسخ

در رابطه با ادعای خانم، قضات با تحقیقات معمول و استفاده از نظر کارشناس رسمی دادگستری و ارجاع امر به ایشان نسبت به ادعای خانم تحقیق کرده و دادخواست وی بر اساس مواد ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام بنده آذر ماه 91حدود 35درصد یک کارگاه ماسه شوی که هیچگونه مجوز قانونی نداشت فقط امتیاز برق داشت که بعلت عدم پرداخت بدهی قطع شده بود را بایک آپارتمان به ارزش 36 میلیون ت که 18میلیون ت هم وام مسکن داشت که باید خودم پرداخت میکردم معاوضه کردم ولی مبایعه نامه بصورت جداگانه تنظیم شده ودرآن باتوجه به اینکه خریدار مدیر بنگاه معاملاتی بوده سو استفاده کرده ومبلغ آن را 82000000و تاریخ آن را91/5/16 ثبت کرده وبا وجود توافقی که بصورت شفاهی با هم داشتیم وایشان از شرایط مدارک کارگاه اطلاع داشتند و کارگاه بدلیل عدم سود دهی بمدت 2 سال و اندی تعطیل بوده از کلمات دارای امتیاز برق و کارخانه قید شده در مبایعه نامه استفاده کرده و حال تقاضای اجرت المثل کارکرد کارگاه را از تاریخ91/5/16الی91/7/16نموده در حالیکه در ان تاریخ معامله اتفاق نیافتاده بود که شهود مبایعه نامه ویک فقره اظهار نامه که توسط خواهان به بنده در تاریخ 91/7/22 ارسال شده که بنده بعنوان مالک 35درصد خطاب شده ام که در ان تقاضای فروش سهم خودم به ایشان را نموده و اینجانب کپی آن را به دادگاه داده ام و حضورا در جلسه دادگاه توضیح داده ام ولی دادگاه ظاهرا قانع نشده که در آن تاریخ ما معامله ای نداشته ایم .سوال اینکه با توضیحات فوق من چگونه میتوانم ادعای خود را ثابت کنم واینکه چگونه میتوانم ثابت کنم که در مبایعه نامه دستکاری نموده البته تاریخ آن با لاک غلط گیر اصلاح شده و مشخص است .لطفا راهنمایی فرموده در صورت صلاحدید لایحه ای تنظیم فرمایید که هزینه آن را خواهم پرداخت.

2پاسخ

در جلسه ی اول دادگاه حقوقی باید نسبت به مبایع نامه ادعای جعل تاریخ و مبلغ می نمودید که ظاهرا وقت رسیدگی گذشته است .. فعلا در دادگاه حقوقی ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام شخصی ملک کلنگی را از شخص دیگری با تنظیم مبایع نامه خرید ولی در روز محضر فروشنده حاضر نشد و خریدار با گرفتن عدم حضور شکایت حقوقی الزام به تنظیم سند فروشنده را مطرح نمود.در حین دادرسی واستعلام گرفته شده از ثبت مشخص شد مالک ملک رابه افراد دیگر بصورت قطعی فروخته وسند زده است وافراد اخیر نیز با گرفتن جواز ساخت چند اپارتمان ساخته واپارتمانها را به افراد دیگری قطعی فروخته اند این اتفاقا ت در طول زمان بوده و پرونده شاکی نیز در شعبات مختلف مشغول رسیدگی از طرف دیگر شاکی بدلیل مسافرت خارج از کشوردر همان سالهای اولیه ملک را با مبایع نامه به بنده فروخت و بنده یک وکالت بلا عزل هم از شاکی گرفتم که بتوانم هم کار های حقوقی را پی بگیرم وهم بعد از اتمام کار بتوانم ملک را به نام خود کنم.نتیجه پیگیریهای اینجانب منجر به صدور رای قطعی مبنی بر ابطال معامله فروشنده با خریداران دوم و الزام فروشنده به تنظیم سند به نام شاکی گردید.اما به دلیل تغییر ماهیت ملک از کلنگی به اپارتمان این حکم قابل اجرا نبود لذا اینجانب دادخواست دیگری مبنی بر ابطال اسناد اپارتمانها وبرگرداندن ملک به شاکی اولیه مطرح نمودم.در طول این دادرسی خواندگان مطرح نمودن که شاکی اولیه ملک را به بنده فروخته وزمان شکایت وصدور رای قطعی به نفع او سمتی نداشته است. دادگاه شاکی اولیه را برای بیان توضیح احضار نمود ولی شاکی حضور نیافت ودادگاه رد دادخواست صادرکرد. لذا اینجانب دادخواست دیگری بر علیه شاکی اول و مالک اول وکلیه خریداران بعدی ومالکین اپارتمانها با ارایه مبایع نامه خود ورای قطعی صادره به نفع شاکی اولیه مبنی بر ابطال اسناد اپارتمانها والزام به تنظیم سند ملک به نام خود مطرح نمودم. در این مرحله نیز مالک اولیه وخریداران بعدی ومالکین اپارتمانها مجددا مطرح نمودن که چون شاکی اولیه در زمان طرح شکایت وگرفتن رای قطعی ملک را با مبایع نامه به بنده فروخته سمتی نداشته وبدین ترتیب شکایت بنده را مجددا زیر سوال برده اند .ایا این موضوع دوباره به ضرر من خواهد بود و ایا راهی و دفاعیه ای به منظور خنثی نمودن این موضوع وجود دارد که بعد از سالها دوندگی و..... اینجانب به حق خود برسم.تسریع در پاسخ موجب امتنان خواهد بود. با تشکر

2پاسخ

چنانچه رای برابطال معامله اخذ شده باشد بنابراین به تبع ابطال معامله هرگونه تغییر وتحول در ملک متنازع فیه بلااثربوده اگرچه آپارتمانهای ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام و تشکر از پاسخ بسیار سریع شما باید ذکر کنم که سه سال قبل مجوز ساخت ساختمان را برای این ملک گرفتم و عقب نشینی هم انجام شد اما به دلایل مالی از ساختن ساختمان خودداری کرده ام و مدتی است که تاریخ انقضای مجوز مذکور منقضی شده . و نکته ای دیگر را هم باشد ذکر کنم که وقتی این زمین را آسفالت کردند با همکاری اقوام مقداری از آسفالت را بر اساس متراژ زمین و حتی کمتر از متراژ برداشتیم البته دلیل آن فقط و فقط مشخص نمودن آن قسمت از ملک بود تا در صورت پارکینگ شدن ملک باز هم مشخص باشد(هر چند متراژ دقیق آن در جواز ذکر شده) اما سوال : بعد از برداشت آسفالت فردی که خود را مسئول پیگیری آسفالت این زمین معرفی میکرد آمد و گفت من با پیمانکار آشنا بودم و امضای همسایگان را داشتم حال پیمانکار از برای ثبت مقدار مساحت آسفالت شده از من گزارش اتفاقات را میخواهد!!!!!و اگر بگویم شما آسفالت را جدا کرده اید به میزان 3 برابر هزینه ی آسفالت کردن مساحتی که کنده اید باید جریمه بدهید!!!! حال با گذشت مدت زمانی نزدیک به 6 ماه هیچ خبری از دادگاه و جریمه نشده است!!! حال میخواهم بدانم که آیا از همین مثلا قانون 3 برابر جریمه خودشان نمیتوان برای گرفتن خسارت مالی به غیر از حکم برداشتن آسفالت استفاده کرد؟ یا که قانون فقط برای قدرتمندان است؟

2پاسخ

با توجه به اینکه شما پروانه ساخت دارید. به همراه دیگر مدارک مالکیت علیه شهرداری تحت عنوان ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با عرض سلام و خسته نباشید در مورد پرونده حقوقی خانواده طلاق غیابی با حکم نفقه و اجرت المثل توسط وکیل سال گذشته جاری شده و در مورد "شرط ضمن عقد" که در صورت هر گونه جدایی اموال زوجین به طور مساوی تقسیم گردد اقدام شد ولی وکیل بدون اطلاع اینجانب با تبانی با طرف دعوی در روز دادگاه این حق را سازش کرد. پس از اطلاع از این جریان به وکیل دیگری مراجعه کردم تا درخواست بررسی مجدد پرونده نصف اموال را بدهد و در ضمن درخواست اجرای حکم اجرت المثل را پیگیری کند. اما وکیل دوم نیز مشکوک به تبانی با طرف دعوی که سابقه این کار را در مورد پرونده دیگری نیز داشته, در دادگاه اجرت المثل حضور نداشت و حکم را به نفع طرف دعوی صادر کردند که اعتراض به این حکم هم نتیجه ای نداشت. اکنون با توجه به سابقه وکیل دوم در مورد تبانی, اینجانب قصد دارم تا وکیل را عزل نموده و امور دادگاه نصف اموال را که الان در دادگاه تجدید نظر مورد بررسی مجدد قرار می گیرد , خودم پیگیری کرده و وکیل جدیدی را جهت حضور در دادگاه تجدید نظر نصف اموال انتخاب کنم. سوال من این است که آیا دادگاه در این مرحله وکیل جدیدی را قبول می کند و اینکه آیا شما این پرونده را قبول می کنید ? ه

2پاسخ

بادقت درشرط انتقال تانصف دارایی درمتن سند رسمی ازدواج یادآور می شود که دادگاه زمانی به انتقال دارایی زوج بنام زوجه حکم می کند که ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام بنده در یک زمینی که قبلا سینما بوده به عنوان یک نگهبان کار میکردم که بعد زلزله بنای سینما تخریب شد و بنده هنوزم در انجا زندگی میکنم الان 27 سال هست که این زمین 2000 متری دست من هست و بنده در ان زمین 40 تا درخت کاشته ام و خونه در ان زمین بنا نموده ام و مالک زمین 20 سال پیش از من شکایت کرد که حکم تخلیه بگیره ولی بعد 1 سال دادگاهی نتونست مارو بلند کنه از طمین و پرونده مختومه شد الان وراث وی امده اند ازما باز شکایت کرده اند و 1/5 هست که دادگاهی داریم هم به اداره کار شکایت کردیم هم به دادگاه ولی چون هیچ مدرکی نداریم رای به اونا دادن چون سند دارن ولی ما هیچ مدرکی از اینکه اینجا نگهبان بودیم نداریم که بتونیم حقوق خودمون رو از اداره کار بگیریم چون تا الان هیچ حقوقی به ما از طرف مالک پرداخت نشده دادگاه هم رای رو به ایشون دادن که بعد شکایت تجدید نظر پرونده ما به دیوان عالی کشور رفت وبعد 6 ماه باز رای به نفع ایشون صادر شد الان حکم تخلیه از زمین به مارو دادن و فرصت 10 روز حالا میخام بدونم میتونیم به حکم دیوان عالی باز تجدید نظر داد ؟؟؟ و اینکه چون ما درخت زمین کاشتیم نمیشه از مبنای زراعی شکایت کرد به جای مسکونی؟یا تجاری؟ چون ما در زمین درخت کاشتیم و محصول برداشت میکنیم وکیل ما هم تا الان به عنوان نگهبانی شکایت میکرد و به این عنوان هیچ رای به ما ندادن میخام بدونم اگه عنوان شکایت رو عوض کنیم میتوان بهجای رسید ؟؟؟ پیشاپش از اساتید که جواب میدن کمال سپاس رو دارم

2پاسخ

با سلام خدمت حضرتعالی از توضیحات شما چنین بنظر میرسد که وراث متوفی با تقدیم دادخواست مبنی بر خلع ید از زمین با احراز مالکیت چنین حکمی را از دادگاه اخذ نموده اند که این حکم صحیح میباشد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام یک قطعه زمین کشاورزی با مساحت 14 هکتار وجود دارد که پدر بزرگ من و دوستشان به صورت مشترک و مساوی در آن سهیم بوده اند . بعد از پیروزی انقلاب و فوت پدر بزرگ من، اهالی روستا اقدام به تصاحب زمین کردند که پس از طرح شکایت ،دادگاه حکم به نفع ورثه ی پدر بزرگ من و شریکش داد ولی روستاییان زمین را تخلیه نکردند و با وجود اینکه بارها دادگاه مأمور برای تخلیه زمین به محل اعزام کرد ولی همچنان روستاییان به کشت و کار در آنجا مشغول بودند و حتی ذره ای از محصولات زراعی را در اختیار صاحبان اصلی قرار نمی دادند بارها و بارها شکایت صورت گرفت و هر بار دادگاه رأی به نفع ما داد. پس از گذشت نزدیک به 10 سال تصمیم به فروش زمین به روستاییان گرفته شد و در دادگاه ذکر شد که چنانچه تا 1 ماه پس از تاریخ دادگاه روستاییان اقدام به واریز کل مبلغ توافق شده بنمایند این زمین به آنان انتقال داده خواهد شد و در صورت تأخیر در واریز کل مبلغ زمین حتی به اندازه ی 1 روز این قرار کلا منتفی خواهد شد و هیچگونه حق اعتراضی برای آن جایز نیست.روستاییان مجددا خلف وعده نمودند و حدود 6 ماه در پرداخت پول از تاریخ تعیین شده تخطی نمودند. در جلسه دادگاه بعدی که به همین دلیل برگزار شده بود پدرم به نمایندگی از ورثه ی پدر بزرگم اعلام کرد که بعلت تخطی از قرار فی مابین ملک را انتقال نمی دهد و مبلغ واریز شده را به عنوان اجرت المثل این همه سال برمی دارد ولی شریک پدر بزرگم سهم خود را انتقال داد. مجدد شکایت صورت گرفت و اینبار دادگاه رأی به نفع روستاییان دادپدرم در حضور قاضی کتبأ اعلام کرد که رأی دادگاه را قبول ندارد و این رأی را به منزله ی اجحاف و نادیده گرفته شدن حق خود می داند و از بسته شدن پرونده جلوگیری کرد . پس از آن پدرم از دنیا رفت و حدود چند سالی است که پرونده بلا تکلیف است اکنون می خواهم بدانم آیا من بعنوان وارث پدرم می توانم شکایت را به دیوان عدالت اداری بفرستم؟ و اینکه اصلا امکان برد در این پرونده وجود دارد؟در ضمن اگر دادگاه آن پول را بابت ارزش پولی زمین به حساب آورد تکلیف اجرت المثل آن 15 سال چه می شود؟

2پاسخ

با سلام به شما برای پاسخ به سوال شما ذکر چند نکته لازم و ضروری است : اول اینکه محاسبه ارزش ریالی زمین ، برابر توافق طرفین یا نظریه کارشناسی تعیین میشود و در صورت سوال شما بصورت ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام سوالی که داشتم در مورد طلاق هست. همسر من حدود 3 هفته پیش پس از یک مشاجره تلفنی بر سر اینکه سر کار نروند به منزل مادر و پدر خود رفت. 2 شب پس از این حرکت زمانی که به تلفن همراه ایشان زنگ زدم مادرشان گوشی را جواب داده و گفتند می خواهیم طلاق دخترمان را بگیریم و دلیل این تصمیم را تمام اتفاقات ریز و درشتی که در طی این 8 سال زندگی مشترک افتاده اعلام کردند. و گفتند دختر من امنیت جانی ندارد. در طول این 3 هفته همسرم تنها 4 بار به زنگ های من پاسخ داد و شاید حدود 10 یا 15 بار جواب پیامک های من رو دادن. که در تمام آنها اعلام کردند که تصمیم گرفتند جدا شوند. از آنجایی که اینجانب قصد جدایی نداشته و نیز هیچ گونه پرونده کیفری یا حتی دستگیری توسط پلیس به اتهام ضرب و جرح و ... نداشته و آلودگی به هیچ ماده مخدر، الکل، قمار و ... ندارم و همچنین تمام امکانات زندگی را در حد عالی فراهم آورده (از قبیل ماشین، منزل شخصی، سفر خارجی،خرید لباس و ... و طلا در حد بالا) و نیز به جای مهریه ایشان را که 313 سکه طلا بوده است، 3 دانگ آپارتمان جدید الاحداث که در سال 89 تقریبا معادل همان تعداد سکه بود به نامش زدم که همسرم نیز در ذیل دستخط عادی قبول دریافت کرده و متعهد شده که 3 دانگ دیگر آپارتمان را به نام من بزند.(قولنامه به نام همسرم هست) . ضمن اینکه ماشین هم به نام ایشان بوده و ایشان در فردای روزی که مادرشان اعلام کردند که قصد طلاق دخترشان را دارند وارد منزل شده و کلیه طلاها و رسیدهای طلاها را خارج کردند (به ارزش حدود 100 میلیون تومان).. حال سوال من این است که آیا همسرم می تواند از من جدا شود؟ در صورتی که موافق نباشم؟ و 2- اگر می تواند تحت چه شرایطی می تواند؟ 3- تکلیف مهریه و نفقه و سایر حقوقاتش چه می شود؟ 4- ایشان شرط بازگشت به منزل را دادن حق طلاق اعلام کردند.. چه تبعاتی برای من دادن این حق دارد.؟ 5- آیا می توانند باقی دارایی من را نصف کنند. (هیچ شرط اضافه ای در قباله ازدواج نیست و شروط همان های چاپ شده است.) با تشکر

2پاسخ

با سلام نظر به تبصره ماده 1133 قانون مدنی: زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) این قانون ، از دادگاه تقاضای طلاق نماید. همسر شما با توجه به موارد ذیل می تواند ...

مشاهده پاسخ کامل