جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09171160084 در تماس باشید.

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام لطفا درخواست این جانب را مطالعه فرمائید که نیاز به راهنمایی جدی دارم - دستمزد مشاوره و یا ارسال لایحه دفاعیه را فوری تقدیم می کنم با کارت به کارت احتراماً این جانب کارشناس رسمی دادگستری هستم ارزیابی ملکی جهت وثیقه گذاری به این جانب ارجاع شد که این جانب پس از تحقیقات کامل ، به نتیجه یقینی رسیدم که ملک فوق حدود 750 میلیون تومان ارزش دارد لیکن با توجه به اینکه متقاضی وثیقه خود را 300 میلیون تومان اعلام کرد و بر اساس همین مبلغ نیز دستمزد کارشناسی این جانب را واریز کرده بود ( دقت فرمائید ) لذا این جانب نیز بر مبنای همین مبلغ ارزش ملک را اعلام کردم ( حدود 360 میلیون - مقداری بیشتر از مبلغ وثیقه که مشکل حل شود - مطابق روال همه کارشناسان ) و در روز بعد متقاضی اعلام کرد که قاضی دادگاه عنوان می دارد وثیقه شما 600 میلیون است و من نگفتم 300 میلیون لذا بر این اساس مجدداً به من مراجعه کرد و چون ارزش ملک تا 750 میلیون تومان مورد تأیید من بود لذا در مرحله دوم برای وثیقه 600 میلیونی این جانب نیز بر مبنای همین مبلغ ارزش ملک را اعلام کردم ( حدود 660 میلیون - مقداری بیشتر از مبلغ وثیقه که مشکل حل شود ) که در این راستا قاضی پرونده با این ادعا که چرا برای یک ملک دو ارزیابی متفاوت 360 و 660 میلیونی انجام شده ، با موضوع " گزارش خلاف واقع " مبادرت به طرح دعوی کیفری بر علیه این جانب نمود که هم اکنون دادسرا نیز بدون بررسی موضوع برای این جانب کیفرخواست صادر شده و در انتظار جلسه دادگاه هستم. ضمن اینکه هیچگونه مقرراتی جهت اعلام ارزش واقعی ملک نداریم حتی اگر گزارش این جانب خلاف واقع نیز باشد باید جهت اعلام جرم بر علیه این جانب سوء نیت ماده 37 قانون کارشناسان رسمی دادگستری احراز گردد ولی متأسفانه بدون دلایل مستند و توجه به اظهارات این جانب و احراز سوء نیت برای من کیفرخواست صادر شده در حالی که من قیمت ملک را کمتر ارزیابی کردم و این در جهت اطمینان است یعنی وثیقه مطمئن تری به دادگاه دادم و متهم را فراری ندادم و دستمزد کمتری دریافت کردم و همه چیز در جهت اطمینان بود و حالتی گزارش خلاف واقع است که ملک را بیشتر ارزیابی کنند که مقداری از تأمین دادگاه غیر واقعی باشد و کارشناس و متهم منتفع شوند مالی یا غیر و دادگاه هم متضرر شود. علت اینکه در مرحله اول این جانب قیمت کامل ملک را اعلام نکردم این بود : 1- متقاضی دستمزد کارشناسی را بر اساس وثیقه 300 میلیون تومان واریز کرده بود و اگر ارزش کل ملک اعلام می شد مابقی دستمزد قابل دریافت نبود چونکه در هر حال ملاک پرداخت دستمزد کارشناس میزان وثیقه متقاضی است و نه ارزش ملک ( دقت ! ) و با این کار حقوق این جانب و کانون ضایع می گردید. 2- اعلام قیمت کل ملک نیازمند بررسی دقیق است و این خود مستلزم استعلام موارد مبهم از جمله نوع کاربری ملک ، میزان عقب نشینی ، پرداخت سهم خدمات ، بدهی به اداره دارایی و .... از ادارات مختلف بوده که این کار موجب اطاله زمان و تضییع حقوق متقاضی می گردد و حتی در آخر کار ، استعلامهای مأخوذه هیچگونه کاربردی ندارد چرا که وثیقه متقاضی بسیار کمتر از ارزش ملک بوده و حتی با فرض نتیجه منفی برای همه استعلام ها ، هنوز مبلغ وثیقه متقاضی تحت پوشش است و این کار عقلاً منتفی است و به غیر از اطاله زمان و بیهوده کاری چیز دیگری نیست. 3- این که در وثیقه های کمتر از ارزش ملک ، قیمت کل ملک اعلام نمی گردد رویه کلیه کارشناسان است و همه قضات هم از آن اطلاع دارند چونکه نیازی به این کار نیست و هیچگونه تأثیری در روند پرونده ها ندارد و همین که وثیقه پوشش داده شود باید به دنبال رفع مشکل مردم بود نه این قبیل کارها. نکات مهم : 1- با توجه به اینکه این جانب در ارزیابی ملک فوق ، به مبلغ یقینی 750 میلیون تومان رسیده ام سؤال این است که پس چرا باید بجای ارزیابی 750 میلیون تومانی و دریافت دستمزد 3/1 میلیونی ، ارزیابی 460 میلیون تومانی انجام داده و دستمزد 700 هزار تومانی دریافت کنم ؟ آیا این منطقی است که اینجانب خودم را 600 هزار تومان متضرر کنم ؟ پس اعلام ارزیابی اول به مبلغ 460 میلیون دلایل منطقی و فنی داشته و الا با اعلام مبلغ 750 میلیون تومان در همان ابتدا دستمزد دو برابر دریافت می کردم !!!!! پس چرا مبادرت به این کار نکردم ؟ توضیحات تکمیلی : 1- اصولاً انجام عمل خلاف باید همانند سایر جرائم حلالی را حرام و یا حرامی را حلال کند و تخلف مصداق این است که مثلاً کارشناس ملک 300 میلیونی را برابر 800 میلیون اعلام گردد که منافع کارشناس و یا متقاضی یا ... در میان باشد!! آیا با گزارش اولیه این جانب که ملک 750 میلیونی به دلایل مفصل بالا 460 میلیون اعلام شده تخلفی صورت گرفته است ؟ متقاضی متضرر یا منتفع شده یا کارشناس ؟ و یا مسؤلیت متوجه دادگاه گردیده است ؟ 2- با ارزیابی اوایه حقوق همگی ادا شده چرا که متقاضی هم مشکل قضایی پرونده اش حل شده و هم دستمزد کمتری واریز نموده و هم در اسرع وقت به نتیجه رسیده است و این جانب هم متضرر شده ام چون که دستمزد کمتری دریافت کردم و مشکل و مسئولیتی هم برای دادگاه بوجود نیامده ؟ به عبارتی هیچکس به صورت غیر قانونی منتفع نشده است !! پس مشکل کار کجاست ؟ تخلف گزارش کجاست ؟ 3- لازم به ذکر است که در ثبوت و تحقق جرم باید هر سه عنصر مادی و معنوی و قانونی وجود داشته باشد تا جرم محرز گردد و لذا در این خصوص کجا عنصر معنوی جرم استنباط می گردد ؟ آیا اینکه در عنصر قانونی آن ( ماده 37 قانون کارشناسان رسمی ) سوء نیت کارشناس شرط اصلی تخلف است سوء نیتی مشاهده می شود ؟ اینکه راضی به دستمزد کمتر بوده و سرعت عمل بیشتری داشته ام مصداق سوء نیت است ؟ اگر هست به کدام مستند قانونی و اگر نیست پس تحقق جرم بدون عنصر قانونی چگونه ممکن است ؟ حقیقتاً به کدامین دلیل بر علیه این جانب اعلام جرم شده ؟ چه کسی از مجاری نامشروع متضرر یا منتفع شده ؟ آیا به غیر از اینکه انجام کارشناسی صادقانه و با رعایت حقوق عامه و عرف اجتماعی انجام شده کار دیگری صورت پذیرفته ؟ لطفا در این خصوص راهنمایی و ارشاد فرمائید که در جلسه دادگاه کیفری آتی چه چیزی بگویم و اگر امکان دارد متن لایحه دفاعیه را برایم ارسال فرمائید که کوبنده و مستند و قابل قبول باشد. از همکاری صمیمانه شما سپاسگزارم با تشکر و دعای خیر 28/4/98

2پاسخ

...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام و احترام در تاریخ 22.8.94 خودرو 206تیپ 2 مدل 86 خود را در مرکز خرید وفروش خودرو چیتگر تهران زیر نظر کارشناسان آن مرکز وطی مراحل کامل قانونی و رضایت کامل خریدار بفروش رساندم پس از حدود 40روز خریدار تماس گرفت و گفت خودرو موتور سوزانده و علتش هم نشتی آبی بوده که از قبل در بلوک سیلندر وجود داشته و شما آن راچسبکاری و پنهان نموده ای (لازم به ذکر است خودرو بنده حدود یک سال قبل ترکیدکی کوچکی روی بلوک سیلندر داشت که جوشکاری شده و ضمانت 5ساله و فاکتور آن نیز موجود است که بنده این مورد را فراموش نموده بودم که به خریدار اعلام نمایم) حال خریدار تحت عنوان :کتمان عیب و اینکه سالم بودن مبیع جزئ ارکان معامله میباشد و عدم سلامت مبیع دائر بر تضمین سلامت مبیع و تضمین فروشنده به درستی محقق نشده و در نتیجه عدم انجام تعهد فروشنده موجب گردیده آب موتور تخلیه و موتور سوخته شود: علیه اینجانب شکایت و ادعای خسارتی به مبلغ 44000000ریال نموده سوال بنده این است که آیا ادعای ایشان مبنی بر عدم سلامت مبیع و تضمین فروشنده (با توجه به اینکه خودرو صفر کیلومتر نبوده)در معامله ای که در حضور کارشناسان خبره مرکز صورت گرفته صحیح میباشد یا خیر ضمنا ایشان در شکایت خود اذعان نموده که بنده از اول به ایشان گفته ام که خودرو آب کم میکند آیا بنده میتوانم به استناد به این گفته خریدار و اینکه چون خریدار میدانسته خودرو آب کم میکند پس در نتیجه کوتاهی و عدم رسیدگی به خودرو و بعد از مدت حدود 40روز استفاده از چنین خودرویی خود باعث سوختن موتور خودرو شده یا نه؟آیا بنده میبایست خسارت خریدار را کامل پرداخت کنم؟ با تشکر از شما

2پاسخ

با توجه به انعقاد عقد بیع ،بین شما و خریدار خودرو ، عقد از عقود لازم بوده و فقط طبق خیارات موجود در قانون ،حق فسح قرارداد را دارد در ما نحن فیه ممکن است در صورت وجود عیب ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

بسمه تعالی مرحوم پدرم در تابستان 1361 فوت می¬کنند. مرحوم دو منزل مسکونی به ارث می گذارند . یک منزل که مغازه ای هم دارد و قابل سکونت است و منزل دیگر که غیر مسکونی و مخصوص نگهداری احشام است . بعد از فوت پدرم، برادر بزرگم با زن و بچه و مادرم به همراه من و برادر مجرد دیگرم ویک خواهر مطلقه در این منزل سکونت داشتیم. سرپرستی بازماندگان با دو برادر بزرگم بود که در مغازه پدر قصابی داشتند و در منزل دیگر احشام را برای کشتار نگهداری می کردند وتا سال 1366 سرپرستی ما را به عهده داشتند.در سال 1366 بعد از حدود پنج سال از فوت پدر من جهت تقسیم ارث اقدام کردم. وراث جهت کمک به برادران سرپرست تصمیم می گیرند که منازل را به آنها بفروشند. در نشستی با حضور همه فرزندان، منزل احشام به برادر بزرگ فروخته می شود و جهت کمک به ایشان یک سوم حق سهم میت از قیمت منزل کسر می شود وایشان تقبل می کنند به اندازه سهم پدر خیرات کنند. همه صورتجلسه را امضا ء می کنند وقرار می شود با اعتمادی که به برادر بزرگ خانواده داریم ایشان سهم همه را بدهد. منزل دیگر را به برادر دیگرم می فروشیم و سرپرستی بازماندگان به او واگذار می شود.برادربزرگترم در پرداخت سهم ارث اهمال می کنند. از جمله تحت عنوان اینکه از سال 1361 تا 1366 خواهر مطلقه و مادررا سرپرستی کرده و برای ایشان هزینه کرده است ، از دادن سهم ارث ایشان خودداری می کنند .بعد از 3 سال از تقسیم ارث وعدم نگهداری مادر وخواهرم توسط ایشان و برادر دیگرم ، من جهت خرید خانه و رپرستی مادر و خواهرم درخواست سهمم رااز برادر بزرگ می کنم و ایشان عنوان می کنند که شما سهمی ندارید چرا که مخارج دانشگاه شما را در سال های 1362 تا 1366 من داده ام. البته من با پول خود و مقداری قرض یک منزل مسکونی می خرم وتا حدود 10 سال ( تا زمان فوت مادر) سرپرستی مادر و خواهر مطلقه را خود به عنوان وظیفه به عهده می گیرم بالاخره برادرم بدون جلب رضایت وراث(ندادن ارث دو خواهرو مادر ومن ) فوت می¬کنند. ایشان وصیت مکتوبی نمی¬کنند و فرزندانش نقل قول می¬کنند که گفته یک سوم خانه مال پدرم است و برای ایشان خیرات انجام نشده است بعد از فوت برادرم دختربزرگ ایشان که مطلقه است ویک دختر دارد ودختر دیگربرادرم هر سه در خانه بزرگ مذکور زندگی می¬کنند، تحت حمایت کمیته امداد هستند و فامیل هم مخارج ماهانه آنها را متقبل شده است. با وصف اوضاع و احوال این خانواده مسائل زیر مطرح است :1-در زمان سرپرستی خواهر وتحصیل من ، هر دو منزل و مغازه و مانده دارایی پدرتا قبل از تقسیم ارث حدود 5 سال (1361 تا1366 ) و حتی حدود سه سال بعد در اختیار مرحوم برادربزرگم بوده است و بدون اخذ رضایت از فرزندان متوفی از آنها بهره برده است . لذا تامین مخارج سرپرستی خواهر و مادر و من با بهره گیری از دارایی پدر بوده است. از طرفی تقبل بیشتر هزینه ها بعد از فوت پدرم توسط برادر دیگرمان در آن ایام، انجام شده است واین برادر بر حسب وظیفه وجدانی به مادر ، من و خواهر کمک کرده است و ادعایی هم نداشته است. با این اوصاف آیا من و خواهرم سهم ارث طلب داریم یا نه ؟ 2- وضعیت سهم یک سوم پدرمان از خانه که باید خیرات شود،آیا به علت وضع نامناسب مالی فرزندان برادرمرحومم و نداشتن سرپرست شرعا می تواند به آنها برسد؟ و در این صورت آیا رضایت ما بازماندگان لازم است؟ 3- به منظور تامین سهم وراث و جلب رضایت آنها وپرداخت بدهی مرحوم برادرم آیا می شود اقدام به فروش خانه مرحوم برادرم کرد؟البته با شرط تامین مسکن کوچکتردیگر برای فرزندان برادر از طریق سهم ارث ایشان و احیانا کمک دیگر وراث و بخشیدن یک سوم سهم پدر ؟ باتشکر-

2پاسخ

شما در صورتی از میزان سهم الارث پدر خود ارث طلبکارید که دلیلی مبنی بر اینکه مخارج شما به عنوان سهم الارثتان پرداخت شده وجود نداشته باشد . اما درخصوص منازل مذکور شما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام و خداقوت بنده سال 89 در آموزش و پرورش استخدام شدم. طبق متن مندرج در آگهی استخدام، در بدو استخدام از بنده تعهد 5 ساله مبنی بر عدم درخواست انتقال و جابجایی تحت هر شرایطی از منطقه خدمتی که آموزش و پرورش برایم تعیین می نماید اخذ شد(تعهد محضری می باشد). پس از سپردن تعهد 5 ساله در اوایل مهرماه سال 89 در بهمن ماه سال 89 بخشنامه ای از طرف وزارت آموزش و پرورش صادر شد که باستناد نامه شماره 200/1709 مورخ 89/01/25 معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور (که بیان نموده است از مستخدمین فلان استانها در صورت تمایل به استفاده از امتیاز بومی بودن، تعهد 10 ساله خدمت در محل جغرافیایی خدمت مورد تقاضا اخذ شود) بنده را ملزم به سپردن تعهد 10 ساله محضری نمودند. اینجانب با توجه به اینکه در متن آگهی استخدام، اخذ تعهد، 5 ساله عنوان شده است و همچنین بخشنامه وزارتخانه مبنی بر اخذ تعهد 10 ساله پس از گذشت حدود 4 ماه از اخذ تعهد 5 ساله صادر شده است و نه قبل یا همزمان با اخذ تعهد 5 ساله شکایتی را به دیوان عدالت اداری ارسال نمودم. کاملا مشخص است که آموزش و پرورش می بایستی از همان ابتدای استخدام در آگهی استخدام اخذ تعهد را 10 ساله اعلام می نمود زیرا بنده همزمان فرصت استخدام در اداره دیگری نیز داشتم و می توانستم از استخدام در آوپ انصراف دهم. ولی پس از سپردن تعهد 5 ساله و اجبار و الزام به سپردن تعهد 10 ساله حدود 4 ماه بعد، فرصت استخدام بنده در اداره دیگر از بین رفته و همچنین در صورت عدم سپردن تعهد 10 ساله بنده اخراج و طبق تعهد 5 ساله ای که سپرده بودم ملزم به پرداخت 5 میلیون تومان در سال 89 می شدم. حالا جواب نامه بنده به دیوان عدالت اداری پس از یک سال آمده است(که جای تشکر دارد!!!) و شکایت بنده را رد نموده و وارد ندانسته است. در صورتی که هر آدمی که از حقوق و دعاوی چیزی هم بلد نباشد باز هم این کار وزارت آوپ را صحیح نمی داند و آنرا اعمال زور و قدرت می داند!!! درضمن هنوز رای دیوان به دست بنده نرسیده است و فکر کنم هر شکایت به دیوان دوسال برای صدور رای طول بکشد و بعدش هم شکایت را رد می کنند. ذکر این مورد را لازم میدانم که بنده هیچ فرمی را مبنی بر درخواست استفاده از امتیاز بومی بودن تکمیل ننموده ام و هرچند در متن تعهد نوشته شده بنده با میل و اختیار تعهد میدهم ولی میل و اختیاری درکار نبوده است و بنده مدت یکسال الی دو سال اقدام به سپردن تعهد 10 ساله ننمودم ولی اداره کل نامه ای مبنی بر تسویه حساب با بنده به اداره محل خدمت ارسال نمود و اداره نیز بنده را به امور حقوقی معرفی نمود. البته نامه اداره دلیل اخراج بنده و تسویه حساب را شرط رضایت دستگاه از مستخدمین پیمانی اعلام نموده است و گفته شده چنانچه از نامبرده ناراضی هستید با ایشان تسویه نمائید. البته بنده به وکیلی مراجعه نمودم و ایشان گفتند نباید تعهد میدادی چون یا تسویه نمیکردند و یا اگر تسویه و اخراج میشدی و آنوقت به دیوان شکایت میکردی به نفع تو رای صادر میشد. ولی خود شما نیز میدانید که ریسک این کار برای بنده با این وضعیت بیکاری و پارتی بازی و تبعیض و ... بسیار زیاد بود و ناچار بودم. لطفا بفرمائید آیا درخواست تجدیدنظر به رای صادره شعبه 27 دیوان که بازهم توسط دیوان عدالت اداری بررسی خواهد شد برای بنده نتیجه ای خواهد داشت یا جز وقت و هزینه تلف کردن سودی نخواهد داشت؟

2پاسخ

در خصوص نوع استخدام معمولا در استخدام پیمانی تعهد خدمتی پنج ساله وجود دارد. شما باید ببینید این بخشنامه جدید در مورد چه کسانی قابل اعمال است آیا ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام واحترام اینجانب در سال86 اقدام به راه اندازی یک باشگاه ورزشی نمودم که بنابه پیشنهاد پسردایی ام وی را برای مربی گری و مدیریت باشگاه انتخاب و کلید باشگاه را به وی دادم. در ابتدا ایشان گفت که میخواهم شریک شوم ولی پولی نداشت برای همین من یک وام گرفتم بنام خودم و با اسناد خودم و قرار شد ایشان اقساط را پرداخت کند تا 2 دانگ به ایشان تعلق بگیرد ولی متاسفانه در بازپرداخت اقساط تنبلی کرد ومجبور شدم با جریمه سنگین وام را تسویه کنم و نیز تا امروز بااینکه این باشگاه در حدود سالی 70 میلیون تومان درامد دارد بابت این چند سال کمتر از 50 میلیون تومان به بنده داده. اقساط وام های بنده در سال 91 تمام شد و من چند بار به ایشان مراجعه کردم تا مبلغی از درآمد باشگاه را بگیرم ولی ایشان هربار با یک بهانه پولی نمیداد تا اینکه ماه گذشته متوجه شدم که ایشان در غیبت بنده از دسته چک من یک برگ جدا کرده و مبلغ 900 میلیون تومان نوشته و امضای منو جعل کرده و به بانک برده و برگشت زده و اقدام به شکایت حقوقی کرده است. ضمنا سال گذشته بخاطر اصرار ایشان یک دانگ بصورت محضری بنام ایشان زدم ولی هیچ پولی بابتش نگرفتم. ولی اکنون متوجه شدم که ایشان به بنده خیانت کرده و حال باتوجه به اینکه هیچ مبلغی از ایشان بابت یک دانگ نگرفتم میتوانم باتوسل به قانون رجوع از هبه اون یک دانگ رو پس بگیرم؟ لازم به ذکر--- است که در سند حرفی از هبه نشده ولی هیچ قولنامه و مدرکی هم درکار نیست. ضمنا میتوانم ماجرای خیانت در امانت را مطرح کنم برای پس گرفتن یک دانگ یا نه؟ برای تعطیل کردن باشگاه چه اقدامی باید انجام دهم؟ چگونه میتوانم کارشناس برای تعیین بهای این چندسالی که پولی به بنده نداده بگیرم و شکایت در چه عنوانی بهتر است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید که دررابطه با ایشان چه شکایاتی میتوانم داشته باشم؟ با توجه به اینکه چک را دزدیده و جعل کرده و مبلغ 900 میلیون تومان نوشته و درحالیکه من هیج دادوستدی با ایشان نداشته ام چگونه بی گناهی ام را اثبات نمایم؟ باتشکر از زحماتتان

2پاسخ

با توجه به نحوه سوال مطروحه, انتقال دو دانگ در قبال پرداخت اقساط وام. تعهد وتوافق گردید,لذا طبق اصل لزوم قراردادها ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام و احترام فراوان.در ادامه ی سوال571155009 مینویسم.مشکل این است که لازمه ی گرفتن رضایت شاکی(که پدرم است)پرداخت دیه ها از سوی شرکت بیمه میباشد در صورتیکه شرکت بیمه برای تکمیل پرونده و پرداخت دیه ها حکم قطعی شده را میخواهد و حکم هنوز قطعی نیست و من نسبت به حکم اعتراض زده ام و قرار است حکم نزد دادگاه تجدید نظر برود.دچار مشکل تداخل زمانی شده ایم اگر حکم قطعی شود که من باید روانه ی زندان شوم اگر هم قطعی نشود که بیمه دیه ها را نمیدهد و نمیتوان رضایت شاکی را برای درخواست ماده ی277ق.ا.د.ک گرفت. لطفا با این شرایط مرا راهنمایی کنید؟ ایا اگر پدرم اکنون رضایت دهد شرکت بیمه از پرداخت دیه ها سربازمیزند؟ و اینکه برای من دو فقره 3سال و 10روزحبس تعزیری بریده اند که باتوجه به ماده134 قانون مجازات اسلامی فقط مجازات اشد(یکی از مجازاتها)قابل اجرا میباشد و اگر مجازات اشد به یکی از علل قانون تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجرا شود مجازات اشد بعدی اجرا میشود لیکن در صورت تبدیله مورده اول به جزای نقدی میتوان مورده دوم را نیز به جزای نقدی تبدیل کرد یا در هرصورت مورده10روز صددرصد است؟لطفا با این اوضاع بهترین راه ممکن را به من راهنمایی کنید.و ایا این مسئله صحت دارد که در قانونی جدید مجازات حبس را از تصادفات منجر به فوته خانوادگی برداشته اند؟ باسپاس فراوان از توجه و زحمات شما،درپناه حق موید و تندرست باشید.

2پاسخ

با سلام هرچند از کیفیت حکم صادره مطلع نیستم.ولی شما تلاش خود را بکنید که دادگاه تجدید نظر در مجازات تعیینی تخفیف اعمال کند .به هرحال در صورت قطعیت حکم شما باید ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

سلام. در اردیبهشت ماه سال 90 با پسر خاله ام توافقی شفاهی جهت خرید تجهیزات و نصب آسانسور ساختمان ایشان داشتم . تا مرداد ماه سال 91 بخش عمده ای از کار شامل آهنکشی ، نصب ریل ، نصب دربهای طبقات ، اجرای سقف ، خرید کابین و خرید موتور را به مبلغ 121/940/000 ریال انجام دادم . ایشان مبلغ 110/000/00 ریال به بنده پول داده است . به علت بد پول دادن ایشان ، به علت افزایش قیمت دلار و دگرگون شدن بازار اقتصادی کشور و بالاخره به خاطر خراب نشدن روابط فامیلی کار ایشان به حالت تعلیق در آمد . اما ایشان بدون اطلاع بنده به صورت یکجانبه ، با تشکیل کمیته ای متشکل از دوستان خود به اصطلاح اقدام به فسخ قرارداد ، تهیه فصل مشترک کار انجام شده و سپردن ادامه کار به شخص ثالث ( بدون تأمین دلیل و حکم دادگاه ) کرد . بعد بامراجعه به دادگاه و شکایت ، با ارائه فاکتوری به مبلغ 74/035/000 ریال ارزش کار باقیمانده و انجام شده توسط شخص ثالث ، مدعی خسارت ناشی از عدم انجام تعهد از بنده گردید . کارشناسی جهت کار مشخص شد . کارشناس در بند 1 گزارش خود اینگونه نظر داده : " توافق بین خوانده و خواهان شفاهی بوده و قراردادی مکتوب ارائه نشد ، بنا بر این امکان اثبات عمل به توافق فی ما بین میسر نیست " . اما در پاسخ به سئوال قاضی در قرار کارشناسی به این مضمون " بررسی گردد در صورت عدم انجام تعهد توسط خوانده ، مابقی تعهد توسط چه شخصی انجام شده است ؟ " اینگونه پاسخ داده : " بدلیل عدم تکمیل کار تو سط خوانده ، ما بقی کار را شرکت ..... به مدیریت آقای ..... ، انجام گردیده است و پس از بررسی فاکتور ارائه شده توسط شرکت ..... به مدیریت آقای ..... ، ارزش کار انجام شده را مبلغ 64/000/000 ریال اعلام می دارد و علاوه بر این تمام نشدن کار روی آسانسور در زمان لازم باعث نارضایتی ساکنین مجتمع گردیده است " . و مجدداً در پاسخ به سئوال قاضی در قرار کارشناسی به این مضمون " بررسی گردد آیا خواهان نیز به تعهد خود نسبت به خوانده اقدام نموده و ثمن قرارداد را پرداخت نموده است ؟ " اینگونه پاسخ داده : " خواهان نسبت به تعیین مواد اولیه لازم و زیر ساختها از قبیل برق کشی و نصب کنتور برق و غیره اقدام نموده است و مبلغ 110/000/00 ریال به خواهان پرداخت نموده است و پس از بررسی فاکتور خوانده ارزش کار را مبلغ 102/000/000 ریال اعلام می دارد " ، و سرانجام در دادنامه صادره آمده است : " ... نظر به این که برابر نظریه کارشناسی ... مستند به مواد 226،225،224،223،222،221،220،219،10 قانون مدنی ، حکم به محکومیت خوانده به پرداخت ... به عنوان ضرر و زیان ناشی از عدم انجام تعهد و ... در حق خواهان صادر می شود " . اکنون این سئوالات برای من پیش آمده :1- با استعلام از کانون کارشناسان ، مطلع شدم که اظهارنظر کارشناس بدون داشتن صلاحیت های لازم در خصوص موضوع پرونده ، بوده است . این چطور ممکن است؟ 2- صرفنظر از سدوال 1 ، با توجه به نظر صریح کارشناس به نبود قرارداد مکتوب و روشن نبودن موضوع و مفاد توافق و به تبع آن الزام و مرز تعهدات طرفین ، چگونه هم کارشناس و هم قاضی اثبات کردند که " بنده از تعهد ناشی از عقد تخطی کردم؟" 3- فاکتورهای ارائه شده از سوی خواهان ، دارای لاک گرفتگی ، با اعداد و ارقامی متغیر و نامفهوم و کاملاً مشخص از اینکه خواهان در اصل فاکتور دست برده و جهت معتبر جلوه دادن فاکتور با مهر شرکت ..... ( شرکت انجام دهنده باقیمانده کار که البته با استعلام از اداره ثبت ، مطلع شدم که یک شرکت مجعول با عناوین غیر واقعی است ) ، چگونه مورد بررسی و ملاک عمل کارشناس بوده اند؟ 4- تاریخ توافق اردیبهشت ماه سال 90 بوده و تاریخ اولین چک داده شده توسط خواهان ، اسفند سال 90 ، دومین چک خرداد سال 91 و سومین چک شهریور ماه سال 91 بوده است . با استعلام از بانک مرکزی روند سیر صعودی قیمت دلار و نا به سامانی در بازار در دو مرحله ، بهمن سال 90 و تیر سال 91 ، براحتی قابل اثبات است . آیا این گونه پول دادن و بی مبالاتی خواهان در پرداخت و بوجود آمدن شرایط بدون پیش بینی و بی سابقه اقتصادی در کشور ، خود نشان دهنده تخطی خواهان از عذم انجام تعهد نیست؟ 5- آیا نارضایتی ساکنین مجتمع از تعهدات خواهان نسبت به آنان نیست؟ 6- کارشناس و قاضی چگونه ضرر را اثبات کرده اند؟ 7- آیا سکوت کارشناس و قاضی در حمایت از عمل خواهان در عدم اعلام نبود مستندات قانونی ، الزام به انجام تعهد ( البته به شرط اثبات تعهد ) با مراجعه به مقامات قانونی ( موضوع ماده 237 قانون مدنی ) ، سپردن زودتر از موعد ادامه کار به شرکتی دیگر بدون حکم دادگاه ( موضوع ماده 238 قانون مدنی ) و یا حتی فسخ یکطرفه قرارداد مورد دعوا ( قراردادی که هرگز وجود آن اثبات نشده ) بدون حکم دادگاه ( موضوع ماده 239 قانون مدنی ) ، مثال زدنی نیست؟ و سئوالاتی دیگر ... علی ایحال خواهشمند است بنده را با این همه پرسش بیشمار و بی پاسخ کاملاً و مبسوط راهنمایی بفرمایید . ملتمس دعای شما ، منتظر دقت نظر عالمانه و هوشمندانه شما و امیدوار به روسفیدی و سربلندی هردویمان در محکمه عدل الهی می باشم . با احترام

2پاسخ

کاربر محترم سایت با سلام با توجه به توضیحات تقریبا کاملی که در قالب سوال خود داده اید، بدوا موارد ذیل را مشخص نمائید تا بتوانم راه کاری قانونی و منتج به نتیجه برای مشکل ایجاد شده ارائه نمایم : 1- دلیل اثبات قرارداد شفاهی مورد ادعای خواهان در پرونده چیست؟ 2- دلیل تعیین کل مبلغ قرارداد ...

مشاهده پاسخ کامل



1سوال

با سلام با توجه به اینکه من فرزند شهید و کادر سپاه میباشم میخواستم بدونم سپاه پاسداران در قبال مصوبات مجلس شورای اسلامی چه مسئولیتی داره ؟ آیا از لحاظ قانونی موظف به اجرای مصوبات هست یا نه ؟ آیا مصوبه مجلس در خصوص برخورداری فرزندان شهدا از امتیازات جانبازان بالای 50 درصدمانند اعطای ماموریت آموزشی به فرزندان شهدا در سپاه پاسداران نیز لازم الاجرا می باشد ؟ این امتیاز که فرزندان شاهد شاغل می توانند برای یکبار از یک دستگاه به دستگاه دیگر منتقل شوند در کدام قانون یا مصوبه آمده است و آیا برای مجموعه سپاه پاسداران نیز لازم الاجرا می باشد یا خیر ؟ در صورتی که در خصوص مسائل فوق حقی از بنده ضایع شده باشد باید از طریق چه مرجعی پیگیری کنم ؟ خواهشمندم هر کدام از سوالات را جدا پاسخ بفرمایید . با تشکر

2پاسخ

با سلام، قوانین 15 روز پس انتشار ، در سراسرکشور لازم الاجراء است مگر آنکه درخود قانون ، ترتیب خاصی برای موقع اجرا مقرر شده باشد. بله الزام به اجرای مصوبات دارد و باید از ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام خدمت خانم حاج کاظمی بنده از تاریخ 20/11/1390 عقد کردم و از ابتدا متاسفانه تحقیقات لازم را در خصوص خانواده همسرم انجام ندادم، بعد از چند روز از عقد بنده با همسرم به دلیل های مختلف با خانواده ایشان و خود ایشان وارد تنش شدم ، به عنوان مثال چند نمونه را ذکر می کنم : 1- همسرم با جاری اش مشکل داشت مسائل را به خانواده اش کشاند و آن ها با بی احترامی و توهین به بنده در همان روزهای اول عقد مرا از خود راندند، چرا به خاطرا اینکه نخواستم در مسائل کوچک خانم ها بی مورد دخالت کنم 2- بعد از دریافت عقدنامه از محضر به همراه هدیه عقدنامه را به خانواده همسرم تحویل دادم ولی به خاطر اینکه ، به خاطر مسائل و حرف های قبلی که بنده به همسرم زدم (به شوخی روز قبل بله برون گفتم که یک هفته عقب بندازیم چون میخوام برم جای دیگه خواستگاری)، هرکاری کردم اعتمادشان جلب نشد و عقدنامه را برای گرفتن وام ازدواج به من ندادند، خلاصه اعتماد ایشان به خاطر حرف های بنده که به دخترشان زدم صلب شد و نتوانستم مجدد اعتمادشان را جلب کنم هم دانشگاهی بودیم و ترم آخر به ایشان از طریق واسط درخواست ازدواج دادم، از عید امسال تا کنون بی احترامی های زیادی از خانواده همسرم دیدم و وقتی می دیدم که همسرم در مقابل بی احترامی های پدر و مادرش سکوت می کند، با او بداخلاقی می کردم خلاصه در اواخر تیر ماه امسال با ایشان که به تازگی همکارم هم شده بود بر سر رفتن به عروسی برادرم به مشکل خوردیم و بنده هم به ایشان توهین کردم و از آن روز تا الان رفت که رفت ، تلفن همراهش را خاموش کرده ،‌ به منزل ایشان رقتم راهم ندادند، با منزلشان تماس گرفتم جواب تلفن بنده و خانواده را ندادند از 1/7/1391 تا الان هم دایی پدر زنم که وکیل دادگستری هست واسط کارهای بنده و ایشان شده که ماه عسل صحبت بنده با ایشان این بود: 1- تاریخ 01/07/1391 تماس گرفتند و گفتند می خواهد طلاق توافقی بگیرد و بعد از توافق اولیه قرار شد مراحل کار را آماده کنند و به بنده اطلاع دهند 2- در تاریخ 20/07/1391 با تماس برادرم ایشان گفتند که با خانواده خانمم صحبت کردند و گویا دختر خانم میل به طلاق ندارد و این خواسته پدر و مادرش است و قرار شد کمی صبر کنیم تا به ما اطلاع دهند 3- در تاریخ 10/08/1391 با تماسی که با ایشان داشتم گفتند مثل اینکه بنده به خانمم در مشاجره روز آخر دیدارمان گفتم که میخواهم مهرش را بدهم و خانواده دختر خانم پیغام دادند بسم الله می خواهند ببینند این قدر مردش هستم که مهر ایشان را بدهم که بنده در جواب گفتم خیر این قدر مردش نیستم 4- در تاریخ 20/08/1391 در تماسی که با آقای وکیل داشتم ، به ایشان گفتم که با هم مشکلاتی که در این ایام مطرح شده ایشان بزرگتری کنند و موجب عمل خیر شود که برویم سر خونه و زندگی مان که ایشان هم قبول کرد و گفتند تلاش خود را میکنند و در انتها دو روز قبل گفتند که خود دختر خانم و خانواده حرفشان طلاق توافقی است خانم حاج کاظمی لطفا صحبت های بنده را تحلیل فرمائید و راهکاری مناسب را به بنده بدهید چون واقعا فکرم مشغول است با تشکر

2پاسخ

در پاسخ به نظر می رسد : اولاْ : شما می بایست به مشاور خانواده مراجعه فرمایید ثانیاْ : ضرورت دارد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

عقد دایم اینجانب با صداق 610 سکه به صورت عندالمطالبه بهمن 88 انجام شد و من و همسرم کلیه شرایط ضمن عقد(بدون خط خوردگی عقد نکاح/خارج لازم را که نمی دانم چیست؟) امضا کردیم.(یعنی الف و ب و شماره های 1 تا12 و سایر شرایط هم ندارد).آبان 91 با مراجعه به دفتر اسناد رسمی 3 سند تنظیم شد:1.رضایت نامه جهت خروج از کشور به کرات و دفعات به هرکشوری برای من و فرزند(دختر) صغیرم 2.وکالت نامه برای سرپرستی،ولایت و قیومیت فرزند صغیر تا سن بلوغ و رشد قانونی شرعی و حق امضا کلیه مراجع قانونی ذیصلاح و با حق توکیل به غیر ولو کرارا و معالواسطه جزی و کلی به دفعات و کرات 3.وکالت نامه برای مراجعه به دادگاه و دادسرا و شعب بازرسی و ... برای مطلقه نمودن زوجه موکل و حق دادن گواهی امضا و نهعد رسمی جهت اخذ مجوز خروج از کشور برای زوجه و فرزند صغیر سوال: به زبان فارسی ساده 1.آیا در صورت لزوم می توانم بدون صرف زمان یا هزینه زیاد طلاق بگیرم و این سند کفایت لازم را دارد؟ 2.آیا حضانت فزندم در صورت طلاق بدون قید و شرط به من می رسد و پدر وی و پدربزرگ پدری وی یا هر فرد دیگر نمی توانند ادعا کنند؟ 3.می خواهم برای جبران و به منظور راحتی ذهن همسرم از گرفتن مهریه صرف نطر کنم.چه چیزهایی را باید در نظر بگیرم؟اقرار به دریافت بهتر است یا بخشش؟ آیا در صورت بخشش مهریه از او ارث می برم؟اگر بعدا فرزندان بیشتری داشته باشم آیا به صورت ابزاری برای گرفتن حضانت آنها مفید نیست؟ آیا تناقضی با ماده تقسیم دارایی ندارد؟(دارایی من قبل از ازدواج از همسرم بیشتر بوده است) آیا نیازی به ارسال اسکن مدارک یا پرداحت هزینه برای مشاوره کامل هست؟

2پاسخ

با سلام در خصوص اخذ وکالت نامه برای مطلقه نمودن زوجه چنانچه وکالت مطلق باشد و مشروط به تحقق شرطی نباشد زوجه می تواند با ارائه دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به دادگاه خانواده ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

اینجانب مدت 7 سال پیش ازدواج کردم و لی تا کنون بجه دار نشده ایم . لازم به ذکر است که در این مدت 3 بار عمل بارداری خارج از رحم و یک عمل لاپروسکپی بر روی همسرم انجام گرفته و لیکن در نهایت به ما اطلاع دادند که امکان بارداری طبیعی همسرم وجود ندارد. سپس ما دو بار در مراکز بسیار مشهور و نامی تهران عمل لقاح مصنوعی انجام دادیم که متاسفانه هر دوی آنها ناموفق بود، و در نهایت مرکز ناباوری سینا به صورت شفاهی به ما اطلاع داد که امکان حامله شدن همسرم حتی با عمل های لقاح مصنوعی (IVF) بسیار کم و فقط با لطف الهی میسر است. هم اکنوم بنده تقاضای رضایت همسرم با ازدواج مجدد را نموده ام که با مخالفت ایشان مواجه شده است، و ایشان تاکید نموده است که بر اساس بند 12 سند ازدواج این اجازه را به من نخواهد داد. در عوض ایشان متذکر شدند که در صورت اصرار بنده به ازدواج مجدد ایشان تقاضای دریافت مهریه و طلاق را مطرح خواهند کرد، هر چند که در هنگام ازدواج خود ایشان و خانواده او تاکید داشتند که درج مهریه فقط به خاطر شان اجتماعی و نشانه احترام من به دختر و خانواده او است. لازم به توضیح است که اینجانب به علت اعتقادات شخصی از همان اول با درخواست مهریه ای که توان پرداخت آنر نخواهم داشت (1000 سکه طلای رایج بانک مرکزی) مخالف بودم و خانواده همسرم در حضور شاهدان اقرار کردند که این مهریه نه عندالمطالبه و نه عندالاستطاعه است و فقط برای حفظ احترام و شان خانوادگی دختر است. حال سوال من این است که: 1- با توجه به نازا بودن همسر من با استناد به اسناد پزشکی، اجازه ایشان برای ازدواج مجدد من الزامی است؟ 2- آیا بنده ملزم به پرداخت مهریه ایشان در صورت ازدواج مجدد هستم؟ از صبر و حوصله شما نهایت تشکر و قدردانی به عمل می آید، و مزید امتنان خواهد بود که به سوالات بنده جواب دهید.

2پاسخ

با سلام 1-با توجه به مشگل همسرتان شما می توانید از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرید و اجازه ایشان لازم نیست. باید به طرفیت همسرتان ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

باسلام وخسته نباشیداینجانب نماینده حقوقی شرکتی هستم که درمورخ سال89قراردادی راباسازمان مسکن جهت طراحی وساخت پروژه ای1540واحدی دراستان تهران منعقدنمودیم وپیروهمین قراردادباچندین نفربعنوان پیمانکارجزء قرارداداجرای بخشی ازکاررامنعقدنمودیم که یکی ازهمین قراردادهارادرمورخ پانزدهم آبان هشتادونه با شخصی که رفیق صمیمی پیمانکاروقت آن زمان پروژه بودمنعقدنمودیم لازم به توضیح است قراردادباامضاء قائم مقام پروژه وقت ازطرف شرکت مابسته ومطابق قراردادمقررگردیده اجرای بخشی ازکارفوندانسیونهابه این پیمانکارواگذارگردددرقراردادفی مابین شرکت مامتعهدگردیده درصورت نیازپیمانکارجزء وسایل وابزارکاردراختیارپیمانکارجزء قرارداده ودرعوض آن پانزده درصدازمبلغ کلی قراردادرا به منزله هزینه بالاسری کسرنمایدبعدازچندماه مدیرپروژه کلاازشرکت تسویه وقائم مقام ایشان توسط مدیرعامل به سمت مدیرپروژه ای منصوب میگردندهمچنین درقراردادذکرشده که پیمانکارجزء میبایستی ازافرادمتبحروباتجربه درکارخوداستفاده نمایدزیرااگرکارایشان نقص داشته وتأییدنگرددعلاوه برجریمه تحویل نیزنمیگرددحال پیمانکارجزء تعدادی ابزارکاراداری و...همچنین یک نفرمهندس وانباردارو...نیزواردکارگاه نموده وبعدازاتمام کاربرای آنهامجوزخروج ازشرکت مانیزگرفته است صورت وضعیتهای ایشان مطابق قراردادبه وی پرداخت تاایشان یعلت اتمام کاردرخواست تسویه نمودندبعدازانجام مراحل تسویه داخلی منتظرتهیه وارائه صورت وضعیت کلی خودبودندکهدرچندمرحله به شرکت مانامه نوشته وپیوست آن صورتجلسه ای باامضاء مدیرپروژه سابق ارسال نموده اندکه درآن توافق دونفره آمده پیمانکارجزء ابزارووسایل کارومهندس و...رابه کارگاه آورده ودیگرشرکت ماهزینه بالاسری ازایشان کسرننمایدحال ایشان خواستارهزینه بالاسری کسرشده ازسوی مامیباشددرصورتیکه صورت وضعیت کلی راهم امضاء نموده وبه ایشان میگوییم این صورتجلسه ازکجاآمده مااین رادرشرکتمان نداریم ایشان درجواب اعلام مینماینداگرنداریدمقصرمدیرپروژ هاتان میباشندکه اینرابه شماارائه نداده اندلازم به توضیح است تاریخ تنظیم صورتجلسه دقیقایکروزبعدازتاریخ قراردادبوده واین درصورتیست که عرف وروال ماجهت تصمیم دوباره درخصوص قراردادهابصورت الحاقیه پیوست قراردادمیشودکه دررابطه بااین قراردادچنین چیزی نیزوجودنداردخواهشمندم جوابیه ای که من میبایستی به ایشان بدهم ومطمئنادردادگاه نیزازآن دفاع نمایم راارسال وراهنماییهایلازم دراین خصوص بعمل آوریدباتشکرمعصومی

2پاسخ

باسلام دوست عزیز در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که چنانچه استحضار دارید در شرکتها بسته به اساسنامه هر شرکت مدیر عامل به تنهایی یا به اتفاق احد از اعضاء هیات مدیره می تواند اسناد تعهد آور شرکت را امضاء نماید و این اسناد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

پزشکی

2پاسخ

مشاوره انجام شد ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام من پس از آشنایی با دختر خانمی در تاریخ 91/1/8 عقد کردم .پس از عقد هیچ تماس جنسی انجام نگرفت .در اوایل متوجه شدم که دختر میل و رغبت از خود نشان نمی دهد و تمایلی ندارد وسرد مزاج است . طوریکه در هنگام مراجعه به منزل ایشان بهنگام خواب من روی تخت و ایشان روی زمین می خوابیدند و وقتی با اعتراضم مواجه شدند گفتند که حالا بعدا درست می کنیم. تا اینکه من این موضوع را با خانواده در میان گذاشتم و خانواده من به یکی از بستگان آنها اعتراض می کنند. (که بطور غیر مستقیم بگوش خانواده دختر رسید)3 روز بعد بهنگام مسافرت این دختر خانم به محل زندگی من در شهر دیگر ایشان در شب دوشنبه 91/2/25 با پیشنهاد خودش که چرا با توجه به این مدت رابطه جنسی انجام نشده خواستار انجام نزدیکی شد.نزدیکی در تاریخ 91/2/25 انجام گرفت . ولی در حین نزدیکی خونی که ناشی از پارگی پرده باشد دیده نشد. (پس از نزدیکی با خانم ایشان بقول خودش احساس سوزش می کند و سریع به دستشویی میرود. همزمان خونی روی تشک یا آلت مشاهده نمی کنم. .پس از برگشت ایشان ادعا می کند که از وی مایعی صورتی رنگ خارج شده که آنرا پاک می کند . و حتی ادعا می کند که دستمالی را که با آن خودش را تمیز کرده در چاه مستراح انداخته و روی آن آب ریخته است.)با توجه به این اوصاف من با توجه به ندیدن هیچ خونی به ایشان ظنین شده ام واین مسئله فکر مرا مشغول کرده است. پرسش من اینست که چگونه می توانم مطمئن شوم که پرده توسط من و در آن تاریخ پاره شده است . آیا در صورت اینکه ثابت شود پرده ایشان در آن تاریخ توسط من پاره نشده اختیارات من چگونه است.ایا در صورت اشتباه بودن ادعای من خانم چه اختیاراتی طبق قانون دارند. بسیار بسیار متشکرم. (لازم بذکر است پس از اولین نزدیکی در تاریخ 91/2/25 دو نزدیکی دیگر در تاریخ های 91/2/26و 91/2/28 هم انجام دادم)

2پاسخ

باسلام. در پاسخ لازم است بصورت تلفنی مشاوره صورت پذیرد. فرض سوال شما یک ادعاست و اثبات آن دشوار است. چنانچه ادعای شما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام احتراما جهت خانه ای که در یک مجتمع 144 واحدی در سال 86 خریداری شده درخواست الزام به فک رهن و تنظیم سند داده شده است ملک مزبور توسط سازنده در سال 76 طی قرارداد مشارکت مدنی با بانک مسکن در رهن قرار گرفته و در حال حاضر فاقد سند بوده و تفکیک شده نیز نمی باشد ضمنا اینجانب هیچ بدهی به بانک و یا سازنده ندارم سررسید وام سال 81 بوده است در حال حاضر کل بدهی به بانک 240 میلیون تومان می باشد آیا می توان در لایحه به دادخواست اضافه نمود که با توجه به اینکه سررسید وام به سر آمده و بانک طبق متن ذیل (ضوابط بانک) جریمه را نیز به بدهی های سازنده اضافه نموده است چنانچه تسهیلات‌گیرنده در سررسید قرارداد مشارکت نسبت به خرید سهم بانک اقدام ننماید، مبلغ جریمه دیرکرد ناشی از تاخیر از تاریخ سررسید قرارداد تا تسویه سهم بانک از شراکت محاسبه شده و به همراه ارزش سهم‌الشرکه بانک در سررسید از شریک دریافت می‌شود. مبلغ جریمه دیرکرد ناشی از تاخیر با نرخ حداقل نرخ سود مورد انتظار + 6 درصد محاسبه می شود. بنابراین دین عینی تبدیل به دین حال شده و عقد رهن در حال حاضر باطل بوده و صرفا جنبه تشریفاتی دارد لذا درخواست می شود نسبت به تعیین سهم واحد مربوطه (از بدهی سازنده) اقدام و پس از واریز مبلغ به بانک واحد مربوطه با حکم دادگاه منفک از رهن (که فی الواقع جنبه تشریفاتی دارد) گردد لازم است که سازنده طی نامه ای به بانک لیست بدهکاران بابت واحدهای مجتمع را اعلام نموده است بعبارت دیگر سازنده میزان مطالبات بابت مجتمع (از تعدادی از واحدها ) را به بانک اعلام نموده است

2پاسخ

با سلام یک) طبق ماده 873 قانون مدنی بانک را که مرتهن نامیده می شود نمی توان ملزم به قبول بخشی از طلب خود نمود دو) عقد رهنی که صحیحاً ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام آقای مرادی احتراما پیرو دو سئوال قبلی، ضمن تشکر از پاسخ های ارایه شده خواهشمند است به موارد ذیل که مرتبط به موضوع قبلی (قرارداد خرید واحد مسکونی که در رهن بانک می باشد) خواهشمند است در موارد ذیل راهنمایی فرمایید ا- چنانچه دادخواست اینجانب به صورت فقط الزام به فک رهن و تنظیم سند داده شود و موارد مربوط به الزام به تفکیک و اخذ پایانکار و.. را ندهم چه اشکالی برای من پیش خواهد آمد 2-آیا در صورت فوق و گرفتن حکم الزام فروشنده به فک رهن و تنظیم سند قرارداد اینجانب تنفیذ شده رسمی خواهد بود 3-فروشنده 20 ماه پیش اقدام به درخواست انحلال شرکت از اداره ثبت شرکت ها نموده است ولی در این فاصله اقدامی جهت گرفتن مطالبات از تعدادی از مالکین بدهکار و همچنین پرداخت بدهی بانک ننموده است. حال سئوال اینست که آیا پس از سپری شدن 2 سال از درخواست فوق طبق قاعده مرور زمان شرکت مزبور منحل شده خواهد بود یا اینکه مسئله انحلال شرکت تابع مرور زمان نمی باشد 4- سازنده قبلا طی نامه ای به بانک اعلام نموده که از تعدادی از واحدهای مجتمع (بدون ذکر نام مالکین) مطالباتی دارد و در صورت پرداخت این مطالبات به بانک بدهی باقیمانده شرکت مزبور قابل تسویه می باشد حال سئوال اینست که چگونه می توان از طریق دادگاه بانک را ملزم نمود لیست مزبور را مورد قبول قرارداده و بر اساس لیست مزبور با مالکین تسویه حساب نماید به عبارت دیگر آیا می توان بانک را از طریق قانون وادار نمود که مبالغ بدهکاری مالکین موافق با تسویه با بانک را پذیرفته و در صورت دریافت مبالغ منبعد هیچ مطالبه ای از این مالکین نداشته باشد لازم به ذکر است که بدهی واحد ها به سازنده (و از آن طریق به بانک) مبالغ مختلفی می باشد و چنانچه بتوان از طریق دادگاه وضعیتی را ایجاد نمود که بدهکاران مسئله دار (از این ببعد)مجبور به پرداخت سود و جریمه مبالغ مربوط به بدهکاری خود شوند و سود و جریمه به سایرمالکین تحمیل نگردد مسئله مربوطه قابل حل و فصل خواهد شد با تقدیم احترامات محمد صالح 6/12/90

2پاسخ

با سلام در پاسخ به سوال اول - اگر ملک صورتمجلس تفکیکی و پایان کار نداشته باشد اساسا قابل نقل و انتقال رسمی نیست بنابراین ه فرض اینکه دادگاه حکم الزام را صادر کند قابلیت اجرا نخواهد داشت لذا باید همه ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

با سلام واحترام در سال 1346 مرحوم پدرمان مغازه ای را که بصورت استیجاری در تصرف داشته است با مستاجر مغازه ای دیگر معاوضه مینماید که دو مستاجرمعاوضه نامه کتبی ردوبدل نموده و موجود میباشد. نیز پدرمان مبلغ 1500 تومان به آن مستاجر پرداخت کرده است و برای این پرداخت سندی کتبی موجود نمیباشد ولی کسیکه واسطه جابجایی بوده است بهمراه چند نفر دیگرحاضر به شهادت در موردپرداخت این وجه میباشند. نیز مرحوم پدرمان در همان موقع با مالک وقت قرارداد کتبی اجاره تنظیم مینماید که در این قرارداد ، اشاره ای به معاوضه یا پرداخت وجه به مستاجر قبلی نشده است و فقط در آن مبلغ اجاره و مدت اجاره تا 2 سال ذکر شده است ومالک، اجازه واگذاری به غیر را نداده است.این قرارداد بر اساس مستندات قانونی همچنان پابرجاست. با فوت موجر در سال 1350مالکیت مغازه به ورثه میرسد . نیزمرحوم پدرمان تا سال 1381در قید حیات بوده است و بی وقفه و به تنهایی در مغازه به کسب اشتغال داشته است . بعد از فوت پدرمان تا کنون ، مغازه بصورت اجاره همچنان در تصرف ما وراثش میباشد. در سال 1375 برادرمان مالکیت 3 دانگ از همین مغازه را از احدی از وراث موجر میخرد ولی در سال 1385 بر اساس درخواست شخصیکه مالک 3 دانگ دیگر بوده است و رای دادگاه ، کل مالکیت مغازه بعلت عدم قابلیت افراز به مزایده گذاشته میشود که مالک 3 دانگ دیگر ، در مزایده برنده و این 3 دانگ را نیز تصاحب نموده و مالک تمام ششدانگ میگردد وسپس تمام ششدانگ را به شخص دیگری بفروش میرساند. حال ما (وراث مستاجر) ادعای سرقفلی نسبت به تمام ششدانگ یا سه دانگ را داریم. لطفاراهنمایی فرمایید ودر صورت مستحق بودنمان اقدامات لازم را توضیح دهید. با کمال تشکر

2پاسخ

دوست محترم مالکیت موجر نسبت به اعیانی است و (منافع یا سرقفلی امری مجزا است )و در صورت عدم پرداخت سرقفلی و تقاضای تخلیه علیه مستاجر یا صاحب سرقفلی با بودن شرایط قانونی ...

مشاهده پاسخ کامل