×

اعاده دادرسی

همه چیز درباره " اعاده دادرسی "

اعاده دادرسی

سلام سوالی داشتم 1- اگر قرار منع تعقیبی بر اساس گزارش و نظریه خلاف واقع کارشناس صادر شده باشد خلاف شرع بین است و باید به استناد به ماده 477 جهت اعاده دادرسی اقدام نمود ؟ یا ماده 474 ؟ 2- اگر نواقص و تناقضات در نظریه کارشناسی را طی لایحه به بازپرس اعلام کرده باشیم و طبق ماده 263 و 265 از بازپرس خواسته باشیم که کارشناسان احضار شده و پاسخگو باشند ولی بازپرس بی توجهی به لوایح و بی توجهی به ناقص بودن نظریات کارشناسی و بی توجهی به عدم مطابقت موضوعات نظریه کارشناسی با قرار کارشناسی نموده باشد و قرار منع تعقیب صادر کرده باشد آیا خلاف شرع بین است و باید به استناد به ماده 477 جهت اعاده دادرسی اقدام نمود ؟ یا ماده 474 ؟ با تشکر

سلام اگر ثابت شود که گزارش کارشناس خلاف واقع می باشد

مشاهده پاسخ کامل

باسلام واحترام - اینجانب درتاریخ 1398/4/30 با تقدیم لایحه به مدیرکل دادگستری استان ، تقاضای اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر خلاف بین بودن رآی دادگاههای بدوی وتجدیدنظر با شرع مقدس و اشتباه درمحاسبه میزان مالکیت ثبتی خود را نموده ام. نامه مذکور حسب دستور کتبی مدیرکل ثبت دفتر و جهت بررسی درنوبت رسیدگی قرارگرفته و تاکنون به جهت مفتوح بودن پرونده درشعبه اجرای احکام ، به دفتر مدیرکل ارجاع نشده است. حال سئوال این است که برابر ماده 477 آیا می شود چنین برداشت نمود که با ثبت تقاضای اعمال ماده 477 دردفتر مدیرکل و اخذ دستورایشان ، جلوی اجرای حکم دادگاه تجدیدنظر گرفته شود یا خیر ؟ یا بایدصبر کرد تا حسب موافقت مدیرکل و دستور دیوان عالی کشور جلوی حکم را گرفت ؟ سپاسگزارم .

سلام مطابق قانون اعمال ماده 477نوعی اعاده دادرسی می باشد و

مشاهده پاسخ کامل

باسلام احترامآ به استحضار می رساند با توجه به اینکه مقررات اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری مقرر می دارد در صورتی که رئیس قوه قضائیه رأی قطعی صادره از هریک از مراجع قضائی را خلاف شرع بیّن تشخیص دهد، با تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال تا در شعبی خاص که توسط رئیس قوه قضائیه برای این امر تخصیص می‌یابد رسیدگی و رأی قطعی صادر نماید. سئوال: آیا رای صادره از دادگاه انتظامی کانون کارشناسان رسمی دادگستری مشمول مقررات اعمال ماده 477 ق.ا .د.کیفری سال 1392 خلاف شرع بیّن می باشد یا نه؟ لازم به ذکر است که ریاست دادگاه کانون کارشناسان رسمی دادگستری با عضو حقوقدان منتخب رئیس قوه قضائیه خواهد بود(ماده 23 قانون کارشناسان رسمی دادگستری). متشکرم

باسلام همانگونه که در ماده ی 477 قانون مذکور نیز ذکر شده است در صورتیکه رئیس قوه قضائیه " رای قطعی صادره از هریک از مراجع قضایی " را خلاف با بین شرع تشخیص دهد اعاده دادرسی را تجویز می نماید. این درحالی است که دادگاه انتظامی کانون کارشناسان -همانگونه که از نام آن نیز مشخص است

مشاهده پاسخ کامل

سلام. بنده پیمانکار هستم. در سال 90 به اتهام تبانی در مناقصات عمومی شهرداری و ارائه صورت وضعیت های جعلی و بر اساس اقرار خود که در اداره اطلاعات در شرایط نا مناسب روحی از من گرفتند به مدت حدود 2 ماه در زندان در بازداشت موقت به سر بردم. پس از آزادی هم دو اتهام بالا توسط دادیار پرونده نقض و بنده به اتهام معاونت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی محاکمه و در دادگاه بدوی هم بنده و هم شهردار به عنوان مباشرت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی تبرئه شدیم. متأسفانه به علت اصرار شهردار بر اعاده حیثیت پرونده به دادگاه تجدید نظر رفته و این بار ایشان به عنوان مباشرت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی مجرم شناخته شد. بنده هم به عنوان معاونت در تصرف غیر قانونی اموال دولتی و تنها به استناد همان اقرار اولیه و نه حتی اشاره ای به تحقیقات مجدد و حتی گزارش کارشناسی سه نفره مجرم و به پرداخت جریمه محکوم شدم (البته این حکم هرگز به بنده ابلاغ نشد). خاطر نشان می کند سایر متهمین که کارمندان شهرداری بودند و اصولا با توجه به اینکه این جرم یک جرم دولتی است واعمال ایشان باعث تحقق جرم شده با استدلال هایی بسیار واهی تبرئه شدند و فقط شهردار و بنده که ابتدا و انتهای این زنجیر بودیم، به عنوان مجرم شناخته شدیم. سرانجام هم در پاییز سال 93 پرونده به اجرای احکام رفت و با توجه به اینکه حدود 2 ماه در زندان بودم معادل جریمه روزانه روزهایی که در زندان بودم، جریمه ام هم صاف شد! حال با گذشت نزدیک به 2 سال از این موضوع با توجه به اینکه فکر می کنم با توجه به کاسته شدن حساسیت موضوع و با توجه اینکه این محکومیت در شهر کوچکمان برای آینده شغلی خود و خانواده ام مشکلات عدیده به وجود آورده و مرا به ستوه آورده، قصد اعاده دادرسی دارم. نکته دیگری هم که حائز اهمیت است این است که بنده 2 روز بعد از آزادی از زندان توسط شهرداری دعوت به کار شدم و حتی تا این تاریخ هم با عقد قرارداد با شهرداری همکاری می کنم. خواهشمند است در صورت امکان بفرمایید امکان دادرسی وجود دارد و در صورت مثبت بودن پاسخ از کجا باید شروع کنم؟ سپاسگزارم

در پاسخ خوب بود که در سوال به مواد استنادی دادگاه در حکم و مقدار جریمه اشاره می کردید. اما بموجب ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری موارد اعاده دادرسی بیان شده است که به نظر می رسد با توجه به

مشاهده پاسخ کامل

با سلام در سال 90 پدر اینجانب ملکی را بنام من در محضرخانه منتقل کرد و شاهد این انتقال نیز 3 برادر من بودند خواهر بنده در سال 92 با علم به این انتقال و بیماری پدر با تبانی منشی پزشک معالج و بر اساس گواهی جعلی و با مخفی کاری کامل و بدون اطلاع احدی از فرزندان اقدام به دریافت محجوریت پدر نمود و با همان مخفی کاری اقدام به دریافت حجر دادگاه سرپرستی از سال 90 را نمود وبا توجه به این مخفی کاری رای نیز پس از 20 روز قطعی شد و ایشان اکنون دادخواست ابطال سند را داده اند اما ما پس از اطلاع ازاین موضوع و آگاهی از مفاد پرونده به سراغ دکتر معالج رفتیم و علت صدور این گواهی را جویا شدیم که مشخص شد این گواهی بدون آگاهی دکتر از مطب خارج شده است که بلافاصله اقدام به صدور گواهی اصلاحی نمود و برای دادگاه ارسال نمود با این گواهی اینجانب ورود ثالث به پرونده نمودم و دادگاه نیز تمام مدارک را جهت بررسی به کمیسیون پزشکی ارجاع نمود و رای کمیسیون پزشکی نیز همین اواخر به دادگاه اعلام و تاکید شده است شروع معالجه از سال 91بوده و سال 90 بر اساس مدارک جعلی بوده است حالا با توجه به اینکه هنوز دادگاه اعتراض ثالث من در اداره سرپرستی برگزار نشده است و ایشان با این روند درخواست ابظال سند را نموده من چه کاری می توانم بکنم و آیا اصلا" با توجه به مدارک فوق و مواد 1290 و 1305 دادگاه رای به رد دعوی و می نماید یا سند باطل یا غیر نافذ میشود. با تشکر

نخست اینکه ماده 423 قانون ایین دادرسی مدنی مقرر می دارد:در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر

مشاهده پاسخ کامل

سلام و وقت بخیر یکی از بستگان ما در سال گذشته به اتهام شرکت در نزاع جمعی منجر به قتل عمد در زندان به سر می برد. ایشان از اول گفته است" بردرم به من زنگ زد و گفت که دعوا شده و بیا برادرمان زخمی شده و به بیمارستان برسانیم. من رفتم مزرعه خودمان که دعوا شده بود و وقتی رسیدم مقتول را دیدیم که با سر خونی به اطراف روی پا می گشت. من نمی دانم چه کسی او را زده است." البته شهود بی طرف بودن ایشان در نزاع را تایید ولی وجود الت قتاله چاقو را در دست ایشان را تایید نمی کنند. ولی چهار نفر از مقتول که برای انها سه سال حبس بابت شرکت در نزاع صادر شده است شهادت داده اند که ایشان به الت قتل یعنی چاقو مقتول را به قتل رساند. دادگاه اولیه پرونده موجود را لوث تشخیص داد و مرداد ماه امسال دادگاه قسماه با 50 نفر تشکیل گردید و با قسم 50 نفر قاضی حکم به قصاص ایشان داده است. حال با توجه وضعیت ایشان: با انصراف محضری دو نفر از 50 نفر قسامه پرونده در دیوان چطور می شود ؟ با سپاس و تشکر

هر چند قسامه برای حفظ خون مقتول است از این رو لازم نیست قسم خورندگان شاهد صحنه قتل باشند اما از سوی دیگر چون از جمله آثار قسامه صدور حکم قصاص مظنون به قتل است شارع مقدس

مشاهده پاسخ کامل

باسلام وخسته نباشی اتهام بنده افترامزاحمت ملکی وجعل عنوان هس گذشته ازماهیت که من بیگناه محکوم شدم الآن حکم محکومیت قطعی به مجموع ۳سال حبس ودوتا۷۴ضزبه شلاغ صادرشده،پس ازصدوراجراییه من باجلب رضایت شاکی درخواست اعمال م ۲۷۷تخفیف کردم وپرونده رفته تجدیدنظر،س ۱،آیاامکان تبدیل مجازات به جزای نقدی یاتعلیقی هس؟2،چون به ضامنم اخطارشده آیاتاقبل ازبیست روزبایدخودمومعرفی کنم؟بعدازصدورحکم جدید پرونده میآداجرایامیره دادگاه بدوی؟چون درخواست اعاده هم دادم میخام ببینم براکدوم شعبه نامه مطالبه پرونده بگیرم ،،،،،ممنون

در هرصورت دادگاه اجباری در تخفیف مجازات یا تبدیل کامل ان را ندارد و می تواند تمام مجازات را تبدیل کند یا اینکه فقط تخفیف دهد.در چنین مواردی

مشاهده پاسخ کامل

سلام مورد من سر پیش فروش خونست،شرکت تیلکو پیش فروش داشت و ما یک واحد رو خریداری کردیم،موعد تحویل شخص دیگری مدعی واحد ماشد و با شکاندن قفل خونه رو تساحب کرد،بعد از شکایت ما به دادگاه تجدید نظر(ایشان با حکم قضایی این کارو کرد(و با شهادت شرکت تیلکو ورق برگشت و با توجه به اسناد و مدارک معتبر ما که حاکی از پرداخت کامل پول و ثبت نام زودتر از فرد مدعی بود خانه به ما عودت داده شد تا اینکه شرکت تیلکو ورشکست و مالک مقروضش متواری شد،فرد مدعی با ارائه حکمی که حاکی اعمال ماده 18 بود با مامور اجرای احکام به درب خانه مراجعه نمود و خواستار تخلیه منزل شد،این در صورتیست که نه از جانب دادگاه احضاریه ای دریافت کردیم و نه فرصتی برای فرجام خواهی داشتیم ولی با بررسی حکم متوجه شدیم که این حکم درست اجرا نشده و دادگاه اجرای حکم اشتباه ارجاع داده در حکم آمده بود که مورد مورد نظر این آقای مدعی طبقه چهارم بوده که با مورد مورد نظر ما که طبقه ی پنجمه فرق داره وقتی این رو به قاضی اجرای حکم ارجاع دادیم اضهار کرد که منظور طبقه ی مهندسی هست و شرکت به شما طبقه ششم و در واقع پشت بام رو فروخته،میخوام بدونم این آقا بدون سند و مدرک و پرداخت پول به شرکت چطوری میتونسته این حکمو بگیره؟ در ضمن توی قول نامه اسمی از طبقه ی چهارم مهندسی برده نشده و طبقه پنج ذکر شده که برای اثبات این ادعا از سایر ساکنین مجتمع استشهاد گرفتیم ولی بازم به در بسته خوردیم حالا سوالم اینه که واقعن نمیشه برای پس گرفتن خونه کاری کرد؟با توجه به اجرای اشتباهی حکم؟ مرسی که وقت میذارین

با سلام خدمت حضرتعالی ابتداعا لازم میدانم نکته ای را در باب قضیه مطروحه ارائه نمایم : بیع پیش فروش یا پیش خرید که بدان بیع سلم یا بیع در ذمه میگویند بیعی است که

مشاهده پاسخ کامل

با عرض سلام، حدود بیست سال پیش (سال 1372) در یک پرونده الزام به تنظیم سند رسمی که بنده و سایر وراث مرحوم پدرم (متوفی به سال 1367) خواندگان پرونده بودیم، موضوع تطبیق حدود اربعه و مساحت یک قطعه زمین زراعی مورد دعوی، توسط دادگاه به هیئت کارشناسی سه نفره ارجاع شد، هیئت کارشناسی به نفع خواهان اعلام نمود که حدود اربعه و مساحت سند ثبتی اینجانبان با حدود و مساحت مندرج در قولنامه مورد استناد خواهان (منسوب به پدرم) "مطابقت کامل" دارد. نهایتا" و بر مبنای این نظریه حکم دادگاه بر علیه اینجانبان صادر و توسط دادگاه اجرا گردید. اکنون بنده با مطالعهء اوراق واسناد پرونده که در بایگانی راکد دادگستری موجود است متوجه شده ام که نظریه کارشناسان بشدت مغرضانه و خلاف واقع بوده است. بدینصورت که نه تنها با مقایسهء حدود اربعهء سند و قولنامه، هیچگونه مطابقتی وجود ندارد، بلکه مساحت سند ثبتی نیز خیلی بیشتر از مساحت مندرج در قولنامه است. موضوع را به کانون کارشناسان رسمی استان اعلام کردم ودر جواب کتبا" اعلام نمودند که "به علت گذشت زمان زیاد واینکه دو نفر از کارشناسان فوت نموده اند"، این شکایت قابل طرح نمی باشد. می خواستم بنده را راهنمایی بفرمائید که برای احقاق حق خود چه اقدامات دیگری می توانم انجام دهم. با تشکر

با سلام ، بنظر میرسد یک راه حل این است که شما یک دادخواست تامین دلیل در شورای حل اختلاف طرح نمایید و اگر کارشناس تعیین شده نظر شما را تایید کرد بر مبنای آن یک دادخواست

مشاهده پاسخ کامل

شخص الف شکایتی با موضوع خیانت در امانت نسبت به چهار فقره چک علیه شخص ب مطرح می نماید شاکی صور تجلسه ای ارایه می نماید که در ان صور تجلسه امده است دو فقره چک به شماره ...... و..... امانت نزد شخص ب(متشاکی) می باشد شخص ب(متشاکی) دلایل متعددی در رد ادعای شاکی ارایه نموده که یکی از دلایل نیز جعل بودن (الحاق) بخشی از صور تجلسه مبنی بر امانی بودن دو فقره چک می باشد صور تجلسه به کارشناسی ارجاع می گردد کار شناس در بررسی دچار اشتباه میگردد و به جای اظهار نظر در موردبند مورد بحث(که بطور کتبی هم در خواست گردیده) موارد دیگری را رسیدگی نموده و اعلام می نماید که الحاقی صورت نگرفته وجعل نمیباشد شخص ب به کارشناس مراجعه کارشناس می گوید تقا ضای نظریه تکمیلی کن تقاضای نظریه تکمیلی و توضیحات شخص ب (متشاکی) توسط دادیاری ترتیب اثری داده نمیشود قرار مجرمیت شخص ب صادر و پرونده به شعبه 101 جزایی ارسال میگردد قاضی پرونده با توجه به دلایل متعدد دیگر و بدون توجه به بحث جعل حکم تبریه شخص ب(متشاکی) را صادر می نماید با اعتراض شخص الف(شاکی) پرونده به دادگاه تجدید نظر ارسال می گردد قضات تجدید نظر بدون توجه به دلایل دادگاه بدوی وفقط به استناد صورتجلسه و نظر کارشناس((در حالی که با توجه به مورد در خواستی متشاکی(شخص ب) و مورد رسیدگی شده توسط کارشناس اشتباه کارشناس به راحتی قابل تشخیص میباشد) ) نسبت به دو فقره چک شخص ب(متشاکی)را محکوم به حبس مینمایند شخص ب به دلیل اینکه معتقد به جعل بودن (الحاق بند جدید)مستند شاکی است که به استناد ان محکوم به حبس گردیده پس از مدتی شکایتی مطرح مینماید وصور تجلسه توسط باز پرسی به کارشناسی ارجاع و کارشناس جعل بودن مورد رامحرز میداند(توجه از این قسمت شاکی شخص ب میباشد) شخص الف در دفاع نظریه کارشناسی پرونده سال قبل را ارایه می نماید مراجعه مکرر شخص ب به بازپرسی جهت حصول نتیجه بی فایده تا اینکه از شعبه دادیاری قرار منع تعقیبی برای شخص الف در رابطه با پرونده سال قبل که حکم ان قطعی گردیده وشخص ب محکوم به حبس شده به شخص ب ابلاغ می گردد جالب اینکه دلیل منع تعقیب نیز حکم صادره از دادگاه اعلام میشود و به شخص ب اعلام می گردد اگر اعتراضی داری اعتراض کن بعد از چند روز باز پرسی نیز برای شخص الف قرار منع تعقیب صادر نموده و دلیل ان را قرا منع تعقیب صادره از دادیاری دانسته مراجعه مکرر به وکلا نتیجه ای نداشته وفقط معتقد به بروز تخلف یا اشتباه در رسیدگی می باشند چه باید کرد اعمال ماده 18 هم بسیار سخت می باشد

در حالت کلی بنده هم با همکارانم هم نظرم. اما ایده من فکر میکنم که یک دادخواست حقوقی جهت

مشاهده پاسخ کامل

مشترک شدن در خبرنامه!

برای دریافت آخرین به روز رسانی ها و اطلاعات ، مشترک شوید.