×

جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09125788017 در تماس باشید.

همه چیز درباره تهاتر

تهاتر

تهاتر

مطالب مرتبط با برچسب " تهاتر "

اسقاط حق چیست ؟

اسقاط-حق-چیست-؟

اسقاط در لغت به معنی افکندن، انداختن و ساقط کردن به کار می‌رود و منظور از حق نیز در این ترکیب، توانایی و امتیازی است که از سوی قانونگذار به نفع دارنده آن برقرار شده است

ادامه مطلب ...

نظریه مشورتی

نظریه-مشورتی

اگر دادگاه در اجرای تبصره ماده 703 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی حکم به ضبط مبلغی معادل قیمت خودروی حامل مشروبات الکلی صادر کرده و محکومٌ‌علیه از تأدیه قیمت امتناع کند آیا این قیمت در حکم جزای نقدی محسوب است یا رد مال به دولت؟

ادامه مطلب ...

متن کامل طرح بانکداری جمهوری اسلامی ایران

متن-کامل-طرح-بانکداری-جمهوری-اسلامی-ایران

متن کامل طرح بانکداری جمهوری اسلامی ایران

ادامه مطلب ...

رای وحدت رویه شماره 774 هیات عمومی دیوان عالی کشور

رای-وحدت-رویه-شماره-774-هیات-عمومی-دیوان-عالی-کشور

قانونگذار در ماده 21 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 23 4 1394، در مقام تعیین مجازات برای انتقال دهندگان مال با انگیزه فرار از دین، به تعیین جزای نقدی معادل نصف محکومٌ‌به و استیفای محکومٌ‌به از محل آن تصریح کرده است و نیز سایر قراین موجود در قانون مزبور کلاً بر لزوم سبق محکومیت قطعی مدیون و سپس، انتقال مال از ناحیه وی با انگیزه فرار از دین دلالت دارند

ادامه مطلب ...

تجارت کالا و خدمات بدون انتقال پول

تجارت-کالا-و-خدمات-بدون-انتقال-پول

رئیس‌جمهوری دستور تأسیس شرکت‌های تهاتری کالا و خدمات را برای دورزدن تحریم‌ها صادر کرد

ادامه مطلب ...

دریافت وام برای مدیران کارتن خواب - حیف و میل اموال بانک

دریافت-وام-برای-مدیران-کارتن-خواب---حیف-و-میل-اموال-بانک

نماینده دادستان تهران گفت در رابطه با دریافت وام برخی از متهمان شرایط دریافت وام به اسم برخی کارتن خواب ها را فراهم می کردند

ادامه مطلب ...

حبس زوجه تحت عنوان شرط ضمن عقد !

حبس-زوجه-تحت-عنوان-شرط-ضمن-عقد-!

براساس نظریه رایج، چه در فقه اسلامی و چه در حقوق کنونی، اسقاط حق قبل از ایجاد آن را باطل و بی‌اثر می‌دانند

ادامه مطلب ...

رای شماره 1308 هیات عمومی دیوان عدالت اداری

رای-شماره-1308-هیات-عمومی-دیوان-عدالت-اداری

رأی شماره 1308 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال بند 23ـ2 از تعرفه عوارض محلی شهرداری آمل در سال 1395 مصوب شورای اسلامی شهر آمل عدم ابطال بند 13ـ2 از تعرفه عوارض محلی شهرداری آمل در سال 1395 مصوب شورای اسلامی شهر آمل

ادامه مطلب ...

رای شماره های 948-949 هیات عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال دستورالعمل اجرایی شهرداری مشهد

رای-شماره-های-948-949-هیات-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-با-موضوع-ابطال-دستورالعمل-اجرایی-شهرداری-مشهد

رأی شماره های 949ـ 948 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال دستورالعمل اجرایی شماره 77996 21 ـ 1393 05 13 شهرداری مشهد

ادامه مطلب ...

تفاوت شرکت مدنی و تجاری

تفاوت-شرکت-مدنی-و-تجاری

برتری شراکت نسبت به کسب و کاری که مالکیت فردی دارد دسترسی به منابعی است که می‌تواند پول، تخصص یا مهارت را در برگیرد و معمولاً وقتی چند نفر با هم شراکت می‌کنند مجموع منابع آنها بیشتر از یک نفر خواهد بود

ادامه مطلب ...

مشاهده کلیه مطالب مرتبط با برچسب " تهاتر "

سوالات مرتبط با برچسب " تهاتر "

1سوال

بسمه تعالی مرحوم پدرم در تابستان 1361 فوت می¬کنند. مرحوم دو منزل مسکونی به ارث می گذارند . یک منزل که مغازه ای هم دارد و قابل سکونت است و منزل دیگر که غیر مسکونی و مخصوص نگهداری احشام است . بعد از فوت پدرم، برادر بزرگم با زن و بچه و مادرم به همراه من و برادر مجرد دیگرم ویک خواهر مطلقه در این منزل سکونت داشتیم. سرپرستی بازماندگان با دو برادر بزرگم بود که در مغازه پدر قصابی داشتند و در منزل دیگر احشام را برای کشتار نگهداری می کردند وتا سال 1366 سرپرستی ما را به عهده داشتند.در سال 1366 بعد از حدود پنج سال از فوت پدر من جهت تقسیم ارث اقدام کردم. وراث جهت کمک به برادران سرپرست تصمیم می گیرند که منازل را به آنها بفروشند. در نشستی با حضور همه فرزندان، منزل احشام به برادر بزرگ فروخته می شود و جهت کمک به ایشان یک سوم حق سهم میت از قیمت منزل کسر می شود وایشان تقبل می کنند به اندازه سهم پدر خیرات کنند. همه صورتجلسه را امضا ء می کنند وقرار می شود با اعتمادی که به برادر بزرگ خانواده داریم ایشان سهم همه را بدهد. منزل دیگر را به برادر دیگرم می فروشیم و سرپرستی بازماندگان به او واگذار می شود.برادربزرگترم در پرداخت سهم ارث اهمال می کنند. از جمله تحت عنوان اینکه از سال 1361 تا 1366 خواهر مطلقه و مادررا سرپرستی کرده و برای ایشان هزینه کرده است ، از دادن سهم ارث ایشان خودداری می کنند .بعد از 3 سال از تقسیم ارث وعدم نگهداری مادر وخواهرم توسط ایشان و برادر دیگرم ، من جهت خرید خانه و رپرستی مادر و خواهرم درخواست سهمم رااز برادر بزرگ می کنم و ایشان عنوان می کنند که شما سهمی ندارید چرا که مخارج دانشگاه شما را در سال های 1362 تا 1366 من داده ام. البته من با پول خود و مقداری قرض یک منزل مسکونی می خرم وتا حدود 10 سال ( تا زمان فوت مادر) سرپرستی مادر و خواهر مطلقه را خود به عنوان وظیفه به عهده می گیرم بالاخره برادرم بدون جلب رضایت وراث(ندادن ارث دو خواهرو مادر ومن ) فوت می¬کنند. ایشان وصیت مکتوبی نمی¬کنند و فرزندانش نقل قول می¬کنند که گفته یک سوم خانه مال پدرم است و برای ایشان خیرات انجام نشده است بعد از فوت برادرم دختربزرگ ایشان که مطلقه است ویک دختر دارد ودختر دیگربرادرم هر سه در خانه بزرگ مذکور زندگی می¬کنند، تحت حمایت کمیته امداد هستند و فامیل هم مخارج ماهانه آنها را متقبل شده است. با وصف اوضاع و احوال این خانواده مسائل زیر مطرح است :1-در زمان سرپرستی خواهر وتحصیل من ، هر دو منزل و مغازه و مانده دارایی پدرتا قبل از تقسیم ارث حدود 5 سال (1361 تا1366 ) و حتی حدود سه سال بعد در اختیار مرحوم برادربزرگم بوده است و بدون اخذ رضایت از فرزندان متوفی از آنها بهره برده است . لذا تامین مخارج سرپرستی خواهر و مادر و من با بهره گیری از دارایی پدر بوده است. از طرفی تقبل بیشتر هزینه ها بعد از فوت پدرم توسط برادر دیگرمان در آن ایام، انجام شده است واین برادر بر حسب وظیفه وجدانی به مادر ، من و خواهر کمک کرده است و ادعایی هم نداشته است. با این اوصاف آیا من و خواهرم سهم ارث طلب داریم یا نه ؟ 2- وضعیت سهم یک سوم پدرمان از خانه که باید خیرات شود،آیا به علت وضع نامناسب مالی فرزندان برادرمرحومم و نداشتن سرپرست شرعا می تواند به آنها برسد؟ و در این صورت آیا رضایت ما بازماندگان لازم است؟ 3- به منظور تامین سهم وراث و جلب رضایت آنها وپرداخت بدهی مرحوم برادرم آیا می شود اقدام به فروش خانه مرحوم برادرم کرد؟البته با شرط تامین مسکن کوچکتردیگر برای فرزندان برادر از طریق سهم ارث ایشان و احیانا کمک دیگر وراث و بخشیدن یک سوم سهم پدر ؟ باتشکر-

2پاسخ

شما در صورتی از میزان سهم الارث پدر خود ارث طلبکارید که دلیلی مبنی بر اینکه مخارج شما به عنوان سهم الارثتان پرداخت شده وجود نداشته باشد . اما درخصوص منازل مذکور شما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام و عرض ادب بنده مغازه دار هستم و به علت آنکه تا زمان اتمام کار با فروشنده قبلی جوازکسب نداشتم قادر به بیمه کردنش نبودم و خودمم بیمه نیستم و نام فروشگاه در بیمه ثبت نشده است، چون پاره وقت بود هر ماه مبلغ نصف بیمه اش را به خودش میپرداختم، حالا که حکم اولیه هیأت تشخیص من رو موظف به پرداخت حق بیمه 4سال کرده است، اکنون ایا میتوانم با استفاده از رسید تسویه حسابی که همان روز اتمام کارش به من داده و در ان کلمه ((حق بیمه)) و ((در کل مدت فعالیت)) و ((بصورت نقدی دریافت کردم)) را ذکر کرده، دفاعی کنم یا مبلغ ان را از خودش پس بگیرم و فقط جریمه اش را من به بیمه بدهم؟ و آیا با توجه به ماده 44و45 قانون کار این مبلغ اضافه قابل تهاتر میباشد؟ میتوان گفت قرار بر بیمه خویش فرما توسط خودش بوده چون جواز کسب من در دست اقدام بوده است؟ در ضمن در جلسه هیات تشخیص متوجه شدم مدارک و دفاتر حساب کتاب کل مدت فعالیتش را نزد خود نگه داشته در صورتی که ادعا میکرد لابلای وسایل فروشگاه بودند و گم شدند و تازه متوجه شدم که چند فقره چک و یک مورد پول دستی از مشتری های مغازه را یکماه بعد از اتمام کارش ، بدون اطلاع بنده ، دریافت کرده و اینها همه در ادامه اقساط پیشین مشتری های بدهکار بوده اند که متاسفانه اطلاعات انها همه در دفاتر و فاکتور هایی هست که نزد خود نگه داشته،لطفا راهنمایی بفرمایید در این مورد چه اقدامی کنم؟ از لطف و محبت شما بینهایت سپاسگزارم

2پاسخ

برای داشتن رابطه کارگر و کارفرمایی لازم نیست شما پروانه کسب داشته باشید یا خیر چون ان امریست جدا و اگر تخلف باشد ارتباطی با روابط کارگر و کارفرما ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

سلام من خانمی هستم مالک یک ساختمان 3 واحدی که خود به همراه پسرم در یکی از آنها ساکنم و در یکی از واحدها هم پسر دیگرم و خانواده اش. واحد سوم را نیز سال پیش توسط یک مشاور املاک به مرد جوانی (به همراه همسرش) یک ساله اجاره دادم (به همراه مبلغی به عنوان ودیعه). چکی هم بابت پشتوانه اجاره نامه یک سال از مستأجر دریافت کرده ایم. تا پایان مدت قرارداد مشکلی نداشتیم. پس از آن قرارداد را با افزایش مبلغ اجاره برای یک سال دیگر در همان بنگاه قبلی تمدید کردیم. توضیح اینکه این بنگاه متأسفانه ابتدا امضاء را بر روی 3 نسخه قرارداد دریافت می کند و پس از پر کردن فرم های قرارداد (و اخذ حق دلالی) نسخ دو طرف اجاره را تحویل می دهد! قرارداد سفید تمدید مذکور (به جز مبلغ جدید اجاره که قید شد) به امضاء من و پسرم (به عنوان شاهد) رسید. مستأجر هم امضاء کرد، ولی در این قرارداد جای یک امضاء خالی ماند (این بار او تنها به بنگاه آمده بود، بر خلاف قرارداد قبل که با همسرش بود و به عنوان شاهد دوم امضاء کرده بود.). قبل از اتمام مدت اجاره قبلی، اختلافاتی بین من و مستأجر پیش آمده بود که بیان آن به اصل موضوع ربطی ندارد و باعث اطاله این نوشته می شود، ولی به هر حال به حدی نبود که من نخواهم قرارداد را تمدید کنم. پس از تمدید قرارداد، مستأجر با سوء استفاده بسیار شدید از اختلافات مذکور، به جز ماه اول، در ماه های بعد از پرداخت اجاره خودداری نمود و گفت که می خواهد واحد را تحویل دهد و مبلغ این چند ماه را با ودیعه تهاتر نماید. از طرف دیگر برای دادن چک جدیدی بابت پشتوانه اجاره یک سال به بنگاه (جهت تحویل به ما، با پس دادن چک پشتوانه سال قبل) هم خودداری نمود. بنگاه هم به این بهانه نسخ قرارداد هیچ یک (از جمله نسخه متعلق به من) را تحویل نداده است. البته بنگاه توقع دریافت حق دلالی از دو طرف را هم برای این کار داشت (و دارد) که فعلاً هیچ یک پرداخت نشده است. البته خود من هم به دلیل همان اختلافات شدت یافته از سوی مستأجر پس از تمدید قرارداد، هیچ تمایلی به ماندن وی نداشتم، اما به خاطر قرارداد حاضر بودم تا انتهای مدت قرارداد صبر کنم. ضمن این که ودیعه وی هم اصلاً بایستی همزمان با تخلیه به او داده می شد و ربطی به اجاره ماهیانه نداشت. به علاوه در اجاره نامه قید شده که به ازاء هر روز تأخیر در پرداخت اجاره ماهیانه، مبلغ مشخصی به عنوان خسارت بایستی به مؤجر پرداخت شود. و بالاخره مبالغ مربوط به بدهی قبوض برق، تلفن، گاز و آب او هم که باقی می ماند. با این ترتیب وی مبلغی هم بدهکار می شود. البته آن موقع من برای اینکه زودتر از شر او خلاص شوم، اصراری بر دریافت مبلغ دیگری از او نداشتم. به هر حال وی بیست روزی مانده به پایان اتمام مبلغ ودیعه (فقط در برابر اجاره های معوقه، بدون احتساب سایر موارد از جمله خسارت تأخیر) واحد را تخلیه کرد، بدون اینکه واحد را به من تحویل داده و من بتوانم وضعیت واحد را از نظر عدم تخریب ببینم و بررسی کنم و یا تسویه حسابی صورت گیرد (که وی طبعاً بدهکار هم می شد). ضمناً او قبل از آن، بدون اطلاع به من اقدام به تعویض قفل واحد نموده بود. پس از آن من نیز چون دیگر هیچ اطمینانی به وی نداشتم، و با توجه به دسترسی آسان به سایر واحدها پس از ورود به ساختمان، اقدام به تعویض قفل در اصلی ساختمان کرده ام، البته وی پس از تخلیه واحد که نزدیک به یک ماه از آن می گذرد دیگر هیچ مراجعه ای نکرده یا تماسی نگرفته است. تنها تماس های من هم با او مشخصاً از طریق کسی است که می گوید عمویش است (گویا پدر و مادرش سالها پیش از دنیا رفته اند). عموی وی دو هفته پیش، پس از تماس های ما جهت تعیین تکلیف به بنگاه مراجعه نمود و برای تحویل واحد خواهان بازپرداخت کل مبلغ ودیعه بود! ضمن اینکه در تماس تلفنی قبلی، با استناد به اینکه ورود من به واحد تخلیه شده «تصرف عدوانی» است (!) به من گفته بود که حق ورود به واحد تخلیه شده را ندارم! به نظر می رسد قصد مستأجر، بیشتر اذیت کردن است یا فکر می کند که با تحت فشار گذاشتن من می تواند به نوعی اخاذی کند، یا لااقل حتی لفظاً هم مبلغی را که به من بدهکار می شود (و گفتم که حاضرم از آن بگذرم) مطرح نکنم. هر چند حالا با این نحوه عمل بسیار نامناسب او به نظر می رسد جایی برای بخشش مبلغ مذکور باقی نمی ماند. با مراجعه ای که به شورای حل اختلاف داشتم، گفتند ابتدا باید مبلغ ودیعه را به حسابی بریزم تا پس از صدور حکم اقدام شود. اما من با این تصور که دیگر ودیعه را می توانم خرج کنم، قسمتی از آن را خرج کرده بودم، ولی بیش از نیمی از آن باقی است. البته چک پشتوانه قرارداد قبلی (و قرارداد قبلی) هم نزدم هست، ولی بیش از یک سال از تاریخ مندرج در آن می گذرد. بنگاه همچنان از دادن قرارداد جدید خودداری می کند ولی با توجه به این که در جریان امور است، حاضر به همکاری با من است. قبل از تعویض قفل در اصلی با بنگاه در مورد این کار مشورت کرده بودم (ولی هنوز انجام تعویض قفل مذکور را نه به مستأجر و نه به بنگاه اطلاع نداده ام). ممنون می شوم مرا جهت اقدامات لازم جهت تحویل گرفتن قانونی واحد و تسویه حساب با مستأجر راهنمایی فرمایید. با احترام

2پاسخ

برای اقدام قانونی جهت تحویل ملک ابتدا شما به قرارداد نیاز دارید بنابراین توصیه میشود ابتدا نظر بنگاهدار را برای تحویل نسخه مربوط به شما جلب نمایید. سپس همزمان دو دادخواست ...

مشاهده پاسخ کامل


1سوال

به نام خدا با عرض سلام و درود احتراما، خواهشمند است اینجانب را در مساله مطروحه راهنمایی بفرمایید. شخصی به نام « الف » مالک بنگاه املاک بوده که در مدت کوتاه چند ماهه شخص « ب » به عنوان شریک در بنگاه مذکور مشغول کار می شود. شخص « الف » در مدت شراکت اقدام به خرید مغازه ای می نماید که البته شخص « ب » نیز با پرداخت مبلغ 490،000،000 ریال به عنوان بخشی از ثمن معامله و بر حسب تراضی طرفین مالک نیم دانگ از مغازه می گردد. بدیهی است پس از مدتی احراز می گردد که مغازه خریداری شده مشکل شهرداری دارد که بدین لحاظ شخص « ب » به « الف » مراجعه و از وی درخواست استرداد پول خویش ( که بابت بخشی از ثمن معامله پرداخت نموده ) می نماید. بر حسب مراجعات مکرر شخص « ب » و همسرش به شخص « الف » بنابراین وی در تاریخ 25/4/92 مبلغ 50،000،000 ریال به شخص « ب » مسترد و مقرر می شود در مورخه 20/5/92 نیز مابقی مبلغ به ایشان مسترد نماید. شایان ذکر است پس از انحلال شراکت کاری طرفین، شخص « ب » در تاریخ 3/5/92 و تقریبا ساعت 18 عصر با یک بطری 10 لیتری حاوی بنزین وارد بنگاه شده و با بستن درب بنگاه از پشت اقدام به ریختن بنزین روی خویش و پسر شخص « الف » و اطراف بنگاه می نماید وبا گرفتن فندک در دست چپ و با شمردن شمارش معکوس تهدید می نماید که کل پول به مبلغ 440،000،000 ریال را همین حالا پرداخت کنید و الا خودم و کل مغازه را به آتش می کشم که شخص « الف » نیز به ناچار و از شدت ترس و جهت حفظ جان خود و پسرش اقدام به تحریر چک به مبلغ مذکور و به سررسید 25/5/92 نموده وبه شخص « ب » تسلیم می نماید که البته وی نیز پس از دریافت چک از محل متواری می گردد. حال نظر به مراتب یادشده بفرمایید: 1. با توجه به اقدامات شخص « ب » مبنی بر ورود به بنگاه و بستن درب بنگاه از پشت و ریختن بنزین روی خود و پسر شخص « الف » و اطراف بنگاه و همچنین ایجاد رعب و وحشت در شخص « الف »، پسرش و حتی اهالی و کسبه محل و اینکه وی بواسطه اقدامات فوق موفق به گرفتن چک به عنف و تهدید از شخص « الف » گردیده است بنابراین اقدامات وی مشمول کدام یک از عناوین مجرمانه است؟ 2. نظر به اینکه شخص « ب » به انگیزه وصول طلب خویش اقدام به انجام اقدامات فوق نموده و به دنبال کسب منافع غیر مشروع نبوده و البته هر چند در اثر اقدامات فوق موفق به گرفتن سند و نوشته ای از شخص « الف » گردیده که این سند متعلق به « الف » بوده بنابراین آیا می توان وفق ماده 668 قانون مجازات شخص « ب » را مورد تعقیب و مجازات قرار داد؟ 3. البته دادیار محترم رسیدگی کننده پرونده عنوان می نماید ورود شخص « ب » به مغازه و ریختن بنزین و انجام اقدامات تهدیدآمیز برای من اثبات شده اما اینکه « ب » موفق به گرفتن چک شده برای من اثبات نشده چرا که شهودی که از بیرون مغازه نظاره گر ماجرا بودند عنوان نمودند ما در مورد رد و بدل شدن چک چیزی ندیدیم حال سوال اینست که در صورتی که گرفتن چک توسط « ب » در اثر اقدامات تهدید آمیز نتوان اثبات کرد آیا می توان شخص « ب » را بر اساس ماده 669 قانون مجازات تحت تعقیب قرار داد؟ 4. شایان ذکر است چک در وجه همسر شخص « ب » و بابت وجه دستی صادر شده است و همسر شخص « ب » نیز اقدام به مطالبه مبلغ چک از دادگاه حقوقی نموده است حال مساله این است که در صورتی که اثبات شود چک مذکور در اثر اقدامات تهدیدآمیز بدست آمده است آیا این امر در پرونده حقوقی نیز موثر است؟ با تشکر – علی رضایی

2پاسخ

تهدید از جرایم مطلق است لذا در مساله مطروحه هر دو عنوان مجرمانه محقق گشته هرچند ...

مشاهده پاسخ کامل


مشاهده کلیه سوالات حقوقی مرتبط با برچسب " تهاتر "

قوانین مرتبط با برچسب " تهاتر "

قانون اصلاح مواد (1)، (6) و (7) قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل چهل و چهارم (44) قانون اساسی


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید اندیشه


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید پردیس


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید پرند


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید هشتگرد


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید عالیشهر


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید مهاجران (امیرکبیر


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید سهند


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید گلبهار


اساسنامه شرکت عمران شهر جدید رامشار


مشاهده کلیه قوانین مرتبط با برچسب " تهاتر "