جهت مشاوره تلفنی با وکیل با شماره 09124447724 در تماس باشید.

مشاوره با وکیل، پرسش و پاسخ با وکیل، مشاوره با وکیل با تجریه، پرسش و پاسخ با وکلا، مشاوره با وکیل پایه یک دادگستری

سوال حقوقی خود را مطرح نمایید

1سوال

با سلام من یک استاد دانشگاه هستم و از زمانی که پدر و مادر همسرم فوت نموده اند بعلت دخالت های برادر های همسرم در زندگی ما با همسرم اختلاف پیدا کرده ام. اگر چه در زمان ازدواج همسرم رعایت مسایل شرعی را مینمود ولی اکنون نماز نمی خواند – تمکین نمیکند– بدون اجازه صبح از منزل خارج میشود و عصر برمیگردد و وقتی از او سوال میکنم شروع به فحاشی میکند و در تربیت فرزندان مانع میشود. او علیرغم عدم علاقه به ادامه زندگی با این خیال که نیمی از اموال من را تصاحب نماید حاضر به درخواست طلاق نیست.. دو پسر دارم که پسر دوم من 25 سال دارد و دارای اضطراب شدید است بدون نظر پزشک دارو مصرف میکند و کاملا به خود درمانی عادت کرده است و وقتی به این کارش اعتراض میکنم همسرم شروع به حمایت از او میکند. پسرم نیز به باج گیری عادت کرده است و هر وقت به درخواست باج او جواب مثبت ندهم نامه هایی مینویسد و برای همکارانم ارسال میکند و اخیرا که من در مقابلش مقاومت کردم دو نفری (همسرم و پسرم ) من را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پسرم حاضر نیست فقط با مجوز روان پزشک دارو مصرف کند و یا بهمراه من پیش روان پزشک برود. من همه نوع نیاز های آنها را تامین میکنم ولی باز هم دونفری از من باج میگیرند بطوری که تصمیم گرفته ام جدا از آنها زندگی کنم. اکنون چند سوال از شما دارم. 1- اول این که با توجه به عدم تمکین همسرم آیا من موظف به پرداخت هزینه های او هستم یا نه؟ اگر آری ، چقدر؟ 2- پسرم اگر چه دانشجو است ولی بعلت این که رعایت دستورات پزشکان را نمیکند و بعلت دخالت های همسرم و گمراه کردنهای او ، بیماری اش ادامه دارد و پیشرفت تحصیلی نیز ندارد. آیا من موظف به تامین هزینه های او هستم؟ چقدر و تا کی؟ لطفا بفرمایید چگونه رفتار کنم که این جدا زندگی کردن عواقب سویی برای من نداشته باشد.

2پاسخ

دوست عزیزضمن عرض سلام و تاسف از شرایطی که برای شما بوجود آمده است .از سویی سابقه حداقل نزدیک به 30سال زندگی مشترک دارید.مطابق قانون علیت عمومی این شرایط معلول حوادثی در گذشته است و ناگهانی ایجاد نشده است .تامل نمایید چه کرده اید که منتج به این رفتارها شده است .شیوه رفتاری خود را تغییر دهید و با آزمون و آزمایش سیاست های رفتاری گوناگون سررشته زندگی را بدست آورده و با پشتکار و صبر قانون خود را در خانواده تثبیت نمایید .در صورت امکان از بستگان و دوستان صمیمی در تغییر رفتار خانواده کمک بگیرید .وجود فرزند 25 ساله دچار فوبیا خواه ناخواه محیط را متشنج می کند و اطرافیان بیش از فرد مبتلا عذاب می کشند .شاید مهمترین علت تشنج در زندگی شما همین باشد زیرا شما سال ها زندگی زناشویی نموده اید و بعد ها محتملا تشنجات جدی ایجاد شده است .آیا می دانید حتی دانشجویان رشته روانشناسی بالینی واحد های درسی را تحت عنوان بهداشت روانی می گذ رانند و به آنها میزان و چگونگی ارتباط با بیماران اعصاب و روان آموزش داده می شود جالب است بدانید در مقدمه یکی از کتب دانشگاهی بهداشت روانی آمده است چنانچه در مانگر اصول بهداشت روانی را در برخورد با بیماران رعایت ننماید خود بیمار خواهد شد و محیط آشفته روحی بیمار در وی اثر خواهد گذ اشت .فلذ ا اصول بهداشت روانی را ملکه ذ هن خود کنید و الا آسیب جدی می بینید .قانون آخرین راه حل و در صورت ناچاری حق ورود به محیط خانواده را دارد و معجزه نمی کند .در خصوص همسرتان با توجه به اینکه تمکین خاص و تمکین عام وظیفه زوجه است .ظاهرا شما مشکل تمکین عام دارید و در صورت ناچاری می توانید دادخواست تمکین عام به دلایلی که شرح دادید به دادگستری بدهید و شاید صحبت های دادگاه و اقدام شما در احساس مسئولیت همسر موثر باشد .در خصوص نفقه همسرتان شما حق قطع نفقه را ندارید مگر در صورت صدور رای عدم تمکین و قطعی شدن رای و صدور اجراییه و گزارش مامور اجرا مبنی بر عدم تمکین زوجه که در تمکین عام امر دشواری است زیرا موضوع خانوادگی و خصوصی و اثبات آن دشوار است در خصوص میزان نفقه مبلغ در آمد مرد و شرایط زوجه و خانواده وی و بسیار فاکتورهای دیگر نقش ایفا می کند و اگر برای تعیین آن به دادگستری رجوع نمایید دادگاه یا شورا موضوع را به کارشناس رشته نفقه ارجاع و نفقه تعیین میشود .در خصوص فرزندان چنانچه به سن رشد رسیده باشند اما تمکن مالی نداشته باشند شما مکلف به پرداخت نفقه هستید مگر اینکه علیرغم فراهم بودن شرایط برای کار و کسب در آمد دنبال آن نروند و با اثبات این امر در دادگاه نفقه شان بر عهده خودشان است اما اگر توانایی کار کردن نداشته باشند شما تا زمانی که نا توان هستند مکلفید نفقه بپردازید البته اگر شما تمکن نداشته باشید به ترتیب دادگاه سراغ سایر بستگان به صورت الاقرب ولا قرب رفته و یا نهایتا در موارد خاص سازمانهای خدماتی مثل کمیته امداد متکفل هزینه ها می گردند .اگر با همسر خود بصورت مکتوب توافق کنید که برای مدتی جدا زندگی کنید تا آرامش یابید و مرتب به وی سر بزنید و ایشان قبول کند به نظر این توافق اشکال شرعی و قانونی ندارد .اما مطابق شروط مندرج در سند نکاحیه ترک زندگی و ترک وظایف زوجیت در مدت مندرج در قانون از موارد طلاق از سوی زوجه می باشد و وفق بند یک ماده 1130 قانون مدنی ترک زندگی شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در یکسال ازموارد پذ یرش درخواست طلاق زوجه است .فلذا شما باید با توافق او بصورت موقت برای آرام شدن اعصابتان جدا زندگی کنید و الا با جمع شرایط فوق حق طلاق را به او می دهید .البته اگر فرزندتان ناسازگار است می توانید تقاضای معرفی به پزشکی قانونی جهت درمان نمایید بدیهی است اگر نرود با توجه به ضطرار شما دادگاه از طریق نیروی پلیس وی را اجبار به درمان می کند .پس ترک زندگی و وظایف زوجیت تخلف و وفق قانون از موجبات طلاق زوجه می تواند باشد از طرفی اگر شما سو رفتار و عدم تمکین زوجه را اثبات کنید .نصف مال به وی تعلق نمی گیرد .ضمنا حتما تحت راهنمایی یک وکیل خانوادگی اقدامات را انجام دهید .موفق و شاد باشید

مشاهده کلیه سوالات مرتبط با مشاوره حقوقی با وکیل با کد رهگیری 88181522